کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 25 , از مجموع 25
  1. #1
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-اردیبهشت-۱۲
    نوشته ها
    823
    امتیاز : 16,407
    سطح : 82
    Points: 16,407, Level: 82
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 443
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 2,028
    تشکر شده 3,063 در 747 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض غبار غمبار مهجوری بر نظرات رهبری

    بر این عقیده ام که بی مهری بسیار زیاد و اسفباری، بر صحبتهای رهبری در سطوح مختلف جامعه اعم از عوام و خواص می شود . خواسته یا نا خواسته بودنش را کار ندارم . در پیچ و خم حوادث گاهی اوقاتی هست که تقریبا هیچ کس نمی داند چه باید کند و در همان لحظه اتفاقا به صحبتهایی از آقا که مراجعه کنی ، می بینی که مسیر را سالها قبل چقدر دقیق و ظریف نشان داده اند . این را کسانی که با صحبتهای آقا مأنوس اند تصدیق خواهند کرد .


    همیشه آنهایی را که به آقا نقد داشته اند و یا نگاهشان خوش بین نبوده و یا اصلا از ریشه آقا را نفی و طرد می کردند و حتی کارشان به مسخره و توهین هم می کشید ، توصیه به مطالعه در زندگی شخصی آقا و خواندن صحبتهایشان در همان موضوعاتی که آنها نقد داشتند می کردم . اینجا بود که در بسیاری از اوقات همان منتقدین با چیزی غیر آن که انتظارش را داشتند مواجه می شدند . برایم اتفاق افتاده که گاه در موضوعی برایم سوالاتی ایجاد می شد . به صرافتم می انداخت که هرچه کتاب و مطلب در آن موضوع وجود دارد ببینم و بخوانم . مبالغه نمی کنم که گاه صحبتهای آقا از همه آن مطالب بیشتر به من می چسبید و بیشتر راهم را نشانم می داد. لذا توصیه ی من به آن دوستان بی جهت نبود که تو را به خدا ، تو را به خدا فقط بخوان و بدان …

    از سوی دیگر هم این را مطمئنم که همین الان یعنی دقیقا همین الان ، بعضی افرادی که آقا را با القاب و عبارات بسیار عریض و طویل یاد می کنند و در جامعه فدایی آقا تلقی می شوند و حتی بسیاری از مسئولین و بسیاری از خواص و همانهایی که از آقا همه روزه برای زندگی خود هزینه می کنند و البته که هیچ وقت خودشان برای آقا هزینه نمی شوند و به ظاهر هیچ گونه انتقادی هم ندارند و در مقابل منتقدین در غالب اوقات بی منطق و البته مستحکم می ایستند و هیچ اختلافی نیز بین رویه ی خود و آقا نمی بینند ، همانها یعنی دقیقا خودِ خودِ همانها با زاویه ای ۱۸۰ درجه از عقیده و نظر و خواست مقام رهبری حرکت می کنند و در عمل کاملا ، تمام قد در مقابل نظرات ایشان می ایستند .


    گاه آرزو می کردم و می کنم که کاش ، ای کاش ، ای کاش و ای کاش که صحبت ها و نظرات آقا ، گاه گاه ، فقط و فقط و فقط شنیده شود . و شنیده شود و شنیده شود . ابدا و اصلا لازم نیست کسی آن را عملی کند یا برایش برنامه ریزی ای یا خدای نکرده فکری و گسترشی … نه … نه … اصلا فعلا لازم نیست …. فقط بداند و بداند . همین . بداند که رهبرش چه در سر دارد و چه برنامه هایی تنظیم کرده و چه مطالباتی دارد و اما در سطح جامعه و عموم مردم و ذهن خواص و اصلا در واقعیت چه می گذرد . بداند که رهبرش چه توقعاتی دارد و دیگران چه می کنند . بداند که نکاتی را که او با ذوق و شوق تمام پس از چند صباحی در یافته و تازه شعورش به درک آن رسیده و همه جا و همه روز و همه ساعت آن را تکرار می کند و گوشه و کنار همه چیز را به باد نقد می گیرد و با کلی پیس و افاده و قیافه ی حق به جانب کشفهای خود را در محافل گوناگون به نمایش می گذارد ، چه زمان از زبان آقا بیان می شده و چقدر مطالبات و فریادها در حولش صورت گرفته و چه طرحها و پیشنهادها و بلکه امرهایی که برایش انجام شده است .

    این واقعا آرزوی قلبی من است . آرزوی قلبی من که دانشجویان ، طلاب و شیوخ گرام ، هنرمندان عزیز ، مسئولین ، خانواده ها ، زنان ، نوجوانان ، نخبه گان و … هر کدام جداگانه وقتی گذارند و صحبتهای آقا را در همان حیطه ی کاری خود بخوانند . نه به عنوان صحبتهای ولی فقیه … نه … نه به عنوان صحبتهای ولی امر مسلمین … نه … نه به عنوان کسی که بناست وظیفه ی ما را در این تمدن نوین اسلامی مشخص کند و به عنوان فرماندهی برای سربازانش پستی معین دارد … نه … بلکه فقط به عنوان کسی که حرفی برای گفتن دارد … یک صاحب نظر … همین . فقط بفهمد که آن که آنقدر سلیس و روان و ساده ، گاه ابتدایی ترین نکات را در دیدار های عمومی به حکم اهمیتشان بارها تکرار می کند که برای برخی حتی ملالت آور می نمایند ، در جای جایش چه حرفها که برای گفتن دارد …

    لذا بر آن شدم که گه گاه گوشه ای از همین صحبتها را در موضوعات مختلف که به گمانم مهم و اما مع الاسف مهجور هستند ، در “برای یار” منتشر کنم و با هم درباره اش به بحث نشینیم . تا یار که را خواهد و میلش به که باشد …

    مهدی قاسمی
    منبع
    قفل زبان آینه ها باز و بسته شد
    وقتی که دفتر شهدا باز و بسته شد
    یک لحظه نور بر در و دیوار گُر گرفت
    انگار پلک های خدا باز و بسته شد


  2. #2
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-اردیبهشت-۱۲
    نوشته ها
    823
    امتیاز : 16,407
    سطح : 82
    Points: 16,407, Level: 82
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 443
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 2,028
    تشکر شده 3,063 در 747 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض شنیده نشدن مرزبندی رهبری با افراطی گری

    یکی ازبخشهای مغفول مانده در صحبتهای رهبری که به ظاهر این اواخر کمی از مهجوریت در آمده و بعد تأکیدات مکرر خود ایشان بعد حادثه ی قم و حرم مطهر امام در روز رحلت ، شنیده شده ، برخی بیانات درباره انقلابی گری و افراطی گری و مرز این دو است . اگر همین دو حادثه باعث شوند که این صحبتها شنیده شود و برخی که خود را به “آن راه” زده اند کمی سمت و سوی “این راه” را هم بگیرند ، به گمانم خود ، نعمتی محسوب شوند …
    ...

    "مبادا حرکت انقلابى جورى باشد که بتوانند تهمت افراطى*گرى به او بزنند. از افراط و تفریط بایستى پرهیز کرد. جوانهاى انقلابى بدانند؛ همان طور که کناره*گیرى و سکوت و بى*تفاوتى ضربه میزند، زیاده*روى هم ضربه میزند؛ مراقب باشید زیاده*روى نشود.

    اگر آن چیزى که گزارش شده است که به بعضى از مقدسات حوزه، به بعضى از بزرگان حوزه، به بعضى از مراجع یک وقتى مثلاً اهانتى شده باشد، درست باشد، بدانید این قطعاً انحراف است، این خطاست. اقتضاى انقلابیگرى، اینها نیست. انقلابى باید بصیر باشد، باید بینا باشد، بایدپیچیدگى*هاى شرائط زمانه را درک کند.

    مسئله اینجور ساده نیست که یکى را رد کنیم، یکى را اثبات کنیم، یکى را قبول کنیم؛ اینجورى نمیشود. باید دقیق باشید، باید شور انقلابى را حفظ کنید، باید با مشکلات هم بسازید، باید از طعن و دق دیگران هم روگردان نشوید، اما باید خامى هم نکنید؛ مراقب باشید. مأیوس نشوید، در صحنه بمانید؛ اما دقت کنید و مواظب باشید رفتار بعضى از کسانى که به نظر شما جاى اعتراض دارد، شما را عصبانى نکند، شما را از کوره در نبرد. رفتار منطقى و عقلائى یک چیز لازمى است. البته این را هم به همه توصیه کنیم که نیروهاى انقلابى را متهم به افراطى*گرى نکنند؛ بعضى هم اینجورى دوست میدارند. عنصر انقلابى، جوان انقلابى، طلبه*ى انقلابى، فاضل انقلابى، مدرس انقلابى در هر سطحى از سطوح را متهم کنند به افراطى*گرى؛ نه، این هم انحرافى است که به دست دشمن انجام میگیرد؛ واضح است. پس نه از آن طرف، نه از این طرف."

    ۲۹ مهر ۸۹ در دیدار طلاب و علمای قم

    "این حرفى که من امروز زدم و از بعضى از مسئولان و سران کشور گله*گزارى کردم، موجب نشود که حالا یک عده*اى راه بیفتند، بنا کنند علیه این و آن شعار دادن؛ نه، بنده با این کار هم مخالفم. اینکه شما یک نفر را به عنوان ضد ولایت، ضد بصیرت، ضد چه، مشخص کنید، بعد یک عده*اى راه بیفتند علیه او شعار بدهند، مجلس را به هم بزنند، بنده با این کارها هم مخالفم؛ این را من صریح بگویم.

    این کارهائى که در قم اتفاق افتاد، بنده با اینجور کارها مخالفم. آن کارهائى که در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اینجور کارها مخالفم. بارها به مسئولین و کسانى که میتوانند جلوى این چیزها را بگیرند، تذکر داده*ام. آن کسانى که این کارها را میکنند، اگر واقعاً حزب*اللّهى و مؤمنند، خب نکنند. مى*بینید که تشخیص ما این است که این کارها به ضرر کشور است، این کارها به نفع نیست. با احساساتشان راه بیفتند اینجا، آنجا، علیه این شعار بدهند، علیه آن شعار بدهند؛ این شعاردادن*ها کارى از پیش نمیبرد. این خشمها را، این احساسات را براى جاى لازم نگه دارید. در دوران دفاع مقدس اگر بسیجى*ها میخواستند همین طور بروند یک جائى، طبق میل خودشان حمله کنند، که خب پدر کشور در مى*آمد. نظمى لازم است، انضباطى لازم است، مراعاتى لازم است. اگر چنانچه به این حرفها اعتنائى ندارند، آنها که خب حسابشان جداست؛ اما آن کسانى که به این حرفها اعتناء دارند و مقیدند که برخلاف موازین شرع حرکت نکنند، باید مراقبت کنند، از این کارها نکنند."

