کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,506
    تشکر شده 15,177 در 2,895 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    Post [اخبار] زیر و بم موسیقی

    سلام
    شرح در متن... .
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  2. 2 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,506
    تشکر شده 15,177 در 2,895 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط عطر نماز نمایش پست اصلی
    نامه علیرضا افتخاری به شجریان
    علیرضا افتخاری در یادداشتی خطاب به محمدرضا شجریان نوشت: «بیا همایون هم باشیم.»
    در این یادداشت که در اختیار ایسنا، قرار گرفته، نوشته شده است:
    «ما آجر نیستیم که بمانیم. عمری از ما گذاشته است. باید هر کدام در نوای هم بخوانیم. ما یک جمع خانواده*ایم. ما باید اسم همدیگر را صدا بزنیم. ما باید همایون هم باشیم. ما نباید ورود را از هم بپوشانیم و اجازه گذر را به یکدیگر ببندیم. ما از همدیگر می*ترسیم. ما در یک باغ هستیم. با افکار یک درخت پربار باید سرزنده و شاداب، از دور یکدیگر را صدا بزنیم. نزدیک هم بیاییم با محبت. چرا دستخط*هامان برای هم خوانا نیست. صدا بزن مرا. نزدیک*تر بیا.
    چرا هوا را آنچنان برای هم سرد کرده*ایم که باید در دیدارهایمان با پالتوی زمستانی باشیم. نباید دیگران برای ما تصمیم بگیرند، کدام طرف برو، کدام طرف نرو.
    ما همیشه در عزای همدیگر جمع می*شویم آن هم با لباس*های شیک. اما حیف کسی نیست برای خودمان شعر بگوید. کسی نیست ترقه*ای به زمین بزند تا همه از حصاری که سرمای وجودمان را احاطه کرده، بیدار شویم.
    من چرا در گذر وجود شما از کنار جدول*های دسته جمعی بگذرم، آن هم غریب و تنها. دوست دارم یکی مرا صدا بزند با اسم کوچک رضا، رضا، رضا!
    خود را به من بنما. پیغامت زیباست اما خود را بنما. ما ته خط رسیدیم. یکی هفتاد و دو سال، یکی هشتاد و دو سال. حال یکی کمتر، یکی بیشتر. چیز دیگری از راه مرگ نمانده است. کمی پای گرمای هم بنشینیم. این بهترین یادگاری است که برای هم می*نویسیم.
    محمدرضا شجریان دوستت داریم. اما نه با پیغام. خود را در لای یادداشت وزین*ات نپیچ. غریبی نکن. می*دانم هوا سرد است. خیلی سرد است. هوا مه آلود است. نه آفتابی، نه خورشیدی، نه آتشی.
    بیا سکوت را بشکن با نوای خود.»
    .
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  4. 3 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


  5. #3
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,506
    تشکر شده 15,177 در 2,895 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض

    [پاسخ محمدرضا شجریان به نامه علیرضا افتخاری]



    رضا رضا رضا...
    به دل صدایت کردم که گفتی از درد فراق و سایه رنج انسانی. قلمت نویسا و جانت پویه مندی افزونتر. تو را به اسم صدا می زنم، آنچنان که هنرورزان فرخ فام در پهنه این سرزمین اهورایی سرشته اند به تار و پود. آمدم تا در هوای هم، در نوای هم، در گریزنای هم بخوانیم. آمدم همایونم باشی تا بر شاخساران چکاوکت شوم. رهسپارم گردی تا اندوه وار به راهت شوم. در این باغ صدا با بلبلان هم آواز پراکنده و پرکنده هریک به سویی از قفسی گریزان، من و تو باید آهنگ آزادی در دستگاه گوش ها برفرازیم و در این جای جای بیفزاییم. نزدیکتر آمدم تا گوش صدایت باشم. بخوان از آنچه بر تو رفت و آنچه بر خود نمودی.

    هوا سرد است آری. آنچه رفت رفت. حال اگر دستت به دستم فراز کنی، گرمای مهر فروزنده خورشیدها خواهد آویخت بر قندیل آسمان فلک گرم تر از هزار گونه تابستان. بیا تا در حضور هم پیش از آن که عزای هم، به هم پیوندیم. رخم را بوسه ده. ترقه ای نباید کوفت، از صدای حنجره های خویش بیداری به حصار آتش گرفته باید توخت که از هر سو کمینی به راهزنی فرو خفته. جدول های دسته جمعی به فراموشی بسپار تا بی واسطه مهجوری صدایت زنم: رضا رضا رضا...

