حضرت فاطمه زهرا سلام  الله علیها، بزرگترین حامی امامت و شهید راه ولایت، بعد از رحلت پدر بزرگوار و در روزهای پایانی عمر شریفشان روایتی بیان فرمودند؛ که از سنتی الهی پرده بر می  دارد. روایتی راهگشا که چون چراغ هدایتی در تاریکی دوران غیبت می  درخشد و مسیر ظهور را برای منتظران روشن می  سازد.

امام، کعبه جان هاست

محمود بن لبید می گوید: «چون رسول خدا رحلت كرد، كار فاطمه (سلام  الله  علیها) این بود كه بر سر قبور شهداء می  آمد، و بر سر قبر حمزه گریه می  کرد. یكی از روزها من بر سر مزار حمزه رفتم، دیدم كه فاطمه (سلام  الله  علیها) آنجاست و مشغول گریستن است. من صبر كردم تا از گریه فارغ شد، آنگاه پیش رفتم و سلام كردم و گفتم: اى سیّده نسوان! سوگند به خدا كه با گریه خود رگ هاى دل مرا پاره كردى!
فاطمه (سلام  الله  علیها) گفت: اى أبا عمرة! سزاوار است گریه كنم چون در مصیبت بهترین پدران؛ رسول خدا گرفتار آمدم. و پس از آن شروع كرد به خواندن این بیت:
إِذَا مَاتَ یَوْماً مَیِّتٌ قَلَّ ذِكْرُهُ‏ وَ ذِكْرُ أَبِی [مُذْ] مَاتَ وَ اللَّهِ أَكْثَر
«وقتى شخصی از دنیا برود یاد او در میان مردم كم می  شود، و لیكن یاد پدر من از وقتی كه مرده است سوگند به خدا كه بزرگتر شده است».
عرض كردم: اى سیّده من! من می  خواهم از شما مطلبی را بپرسم كه در سینه من می  آید و افكار مرا مضطرب می  کند!
حضرت فاطمه (سلام  الله  علیها) فرمود: بپرس!
عرض كردم: آیا رسول خدا درباره امامت علی (علیه السلام) قبل از رحلتشان نصّی نمودند؟!
حضرت فرمود: «وا عجبا أنسیتم یوم غدیر خمّ؟!» اى شگفتا آیا شما روز غدیر خمّ را فراموش كردید؟!
عرض كردم: بلی روز غدیر خمّ تصریحی بر این امر بود، و لیكن من می ‏خواهم از آنچه كه رسول خدا در پنهانی به تو گفته است سوال كنم!
حضرت فرمود: من خداوند را شاهد می  گیرم كه شنیدم می  فرمود: «علی در میان شما بهترین كسی است كه من در میان شما می  گذارم، و بعد از من او إمام و خلیفه است، و دو فرزند او با نه نفر از صلب حسین، پیشوایان نیكو كردارند. اگر شما از آنها پیروى كنید آنها را هدایت كننده و هدایت شده می  یابید! و اگر مخالفت آنها را كنید، این اختلاف در میان شما تا روز قیامت به طول خواهد انجامید.»
امام موهبتی الهی و کعبه دلهاست پس طواف حولش واجب است. نباید بگوییم: چرا امام نمی  آید تا امور ما را اصلاح کند؟ چراکه ما باید با یکدلی به سوی ایشان برویم، او کعبه است و بر منتظران است که احرام بسته، عزم رفتن به کویش کنند تا خداوند با پیروی آنان از امام، نعمت خود را بر ایشان تمام کرده، امورشان را اصلاح نماید