    ۲۸ بهمن ۹۱ در دیدار مردم آذربایجان

    منبع
    ویرایش توسط hadis_a : پنجشنبه ۲۸ شهریور ۹۲ در ساعت ۱۱:۵۹
    قفل زبان آینه ها باز و بسته شد
    وقتی که دفتر شهدا باز و بسته شد
    یک لحظه نور بر در و دیوار گُر گرفت
    انگار پلک های خدا باز و بسته شد


  3. #3
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,473
    امتیاز : 59,457
    سطح : 100
    Points: 59,457, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,436
    تشکر شده 36,909 در 2,461 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    نظرات رهبری درباره فلسفه و عرفان :




    حضرت آیت*الله خامنه*ای در دیدار هیأت مدیره مجمع عالی حکمت اسلامی فرمودند: نمی*شود بگوییم فلسفه ذهنیات محض است و به مسائل زندگی و جامعه ارتباطی ندارد؛ این معنی ندارد. به نظر من بخش عمده*ای از جاذبه فلسفه غرب، مربوط به این است.
    جمعی از اعضای هیئت مؤسس و هیئت مدیره مجمع عالی حکمت اسلامی دوشنبه 23 بهمن 91 با مقام معظم رهبری «مدظله العالی» دیدار کرده بودند و جزئیات آن دیدار منتشر نشده بود.
    در آن دیدار پس از ارائه گزارش از فعالیت*ها و برنامه*های مجمع عالی حکمت اسلامی، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بیانات ارزشمندی ایراد فرمودند که به تازگی در شماره 24 خبرنامه مجمع عالی حکمت اسلامی منتشر شده است. بنا بر اهمیت مطالب مطرح شده، مشروح بیانات رهبر فرزانه انقلاب در آن جلسه در اختیار خوانندگان محترم قرار می*گیرد.
    بسم الله الرحمن الرحیم
    خیلی جلسه خوبی بود برای من؛ هم با آقایان از نزدیک آشنا شدم، هم مطالب بسیار خوب و سخنان پرمغزی را از شما دوستان شنیدم. در مورد مسائل روحانیت و حوزه*های علمیه، هیچ چیزی برای بنده خوشحال کننده تر از این نیست که ببینم جمعی از فضلا پرمغز حرف می*زنند، دقیق فکر می*کنند، مسائل گوناگون مورد نیاز را درک می*کنند و دنبال آنها می*روند؛ این برای من واقعاً خیلی لذتبخش است؛ و امروز از آن جلسات بود؛ الحمدلله رب العالمین. خب، «علماء حکماء کادوا ان یکونوا انبیاء» ان شاء الله که مصداق این باشید.
    تلاش برای تقویت مجمع عالی حکمت اسلامی
    من چند تا نکته را عرض بکنم. خیلی حرف*ها گفته شد، بعلاوه وقت کم است. یک نکته ی اصلی این است که هرچه می*توانید، در استحکام و پایداری این مرکز و این کانون اصلی تلاش کنید؛ این اساس قضیه است. نگذارید این مجمع عالی حکمت به نحوی از انحاء ضعیف شود؛ روز به روز در تقویت این سعی کنید. این یک بنای مبارکی است که الحمدلله شماها همت کردید و این کار را راه انداختید؛ واقعاً «کشجرة طیبة» است؛ منتها باید اصل آن را ثابت کنید. اگر چنانچه غفلت شود، اشتباه شود، کوتاهی شود، خدمت رسانی کم انجام بگیرد و همه ی آنچه که شماها دارید، برای حفظ و بقاء و استمرار اینجا به صحنه نیاید، از دست خواهد رفت یا ضعیف خواهد شد ـ که ضعیف شدن هم مثل از دست رفتن است؛ فرقی نمی*کند ـ آن وقت خسارت پیدا خواهیم کرد.
    مشهد و پیشینه حوزه حکمی و فلسفی
    همین مشهدی که شما مثال زدید و تعجب می*کنید که مشهد طالب و مایل مسائل حکمی و فلسفی است، خب این مشهد یک روزی در کشور ما کانون حکمت بوده است. یعنی حکمای بزرگی در این شهر حضور داشتند؛ مثل مرحوم آقا بزرگ حکیم، پسرش آقا میرزا مهدی حکیم، یا مثل مرحوم شیخ اسدالله یزدی که عارف بود؛ اینها همه در مشهد بودند، مال دوره قبل از دوره اساتید ما هستند. یعنی پدر من، هم پیش مرحوم آقا بزرگ درس خوانده بود، هم پیش مرحوم آشیخ اسدالله یزدی. طبقه قبل از ما و اساتید ما، اینها را درک کرده بودند قبل از اینها، مرحوم آمیرزا حبیب ـ عارف و حکیم ـ در مشهد بوده. یا مرحوم حاج فاضل سبزواری الاصلِ سَرخَروی در مشهد در عین حال که ملا و مدرّس فقه و اصول بود، لیکن اهل حکمت بود. بنابراین مشهد مرکز اینجوری بوده. خب، دقت نکردند، توجه نکردند، یکباره از بین رفت؛ مشهد تبدیل شد به یک مرکز ضد حکمت. یعنی توجه نکنید، اینجوری می*شود.
    استقامت؛ رمز ماندگاری فلسفه
    به نظر من هنر بزرگ مرحوم علامه طباطبایی (ره) این بود که پافشاری کرد و کار خود را در شرائط مختلف ادامه داد. حتی طبق آن نقل*هایی که ما شنیدیم ـ گرچه آن وقت هم بنده به ذهنم بود، منتها دقیق یادم نیست ـ هنگامی که ایشان «اسفار» را تعطیل کردند، همان جا در همان مسجد سلماسی «شفاء» را شروع کردند. خب، این یعنی استقامت. پس کار اول شما این است.
    چشم انداز برای آینده فلسفه اسلامی
    مسئله دوم که آقایان مطرح کردید، مسئله چشم انداز است. خیلی خوب است که شما به فکر چشم انداز ده ساله و بیست ساله و پنجاه ساله باشید. به نظر من آن چشم انداز بلند مدت ـ حالا چه فرض کنیم که این بلند مدت، به قول شما پنجاه سال است، یا سی سال است، یا بیست سال است ـ باید گسترش گفتمان فلسفه اسلامی در دنیا باشد؛ این را هدف قرار دهید. امروز مطلقاً اینجور نیست، بلکه بعکس است. یعنی امروز در ایران مثلاً در محیط های دانشگاهی و علمی ما فلسفه کانت به مراتب رایج*تر و شناخته شده*تر است از فلسفه بوعلی سینا. یعنی ابن سینای با این عظمت که همه تاریخ بشر، از هزار سال پیش به این طرف، با اسم او درگیر است، در مجامع دانشگاهی ما حکمت و فکر فلسفی اش شناخته شده نیست به آن اندازه*ای که کتاب فکر فلسفیِ مثلاً کانت شناخته شده است. این یک مسئله مهمی است. ما باید عکس این را عمل کنیم. یعنی باید هدف را این قرار بدهیم که تفکر فلسفه اسلامی ـ حالا با همان مشخصاتی که دارد؛ که خود این، جای بحث و گفتگو دارد که فلسفه اسلامی چیست ـ در دنیا به عنوان گفتمان فلسفی شناخته شود، در دانشگاه*ها رواج پیدا کند،متفکرین عالم از آنها مطلع باشند، روی آنها بحث کنند، نقد و انتقاد کنند، در مجلات علمی شان منعکس شود. خب، این کار طبعاً متوقف به این است که شما کارهای بین المللی داشته باشید؛ که حالا یکی از آقایان گفتند که ما این قضیه را نداریم.
    توجه به ارتباطات بین المللی
    به نظر من ارتباطات بین المللی شما با مجامع علمی باید زیاد باشد. امروز هم زمینه دنیای اسلام آماده است. مثلاً فرض کنید مصر حالا یک مقداری درش باز شده است. خب، این «احمد طیب» خودش جزء علاقه مندان به فلسفه ی ملاصدرا است؛ با اینکه می*دانید در مجموعه علمای اهل سنت، گرایش عقلی و فلسفی خیلی ضعیف است. آنجا کسانی هستند که با مسائل فلسفی و حِکمی ما تا حدودی ارتباط ذهنی و علمی برقرار کرده*اند؛ خب از همین می*شود استفاده کرد، ارتباطات را زیاد کنید، دعوتشان کنید، شما بروید؛ فقط برای مسائل حِکمی و عقلی و عرفانی و کلامی. این هم یک نکته است که به نظر من خیلی باید به آن توجه شود.
    لزوم توجه به امتداد فلسفه اسلامی
    مسئله امتداد که آقایان اشاره کردید به عرایض من، من اینجا در این کاغذی که یادداشت کرده*ام، مجدداً آن را ذکر کرده*ام. بله، فلسفه*های مضاف ـ مثل فلسفه علوم انسانی، فلسفه روان شناسی ـ خوب و لازم است؛ اینها همان چیزهایی است که امتداد حکمت ما محسوب می*شود؛ منتها تکیه اساسی را باید بگذارید روی مسائل کلان جامعه اسلامی؛ مثل حکومت. ما وقتی به فلسفه*های غرب نگاه می*کنیم، می*بینیم مسائلی مثل حکومت، اقتصاد، شأن مردم، شأن انسان، طبق نظرات آنها، حل می*شود. اینها مسائل بنیادی شاخه*های اصلی زندگی و جامعه است؛ اینها باید در فلسفه پاسخ پیدا کند.
    البته بعضی از آقایان در این یکی دو سال اخیر به من گفتند که ما داریم در این مسائل کار می*کنیم ـ حالا من در این خصوص ارزیابی*ای ندارم ـ باید در این زمینه کار شود. واقعاً برویم ببینیم بر اساس فلسفه ما، شکل جامعه، بنیان سیاسی جامعه، حکومت در جامعه، به چه شکلی خواهد بود؛ یعنی ما برای مسئله حکومت، در فلسفه چه پاسخی داریم. نمی*شود بگوییم آقا فلسفه ذهنیات محض است و به مسائل زندگی و جامعه ارتباطی ندارد؛ این معنی ندارد. به نظر من بخش عمده*ای از جاذبه فلسفه غرب، مربوط به این است. همچنین مسئله اقتصاد. بنابراین به طور کلی جهان بینی اسلام تبیین شود. مواد اصلی جهان*بینی اسلام را مشخص کنید ـ مسئله انسان، مسئله خدا، مسئله ارتباط انسان و خدا، مسئله تکلیف ـ در فلسفه اسلامی روی اینها کار شود. البته اینها پاسخ*های روشنی هم دارد، در فلسفه ما خیلی از اینها مسائل مبهمی نیست؛ اما باید این پاسخ ها منعکس شود، گفته شود.
    هدایت در تدوین کتاب های فلسفی
    مسئله دیگر، مسئله کتاب*هایی است که باید در مجموعه تولید شود. بله، من هم عقیده*ام همین است که شما کار ستادی بکنید؛ کار صف را به همان مجموعه*هایی که در قم هستند، واگذار کنید. خود شماها هم در آن مجموعه*ها و در آن پژوهشکده*ها شرکت دارید؛ کار صف را آنها بکنند، منتها هدایت را شما باید بکنید. یعنی کار ستادی به مسئله کتاب بپردازد.
    تدوین و منقح سازی متون فلسفی
    ما در مورد کتاب واقعاً مشکل داریم. حالا مثلاً آقایان فرموند که ما می*خواهیم فلسفه مشّاء یا فلسفه اشراق را برای طلبه*ها تبیین کنیم. طلبه*های ما از فلسفه مشّاء خبری ندارند. خب، چگونه تبیین می*کنید؟ حتماً «شرح اشارات» بخوانیم؟ یا فرض کنید که «شفاء» بخوانیم؟ باید حتما این متن طولانیِ مفصلِ محتاج به تبیین کان یکون را خواند؟ راهش این است؟ یا نه، راه دیگری هم وجود دارد. امروز خواندن تفکراتِ مثلاً فرض کنید مارکسیستی حتماً متوقف به این نیست که انسان بردارد کتاب «سرمایه» را تدریس کند، یا بردارد متن کتاب های کانت یا هگل را بخواند. چه لزومی دارد که حتماً متن مطرح شود؟ متن باید در اختیار باشد؛ هر کس می*خواهد مراجعه کند.
    منظومه سازی فلسفه اسلامی
    من قبلاً در جمع آقایان راجع به فلسفه ملاصدرا مطالبی گفتم و خب، یکی دو تا کارِ خوب شد. جناب آقای مصباح هم یکی از کتاب*هایی را که یکی از آقایان نوشتند ـ آقای عبودیت ـ که خلاصه آراء ملاصدرا در مسائل گوناگون فلسفی است، برای من آوردند. اینها خوب است، اما کم است. به یک کتاب اکتفا نشود؛ از نگاه*های مختلف نوشته شود. در خود فلسفه ملاصدرا، در بخش*های مختلف می*تواند یک منظومه سازی*هایی بشود. عین همین قضیه، در مورد فلسفه اشراق است؛ عین همین قضیه، در مورد فلسفه مشّاء است. ما باید منظومه*سازی کنیم. بالاخره مجموعه تفکرات فلسفی و عرفانی ابن سینا با همدیگر همراه است، غیرقابل انفکاک است. اینها چیست؟ کسی بخواهد اینها را بداند، حتماً لازم نباشد که برود بنشیند مثلاً «شفاء» را بخواند؛ این خیلی لازم نیست. گاهی اوقات خواندن کتابی که در هزار سال پیش نوشته شده است، با ادبیات آن روز، با مشکلاتی که فهم این کلمات دارد، اصلاً خودش تضییع وقت محسوب می*شود؛ ممکن است افرادی را از فلسفه دور کند؛ در حالی که اگر شما بنشینید مثلاً یک کتابی درباره آراء فلسفی ابن سینا تبیین کنید، از آراء او منظومه*سازی کنید، این مسلماً جاذبه زیادی خواهد داشت. این جزو کارهای لازم است، اما این کار در حوزه انجام نمی*گیرد. خب، مرحوم آقای طباطبایی این کار را در «بدایه» و «نهایه» به یک شکلی انجام دادند؛ منتها این کارِ آقای طباطبایی است، این که کار نهایی نیست؛ کار یکی از بزرگان این قضیه است؛ و تازه، آراء خود آقای طباطبایی است، آراء ملاصدرا نیست؛ یعنی در کتاب «بدایه» و «نهایه» برای آراء ملاصدرا منظومه*سازی نشده، بلکه خود ایشان نظراتی دارند، نظرات ابتکاری هم دارند، حرف*های خاصی هم دارند، چیزهایی هم اضافه کردند، اینها را ایشان بیان کردند. فرق می*کند که انسان خودش در فلسفه تألیفی بکند، یا اینکه یک فلسفه معروفی را تبیین و ارائه کند. این دومی جایش خالی است.