    دوستت دارم؛ نه در لای این یادداشت به زرورق رسمیت بازاری، که در نهان سویدای دل سوخته. تو اگر نیلوفرانه به زمینه زمانه پیچیدی، من به دستان افسانه بیداد سر کشیدم و تو اگر در مقام صبر دندان بر جگر افشرده دوختی، من به یاد ایام مویه های روزافزا سر کردم. اینک چرا دوری، چرا مهجوری. آری، نزدیکم بیا تا به مهر افزونِ هم باشیم. وسیله ایاب و ذهاب نیز مهیاست.

    خاکپای ملت ایران
    محمدرضا شجریان
    سحرگاه سوم امرداد 1392 خورشیدی
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  6. 6 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


  7. #4
    مدیر سایت
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    4,558
    امتیاز : 68,357
    سطح : 100
    Points: 68,357, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranTagger First Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,141
    تشکر شده 22,701 در 4,108 پست
    حالت من : Khonsard
    مخالفت
    77
    مخالفت شده 110 در 89 پست

    پیش فرض

    ^ها ؟
    رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود ؟

  8. کاربر روبرو از پست مفید رهرو تشکر کرده است .


  9. #5
    I-M
    I-M آنلاین نیست.
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    791
    امتیاز : 32,814
    سطح : 100
    Points: 32,814, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupTagger Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,972
    تشکر شده 3,258 در 682 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط heaven_reza نمایش پست اصلی
    [پاسخ محمدرضا شجریان به نامه علیرضا افتخاری]

    رضا رضا رضا...
    به دل صدایت کردم که گفتی از درد فراق و سایه رنج انسانی. قلمت نویسا و جانت پویه مندی افزونتر. تو را به اسم صدا می زنم، آنچنان که هنرورزان فرخ فام در پهنه این سرزمین اهورایی سرشته اند به تار و پود. آمدم تا در هوای هم، در نوای هم، در گریزنای هم بخوانیم. آمدم همایونم باشی تا بر شاخساران چکاوکت شوم. رهسپارم گردی تا اندوه وار به راهت شوم. در این باغ صدا با بلبلان هم آواز پراکنده و پرکنده هریک به سویی از قفسی گریزان، من و تو باید آهنگ آزادی در دستگاه گوش ها برفرازیم و در این جای جای بیفزاییم. نزدیکتر آمدم تا گوش صدایت باشم. بخوان از آنچه بر تو رفت و آنچه بر خود نمودی.

    هوا سرد است آری. آنچه رفت رفت. حال اگر دستت به دستم فراز کنی، گرمای مهر فروزنده خورشیدها خواهد آویخت بر قندیل آسمان فلک گرم تر از هزار گونه تابستان. بیا تا در حضور هم پیش از آن که عزای هم، به هم پیوندیم. رخم را بوسه ده. ترقه ای نباید کوفت، از صدای حنجره های خویش بیداری به حصار آتش گرفته باید توخت که از هر سو کمینی به راهزنی فرو خفته. جدول های دسته جمعی به فراموشی بسپار تا بی واسطه مهجوری صدایت زنم: رضا رضا رضا...

    دوستت دارم؛ نه در لای این یادداشت به زرورق رسمیت بازاری، که در نهان سویدای دل سوخته. تو اگر نیلوفرانه به زمینه زمانه پیچیدی، من به دستان افسانه بیداد سر کشیدم و تو اگر در مقام صبر دندان بر جگر افشرده دوختی، من به یاد ایام مویه های روزافزا سر کردم. اینک چرا دوری، چرا مهجوری. آری، نزدیکم بیا تا به مهر افزونِ هم باشیم. وسیله ایاب و ذهاب نیز مهیاست.

    خاکپای ملت ایران
    محمدرضا شجریان
    سحرگاه سوم امرداد 1392 خورشیدی
    آهنگ آزادی در دستگاه گوش ها برفرازیم ...!؟
    در این باغ صدا با بلبلان هم آواز پراکنده و پرکنده هریک به سویی از قفسی گریزان...!؟

    حتی به خنده ای شده میهمان مان کنید
    زلفی نشان دهید و پریشان مان کنید
    از ما مسافران قدم دور خود زدن
    سلمان شدن گذشت مسلمان مان کنید
    یک نور واحدید که در چهارده افق
    تکرار می شوید که حیران مان کنید


  10. #6
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,506
    تشکر شده 15,177 در 2,895 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط رهرو نمایش پست اصلی
    ^ها ؟
    منم نفهمیدم چی میگه :دی
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  11. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,506
    تشکر شده 15,177 در 2,895 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض



    استاد بی بدیل بداهه نوازی تار و سه تار ، محمدرضا لطفی
    امروز به رحمت ایزدی پیوست
    روحشان شاد و قرین رحمت ان شاءلله
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  12. 2 کاربر از پست مفید heaven_reza تشکر کرده اند .