عرض كردم: اى خانم بزرگوار من! پس چرا او از گرفتن حقّ خود كوتاهی كرد؟!
حضرت فاطمه (سلام  الله  علیها) فرمود: اى ابا عمرة! رسول خدا فرمود: «مَثل امام، مَثل كعبه است؛ كه باید به سوى او بروند نه آنكه كعبه به سوى مردم بیاید- یا اینكه گفت: مثل على مثل كعبه است-».
و پس از آن فاطمه (سلام  الله  علیها) فرمود: «سوگند به خدا اگر حقّ را به اهلش وا می  گذاشتند، و از عترت پیامبرشان پیروى می  کردند، در راه خدا دو نفر هم پیدا نمی  شد كه با هم اختلاف كنند، و امامت را گذشته از گذشته، و آینده از آینده ارث می  ‏برد، تا اینكه قائم ما كه نهمین فرزند از صلب پسرم حسین است قیام می  کرد...»[1]
در این حدیث شریف حضرت صدیقه کبری (سلام  الله  علیها) جایگاه امام معصوم در جامعه، همچنین وظیفه  ی مسلمین نسبت به امام خود را تبیین می  کند. در بیان فاطمه زهرا (سلام  الله  علیها) امام مانند کعبه است و وظیفه مومنین در مقابل امام این است که از هر جا به سوی او بشتابند و مطیعانه حول محور او بگردند و از او اطاعت کنند تا از نور وجودش راه رسیدن به خدا را بیابند. گرچه حاکمیت تنها شایسته امام است اما هدف فقط حکومت ظاهری بر مردم نیست و در اصل امامت منصبی الهی برای هدایت بشر است. هدایت با جبر و قدرت شمشیر امکان  پذیر نیست و مردم پس از شناخت حق و ایمان به پیامبر اکرم (صلى  الله  علیه  و آله) باید با اختیار خود در پی اطاعت ازدستور پیامبرشان بروند.
چنین مضمونی در روایات اهل سنت از پیامبراکرم (صلى  الله  علیه  و آله) درباره امیرالمومنین (علیه  السلام) آمده است، که می  فرماید:
«مثل علیّ فیكم- أو قال فی هذه الأمّة- كمثل الكعبة المستورة- أو المشهورة- النظر إلیها عبادة و الحجّ إلیها فریضة».[2]
مثل علی در میان شما- یا فرمود: در میان این امت- مانند مثل كعبه پوشیده یا مشهور است، نگاه به او عبادت، و حج كردن به سوى او واجب است.

هم دلی و یکصدایی بر گرد شمع وجود امام زمان(عج)


امامت میراث گرانقدر رسول خدا (صلى  الله  علیه  و آله) برای امت است تا آنجا که قرآن کریم اجر رسالت پیامبر (صلى  الله  علیه  و آله) را، مودت ایشان معرفی کرده است.[3] هرگاه مردم یک صدا حول امام خود جمع شدند، بر امام است که در سایه برپایی حکومت عدل الهی، ایشان را به مقصد توحید و بندگی برساند و هرگاه امام خود را در غربت رها کنند، به خویش ستم کرده اند و بر امامشان سرزنشی نیست.
امام موهبتی الهی و کعبه دلهاست پس طواف حولش واجب است. نباید بگوییم: چرا امام نمی  آید تا امور ما را اصلاح کند؟ چراکه ما باید با یکدلی به سوی ایشان برویم، او کعبه است و بر منتظران است که احرام بسته، عزم رفتن به کویش کنند تا خداوند با پیروی آنان از امام، نعمت خود را بر ایشان تمام کرده، امورشان را اصلاح نماید.
مگر نه این است که امام مهدی علیه  السلام در یکی از نامه  های خود می  فرمایند: «اگر شیعیان ما ـ که خداوند توفیق طاعتشان دهد ـ در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، هم دل می  شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمی  افتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنها می گشت؛ دیداری بر مبنای شناختی راستین و صداقتی از آنان نسبت به ما. علت مخفی شدن ما از آنها چیزی نیست، جز آنچه که از کردار آنها به ما می  رسد و ما را ناراحت می  کند و ما توقع انجام این کارها را از آنها نداریم».[4]
پس باید از خود بپرسیم که چرا جملگی، تاکنون به سویش نرفته  ایم؟
از جمله اموری که ما را برای رسیدن به آستان او مهیا می  کند این است که:
1. خود را اصلاح و آماده پذیرش حکومت عدالت  محور ایشان کنیم؛
2. در جامعه برای ظهور حضرت ولی  عصر علیه السلام، زمینه  سازی کرده و در حد توان خود، در صدد اصلاح امور مردم برآییم؛
3. هرگز دعا و استغاثه به درگاه الهی را فراموش نکنیم که طبق روایات، دعا و استغاثه تأثیر بسزایی در ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام دارد.
اگر مردم تشنه ظهور مولای خود نبوده و توجهی به طولانی شدن غیبت امام زمان خود نداشته باشند و با دل های متّحد و یک پارچه، فرج آن حضرت را از خداوند متعال نخواهند، حتی گامی به سوی حج خانه کعبه  برنداشته و ظهور آن بزرگوار تا نهایتی که برای دوران غیبت در نظر گرفته شده به تعویق خواهد افتاد