    علاوه بر این، به نظر من در بخش*های مختلف، مسائل گوناگون فلسفی قابل تبیین است. ما امروز در همین فلسفه خودمان مسائل گوناگونی داریم که اینها را باید تبیین کرد. یک مسئله*ای است، که باید این را بیان و روشن کرد. گذشتگان ما هم داشته*اند. یعنی هم در قدیم و هم در دوران معاصر، درباره یک مسئله خاصی از مسائل فلسفه، کتاب می*نوشتند. خود ملاصدرا در کنار کتاب عظیم «اسفار»، شما می*بینید مثلاً «مشاعر» را دارد، تقریباً مخصوص مسائل وجود؛ یا مثلاً «مبدأ و معاد» را دارد، درباره مسائل مبدأ و معاد. همین مرحوم آقا علی زنوزی که شما اسم آوردید، ایشان درباره «وجود رابطی» رساله*ای نوشته است. البته چهل پنجاه سال پیش، من آن را دیدم؛ رساله کوچکی بود به نام «رسالة فی الوجود الرّابطی». حالا تعیین این که کدام مسئله اولویت دارد که انسان آن را مورد توجه قرار دهد، یک بحث دیگر است؛ اینکه واقعاً وجود رابطی اینقدر اهمیت دارد که انسان درباره*اش رساله*ای بنویسد یا نه؛ اما خب، خیلی مهم است که انسان مسائل گوناگونی را انتخاب کند و ذکر کند.
    تأکید بر مباحث فلسفه تطبیقی/ ترجمه دکتر خویی از «لذات فلسفه» خیلی خوب است
    یک کار دیگری هم که به نظر من جایش خالی است، نوشته*هایی درباره فلسفه تطبیقی است؛ شبیه آن کاری که ویل دورانت در «لذات فلسفه» کرده، که لابد ملاحظه کرده*اید. «لذات فلسفه» یک کتابی است که با ادبیات خیلی شیوا و شیرینی نوشته شده و مرحوم دکتر عباس زریاب هم ترجمه خیلی خوبی کرده؛ انصافاً خیلی خوش قلم ترجمه کرده. این کتاب، مباحثه و مناظریه بین فلاسفه قدیم و جدید غرب است در یک مسئله خاصی؛ مثل اینکه اینها یک جلسه*ای تشکیل داده*اند و دارند با هم بحث می*کنند؛ هگل یک چیزی می*گوید، بعد کانت جواب او را می*دهد، بعد دکارت حرف خودش را می*زند؛ همین طور دانه دانه اینها شروع می*کنند با همدیگر بحث کردن. اگر یک چنین کار شیرین و شیوایی انجام بگیرد، چقدر خوب است. فرض کنید این کار درباره موضوع «اصالة الوجود» انجام بگیرد؛ ملاصدرا یک حرف دارد، همین مرحوم آقا علی حکیم یک حرف دارد، مرحوم جلوه یک حرف دارد؛ بعد، از قدما، شیخ اشراق یک حرف دارد ـ که منکر این معناست ـ میرداماد یک حرف دارد. اگر فرضاّ اینها با همدیگر بحث کنند، چقدر چیز قشنگی از آب در می*آید. اینها حکمت را ترویج می*کند، و ما امروز به این ترویج احتیاج داریم.
    تدوین کتاب فلسفی برای کودکان
    یک مسئله، مسئله نوشتن کتاب فلسفی برای کودکان است، که غربی*ها دارند این کار را می*کنند. دو سه سال قبل از این، یک کتابی برای من آوردند، من مبالغی نگاه کردم. خب، از همان اوّلی که شروع می*کند، واقعاً فلسفه است؛ لیکن باب کودکان است. این کتاب، یک کتاب خیلی قشنگی است در باب فلسفه ـ حالا اسمش یادم نیست؛ توی کتابهایم هست ـ به نظرم یک آمریکایی این را نوشته. ما به اینجور کتابی احتیاج داریم. بچه*های ما ذهنشان دارد فلسفی می*شود. خوشبختانه حرکت جامعه و نظام موجب شده که ذهن*ها عقلانیت پیدا کند. جوان*های ما واقعاً سؤال می*کنند. این سؤال*هایی که زیاد شده، این را باید مبارک دانست؛ منتها ما باید جوابگویی داشته باشیم. حس سؤال کنندگی دارد زیاد می*شود، و این همین طور دارد به نسل*های پایین*تر منتقل می*شود.
    ما یک نوه کوچکی داریم، دو سال و نیمش است و هنوز درست حرف هم نمی*زند. چند روز پیش یک میزی اینجا بود، داشت می*انداخت. به او گفتم این میز را نینداز. گفت: چرا؟ خوشم آمد از این که گفت چرا. چرا نیندازم؟ دنبال علت می*گردد. بعد پنجه می*زد به یک بچه ی دیگری، گفتم آقاجان نکن. گفت: چرا؟ این سؤال کردن از علت، خیلی چیز مهمی است. این حالت دارد به وجود می آید. حالا وقتی او ده ساله بشود، سؤالات زیادی برایش مطرح است: چرا؟ چرا؟ چرا؟ وقتی همین بچه، یک جوان هجده نوزده ساله*ای باشد، سؤالات قوی*تری در ذهنش ایجاد می*شود. ما باید برای این سؤالات جواب داشته باشیم. این کار، کار شماهاست. شما واقعاً می*توانید این کار را انجام دهید.
    فلسفه در متن حوزه*های علمیه
    خب، حالا جزئیاتی هم مطرح شد؛ مثل مسئله مَدرس و اینها. این مطلبی که آقای غروی فرمودند، بنده هم همین طور فکر می*کنم؛ به این معنا که اگر چنانچه فلسفه حساب خودش را از حوزه جدا نکند ـ یعنی همان دعوای قدیمی و سنتیِ علوم عقلی و علوم نقلی تشخص پیدا نکند ـ بهتر است.
    تدریس فلسفه در مسجد
    مثلا امام(ره) صبح و عصر به مسجد سلماسی می*آمد و درس می*گفت ـ صبح فقه می*گفت، عصر هم اصول می*گفت ـ مرحوم آقای طباطبایی هم پیش از ظهر در همان مسجد فلسفه می*گفت؛ فقط تفاوتش این بود که امام آنجا می*نشست، آقای طباطبایی اینجا می*نشست؛ جایشان فرق داشت. هر دو، روی زمین می*نشستند ـ هم امام روی زمین می*نشست، هم آقای طباطبایی ـ و درس می*گفتند؛ آن هم در «مسجد». واقعاً چه اشکالی دارد که ما درس فلسفه را در مسجد آقای بروجردی بگوییم؟ بزرگان فلسفه ما ـ آقای جوادی، آقای مصباح، آقایان دیگر ـ آنجا فلسفه بگویند؟ فلسفه را باید به عنوان یک علم دینیِ محض به حساب آورد. خب، جایش کجاست؟ جایش در مسجد است.
    فلسفه به عنوان یک علم دینی
    گذشتگان ما هم همین جور بودند. خب، شما ملاحظه کنید مرحوم فخر المحققین اجازه ی روایتی می*گیرد از سید حیدر آملی، و به او اجازه ی روایتی می*دهد، با چه تجلیلی. سیدحیدر یکی از آن قلندرهای درجه ی یک عرفان است، لیکن فخرالمحققین آنجور از او تجلیل می*کند. مرحوم علامه ی حلی(رضوان الله علیه) شرح «حکمت العین» دارد. خود ایشان هم شاگرد کاتبی است، شرح «حکمت العین» هم دارد. به نظر من باید برگردیم به همین مبنا و همین معنا. این که ما بگوییم فقه، مجرد از فلسفه، یک قداستی دارد؛ فلسفه هم دامن خودش را منزه نگه می*دارد که داخل وادی فقه و اصول و حدیث و اینها نیفتد، درست نیست؛ اینها همه*اش یکی است، یک هدف دارد. یا مثلاً کلام. همین طور که آقایان فرمودند، کلام مسئله ی مهمی است. امروز شبهات کلامی، حرف*های کلامی، مباحث جدید کلامی، که هرگز فکرش نمی*شد، آمده وارد ذهنیات جامعه ی ما شده. خب، باید روی اینها بحث شود؛ و جایش مسجد است.
    البته این هم که فلسفه دچار غربت نشود، حرف درستی است. یعنی فرض کنید یک مدارسی یا مَدرس هایی وجود داشته باشد که معلوم باشد اینجا استاد فلسفه درس می*گوید ـ مثلاً صبح تا شب پنج تا، ده تا درس فلسفه گفته شود ـ این بسیار خوب است، حرفی نیست؛ لیکن به جدا شدن و مجزا شدن اینها از یکدیگر منتهی نشود. اگر چنانچه توفیق پیدا کردیم آن کارهایی که می خواهیم در قم انجام بگیرد، انجام گرفت، خب بله، یک بخشی از آن هم می تواند مربوط به این باشد؛ من این را می پذیرم.
    جایگاه هیئت در علوم
    مسئله ی هیئت هم که ایشان فرمودند، درست است. البته من توجه نداشتم به این نکاتی که ایشان در زمینه ی مسائل هیئت فرمودند. اگر واقعاً این همه حرفِ خوب وجود دارد که با پیشرفت*های علمی هم معارضه و منافاتی ندارد، بلکه بعضی از آنها شاید زمینه ی پیشرفت*های علمی است و ما در متونمان داریم، عیبی ندارد؛ این هم باید حمایت شود. خوشبختانه کارها و نهادهای حوزوی برخلاف نهادهای امروزی و دانشگاهی و دولتی و اینها، کم توقع و کم خرجند. یعنی واقعاً این کاری که شماها دارید می*کنید، اگر بنا بود همین کار را در دانشگاه انجام دهند، فهرست آلاف و الوف و فهرستِ خرج می*دادند. یکی از محسّنات بزرگ حوزه همین است که دنبال خرج درست کردن و دنبال زیاده روی نیست.
    مرکزیت فلسفه در قم
    در عین حال بنده معتقدم که ما یک پایگاه اساسی در قم لازم داریم؛ که اگر چنانچه یک کسی وارد قم شد، گفت مرکز فلسفه اینجا کجاست، ما او را به آنجا ببریم. به نظر من، ما یک جای آبرومند خوبی، یک مدرسه خوبی در قم برای این کار لازم داریم. حالا چگونه می*شود این را فراهم کرد و با ملاحظاتی که بعضی از بزرگان و آقایان دارند، آن را ایجاد کرد، باید روی آن فکر شود.
    عدم مخالفت با عرفان نظری
    ایشان به عرفان نظری اشاره کردند؛ بنده هیچ دشمنی و مخالفتی با عرفان نظری ندارم. گفته می*شود: «الانسان عدوّ لما جهله». بنده هیچ ورودی در عرفان نظری ندارم، اما هیچ عداوتی هم ندارم؛ منتها اعتقادم این است که ما نباید عرفان را به معنای الفاظ و تعبیرات و فرمول*های ذهنی مثل بقیه علوم ببینیم. عرفان، همان مرحوم قاضی است؛ مرحوم ملاحسینقلی همدانی است؛ مرحوم سید احمد کربلایی است؛ عرفان واقعی اینهاست. مرحوم آقای طباطبایی خودش فیلسوف بود، اهل فلسفه بود، بلاشک در عرفان هم وارد بود؛ منتها آنچه که در عرفان از ایشان معهود است، عرفان عملی است؛ یعنی سلوک، دستور، تربیت شاگرد؛ شاگرد به معنای سالک. عرفان نظری باید به سلوک بینجامد. خب، موضوع عرفان، ذات مقدس پروردگار است. موضوع عرفان، خداست. از این جهت، برتر از همه ی علوم است. خب، این خدا باید در زندگی کسی که اهل عرفان است، تجلی پیدا کند. ما کسانی را دیدیم که گفته می*شد در عرفان نظری از همه بهترند، اما در عرفان عملی یک قدم برنداشته بودند. ما افراد اینطوری را دیدیم و درک کردیم که اصلاً مسائل سلوکی و اینها را مس نکرده بودند. آنچه که من به آن تکیه دارم، این است که واقعاً یک حرکت عملی دیده شود؛ که این در مورد اهل معقول، به طور عام مطلوب است. آن کسانی هم که به عنوان اهل حکمت و اهل معقول شناخته شدند، غالباً کسانی*اند که این جنبه ی معنوی در آنها وجود داشته.
    حالا شما از قول مرحوم آقای فاضل، از امام (رضوان الله علیه) خاطره*ای نقل کردید؛ خود من هم یک خاطره*ای دارم که آن را هم بگویم. من از ایشان پرسیدم که شما درس مرحوم حاج میرزا جواد آقا را درک کردید یا نه؟ ایشان گفتند که نه، افسوس، افسوس، نشد!
    البته در برخی کتاب*ها می*نویسند که امام جزو شاگردهای آمیرزا جواد آقا بودند؛ در حالی که نخیر، قطعاّ ایشان نبودند. ایشان گفتند که آقای آشیخ محمدعلی اراکی آمد من را دو جلسه برد درس ایشان. ظاهراً شب*های جمعه جلسه داشتند. ایشان گفتند دو جلسه رفتم، اما نپسندیدم. می*گفتند آن وقت*ها ذهن ما پر بود از آن حرف*ها. یعنی همان حرف*های عرفان نظری. امام در سن هشتاد و چند سالگی افسوس می*خورد که درس آمیرزا جواد آقا نرفته؛ با اینکه ایشان شاگرد و مرید و عاشق مرحوم شاه آبادی بوده.
    یک خاطره دیگر هم به مناسبت عرفان نقل کنم. گفتند اوّلی که ایشان مرحوم آقای شاه آبادی را در قم دیده بودند، یک کسی گفته بود آن که شما دنبالش می*گردید، این است. مرحوم شاه آبادی چند سالی هم در قم مانده بودند. ایشان گفتند که من و فلانی ـ یک کس دیگری را اسم آوردند، که من حالا یادم نیست ـ دو نفری رفتیم پیش ایشان و گفتیم یک درسی برای ما شروع کنید. ایشان اول امتناع می*کرد، اما بعد با اصرار زیاد ما گفت: خب، حالا چه می*خواهید؟ منظومه، اسفار، فلان؟ گفتیم نه، ما از این چیزها گذشته*ایم؛ «مصباح الانس» می*خواهیم. ایشان گفت: اِ، «مصباح الانس»؟! خانه ایشان ظاهراً گذر جدّا بود. امام می*گفتند از مدرسه دارالشفاء یا فیضیه تا گذر جدّا با ایشان همین طور رفتیم، تا اینکه بالاخره ایشان را وادار کردیم که برای ما «مصباح الانس» بگوید. امام از اول هم از «مصباح الانس» شروع کرده.

