غایت و هدف از خلقت رسیدن به مقام بندگی است: «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون»(1). برای رسیدن به این بندگی، خداوند تبارك و تعالی تمام امكانات را در اختیار انسان قرار داده و می فرماید: «سخر لكم ما فی السموات و ما فی الارض»(2)؛ و حتی كسانی را شایسته بهره وری از نعمتهای مادی و معنوی زمین معرفی می نماید كه به مقام عبدالهی نائل گردیده باشند: «و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» (3).
امام عصر علیه السلام نه تنها عبد صالح خداوند می باشند كه به عنوان "اباصالح" یعنی پدر شایستگان و صالحان معرفی می شوند؛ رسیدن به جامعه ایده آل و الهی و بهره گیری كامل از نعمت های دنیوی در گرو رسیدن به این مقام است. بنابراین خانواده به عنوان اولین و موثرترین كانون اجتماعی وظیفه انسان سازی و مصلح پروری را بر عهده دارد.
خانه و خانواده هسته مركزی اجتماع را تشكیل می دهند و مهمترین پایگاه تربیت و انسان سازی به شمار می روند. بر این اساس اسلام بر تشكیل خانواده بسیار تاكید دارد: «ما بنی فی الاسلام بناء احب الله فی التزویج»(4) محبوبترین بنا نزد خداوند بنای خانواده است. در واقع مقدمه رسیدن به جامعه آرمانی در اسلام ایجاد خانواده ای است كه بر اساس معیارها و ارزش های اسلامی تشكیل گردیده. چنین خانواده ای توانایی ایجاد نسل صالح و منتظر را خواهد داشت.
دراین مقاله و مقاله بعد به مهمترین شاخصه های زندگی مهدوی می پردازیم تا به همراه آشنایی با این شاخصه ها و تلاش برای عملی كردن آنها بتوانیم در ایجاد جامعه ای ولایی، معتقد، منتظر و مصون از آسیب ها و خطرات اجتماعی نقش آفرین باشیم.

شاخصه های خانواده ایده آل
خانواده اولین و مهمترین كانون در شكل گیری شخصیت انسان می باشد. از ویژگی های بارز آن:
1- كانون آرامش در زندگی: «لتسكنوا الیها»(5)
2- یكی از بارزترین جلوه گاه های مودت و رحمت است: «و جعل بینكم مودة و رحمة»(6)
3- تولیدمثل و بقای نسل: امام صادق علیه السلام می فرمایند: «اگر كلونی بر یكی از دو لنگه در دیدی، آیا می پنداری كه آن بیهوده نصب شده؟ بلكه به ضرورت می دانی كه آن را ساخته اند تا با لنگه دیگر، كنار هم بیاید و مصلحت (بستن در) را نتیجه دهد و بدین گونه حیوان نر را می بینی كه گویی برای جفت ماده اش آماده شده است تا دوام و بقای نسل به هم برساند. پس هلاك و ناكامی و نگون بختی، از آنِ فیلسوف نمایانی كه چه سان دلهایشان از این آفرینش شگفت كور است تا آنجا كه تدبیر و هدفمندی آن را انكار می كنند».(7)
4- سازندگی فردی و اجتماعی از لحاظ اخلاقی: «هن لباس لكم و انتم لباس لهن»(8)
جامعه ای می تواند زمینه ساز ظهور باشد كه از اعتقادات صحیح سیراب شده و افراد آن در پی انجام وظایف و تكالیف خود باشند، در هر سمت و جایگاه اجتماعی كه باشند. اساس این جایگاهها خانواده می باشد كه در صورت عمل به وظایف اساسی در این نهاد، جامعه ایده آل و آرمانی به وجود خواهد آمد و چنین جامعه ای توانایی یاری امام خود را خواهد داشت

برترین الگوی زندگی اسلامی
اما چگونه می توان به چنین خانواده ای دست یافت. به بیان بهتر آیا شاخصه ای برای تشخیص، تشكیل و حفظ چنین خانواده ای وجود دارد؟
قرآن كه كتاب انسان سازی است، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را الگو و اسوه معرفی نموده: «و لكم فی رسول الله اسوة حسنة»(9) لذا اگر كسی می خواهد حیات طیبه و پاكی داشته باشد باید ازپیامبر صلی الله و علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام در زندگی خود بهره بگیرد.
در فرازی از زیارت عاشورا می خوانیم: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد؛ خدایا زندگی مرا همچون زندگی پیامبر و آلش علیهم السلام قرار بده».
در واقع نوعی سبك زندگی را از خداوند درخواست می نماید كه محمد و آل محمد علیهم السلام به عنوان اسوه آن می باشند.