  13. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۱۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    3,130
    امتیاز : 24,425
    سطح : 95
    Points: 24,425, Level: 95
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 925
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album picturesTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 13,506
    تشکر شده 15,177 در 2,895 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 14 در 14 پست

    پیش فرض

    به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، او که سال 1325 در گرگان به دنیا آمده بود، استاد نوازندگی تار و سه تار و آهنگسازی صاحب سبک در حوزه موسیقی ایران بود.
    لطفی تحصیلات موسیقی را در هنرستان موسیقی ایران نزد استادانی چون علی اکبر شهنازی و حبیب الله شهبازی ادامه داد و پس از آن به دانشکده موسیقی رفت و محضر استادانی چون نورعلی برومند، عبدالله دوامی و سعید هرمزی را دریافت. او در 18 سالگی (1343)جایزه نخست موسیقیدانان جوان ایران را به دست آورد.
    این استاد نوازندگی تار و سه تار در سال ۱۳۵۳ به عضویت گروه علمی دانشکده موسیقی درآمد و در همین سال همکاری خود را با رادیو آغاز کرد.
    لطفی حدود یک سال و نیم مدیر گروه موسیقی دانشکده موسیقی هنرهای زیبای تهران بود. و پس از استعفا از این سمت در سال ۱۳۵۴ گروه موسیقی «شیدا» را راه اندازی کرد.
    گروه موسیقی «شیدا» به همراه گروه موسیقی «عارف» به سرپرستی حسین علیزاده در اعتراض به رژیم پهلوی از همکاری با رادیو انصراف دادند و کانون موسیقی «چاووش» را راه انداختد. این کانون پیش از پیروز انقلاب ایران در سال 1357 کار تولید تصنیف های انقلابی را آغاز کرد.
    در این کانون علاوه بر لطفی و علیزاده هنرمندانی چون پرویز مشکاتیان، علی اکبر شکارچی، مجمدرضا شجریان، شهرام ناظری، هوشنگ ایتهاج و ... حضور داشتند.
    بسیاری از کارشناسان موسیقی ایران کانون چاووش را نقطه عطفی در موسیقی ایران می دانند و معتقدند که تولیدات این کانون در زمره بهترین اثار موسیقی سنتی ایران قرار دارند.
    با تعطیلی فعالیت های این گروه لطفی هم از ایران رفت و پس از اجرای برنامه در کشورهای ایتالیا، فرانسه و آلمان در آمریکا ساکن شد. او در شهر واشنگتن مرکز فرهنگی و هنری شیدا را بنیان گذاشت و به اجرای برنامه در سطح جهان پرداخت.
    او در دهه 80 شمسی به ایران بازگشت و کانون شیدا را در تهران راه انداخت. لطفی پس از بازگشت به ایران چند برنامه با همراهی هنرجویانش اجرا کرد.
    او در این سال ها اظهارنظر های تند و تیزی داشت ، هم محمدرضا شجریان را نقد کرد و هم از نوازندگی و سبک کیهان کلهر در حوزه نوازندگی کمانچه ایراد گرفت.
    انتقادهای لطفی البته بی پاسخ نماند و هنرمندان و چهره های مختلفی از جمله آوا مشکاتیان دختر زنده یاد پرویز مشکاتیان پاسخ هایی را به این استاد دادند.
    لطفی که یکسال از بیماری سرطان رنج می برد، طی ماه های گذشته چندبار در بیمارستان بستر شد.
    از جمله آلبوم های محمدرضا لطفی می توان به «به یاد عارف» (بیات ترک)، «چهره به چهره» (نوا)، «سپیده» (ماهور)، «چشمه نوش» (راست پنجگاه)، «جان جان» (سه گاه)، «معمای هستی» (شور)، «عشق داند» (ابوعطا)، «رمز عشق» (ماهور)، «گریه بید» (سه گاه-اصفهان)، «قافله سالار» (نوا-راست پنجگاه)، «پرواز عشق» (سه گاه-اصفهان)، «خموشانه» (ابوعطا-بیات ترک)، «چهارگاه»، «به یاد درویش خان» (تکنوازی سه تار)، «یادواره استاد نورعلی برومند» (گروه همنوازان شیدا، دستگاه شور)، «همیشه در میان» (بداهه نوازی تار و سه تار در شور و دشتی)، «بال در بال» (شعر و موسیقی با ه.ا.سایه)، «تنها یک خاطره» (بداهه نوازی تار و سنتور همراه با فرامرز پایور)، «وطنم ایران» (اجرای گروه همنوازان شیدا، ۱۳۸۷) و «ای عاشقان» (اجرای گروه همنوازان شیدا در بیات اصفهان, ۱۳۸۸) اشاره کرد.
    گرم یادم کنی یا نه، من از یادت نمیکاهم...

  14. کاربر روبرو از پست مفید heaven_reza تشکر کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1