    ایشان خیلی هم به عرفان علاقه مند بودند. می*دانید تبحر امام بیشتر در عرفان بود، بیش از فلسفه ـ یعنی امام متبحر و منغمر در عرفان بودند ـ خب، در فلسفه هم که ایشان بلاشک استاد بودند؛ لیکن حالا بعد از سن هشتاد سالگی به بالا، که یادم نیست چه سالی بود، ایشان به من اینجوری می*گفتند: افسوس؛ نه، ذهن ما آن وقت*ها پر بود از آن حرف*ها. خب، حرف*های عرفان نظری، حرف*های پر زرق و برقی هم هست؛ اما آن چیز دیگری است، راه دیگری است، حرف دیگری است. من حرفم این است؛ والاّ نخیر، بنده هیچ مخالفتی به این معنا با این مسئله ندارم.
    ان*شاء*الله که خداوند آقایان را موفق و مؤید بدارد. امروز حقیقتاً من خوشحال شدم از دیدن شما آقایان و حرف*هایی که زدید. حرف سنجیده و پرمغز، انسان را خوشحال می*کند. ان*شاء*الله موفق و مؤید باشید.
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد




  4. #4
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,758
    امتیاز : 12,072
    سطح : 72
    Points: 12,072, Level: 72
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 378
    Overall activity: 52.0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,640
    تشکر شده 12,560 در 2,457 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    میدونید مهجوریت اینجاست که رهبری نگاه و نظرات استراتژیستی به مسائل دارند.عملکرد ایشون نسبت با هم رده های خودشون در دنیا مقایسه کنید.دشمنان ما با کلی مراکز استراتژیک و اتاق فکر افق های 50تا 100سال کشورشون طرح ریزی میکنن اونوقت میبینی رهبری با نگاه کلان به مسایل تنهایی این کار انجام میدن

    جالب اینجاست در بیشتر مواقع این مسایل کلان و اندیشه هاشون رو با مردم و در سخنرانی هاشون برای مردم باز میکنن.یه حرکت قرانی انجام میدن و دعوت عام میکنن.

    مسوولان ما تا زمانی که دید کلان مثل رهبری رو ایجاد نکنن حرفای ایشون رو فقط مطابق نظر خودشون تفسیر میکنن و حرفها همچنان مهجور میمونن.

    حضرت اقا کلید واژه ها رو میدن و بعد میخوان این واژه ها مفهوم پردازی و درنهایت گفتمان سازی بشه.

    هنوز این بحث گفتمان سازی تو مسائل فرهنگی ما که رهبری گفتن مغفول مونده.
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  5. 7 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  6. #5
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-اردیبهشت-۱۲
    نوشته ها
    823
    امتیاز : 16,407
    سطح : 82
    Points: 16,407, Level: 82
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 443
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 2,028
    تشکر شده 3,063 در 747 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نظرات رهبری

    من آنچه كه در سخنرانيها بيان مى*كنم، لبّ نظراتم است. اساسي ترين نظراتم همانهايى است كه شما در سخنرانيها از من مى*شنويد. هيچ نظرى درباره مسائل جارى كشور و مسائل اسلام و مسلمين و مسائل اجتماعى وجود ندارد كه من آن را درِگوشى به كسى بگويم و نشود آن را در علن گفت. نظرات من، نظراتى شفّاف و روشن است كه در خطبه نماز جمعه و در سخنرانى با گروههاى مختلف، شما اينها را مى*شنويد.
    (بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران**77/2/22)

    ميگويند آيا ما هم بايد مثل رهبرى موضع بگيريم يا نه؟ خوب، رهبرى يك تكليفى دارد، ما يك تكليف ديگر داريم. ببينيد، مبادا كسى تصور كند كه رهبرى يك نظرى دارد كه برخلاف آنچه كه به عنوان نظر رسمى مطرح ميشود، در خفا به بعضى از خواص و خلّصين، آن نظر را منتقل ميكند كه اجراء كنند؛ مطلقاً چنين چيزى نيست. اگر كسى چنين تصور كند، تصور خطائى است؛ اگر نسبت بدهد، گناه كبيره*اى انجام داده. نظرات و مواضع رهبرى همينى است كه صريحاً اعلام ميشود؛ همينى است كه من صريحاً اعلام ميكنم.

    چند سال قبل كه يك قتلى اتفاق افتاده بود و دشمنان جنجال كردند، تبليغات كردند و گفتند اينها فتوا داشتند، دستور داشتند، و ميخواستند يك جورى پاى رهبرى را ميان بكشند، توى نماز جمعه گفتم: اگر من يك وقتى اعتقاد پيدا كنم كه يك نفرى واجب*القتل است، اين را توى نماز جمعه علنى خواهم گفت. نه جايز است، نه شايسته است كه مواضع ديگرى غير از آنچه كه رهبرى به صورت علنى و صريح به عنوان مواضع خودش اعلام ميكند، وجود داشته باشد؛ نه، همينى است كه دارم ميگويم.
    البته ممكن است كيفيت روزه گرفتن شما با بنده، نماز خواندن شما با بنده يك تفاوتهائى داشته باشد. خوب، شما جوانيد، دانشجوئيد؛ فعاليت دينى شما، فعاليت اجتماعى شما جوانانه است؛ با رفتار پيرمردانه*ى پيرمردها طبعاً تفاوت پيدا ميكند. از اين تفاوتهاى قهرى و طبيعى نميشود صرف*نظر كرد.
    (بيانات در ديدار دانشجويان در یازدهمین روزماه رمضان 89/6/1)


    گفته شد كه بعضى*ها نظرات كارشناسى ميدهند، با نظر رهبرى مخالف است، ميگويند آقا اين ضد ولايت است. من به شما عرض بكنم؛ هيچ نظر كارشناسى*اى كه مخالف با نظر اين حقير باشد، مخالفت با ولايت نيست؛ ديگر از اين واضح*تر؟! نظر كارشناسى، نظر كارشناسى است. كار كارشناسى، كار علمى، كار دقيق به هر نتيجه*اى كه برسد، آن نتيجه براى كسى كه آن كار علمى را قبول دارد، معتبر است؛ به هيچ وجه مخالفت با ولايت فقيه و نظام هم نيست. البته گاهى اوقات ميشود كه اين حقير خودش در يك زمينه*اى كارشناس است؛ بالاخره ما هم در يك بخشهائى يك مختصر كارشناسى*اى داريم؛ اين نظر كارشناسى ممكن است در مقابل يك نظر كارشناسى ديگر قرار بگيرد؛ خيلى خوب، دو تا نظر است ديگر؛ كسانى كه ميخواهند انتخاب كنند، انتخاب كنند.
    در زمينه*هاى فرهنگى، در زمينه*هاى آموزشى - در بخشهاى مخصوصى - بالاخره ما يك مختصرى سررشته داريم، يك قدرى كار كرديم؛ اين ميشود نظر كارشناسى. به هر حال هيچگاه اعلام نظر كارشناسى و نظر علمى، معارضه و مبارزه و مخالفت و اعلام جدائى از رهبرى و ولايت و اين حرفها به حساب نمى*آيد و نبايد بيايد.

    خب، ما در ديدارهاى دانشجوها معمولاً مطالباتى را مطرح ميكنيم؛ آيا اين پرتوقعى است؟ اين يك سؤال است. اگر انسان مجموعه*ى عرايضى را كه من در ديدارهاى دانشجوئى، چه در ماه رمضان*ها، چه در دانشگاه*هائى كه من در شهرستانها يا در تهران شركت كردم، جمع كند، يك فهرست طولانى از مطالبات اين حقير از مجموعه*ى دانشجويان به وجود مى*آيد. ممكن است كسى بگويد آقا اينها پرتوقعى است. من عقيده ندارم پرتوقعى است. چرا؟ توجه به نيروى متراكم در دانشگاه، گمان پرتوقعى را نفى ميكند.
    (دیدار با دانشجویان - 1391/05/16 )

    نظرات امام

    نظرات امام يك مجموعه است و خوشبختانه بيانات امام ثبت شده است و همين است كه هست. مثل همه*ى متونى كه از آنها ميشود تفكر گوينده را استنباط كرد؛ منتها با شيوه*ى درستِ استنباط. شيوه*ى درستِ استنباط اين است كه همه حرفها را ببينند، آنها را در كنار هم قرار بدهند؛ توى آنها عام هست، خاص هست؛ مطلق هست، مقيد هست. حرفها را بايد با همديگر سنجيد، تطبيق كرد؛ مجموع اين حرفها، نظر امام است. البته كار خيلى ساده*اى نيست، اما روشن است كه بايد چه كار كنيم: يك كار اجتهادى است؛ اجتهادى است كه از عهده*ى شما جوانها برمى*آيد. بنشينند واقعاً گروه*هاى كارى در زمينه*هاى مختلف، نظر امام را استنباط كنند، از گفته*هاى امام به دست بياورند.
    (ديدار دانشجويان با رهبر انقلاب 87/7/7)
    قفل زبان آینه ها باز و بسته شد
    وقتی که دفتر شهدا باز و بسته شد
    یک لحظه نور بر در و دیوار گُر گرفت
    انگار پلک های خدا باز و بسته شد


  7. #6
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-اردیبهشت-۱۲
    نوشته ها
    823
    امتیاز : 16,407
    سطح : 82
    Points: 16,407, Level: 82
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 443
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 2,028
    تشکر شده 3,063 در 747 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    حزب اللهی ها بشنوند!
    صوت

    بیانات رهبر انقلاب كه بخشی از آنرا در این قطعه صوتی می*شنوید:

    من يك توصيه هم در زمينه*ى سياسى بكنم. عزيزان من! برادران! خواهران! در سرتاسر كشور، امروز ما احتياج داريم به اتحاد و يكپارچگى. بهانه*هاى اختلاف زياد است. گاهى در يك قضيه*اى سليقه*ى يك نفر، دو نفر با هم يكسان نيست؛ اين نبايد بهانه*ى اختلاف بشود. گاهى در كسى يك گرايشى هست، در ديگرى نيست؛ اين نبايد مايه*ى اختلاف بشود. آراء، نظرات، همه محترمند. اختلاف در درون، منازعه*ى در درون، موجب فشل ميشود. قرآن به ما تعليم ميدهد: «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم».(۱) اگر منازعه كنيم، سر مسائل گوناگون - مسائل سياسى، مسائل اقتصادى، مسائل شخصيتى - دست*به*يقه شويم، دشمن ما جرى ميشود. يك مقدار از جرأتى كه دشمن در سالهاى گذشته پيدا كرد، به خاطر اختلافات بود.