محورهای سبک زندگی مهدوی
یكی از ویژگیهای منتظران واقعی آنست كه پیوسته در صدد شناخت و معرفی الگوی مناسب برای خود و خانواده می باشند.
با مطالعه در سیره آن ذوات مقدسه، معیار و ملاك اساسی در زندگی فردی و اجتماعی مخصوصا تشكیل خانواده ای دینی و ولایی كه در این عصر به زندگی مهدوی معروف شده مشخص می گردد.
زندگی مهدوی بر پایه چهار محور استوار است:
1- عقیده محور
2- تكلیف محور
3- دین محور
4- عزت محور

عقیده محوری
دختر و پسر پیش از ازدواج و تشكیل خانواده و پس از آن و قبل از پدر و مادر شدن و در نهایت پس از آن باید اعتقادات صحیح را در خود ایجاد نمایند و این كاری بس دشوار است: «من نصب نفسه للناس اماما فعلیه أن یبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره»(10)؛ آن كس كه خود را امام و رهبر قرار می دهد پیش از آموزش و تعلیم دیگران باید به تعلیم خود بپردازد.
شناخت صحیح، دقیق و جامع نسبت به ذات و صفات الهی(خداشناسی)، هدفمندی خلقت و تمام اجزاء هستی(معادشناسی)، جایگاه انسان به عنوان خلیفة الله (نبوت و امام شناسی)، جامعیت دین و برنامه عملی و نیز موانع و دشمنان فرا روی انسان از جمله مسائلی است كه باید در سبك زندگی مهدوی به آن پرداخته شود.
اصول دین را باید با تفحص و بررسی باور نمود لذا راهی كوتاه برای رسیدن به این مطلوب قرار داده شده و آن شناخت امام می باشد. شناخت امام خود زمینه ای است برای شناخت خداوند. امام حسین علیه السلام می فرمایند:
«ما خلق العباد الا لیعرفوا ... معرفة اهل كل زمان امامهم الذی یجب علیهم طاعته»(11)؛ ای مردم بندگان را نیافرید مگر اینكه او را بشناسند [و شناخت خدا] اینست كه اهل هر زمانی امام خویش را كه باید از او فرمان برند بشناسند.
حتی در بیان دیگر روح خداپرستی در انسان به واسطه شناخت امام حاصل می شود. امام باقر علیه السلام فرمودند: «بنا عبد الله و بنا عرف الله و بنا وحّد الله تبارك و تعالی»(12)؛ به سبب ما خداوند عبادت می شود، به سبب ما خداوند شناخته می شود و به سبب ما خداوند به یگانگی پرستش می شود.
پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیه»(13). این حدیث اهمیت و فضیلت شناخت خلیفة الله را بیان می نماید و هركس به این مقام راه یابد حتی اگر در ظاهر از درك مولایش محروم گردد ولی از مقام مومنان زمان ظهور كم نخواهد داشت؛ به طوریكه غیبت امام در نزد ایشان به منزله مشاهده می باشد.(14)
امام سجاد علیه السلام می فرمایند:
ایشان (كسانی كه معرفت نسبت به امام پیدا نمودند) به منزله مجاهدانی هستند كه در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله با شمشیر جنگیده اند. آنان به حقیقت در شمار مخلصان و شیعیان راستین ما و دعوت كنندگان به سوی دین خدا در نهان و آشكارند.(15)

