کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۶
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,838
    امتیاز : 42,158
    سطح : 100
    Points: 42,158, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 20.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,821
    تشکر شده 7,087 در 1,671 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض **بازی سرنوشت با هنرمندان**

    اون زمان ها که تاریخ هنر و زندگی نامه هنرمندان رو میخوندم، با سرنوشت عجیب بعضی از هنرمندان روبرو می شدم،و همیشه به عنوان سوال گوشه ذهن من بود که چرا هنرمندی با این همه شهرت و موفقیت به این جا کشیده میشه ؟

    بعد ها با مطالع بیشتر و به خصوص خوندن کتاب "در جستجوی زبان نو" متوجه شدم اغلب هنرمندان مشهور گرفتار بازی های عجیب روزگار شدند.و جالبتر از همه اینکه این موارد بین نقاش ها بیشتر از سایر هنرمندان بود.

    البته تو ایران هم موارد اینچنینی کم نبود،ولی تفاوتی که با سرنوشت هنرمندان غیر ایرانی داشت این بود که سرنوشت هنرمندان ایرانی بدست خودشون تغییر نمیکرد بلکه گرفتار حسادت و کینه ورزی اطرافیان می شدند.

    تو این مبحث قصد دارم هنرمندایی که گرفتار بازی های عجیب زندگی شدند معرفی کنم.

    و اول از همه یه هنرمند ایرانی رو انتخاب کردم. میدونید کدوم هنرمند ایرانی محکوم به قطع دست شد؟
    ویرایش توسط بهار نارنج : سه شنبه ۳۱ مرداد ۹۱ در ساعت ۱۶:۳۷

    الا یا ایها المهدی مدام الوصل ناولــــها

    که در دوران هجرانت بسی افتاد مشکلها

  2. 6 کاربر از پست مفید بهار نارنج تشکر کرده اند .


  3. #2
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۶
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,838
    امتیاز : 42,158
    سطح : 100
    Points: 42,158, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 20.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,821
    تشکر شده 7,087 در 1,671 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ابن مقله بیضاوی شیرازی اديب ، خوشنويس، مبتكرو مبدع خطوط مختلف و وزير عباسيان بود.ابن مقله توانست در روزگاري كه اميران ترك بخش اعظم قدرت را در اختيار داشتند، 3 نوبت به وزارت خلفاي عباسي برسد، اما سرانجام جان را بر سر اين كار نهاد. ابن مقله در علوم و فنون مختلف دست داشت ، از جمله در فن بلاغت ، حفظ لغت ، آشنايي به علم اعراب وفنون شعر استاد بود.وی خطوط محقق ،ريحان ، ثلث ريحان ، توقيع ، رقاع و نسخ را ابداع کرد و 12 قاعده بر زيبايي خط معين كرد كه عبارتند از: تركيب ، كرسي ، نسبت ، ضعف ، قوت ، سطح ، دور، صعود مجاز، نزول مجاز،اصول ، صفا و شأن
    در 16 سالگي به دستگاه ابوعبدالله محمد بن داوود ابن جراح راه يافت و به دبيري پرداخت ، اما بعد از 8 ماه از ابن جراح جدا شد. ظاهراًنخستين سمت ديواني او گرد آوري ماليات اراضي فارس بود .و پس از آن چندي در دستگاه ابوالحسن علي بن محمد بن فرات سمت دبيري يافت .
    ابن فرات به وزارت رسيد،سمت دبيري و رياست ديوان خاتم را به ابن مقله سپرد،و پس از برکناری و دستگیری ابن فرات،ابن مقله مخفی شد. بار ديگر به وزارت رسيد، ابن مقله نيز از اختفا بيرون آمد. اين بار او عهده دار دبيري و حاجب المقتدر نصر قشوري و شفيع مقتدري گرديد و درعين حال جزء خواص دستگاه ابن فرات بود،تا آنكه ميان ابن فرات و نصرقشوري اختلاف و دشمني افتاد.قشوری و اطرافیانش ابن مقله را به طمع وزرات انداخته و با کمک وی زمینه برکناری ابن فرات را فراهم کردند.
    ابن فرات از وزارت بركنار و دستگير و اموالش مصادره شد و حامد بن عباس به وزارت رسيد و ابن مقله از سوي علي بن عيسي كه در اين هنگام رياست ديوانها را برعهده داشت ، به نظارت امور مالي ناحية سواد انتخاب شد.چون در 311ق ابن فرات بار سوم به وزارت المقتدر رسيد،ابن مقله را دستگیر و نخست به بصره ،سپس به اهواز و بعد به شیراز تبعید کرد و با اینکه این فرات به حاکم شیراز دستور قتل وی را داده بود جان به در برد!
    در 314ق به هنگام وزارت دوم علي بن عيسي ، ابن مقله بار ديگرقدرت يافت ، اما شغل رسمي پيدا نكرد. پس از آنكه علي بن عيسي از وزارت بر كنار و به وسيلة هارون بن غريب دستگير شد واموالش مصادره گرديد، به توصية نصر حاجب ، المقتدر ابن مقله را به وزارت برگزيد.
    در 317ق هنگامي كه المقتدر به مدتي كوتاه خلع گرديد و القاهر بالله خلافت يافت ، از ابن مقله خواست كه در وزارت بماند، اما او نپذيرفت . از اين رو زماني كه المقتدر بارديگر به خلافت رسيد، وي را همچنان در سمت وزارت نگه داشت و سرانجام پس از 2 سال و 4 ماه كه عهده دار وزارت المقتدر بود ، در 318ق بركنار و زنداني شد وپس از مصادرة اموالش بار ديگر به شيراز تبعيد گرديد.


