شاعر:علی دولتیان
***********
اتل متل
یه توله
اندازه ی یه غوله
خیلی شبیه ی گرگه
شاخش ولی بزرگه
ایشان به نقل راوی
داره جنون گاوی
روزی شبیه ی ناوه
روزی شبیه ی گاوه
یه گاوباکلاسه
کاه و علف شناسه
گاو حسن بگویش
دیدی دویده سویش
گاوحسن چه پیره
یه گاو بی نظیره
او رفته پیش یاهو
یک عهد بسته با او
این گاوورپریده
خیلی شده دریده
گشته سواراولان
آن هم بدون پالان
پیش فرانسه هرگز
دیدی توفرش قرمز
ای گاو دم بریده
خیرت به کی رسیده
نامرد پست ناکس
شاخی زدی به هرکس
مثل یه دزد یاغی
یک روز درعراقی
رفتی توسوی افغان
خوردی توخون آنان
حتی تو در ویتنام
هستی یه گاو بدنام
راحت زظلم طاغی
جایی نمانده باقی
نامرد پست ناکس
شاخی زدی به هرکس
شاخ تو راشکستیم
پایت ولی نبستیم
ای گاو واقعا تک
انداختی تو جفتک
پایت اگر ببندیم
آنوقته که بخندیم
شنیده ای تو آیا
بیدارگشته دنیا
اما حسن چه نازه
مردی کلیدسازه
درها اگرچه بستس
ایشان نگوکه خستس
از سرخه او شکفته
دانی که او چه گفته
با یه کلید و روغن
در باز میکنم من
یه کم کلید چرخاند
ایول چه خوب ترکاند
اما نتانِ یاهو
گفته که سهم ما کو
آن دشمن ترندوک
هی کرده گاوه را کوک
گفته نکن توافق
او را بکش به پاتق
او را کمی بترسان
باید شود هراسان
تو شاخ تیز داری
بر روی میز داری
دنبال حرف استاد
هی گاوه سر تکان داد
هی گاوه با تعجب
می گفت پیش او خب
اما حسن نترس است
هرکار اویه درس است
امروز یاکه دیروز
پیوسته بوده پیروز
وقتی که بوده تهران
در سرخه بود و سمنان
این مرد بوده هرجا
خوشحال کرده ما را
این قهرمان نرمش
با آن صدای گرمش
رفته برای کشتی
دیدی که زد چه مشتی
دنبال اویه ایران
با شوروشوق و ایمان
کف می زند برایش
دف می زند برایش
می گه حسن دلیره
روی تشک چو شیره
تا پیرو امیره
کشتی ی کج نگیره
من هم زشهر سمنان
گفتم به او حسن جان
این گاوه رو ولش کن
یا هم که عاقلش کن
یادت همیشه باشه
حق رو نمی شناسه
ای پیروشهیدان
ای افتخارایران
رفتی مواظبش باش
تا نشکند نمک پاش
پیشش علف بریزی
درّ و صدف نریزی