تكلیف محوری
انسان پس از كسب شناخت صحیح، اعتقاد و ایمان به شناخته هایش در گام بعد وارد مرحله عمل می شود: «الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات»(16)
البته این به آن معنا نیست كه فرد بگوید من انگیزه یا شناخت كافی نیافته ام پس تا زمان حصول آن به تكالیف خود عمل نمی نمایم بلكه باید شخص تكالیف شرعی را انجام دهد و به منظور ارتقاء درجه خود نسبت به سایر جنبه ها تلاش جدی نماید.
تكلیف مداری در زندگی اسلامی و به طور اخص در زندگی مهدوی فقط شامل مسئولیت پذیری فردی نمی شود و مسئولیتهای اجتماعی را نیز در بر می گیرد.
مقدمه رسیدن به جامعه آرمانی در اسلام ایجاد خانواده ای است كه بر اساس معیارها و ارزشهای اسلامی تشكیل گردیده. چنین خانواده ای توانایی ایجاد نسل صالح و منتظر را خواهد داشت

لذا اولین قدم در جهت مسئولیت پذیری و هدایتگری از خانواده آغاز می شود: «و انذر عشیرتك الاقربین»(17)
در جایی دیگر خداوند می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسكم و اهلیكم نارا»(18)
در تفسیر "نور الثقلین" آمده هنگامی كه آیه فوق نازل شد فردی از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید كه چگونه خانواده خود را از آتش حفظ كنم. حضرت فرمودند: آنها را به آنچه خدا امر كرده است امر كن و از آنچه خدا بازداشته نهی كن. اگر از تو اطاعت كردند [از آتش دوزخ] آنها را حفظ كرده ای و وظیفه خود را انجام داده ای.
در خانواده مهدوی همه باید به مسئولیت خود عمل نمایند در عین حال به اوامر و نواهی خداوند پایبند باشند: «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا لعلكم تفلحون»(19)
امام باقر در تفسیر این آیه فرمودند: ای كسانی كه ایمان آورده اید بر انجام واجبات و عبادات بردبار باشید، در برابر دشمن شكیبا و خود را برای یاری امام آماده و مجهز نمایید.(20)

به سوی جامعه آرمانی مهدوی
برای ایجاد جامعه ای ولایی و مهدوی لازم است به معیارهای چنین جامعه ای توجه نمود. دو شاخصه عقیده محوری و تكلیف محوری اساس یك زنگی مهدوی را تشكیل می دهند. جامعه ای می تواند زمینه ساز ظهور باشد كه از اعتقادات صحیح سیراب شده و افراد آن در پی انجام وظایف و تكالیف خود باشند، در هر سمت و جایگاه اجتماعی كه باشند. اساس این جایگاهها خانواده می باشد كه در صورت عمل به وظایف اساسی در این نهاد، جامعه ایده آل و آرمانی به وجود خواهد آمد و چنین جامعه ای توانایی یاری امام خود را خواهد داشت.
در واقع، دو شاخصه عقیده محوی و تكلیف محوری، زمینه برخورداری از دو ویژگی دیگر یعنی دین محوری و عزت محوری را در خانواده تقویت می نمایند كه در مقاله بعد به آنها می پردازیم.

پی نوشت:
1- ذاریات / 56.
2- جاثیه / 13.
3- انبیا / 105.
4- من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 382؛ تحریر الوسیله، امام خمینی(ره)، ج 2، ص 211، كتاب النكاح.
5- روم / 21.
6- همان.
7- بحارالانوار: ج3 ص75، دانش نامة عقاید اسلامی: ج4 ص262.
8- بقره / 187.
9- احزاب/ 21.
10- نهج البلاغه، كلمات قصار، 73.
11- علل الشرایع، شیخ صدوق، ج1، ص9، بحار الانوار، علامه مجلسی، ج23، ص83.
12- الكافی، كلینی، كتاب توحید، باب نوادر، ح7.
13-صحیح بخاری، ج5، ص13، صحیح مسلم، ج6، ص21، كمال الدین، شیخ صدوق، ج2، ص409.
14- صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهده، شیخ صدوق, کمال‏الدین و تمام النعمة، ج1, ص319, ح2.
15-بحارالانوار، مجلسی، ج52، ص122.
16-عصر / 3.
17-شعرا / 214.
18-تحریم / 6.
19-آل عمران / 200.
20-الغیبه نعمانی، محمد بن ابراهیم بن جعفر، ص 105.