    بیانات در حرم رضوی در آغاز سال ۹۱ - ۱۳۹۱/۰۱/۰۱

    *
    ممكن است ما با يكى مخالف باشيم، دشمن باشيم؛ درباره*ى او چگونه قضاوت ميكنيد؟ اگر قضاوت شما درباره*ى آن كسى كه با او مخالفيد و با او دشمنيد، غير از آن چيزى باشد كه در واقع وجود دارد، اين تعدى از جاده*ى تقواست. آيه*ى شريفه*اى كه اول عرض كردم، تكرار ميكنم: «يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سديدا»(۲). قول سديد، يعنى استوار و درست؛ اينجورى حرف بزنيم. من ميخواهم عرض بكنم به جوانان عزيزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف ميزنند، مينويسند، اقدام ميكنند؛ كاملاً رعايت كنيد. اينجور نباشد كه مخالفت با يك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جاده*ى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد.

    خطبه*هاى نماز جمعه*ى تهران در حرم امام خمینى (ره) - ۱۳۸۹/۰۳/۱۴

    *
    درباره*ى زيدى كه شما او را قبول نداريد، دو جور ميشود حرف زد: يك جور آنچنانى كه درست منطبق با حق است، يك جور هم آنچنانى كه در آن آميزه*اى از ظلم وجود دارد. اين دومى بد است، بايد از آن پرهيز كرد. درست همانى كه حق است، صدق است و شما در دادگاه عدل الهى ميتوانيد راجع به آن توضيح دهيد، بگوئيد، نه بيشتر.

    بیانات خطبه*هاى نماز جمعه*ى تهران در حرم امام خمینى (ره) - ۱۳۸۹/۰۳/۱۴

    *
    من بارها گفته*ام: ظلم نكنيم. اين هم يكى از آن اساسى*ترين كارهاست. ظلم چيز بدى و چيز خطرناكى است. ظلم فقط اين نيست كه آدم توى خيابان به يكى كشيده بزند. گاهى يك كلمه*ى نابجا عليه يك كسى كه مستحقش نيست، يك نوشته*ى نابجا، يك حركت نابجا، ظلم محسوب ميشود. اين طهارت دل را و طهارت عمل را خيلى بايستى ملاحظه كرد.

    من اين را به نظرم يك جائى گفتم. پيغمبر اكرم ايستاده بودند يك كسى را كه حد رجمِ زنا را بر او جارى ميكردند، ميديدند؛ بعضى*ها هم ايستاده بودند؛ دو نفر با همديگر حرف ميزدند؛ يكى به يكى ديگر گفت كه مثل سگ تمام كرد و جان داد - يك همچين تعبيرى - بعد پيغمبر به سمت منزل يا مسجد راه افتادند و اين دو نفر هم همراه پيغمبر بودند. توى راه كه ميرفتند، رسيدند به يك جيفه*ى مردارى - به يك مردارى، حالا جسد سگى بود، درازگوشى بود، هر چى بود - كه مرده بود و آنجا افتاده بود. پيغمبر به اين دو نفر رو كردند و گفتند: گاز بگيريد و يك مقدارى از اين ميل كنيد. گفتند: يا رسول*اللَّه! ما را تعارف به مردار ميكنيد؟! فرمود: آن كارى كه با آن برادرتان كرديد، از اين گاز زدن به اين مردار بدتر بود. حالا آن برادر كى بوده؟ برادرى كه زناى محصنه كرده بوده و رجم شده و اينها درباره*اش آن دو جمله را گفته*اند و پيغمبر اينجور ملامتشان ميكند!

    زيادتر نگوئيد از آنچه كه هست، از آنچه كه بايد و شايد. منصف باشيم؛ عادل باشيم. اينها آن وظائف ماست. اينجور نيست كه ما چون مجاهديم، چون مبارزيم، چون انقلابى هستيم، بنابراين هر كسى كه از ما يك ذره - به خيال ما و با تشخيص ما - كمتر است، حق داريم كه درباره*اش هر چى كه ميتوانيم بگوئيم؛ نه، اينجورى نيست. بله، ايمانها يكسان نيست، حدود يكسان نيست و بعضى بالاتر از بعضى ديگر هستند. خدا هم اين را ميداند و ممكن است بندگان صالح خدا هم بدانند؛ لكن در مقام تعامل و در مقام زندگى جمعى، بايد اين اتحاد و اين انسجام حفظ بشود و اين تمايزها كم بشود.

    بیانات در دیدار اعضاى بسیجى* هیئت علمى دانشگاه*ها - ۱۳۸۹/۰۴/۰۲

    *
    اين حرفى كه من امروز زدم و از بعضى از مسئولان و سران كشور گله*گزارى كردم، موجب نشود كه حالا يك عده*اى راه بيفتند، بنا كنند عليه اين و آن شعار دادن؛ نه، بنده با اين كار هم مخالفم. اينكه شما يك نفر را به عنوان ضد ولايت، ضد بصيرت، ضد چه، مشخص كنيد، بعد يك عده*اى راه بيفتند عليه او شعار بدهند، مجلس را به هم بزنند، بنده با اين كارها هم مخالفم؛ اين را من صريح بگويم. اين كارهائى كه در قم اتفاق افتاد، بنده با اينجور كارها مخالفم. آن كارهائى كه در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اينجور كارها مخالفم. بارها به مسئولين و كسانى كه ميتوانند جلوى اين چيزها را بگيرند، تذكر داده*ام. آن كسانى كه اين كارها را ميكنند، اگر واقعاً حزب*اللّهى و مؤمنند، خب نكنند. مى*بينيد كه تشخيص ما اين است كه اين كارها به ضرر كشور است، اين كارها به نفع نيست. با احساساتشان راه بيفتند اينجا، آنجا، عليه اين شعار بدهند، عليه آن شعار بدهند؛ اين شعاردادن*ها كارى از پيش نميبرد. اين خشمها را، اين احساسات را براى جاى لازم نگه داريد. در دوران دفاع مقدس اگر بسيجى*ها ميخواستند همين طور بروند يك جائى، طبق ميل خودشان حمله كنند، كه خب پدر كشور در مى*آمد. نظمى لازم است، انضباطى لازم است، مراعاتى لازم است. اگر چنانچه به اين حرفها اعتنائى ندارند، آنها كه خب حسابشان جداست؛ اما آن كسانى كه به اين حرفها اعتناء دارند و مقيدند كه برخلاف موازين شرع حركت نكنند، بايد مراقبت كنند، از اين كارها نكنند.

    بیانات در دیدار مردم آذربایجان* - ۱۳۹۱/۱۱/۲۸

    ۱) انفال: ۴۶
    ۲) احزاب ۷۰
    قفل زبان آینه ها باز و بسته شد
    وقتی که دفتر شهدا باز و بسته شد
    یک لحظه نور بر در و دیوار گُر گرفت
    انگار پلک های خدا باز و بسته شد


  8. #7
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,758
    امتیاز : 12,072
    سطح : 72
    Points: 12,072, Level: 72
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 378
    Overall activity: 52.0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,640
    تشکر شده 12,560 در 2,457 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    تهاجم فرهنگی بلند شدن موی پسران نیست، عدم خودباوری است

    من که مى گویم تهاجم فرهنگى، عده اى خیال مى کنند مراد من این است که مثلا پسرى موهایش را تا اینجا بلند کند. خیال مى کنند بنده با موى بلند تا اینجا مخالفم.
    مسئله تهاجم فرهنگى این نیست. البته بى بند و بارى و فساد هم یکى از شاخه هاى تهاجم فرهنگى است اما تهاجم فرهنگى بزرگ تر این است که این‏ها در طول سال‏ هاى متمادى به مغز ایرانى و باور ایرانى تزریق کردند که تو نمى توانى؛ باید دنباله رو غرب و اروپا باشى. نمى گذارند خودمان را باور کنیم.


    بیانات در دیدار جوانان، اساتید، معلمان و دانشجویان دانشگاه هاى استان همدان 17/04/1383
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  9. 11 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  10. #8
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,758
    امتیاز : 12,072
    سطح : 72
    Points: 12,072, Level: 72
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 378
    Overall activity: 52.0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,640
    تشکر شده 12,560 در 2,457 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسؤولان نظام‏‏‏‏:06/08/83



    بنده دو سه سال قبل در يكى از همين جلسات گفتم ما يك انقلاب اسلامى داشتيم، بعد نظام اسلامى تشكيل داديم، مرحله‏ى بعد تشكيل دولت اسلامى است، مرحله‏ى بعد تشكيل كشور اسلامى است، مرحله‏ى بعد تشكيل تمدن بين‏الملل اسلامى است.
    ما امروز در مرحله‏ى دولت اسلامى و كشور اسلامى قرار داريم؛ بايد دولت اسلامى را ايجاد كنيم

    . امروز دولت ما - يعنى مسؤولان قوه‏ى مجريه، قوه‏ى قضاييه، قوه‏ى مقننه، كه مجموع اينها دولت اسلامى است - سهم خوبى از حقايق اسلامى و ارزشهاى اسلامى را دارد؛ اما كافى نيست؛ اولش خود من. بايد بيشتر به سمت اسلامى شدن، مسلمان شدن و مؤمنانه و مسلمانانه زندگى كردن برويم. بايد به سمت زندگى علوى برويم.
    .
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  11. 8 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  12. #9
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,758
    امتیاز : 12,072
    سطح : 72
    Points: 12,072, Level: 72
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 378
    Overall activity: 52.0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 16,640
    تشکر شده 12,560 در 2,457 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    12
    مخالفت شده 15 در 10 پست

    پیش فرض

    بيانات معظم له در ديدار جمعي از دانشجويان و دانش آموزان:13/08/1381

    سرگرميهاي سياسي , طرح مسايل غيرلازم و خيالي , بزرگ كردن مسايل كوچك و در سايه ي بزرگ كردن آنها , پوشاندن مسايل اصلي كشور , مضر است .
    مسايل اصلي كشور , مساله ي اقتصاد و مساله ي علم و ارتقاي پايه ي علمي دانشگاه ها و همان جنبش نرم افزاري است كه ما بارها در دانشگاه ها و در ديدار با دانشجويان و اساتيد در ميان گذاشته ايم ;
    همچنين مساله ي حفظ روحيه و فرهنگ ديني جوانهاست . اينهاست كه مي تواند يك ملت و بخصوص ملت ما را سر پا و مستحكم نگه بدارد و توطئه هاي دشمن را خنثي كند
    عمریست رهین منت زهراییم

    مشهور شده به عزت زهراییم

    مردیم اگر به قبر ما بنویسید

    ما پیرغلام حضرت زهراییم

  13. 8 کاربر از پست مفید مرصاد العباد تشکر کرده اند .


  14. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۳
    محل سکونت
    همین حوالی....
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,110
    امتیاز : 15,916
    سطح : 81
    Points: 15,916, Level: 81
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 434
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social50000 Experience PointsTagger Second ClassCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,215
    تشکر شده 18,824 در 3,677 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    مخالفت
    3
    مخالفت شده 10 در 6 پست

    پیش فرض

    مقام معظم رهبري:
    اگرديديد که استاد شما دارد به خدا و دين واين حرف ها اهانت مي کند حتما بايد کاري کنيد که در همان کلاس به آن پاسخ داده بشود
    رئيس دانشگاه يا رئيس دانشکده بايد بکند
    استاد خوبي را بايد ببريد در همان جا رفع شبهه بکنيد
    بايد شر او را از سر دانشجو ها کم بکنيد
    انديشه هاي راهبردي ، ص76
    همراه فرشتگان و جبریل امین
    جاروکش کعبه خراسان شده ام
    خوشبخت تر از مرا نشانم بدهید
    دیوانه زنجیری سلطان شده ام....