    ابن مقله در 321ق با محمد بن ياقوت از نزديكان خليفه درگير شد و با مؤنس خادم و يلبق و علي بن يلبق ازامراي دستگاه خلافت همدست گرديد و در صدد خلع القاهر از خلافت بود كه توطئه آنان آشكار و ابن مقله هم ناگزير مخفي شد و مؤنس خادم نيز گرفتار شد.
    او تا به خلافت رسيدن الراضي بالله پنهان بود، سپس نوبت ديگر در 322ق به فرمان الراضي بالله به وزارت منصوب شد و اين بار نيز افرادي چون ابوالعباس احمد بن عبيدالله خصيبي و سليمان بن حسن از وزيران دورة المقتدر را تبعيد و اموالشان را مصادره كرد. همچنين محمد بن ياقوت دشمن ديرينة خويش را نيز به زندان افكند و اموالش را مصادره كرد.در وزارت سوم او بود كه محمد بن احمد معروف به ابن شنبوذ قاري را به علت قرائتهاي شاذي كه داشت ، تازيانه زدند تاتوبه كند و ابن شنبوذ در زير ضربات تازيانه ، ابن مقله را نفرين كرد و از خداخواست كه دست وي قطع شود .
    ابن مقله در اين دوره از وزارت خود نتوانست اميران موصل و ابن رائق حاكم واسط را كه داراي قدرت بودند، رام خود سازد و مجبور به استعفا گردبد.
    سرانجام در 324ق دستگير و زنداني شد . در زندان هم كه بود كوشيد تا نظر خليفه را بگرداند، ولي توفيقي نيافت و چون بيم آن مي رفت كه با نوشته هايش موجب آشوب شود، با درخواست ابن رائق - كه امير الامرا شده بود - و تصويب قضات ، دست راست وي را بريدند و بار ديگربه زندان افتاد.
    ولي چون الراضي پشيمان شده بود، دستور داد كه ثابت بن سنان بن ثابت بن قره ، پزشك معروف به مداواي او بپردازد، اما مداوا سودي نبخشيد، پس نوشتن با دست چپ را تمرين كرد و حتي قلم را به آرنج دست راست مي بست و مي نوشت . گفته شده كه او در اين كار هم موفق گرديد. از اين رو درهمان زندان مكاتبات بسياري با افراد از جمله با الراضي داشت و به الراضي نوشت كه اگر او را به وزارت برگزيند، حاضر است 3 ميليون دينار بپردازد، چه ،با دست چپ هم قادر است بنويسد. بعضي نوشته اند كه اين خود دسيسة الراضي براي امتحان او بود. چون اطرافيان الراضي از وي ايمن نبودند، زبانش را هم بريدند و به اين ترتيب زندگي پرتلاطم او پايان يافت و در بغداد به خاك سپرده شد.

    لازم به ذکر است که وی قبل از بریدن دستش دو بار قرآن کریم را کتابت کرده بود

    الا یا ایها المهدی مدام الوصل ناولــــها

    که در دوران هجرانت بسی افتاد مشکلها

  4. 3 کاربر از پست مفید بهار نارنج تشکر کرده اند .