چگونه ظهور نزدیک می شود


امام صادق علیه السلام درباره نقش دعا در تعجیل فرج و برای تشویق شیعیان به این امر حیاتی و مهم فرمودند:
«...فَلَمَّا طَالَ عَلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَ بَكَوْا إِلَی اللَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَی مُوسَی وَ هَارُونَ یُخَلِّصُهُمْ مِنْ فِرْعَوْنَ فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِینَ وَ مِائَةَ سَنَةٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع هَكَذَا أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ لَفَرَّجَ اللَّهُ عَنَّا فَأَمَّا إِذْ لَمْ تَكُونُوا فَإِنَّ الْأَمْرَ یَنْتَهِی إِلَی مُنْتَهَاهُ.»[5]... وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طولانی شد. چهل روز به درگاه خدا گریه و ناله کردند. خداوند متعال به موسی و هارون علیهماالسلام وحی فرمود که آنها را از دست فرعون نجات دهند و این در حالی بود که از چهارصد سال (عذاب)، صد و هفتاد سال باقی مانده بود و خداوند متعال به واسطه دعای بنی اسرائیل از آن صد و هفتاد سال صرف نظر نمود.
آنگاه امام صادق علیه السلام فرمودند:
همچنین شما (شیعیان) اگر این عمل (یعنی گریه و دعا کردن برای تعجیل فرج) را انجام دهید، خداوند قطعاً فرج و گشایش ما را می رساند و اگر انجام ندهید (و دست روی دست بگذارید و بی تفاوت بمانید) این امر به نهایت خود می رسد.
بنابراین دعا و درخواست عموم مردم می  تواند، فرج و ظهور امام عصر علیه السلام را جلو بیاندازد و تشویق ائمّة اطهار علیهم السلام به دعا نمودن برای تعجیل ظهور، نشان می  دهد ظهور، دارای یک زمان صد در صد تعیین شده و تغییر ناپذیر نیست. همان طورکه آن حضرت فرمود: « أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم‏»[6]؛ برای تعجیل فرج، بسیار دعا کنید که همان فرج شماست».
سخن آخر اینکه؛ اگر مردم تشنه ظهور مولای خود نبوده و توجهی به طولانی شدن غیبت امام زمان خود نداشته باشند و با دل های متّحد و یک پارچه، فرج آن حضرت را از خداوند متعال نخواهند، حتی گامی به سوی حج خانه کعبه  برنداشته و ظهور آن بزرگوار تا نهایتی که برای دوران غیبت در نظر گرفته شده به تعویق خواهد افتاد.

پی نوشت ها:
1. كفایة الأثر فی النصّ على الأئمة الإثنی عشر، علی بن محمد خزاز رازى، ص: 198 و بحار الأنوار،مجلسی، ص: 352
2. مناقب ابن المغازلی الشافعی، ابن مغازلی شافعی، 1جلد، دار الأضواء - بیروت، چاپ: سوم، 1424ق،ص133
3. سوره شوری،آیه23
4. احتجاج، طبرسی، ج۲، ص۳۱۵.
5. بحار الأنوار ،محمدباقر مجلسی،ج‏52، ص: 132
6. كمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص: 485