    ما را کرمش داد ز هر غصه نجات
    بر معرفت و مرام سلطان صلوات...

    http://psychology7.parsiblog.com/

  15. 10 کاربر از پست مفید حوالی آفتاب تشکر کرده اند .


  16. #11
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,078
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,641
    تشکر شده 14,595 در 2,725 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    کسی که زبان باز و دل روشن دارد و مغز فعال دارد،می تواند مقابل تهاجم فرهنگی را بگیرد.
    با چه؟با سنگر فرهنگی،با حصار فرهنگی و با سلاح دورزن فرهنگی.ابزار فرهنگی لازم است.
    این است که ما به کسانی که اهل کار فرهنگی اند دائم می گوییم،به بعضی تکرار می کنیم،به بعضی التماس می کنیم،بعضی را در اینجا جمع می کنیم و به بعضی پیغام می دهیم که آقا!کار فرهنگ بکنید.
    جواب کار فرهنگی باطل،کار فرهنگی حق است.
    در مقابل کسی که از ابزار فهنگی استفاده می کند،ابزار فرهنگی لازم است.
    22/4/73
    ویرایش توسط گلابی! : دوشنبه ۰۱ مهر ۹۲ در ساعت ۲۳:۵۹
    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....


  17. #12
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,078
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,641
    تشکر شده 14,595 در 2,725 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یک تعبیر از تهاجم فرهنگی این است که فرهنگ انقلابی حاکم بر ذهنیت جامعه را مورد هجوم قرار دهند.
    در داخل جامعه،به فرهنگ جامعه بپردازند،برای اینکه آن فرهنگ را دستکاری کنند،ذهن ها را مردد کنند و دل های مومن و و مستقر را از حالت استقرار خارج و دچار تردید کنند.
    اقدام به این کار دشوار نیست،اما اگر از آن غفلت شد،خیلی سخت می شود.
    مثلا فرض کنید اگر کسی بخواهد اصل وجود خدا را - که جزو مسلمات است - مورد تردید قرار دهد و استدلال بر عدم کند،کار او مشکل است،اما ایجاد تردید آسان است.
    در مقابل این،باید یک حرکت وجود داشته باشد.
    18/12/76
    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....

  18. 6 کاربر از پست مفید گلابی! تشکر کرده اند .


  19. #13
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,078
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,641
    تشکر شده 14,595 در 2,725 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    صدای فرو ریختن ایمان و اعتقاد ناشی از تهاجم پنهانی و زیر زیرکی دشمن - اگر شما ملت و عناصر فرهنگی بیداری نباشید - خدای نخواسته آن وقتی در می آید که دیگر قابل علاج نیست.
    جوان جبهه رفته ما را اگر محاصره کردند،اگر اول یک ویدئو در اختیارش گذاشتند و بعد بعد او را به تماشای فیلم های وقیح جنسی وادار کردند،شهوت او را تحریک کردند و بعد او را به چند مجلس کشاندند،چه خواهد شد؟!
    وقتی تشکیلاتی وجود داشته باشد،جوان را در اوج نیروی جوانی فاسد می کنند،و حالا دشمن این کار را می کند.
    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....

  20. 6 کاربر از پست مفید گلابی! تشکر کرده اند .


  21. #14
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,078
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,641
    تشکر شده 14,595 در 2,725 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    اینکه شما می بینید بنده مساله تهاجم فرهنگی را مطرح کردم و گفتم،روی آن اصرار ورزیدم،راجع به آن حقیقتا غصه خوردم و تلاش کردم و باز هم به فضل الهی تلاش می کنم،گاهی در ریز مسائل وارد شدم و اگر کسی در این زمینه به من اشکالی کرد،در یک سخن رانی به اشکال او جواب دادم،همه به خاطر این است که چنین میدان و صحنه ای را به طور واضح مشاهده می کنم و می بین که این ها چه طور با استفاده از همان توانی که در خودشان هست،از ضعف های جمهوری اسلامی استفاده می کنند.
    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....


  22. #15
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,078
    امتیاز : 12,384
    سطح : 72
    Points: 12,384, Level: 72
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album pictures50000 Experience PointsCreated Blog entryVeteran
    تشکر کردن : 13,641
    تشکر شده 14,595 در 2,725 پست
    نوشته های وبلاگ
    13
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    من می دانم اگر نسل روی کار،یعنی جوان،رونفکر،آگاه،روحانی و کسی که در فضای این مسائل قرار دارد،به این نکته توجه کند که دشمن می خواهد ارزش های فکری و انقلابی او را مورد سول و تهاجم قرار دهد،نصف بیشتر قضیه حل شده است.
    درست مثل اینکه دشمن بخواهد در مرز ها به ما حمله کند و مرز ها را بشکند.به مجرد اینکه یک نیروی نظامی کارآمد خوب فهمید دشمن دارد حمله می کند،دیگر خیال شما آسوده است.پیداست که بقیه کار ها خود به خود انجام خواهد گرفت.
    از همه گر رها شوم،از تو رها نمی شوم
    تا تو زمین سجده ای،سر به هوا نمی شوم

    مهر تبار من تویی،سبز قرار من تویی
    دار و ندار من تویی
    ،اهل سخا نمی شوم

    زمزمه کن،بخوان مرا،مقصد من به انتها
    گر نکنی مرا فنا بر تو روا نمیشوم

    خیز و به دار خون مرا،در شب شاعرانه ای
    خانه خراب کن مرا،ای خود آشیانه ای

    من که هماره سجده را رو به ستاره کرده ام،
    بوسه به خاک می زنم،تا تو بر آستانه ای

    السلام علیک یا اباعبد الله الحسین.....

  23. 7 کاربر از پست مفید گلابی! تشکر کرده اند .


  24. #16
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-اردیبهشت-۱۲
    نوشته ها
    823
    امتیاز : 16,407
    سطح : 82
    Points: 16,407, Level: 82
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 443
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 2,028
    تشکر شده 3,063 در 747 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض بیانات رهبری درباره لزوم استحکام ساخت داخلی نظام

    شفاف: پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری (khamenei.ir) مجموعه بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره ی لزوم استحکام ساخت داخلی نظام را منتشر نموده است. بخشی از بیانات به همراه پیوند صفحه از این قرار است:

    بيانات در ديدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى

    ما داريم با منطق پيش ميرويم، با محاسبه*ى علمى پيش ميرويم؛ طرف مقابل ما دچار ضعفهاى روزافزون و تناقضهاى درونى است به*خاطر غلطِ فاحش بودنِ ساختِ درونى آن تمدّن؛ آنها دارند عقب*نشينى ميكنند - البتّه لازم نيست به اين عقب*نشينى اعتراف كرده باشند يا به طور محسوس و واضحى در حرفهاى آنها ديده بشود - واقع قضيّه اين است، حقيقت قضيّه اين است. وقتى يك ملّتى با محاسبه*ى درست، با پيداكردن نقطه*ى صحيح كار، كار را پيش ميبرد، قطعاً به نتايج مطلوب خواهد رسيد.
    ما گفته*ايم «ساخت درونى نظام» بايد استحكام پيدا كند؛ ما گفته*ايم «علم» بايستى رشد پيدا كند؛ ما گفته*ايم «توليد داخلى» بايستى اساس كار باشد؛ ما گفته*ايم «نگاه خوشبينانه به استعداد بومى كشور» بايستى جدّى باشد، استعدادها پرورش پيدا كند؛ اينها پايه*هاى اصلى كار است. وقتى كشورى با تكيه*ى به استعدادهاى درونى، با تكيه*ى به ابتكار نيروى انسانى خود، با تكيه*ى به علم و دانش خود، با تكيه*ى به ايمان خود و با اتّحاد حركت ميكند، قطعاً به نتايج مطلوب خواهد رسيد. بنابراين ما ترديدى نداريم كه آينده*ى روشنى داريم؛ البتّه اينكه اين آينده زود باشد يا دير باشد، دست من و شما است: اگر خوب حركت كنيم، آينده زودتر خواهد رسيد؛ اگر چنانچه تنبلى و كوتاهى و خودخواهى و دنياپرستى و دل دادن به اين ظواهر، چشم ما را يك قدرى پُر كند، ساقط كند ما را، در درون خودمان ريزش - چه ريزش شخصى در درون، چه ريزش اجتماعى - پيدا بكنيم، البتّه ديرتر به دست خواهد آمد؛ امّا بدون ترديد به دست خواهد آمد و اين به بركت مجاهدتها و فداكارى*ها است كه بحمدالله در ميدان فداكارى هم شماها فعّال بوديد، خوب بوديد، حركت درخشانى كرديد، در آينده هم ان*شاءالله همين*جور خواهد بود.

    بیانات در دیدار كارگزاران حج

    جمهورى اسلامى با نگاه باز، با چشم باز، با حواس جمع، به همه*ى اين مسائل نگاه ميكند؛ آنچه ما ميفهميم اين است كه ما بايستى به*عنوان يك ملّت، به*عنوان يك جمعيّت عظيم هفتاد هشتاد ميليونىِ واقع در يك منطقه*ى حسّاس عالم، با نگاه درست، با استفاده*ى از اقتدار اسلامى، جاى پاى خودمان را محكم كنيم؛ اهداف انسانى و والاى خودمان را كه از اسلام گرفته*ايم، در معرض نگاه و ديد همه*ى بشريّت بگذاريم و بشريّت را دعوت كنيم به آن چيزى كه اسلام به بشريّت هديه ميدهد؛ اين وظيفه*ى ما است. مكرّر عرض كرده*ايم: ساخت اقتدار درونى ملّت كه در درجه*ى اوّل با ايمان صحيح و راسخ و با اتّحاد آحاد مردم و با عمل درست مسئولين كشور و با همراهى مسئولان و آحاد مردم و با توكّل به خداى متعال انجام خواهد گرفت؛ يعنى به*كار گرفتن عقل و معنويّت و توكّل و حركت و عمل؛ بلاشك در اوضاع منطقه هم اثر ميگذارد، كما اينكه تا حالا هم اثر گذاشته است. و اميدواريم كه ان*شاءالله اين حضور معنوى در عرصه*هاى مختلف و از جمله حضور شما در حج با اين منطق قوى، با اين نگاه روشن، بتواند آن چيزى را كه اسلام براى نظام، براى مردم عالم، براى مسلمانان، براى غيرمسلمانان، براى انسانيّت خواسته است، تأمين كند و وسائل سعادت عمومى را فراهم بكند.

    دیدار ائمه جمعه سراسر كشور با رهبر انقلاب

    غربی ها از كشتار هیروشیما، از كشتار میلیونها انسان در جنگ های جهانی اول و دوم، و از كشتار مردم بیگناه پاكستان، افغانستان و عراق، احساس ناراحتی نمی كنند و در آینده هم هرجا كه منافعشان اقتضا كند از كشتار انسانها ابائی نخواهند داشت، بنابراین باید اقتدار درونی خود را در عرصه های گوناگون سیاسی، حكومتی، معیشتی و مردمی افزایش دهیم.

    بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری

    آنچه كه ما احساس ميكنيم كه براى رفع مشكلات بايدانجام داد - مشكلات هم مال امروز نيست، مشكلات هميشه وجود داشته است، در همه*ى كشورها هم وجود دارد؛ يعنى اگر كسى تصوّر كند كه حالا در فلان كشور پيشرفته، يا فلان كشور اروپايى، يا غربى، يا ثروتمند، يا پرجمعيّت، يا كم*جمعيّت، مشكلاتى وجود ندارد، خطا است؛ مشكلات همه*جا هست؛ طبيعت كارِ يك ملّت اين است كه بالاخره در كار او مشكلاتى وجود دارد، مسئولينش بايد آن مشكلات را برطرف بكنند و حركتشان را ادامه بدهند؛ حالا بعضى ميخواهند مشكلات را با كمك ديگران، با تكيه*ى به ديگران، با رشوه دادن به ديگران، با تذلّل در مقابل ديگران حل كنند؛ بعضى*ها هم نه، ميخواهند مشكلات را با نيروى خودشان، با توان داخلى خودشان حل كنند - اعتقادمان اين است كه بايد به تقويت ساخت درونى نظام اهمّيّت بدهيم؛ اين اساس كار است. از درون، خودمان را بايد تقويت كنيم. تقويت درونى با انديشه*ى كامل، با نگاه عاقلانه و خردمندانه چيزى است ممكن؛ چه به*وسيله*ى پيشرفت علمى، چه به*وسيله*ى ساخت و مديريّت درست اقتصادى؛ اينها كارهايى است كه به نظر ما ممكن است.