  5. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۰۶
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,838
    امتیاز : 42,158
    سطح : 100
    Points: 42,158, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 20.0%
    افتخارات:
    SocialVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 10,821
    تشکر شده 7,087 در 1,671 پست
    حالت من : Ashegh
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض میر عماد قزوینی

    میرعماد حسنی قزوینی خوشنویس پرآوازه و از سرآمدان هنر خوشنویسی ایرانی و بزرگترین خوشنویس در خط نستعلیق است.میرعماد خود را از سادات حسنی می دانست و از این رو رقمِ یا امضایش اغلب «میرعماد الحسنی» بود.
    خط میرعماد در زمان حیاتش نه تنها در ایران و دربار صفوی بلکه در دربار گورکانیان هند و پادشاهان عثمانی نیز آوازه ای بلند مرتبه داشت. گفته می شود که خط او را در زمان حیاتش با طلا معاوضه می کردند و درهنگام مرگ از ثروتمندترین مردان ایران بوده چنانچه خانه اش را وزیر وقت نتوانست بخرد.

    تولدش سال ۹۶۱ در قزوین و مرگش ۱۰۲۴ بوده.از خاندان بزرگ سیفی قزوین بود که نامش را به روایتی «محمد» گذاردند که بعدها به «عمادالملک» و «میرعماد» مشهور شد .

    در کودکی، در قزوین به تحصیل علوم و مبانی خوشنویسی در نزد استادانی چون عیسی رنگ کار و مالک دیلمی پرداخت و در جوانی برای تکمیل هنر خود به تبریز مسافرت کرد و از تعلیمات استاد مشهور زمان ملاّ محمد حسین تبریزی بهره گرفت. می گویند میرعماد روزی قطعه ای از خط خود را به ملا محمدحسین تبریزی نشان داد؛ استاد فرمود: "اگر چنین توانی نوشت بنویس وگرنه قلم فرو گذار." میر گفت: "خود نوشته ام". استاد روی او را بوسید و خط او را روی چشم گذارد و فرمود: "امروز استاد خوشنویسان هستی" و او را از شاگردی بی نیاز دانست.
    میرعماد مدتها از روی آثار استادان دیگری همچون بابا شاه اصفهانی و سلطانعلی مشهدی بخصوص میر علی هروی مشق کرد و از میان هزاران خوشنویس که در مدت شش قرن قبل از وی خودنمائی کرده اند سرآمد همه شد و حدّ این هنر را به سر حد اعجاز و کمال آن رسانید و در این هنر به جائی رسید که رونق دیگر استادان را شکست.وی شاگردان بسیاری را آموزش داد و آثار فراوانی از خود به جا گذاشت.

    میرعماد از مقربان بارگاه شاه عباس بود و همین حسادت کسانی را برانگیخت. از جمله علیرضا عباسی (با رضا عباسی اشتباه نگیرید، آن یکی نقاش بود و این یکی خطاط) به بدگویی از میرعماد نزد شاه پرداخت و او را سنی مذهب معرفی کرد. میرعماد از چشم شاه افتاد و روز به روز با نیش و کنایهٔ بیشتری با شاه سخن گفت. خشم شاه عباس روزبه روز از کنایه های میرعماد و سعایت عباسی بیشتر شد و سرانجام مقصود بیک قزوینی، رئیس ایل شاهسون قزوین را بر آن داشت که به معاونت اراذل و اوباش بر سرش بریزند و در تاریکی شب هنگامی که میر به حمام می رفت. او را بکشند. گفته می شود از آن جایی که میر مورد غضب شاه بود تا چند روزی کسی جرئت نداشت جنازه اش را جمع کند و به خاک بسپارد. سرانجام ابوتراب خطاط اصفهانی که از شاگردانش بود چنین کرد. اما پس از قتل میرعماد شاه عباس از این امر ابراز پشیمانی بسیار کرد.

    البته به دلایل مختلف از جمله هنردوستی شاه عباس و بلندطبعی علیرضا عباسی دخالت او در قتل میر را یک ‏افسانه بزرگ ساختگی دانسته اند که در هیچ یک از منابع قدیمی اشاره و ثبت نگشته است. وقتی خبر قتل میر به جهان منتشر شد موجب تاسف و تأثر هنرشناسان گردید. جهانگیر پادشاه هند نامه ای به شاه عباس نوشت که چرا میرعماد را به من ندادی که در مقابل به وزنش جواهر بدهم. مرگ میر به سال ۱۰۲۴ در شصت و سه سالگی زندگی اش اتفاق افتاد و مزار او اکنون در اصفهان است.

    از میر پسری بنام میرزا ابراهیم و دختری بنام گوهرشاد باقیماند که هر دو از خوشنویسان چیره دست بودند و پس از مرگ میر همراه بسیاری از خوشنویسان از جمله عبدالرشید دیلمی خواهرزاده و شاگرد میر جلای وطن کرده به هندوستان رفتند.

    الا یا ایها المهدی مدام الوصل ناولــــها

    که در دوران هجرانت بسی افتاد مشکلها

  6. کاربر روبرو از پست مفید بهار نارنج تشکر کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1