    خب، امروز شما ملاحظه كنيد، وقتى روى نفتِ ما فشار مى*آورند، ما دچار مشكل ميشويم، اين ناشى از چيست؟ ناشى از اين است كه ما تكيه*مان را به نفت از بعد از دوره*ى جنگ و پايان جنگ تا امروز، نتوانستيم كم كنيم، اگر ما تكيه*مان را به نفت كم ميكرديم، فشار بر روى نفت اين*قدر براى ما سخت تمام نميشد. بنابراين به خودمان بايستى مراجعه كنيم، از خودمان بايستى بخواهيم كه گره*ها را با نيروى اراده حل كنيم.

    بیانات در دیدار رئیس*جمهور و اعضای هیأت دولت

    يك شاخص ديگر هم عرض بكنيم، اين بخش را من ديگر ادامه ندهم بيشتر از اين؛ تكيه به ظرفيّت درون*زاى كشور است؛ نگاهمان به بيرون نباشد. اين، توصيه*ى ما است؛ اين معنايش اين نيست كه از امكاناتى كه در بيرون هست استفاده نكنيم؛ اين دو حرف با هم اشتباه نشود. اميدمان را به بيرون از ظرفيّت داخلى كشور ندوزيم. در بيرون از مجموعه*ى كشور و نظام جمهورى اسلامى، جبهه*ى بزرگى وجود دارد كه با همه*ى توان از سى و چند سال پيش به اين طرف كوشيده نگذارد كه اين انقلاب ريشه*دار بشود، نگذارد كه اين نظام جمهورى اسلامى پايدار بماند، نگذارد كه پيشرفت كند، نگذارد كه در زمينه*هاى گوناگون الگو بشود.
    نميشود از دشمن و روشهاى خصمانه*اى كه كرده، انتظار دوستى و محبّت و صميميّت داشت. نميگوييم از اينها استفاده نكنيد، امّا ميگوييم اطمينان نكنيد، اعتماد نكنيد، چشم به آنجا ندوزيد، چشم به داخل بدوزيد. در داخل كشور خيلى امكانات وجود دارد كه اگر چنانچه نگاه ما - چه در زمينه*هاى اقتصادى، چه در زمينه*هاى فرهنگى، چه در زمينه*هاى گوناگون ديگر - [ به آنها باشد و] اگر بتوانيم از اين نيروهاى داخلى استفاده كنيم، كليد حلّ مشكلات اينجا است؛ يعنى در درون كشور و امكانات داخلى كشور است كه از اينها ميشود خردمندانه بهره*بردارى كرد. اينها بايد شناسايى بشوند. و اين است كه رتبه*ى ما را در دنيا بالا ميبرد. در مناسبات بين*المللى سهم هر كشورى به قدر قدرت درونى او است؛ هر مقدارى كه واقعاً در درون اقتدار داشته باشد، سهمش از مجموعه*ى مناسبات بين*المللى به همان نسبت بالاتر است؛ اين را بايد ما تأمين بكنيم و خوشبختانه در طول اين سالهاى متمادى بمرور تأمين شده، يعنى مدام بر اقتدار و قوام نظام جمهورى اسلامى در طول اين سالها افزوده شده؛ لذا مى*بينيد حيثيّت و موقعيّت جمهورى اسلامى هم بالا رفته كه حالا شواهدش فراوان و الى*ماشاءالله است. و اين شش هفت تا شاخص بود كه خواستيم عرض كنيم؛ البتّه عرض كرديم اينها مطالبى نيست كه براى شماها تازه باشد، لكن تذكّر و تكرار دانسته*هايى است كه آنها لازم است.

    ادامه...
    قفل زبان آینه ها باز و بسته شد
    وقتی که دفتر شهدا باز و بسته شد
    یک لحظه نور بر در و دیوار گُر گرفت
    انگار پلک های خدا باز و بسته شد

  25. 5 کاربر از پست مفید hadis_a تشکر کرده اند .


  26. #17
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-اردیبهشت-۱۲
    نوشته ها
    823
    امتیاز : 16,407
    سطح : 82
    Points: 16,407, Level: 82
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 443
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 2,028
    تشکر شده 3,063 در 747 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بيانات در ديدار اساتيد دانشگاه*ها

    دوستان در زمينه*ى جبهه*بندى*هاى سياسى در دنيا نكات خوبى را بيان كردند؛ نكات قابل توجهى است و درست است، ما هم اعتقاد داريم؛ اما چيزى كه بايد در نظر باشد، اين است كه يك جبهه*ى دشمن عنودى در مقابل نظام جمهورى اسلامى در ميان قدرتهاى دنيا وجود دارد. آيا اين جبهه*ى عنود و لجوج در دشمنى با جمهورى اسلامى، مشتمل بر اكثر كشورهاى دنيا است؟ ابداً؛ آيا مشتمل بر اكثر كشورهاى غربى است؟ ابداً؛ اين مربوط به چند كشور قدرتمندى است كه به خاطر دلائل خاصى با نظام جمهورى اسلامى و با اقتدار نظام جمهورى اسلامى مخالفند و كارشكنى ميكنند؛ يكى از كارشكنى*ها، همين كارشكنى در زمينه*ى علمى است.
    بعضى از دوستان گفتند «ديپلماسى علمى»، «ديپلماسى دانشگاهى»؛ بنده هم اعتقاد به اين دارم، تشويق هم كرده*ام؛ اما توجه داشته باشيد كه طرف مقابل روى اين نكته بخصوص توجه دارد، روى اين نكته برنامه*ريزى ميكنند. بر روى همين نقطه*ى «ديپلماسى علمى» برنامه*ريزى ميكنند و اهداف خودشان را دنبال ميكنند. اگر با توجه، با آگاهى، با بصيرت، كار انجام بگيرد، ما كاملاً موافق هستيم. از پيشرفت علمى ما هم راضى نيستند. بخشى از اين كارهائى كه امروز در زمينه*ى تحريم و امثال اينها مشاهده ميكنيد، مربوط به همين است كه نميخواهند جامعه*ى ايرانى به اين اقتدار درونزا دست پيدا كند؛ كه اقتدار علمى، يك اقتدار درونزا است. بنابراين، اين پيشرفت بايد ادامه پيدا كند.

    بيانات در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى اسلامى ايران*

    توصيه*ى ما، هم به رئيس جمهور محترم، هم به هيئت دولتى كه ان*شاءالله به توفيق الهى در آينده*ى نزديكى از مجلس رأى اعتماد خواهند گرفت، اين است كه كارها را با صبر و بدون شتابزدگى انجام دهند؛ گامها را محكم و مطمئن بردارند. در همه*ى زمينه*ها ظرفيت كار وجود دارد، اهداف بلند هم وجود دارد، نشانه*ها و بشارتها هم در كشور ما كم نيست. البته جبهه*ى دشمنان برخوردهاى خصمانه*اى دارند. رئيس جمهور محترم اشاره كردند به تحريمها و فشارهائى كه دشمنان ملت ايران - كه البته در رأس آنها آمريكا است - بر كشور وارد ميكنند. من ميخواهم بگويم درست است كه فشارهاى دشمنان براى مردم مشكلاتى را به*وجود مى*آورد، اما تجربه*هاى باارزشى هم در اختيار مسئولان و در اختيار مردم ميگذارد. درس بزرگى كه ما از اين فشارهاى اقتصادى دريافت كرديم، اين است كه هرچه ميتوانيم، بايد به استحكام ساخت داخلى قدرت بپردازيم؛ هرچه ميتوانيم، در درون، خودمان را مقتدر كنيم؛ دل به بيرون نبنديم. آنهائى كه دل به بيرون ظرفيت ملت ايران ميبندند، وقتى با يك چنين مشكلاتى مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفيتهاى ملت ايران خيلى زياد است. ما بايد بپردازيم به استحكام ساخت درونى اقتدار ملى؛ كه آن روز به مسئولان كشور عرض كرديم: در درجه*ى اول، مسائل اقتصادى و مسائل علمى است؛ كه بايد با جديت دنبال شود.

    مسائل سياسى هم مسائل مهمى است. من تأييد ميكنم نظرى را كه رئيس جمهور محترم ابراز كردند در زمينه*ى برخورد حكمت*آميز با مسائل گوناگون بين*المللى و مسائل سياسى و مسائل ارتباطات بين*المللى و اينها. حتماً بايد برخوردِ حكمت*آميز و عاقلانه باشد. البته ما دشمنانى داريم كه اينها زبان عقلائى هم خيلى سرشان نميشود؛ ليكن آنچه كه ما وظيفه داريم، اين است كه با استحكام، با توجه به اهداف والاى جمهورى اسلامى، بدانيم چه كار داريم ميكنيم؛ اهداف خودمان را بشناسيم، آن اهداف را هم در نظر داشته باشيم و آنها را با جديت دنبال كنيم.

    بيانات در ديدار دانشجويان*

    يكى از موضوعاتى كه باز ميتواند مورد بحث و مطالعه قرار بگيرد، عمق راهبردى نظام در نگاه به مسائل منطقه است. در نگاه به مسائل منطقه، انسان متوجه يك موضوعى ميشود و آن، عمق راهبردى جمهورى اسلامى در اين مناطق است. يك جاهائى يك حوادثى است كه ميتواند مثل ريشه و مايه*ى استحكام يا ريسمانهاى نگهدارنده*ى خيمه، براى داخل كشور به حساب بيايد؛ اينها عمق راهبردى است. اينكه شما ملاحظه كرديد امام در زمينه*ى انقلابهاى خارج از كشور و هسته*هاى انقلابى، بيانات صريحى را در آن روزها بيان ميكردند، براى تشكيل يك چنين عمقى بود؛ كه تشكيل هم شد. امروز دستگاه استكبار با دستپاچگى دارد با اين عمق استراتژيك مبارزه ميكند؛ البته به جائى هم نرسيده و نخواهد رسيد.

    يك بحث مهم در همين قضيه، كارى است كه دشمن دارد در زمينه*ى اختلاف شيعه و سنى ميكند؛ كوبيدن مجموعه*هاى شيعه در نقاط مختلف دنياى اسلام. دشمن با اين تصور كه چون عناصر شيعه در واقع پايگاه*هاى طبيعى براى جمهورى اسلامى محسوب ميشوند، ميخواهد اين پايگاه*ها را بكوبد؛ البته اشتباه ميكند. پايگاه*هاى جمهورى اسلامى منحصر به شيعه*ها نيست. خيلى از برادران سنى در خيلى از كشورها آنچنان دفاع جانانه*اى از جمهورى اسلامى ميكنند كه خيلى از شيعه*ها نميكنند. بعضى از اين مخالفين ضدانقلابى كه در خارج از كشور نشسته*اند - به قول شماها، آن ور آب - و عليه جمهورى اسلامى مرتب حرف ميزنند، اگر به آنها بگويند مذهبت چيست، ميگويد شيعه. خيلى از مسلمانهائى كه شيعه*ى امامى هم نيستند - حالا يا شيعه*ى زيدى*اند، يا سنى*اند - در دفاع از نظام اسلامى، از برادران شيعه كمتر نيستند. بنابراين در مورد عمق راهبردى، دشمنان ما فهم درستى ندارند و كارى كه دارند ميكنند، كار اشتباهى است. بنابراين يك صحنه*ى مهمِ نشاطى كه براى دانشگاهها لازم است، همين صحنه*ى مسائل سياسى و اجتماعى و مسائل ناظر به واقعيتهاى زندگى است؛ كه اينها را شما ميتوانيد بحث كنيد، پخته كنيد، سنجيده كنيد، اينها را بر مديريتهاى كشور عرضه كنيد و به عنوان فرآورده*هاى علمى و فكرى براى نظام اسلامى به جا بگذاريد. خود شماها چند صباح ديگر در بخشهاى مختلف كشور جزو مديرانيد؛ از اينها بايد استفاده كنيد، و امروز هم بايد استفاده شود.

    يك عرصه*ى ديگر، عرصه*ى علم است؛ نشاط علمى. من به شما عرض بكنم؛ امروز يكى از نيازهاى اساسى و درجه*ى يك كشور، نياز علمى است. اگر چنانچه ما توانستيم در عرصه*ى علمى، پيشرفتهائى را كه تا امروز بحمدالله به دست آمده است، با همين سرعت دنبال كنيم، هم در زمينه*ى مشكلات اقتصادى، هم در زمينه*ى مشكلات سياسى، هم در زمينه*ى مشكلات اجتماعى، هم در زمينه*ى مسائل بين*المللى، مطمئناً گره*گشائى*هاى بزرگى خواهد شد. علم مسئله*ى بسيار مهمى است. در اين حدود ده سال، يازده سال گذشته، در اين زمينه خيلى كار شده؛ ليكن بعد از اين هم بايد كار شود؛ كار مضاعف شود. من عقيده*ام اين است كه كار علمى در دانشگاه و در كشور بايد جهادى باشد؛ كار علمىِ جهادى انجام بگيرد.
    قفل زبان آینه ها باز و بسته شد
    وقتی که دفتر شهدا باز و بسته شد
    یک لحظه نور بر در و دیوار گُر گرفت
    انگار پلک های خدا باز و بسته شد

  27. 4 کاربر از پست مفید hadis_a تشکر کرده اند .


  28. #18
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-اردیبهشت-۱۲
    نوشته ها
    823
    امتیاز : 16,407
    سطح : 82
    Points: 16,407, Level: 82
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 443
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 2,028
    تشکر شده 3,063 در 747 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بيانات در ديدار شاعران*

    در مسائل مربوط به جامعه و زمانِ خودمان هم شاعر داراى مسئوليت است. امروز يك حركت عظيم تاريخى از درون جامعه*ى ما به وجود آمده و الهامبخش مجموعه*هاى بزرگ بشرى شده؛ اين يك واقعيت است. مواجهه*ى انقلاب اسلامى با نظام سلطه*ى بين*المللى، ايستادگى در مقابل زورگوئى*ها، از سوى يك ملتى كه دويست سال يا بيشتر زير بار زورگوئى*هاى ديگران بوده، و برافراشتن پرچم آزادى و آزادگى در اين كشور، چيز خيلى مهمى است؛ اين بايد در شعر شاعران ما ظهور پيدا كند. همچنين آنچه كه در پى اين آزادى آمد. من بارها در همين جلسه و جلسات ديگر گفته*ام كه مسئله*ى جهاد نظامىِ هشت*ساله*ى ما چيز كمى نبود، چيز مهمى بود؛ كه به نظر من در شعر ما خيلى بايد مورد توجه قرار بگيرد. همچنين جهادِ بناى جامعه*ى اسلامى، جهاد استحكام بخشيدن به ساخت قدرت ملى كه ما مكرر رويش تكيه كرديم، جهاد اصلاح سبك زندگى - كه عرض كرديم متن تمدن اسلامى اين است و آنچه كه در غير از سبك زندگى بحث ميكنيم، همه شكلها و شيوه*ها و اندازه*گيرى*ها است - اينها هر كدام يك جهاد است؛ حضور در اين جهاد از طريق شعر، بايد مورد توجه قرار بگيرد. همچنين مسائل مربوط به تاريخ، مربوط به زمانه. امروز بيدارى اسلامى يك مسئله*ى مهم است، مسئله*ى فلسطين يك مسئله*ى مهم است؛ اينها بايد در شعر ما سهم داشته باشند، ما در شعرمان بايد به اينها بپردازيم. به*هرحال اينها چيزهائى است كه اهميت دارد.

    بيانات در ديدار مسئولان نظام*

    در پيشرفت به سمت هدفهاى آرمانى، بايد ساخت درونى قدرت را استحكام بخشيد؛ اساس كار اين است. ما اگر ميخواهيم اين راه را ادامه دهيم و به اين سمت حركت كنيم و اين هدفها را دنبال كنيم و چشم به اين آرمانها بدوزيم و پيش برويم و در مقابل اين معارضه*ها ايستادگى كنيم و صبر و توكل را به كار بگيريم، بايد ساخت قدرت ملى را در درون كشور تقويت كنيم و استحكام ببخشيم. عناصر اين استحكام، برخى عناصر هميشگى است، برخى هم عناصر فصلى است. آنچه كه جزو عناصر هميشگى است، عزم راسخ است؛ كه عرض كرديم. مسئولان كشور بايد تصميمشان را در مواجهه*ى با مشكلات حفظ كنند، عزم راسخ خودشان را محفوظ بدارند، دچار تزلزل نشوند. به سمت آرمانها حركت كردن، اين عزم راسخ را نياز دارد. اينجور نباشد كه با مشاهده*ى اخم دشمن، ترشروئى دشمن، حركت معارضه*ى دشمن با شكلهاى مختلفش - تبليغاتى*اش، سياسى*اش، اقتصادى*اش و امثال اينها - متزلزل شوند. هم عزم راسخ مسئولين لازم است، هم عزم راسخ مردم لازم است. البته اين دومى - عزم راسخ مردم - الزاماتى هم دارد، كه حالا معلوم است. ما اگر بخواهيم عزم راسخ مردم را حفظ كنيم، يك سلسله وظائفى را بايد انجام دهيم.

    اما آنچه كه فصلى است - آنچه كه در حال حاضر براى كشور اولويت دارد - به نظر من مسئله*ى اقتصاد و مسئله*ى علم است. مسئولان كلان كشور، سياستگذاران كشور، كسانى كه اداره*ى امور اساسى را در كشور به عهده دارند، به اين دو نقطه*ى اصلى براى پيشرفت بايد توجه كنند. روى مسئله*ى اقتصاد كشور بايد تكيه شود، روى مسئله*ى پيشرفت علمى كشور هم بايد تكيه شود. توجه به اقتصاد خوشبختانه نسبتاً عمومى است؛ همه توجه دارند. حماسه*ى اقتصادى هم جزو شعار امسال بوده. اميدواريم همچنان كه حماسه*ى سياسى انجام گرفت، حماسه*ى اقتصادى هم با همت مسئولين انجام بگيرد. البته كار اقتصادى، كار كوتاه*مدتى نيست؛ كار يك ماه و دو ماه و يك سال نيست؛ ليكن بايد حركت آغاز شود. روى مسئله*ى علم هم من تكيه ميكنم. در اين ده سال گذشته، حركت علمى ما خيلى خوب بوده؛ پيشرفت علمى و سرعت پيشرفت، بسيار خوب بوده است؛ اما اين سرعت پيشرفت بايد كند نشود. اگر ما بخواهيم به آن سطح مطلوب برسيم، اگر بخواهيم به خطوط مقدم دانش جهانى برسيم، بايد اين سرعت پيشرفت را همچنان حفظ كنيم.

    بیانات در دیدار كارگران و فعالان بخش تولید كشور

    روزمرّه فكر كردن در مسائل اقتصادى، مضر است؛ تغيير سياستهاى اقتصادى به طور دائم، مضر است - در همه*ى بخشها، بخصوص در اقتصاد - تكيه كردن بر نظرات غير كارشناسى، مضر است؛ اعتماد كردن به شيوه*هاى تزريقىِ اقتصادهاى تحميلى شرق و غرب، مضر است. سياستهاى اقتصاد بايد سياستهاى «اقتصاد مقاومتى» باشد - يك اقتصاد مقاوم - بايد اقتصادى باشد كه در ساخت درونىِ خود مقاوم باشد، بتواند ايستادگى كند؛ با تغييرات گوناگون در اين گوشه*ى دنيا، آن گوشه*ى دنيا متلاطم نشود؛ اين چيزها لازم است. رئيس جمهورى كه ميخواهد اين كشور بزرگ را اداره كند، اين راه پرافتخار را به كمك مردم و براى مردم طى كند، بايد اينچنين خصوصياتى داشته باشد. رابعاً بايد تهذيب اخلاقى داشته باشد؛ نپرداختن به حواشى. اينها چيزهاى لازمى است. بنده توصيه*ام به همه*ى دولتها هميشه همين بوده است. ميدانيد من از دولتها و از رؤساى جمهور در طول اين سالهاى متمادى همواره حمايت كردم؛ توصيه هم كردم، در موارد متعدد و زيادى از آنها توضيح هم خواستم. تكيه اين بوده است كه براى مردم هزينه درست نكنند، مشكل درست نكنند، دغدغه*آفرينى نكنند، مردم را دچار تشويش و نگرانى نكنند؛ البته وعده*ى بيخود و بى*مبنا هم ندهند، درِ باغ سبزهاى بى*منطق هم باز نكنند؛ منطقى، معقول، منطبق با واقعيت و با توكل به خداى متعال حركت را پيش ببرند؛ ان*شاءاللَّه در آينده هم بايد همين جور باشد.

    بیانات در حرم مطهر رضوی

    وظيفه*ی همه*ی ما اين است كه سعی كنيم كشور را مستحكم، غير قابل نفوذ، غير قابل تأثير از سوی دشمن، حفظ كنيم و نگه داريم؛ اين يكی از اقتضائات «اقتصاد مقاومتی» است كه ما مطرح كرديم. در اقتصاد مقاومتی، يك ركن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد بايد مقاوم باشد؛ بايد بتواند در مقابل آنچه كه ممكن است در معرض توطئه*ی دشمن قرار بگيرد، مقاومت كند. اين مطلب اوّلی كه لازم بود عرض كنم.
    قفل زبان آینه ها باز و بسته شد
    وقتی که دفتر شهدا باز و بسته شد
    یک لحظه نور بر در و دیوار گُر گرفت
    انگار پلک های خدا باز و بسته شد

  29. 6 کاربر از پست مفید hadis_a تشکر کرده اند .


  30. #19
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-اردیبهشت-۱۲
    نوشته ها
    823
    امتیاز : 16,407
    سطح : 82
    Points: 16,407, Level: 82
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 443
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 2,028
    تشکر شده 3,063 در 747 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مرز انتقاد و تخریب در کلام رهبری


    1-انتقاد خدمت است و تخريب خيانت

    «آدم متأسفانه مى بيند چيزهايى كه به نام انتقاد از دولت و نقادى دولت، امروز گفته مي شود، شكل همين تخريب را دارد: يعنى انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگيها و كارهاى خوب، و درشت كردن و برجسته كردن ضعفها. خب بله، ضعف هست. هر دولتى بالاخره ضعف دارد؛ انسانها ضعف دارند ديگر؛ ضعفها را بگويند، قوّتها را بگويند. جمع بندىِ كار يك دولت، آن وقتى است كه ضعفها و قوّتها را منصفانه پهلوى همديگر قرار بدهند؛ آن وقت ميشود جمع بندى كرد.

    انتقاد خوب است، تخريب بد است؛ انتقاد خدمت است، تخريب خيانت است؛ نه خيانت به دولت، بلكه خيانت به نظام و خيانت به كشور است. نبايد تخريب بكنند، انتقاد بكنند.»

    (بیانات در ديدار رئيس جمهوری و اعضاى هيئت دولت 02/06/87)

    2-انتقاد به معناى تضعيف نيست

    «البته معناى اين حرف آن نيست كه ما بگوييم هيچ‏كس حق ندارد از دولت انتقاد كند؛ چون انتقاد به معناى تضعيف نيست. انتقاد اگر دلسوزانه و منصفانه باشد، كمك هم مى‏كند. اگر انتقادى دلسوزانه هم نبود، بالاخره دانسته مى‏شود. در مقابل حركت دولت، اگر يك وقت عيبجويىِ غيرمنصفانه‏اى هم بشود، نخواهد توانست افكار عمومى و واقعيّتهاى بيرونى را تحت تأثير قرار دهد. بنابراين من نمى‏خواهم انتقاد را منع كنم؛ اما تخريب را چرا. تخريب به ‏هيچ ‏وجه مصلحت نيست. با هيچ توجيهى كسى نمى‏تواند خود را قانع نمايد كه دولت را تخريب كند.»

    (بيانات در ديدار اعضاى هيأت دولت، به مناسبت هفته 04/06/81)

    3-بعضي ها طورى انتقاد مى‏كنند كه تخريب است

    «من البته هيچ‏وقت جلوِ انتقاد را نگرفته‏ام و كسى را منع نكرده‏ام. انتقاد صحيح و دلسوزانه ضررى ندارد؛ اما اين انتقاد بايستى به تخريب نينجامد. بعضيها طورى انتقاد مى‏كنند كه تخريب است؛ اين مصلحت نيست. كسى كه مسؤوليت سنگينى در كشور بر دوشش هست و از او توقّع داريم كه فلان كار را بكند - اقتصاد را درست كند و... - اگر ما او را تقويت نكنيم؛ اگر يك وقت ضعفى هم پيدا شد، آن را نپوشانيم؛ آيا مى‏توانيم چنين توقّعى داشته باشيم؟ باز هم مى‏توانيم اميدوار باشيم كه آنچه كه ما مى‏خواهيم، انجام خواهد گرفت و آنچه كه وظيفه اوست، انجام مى‏گيرد؟ به نظر من، وظيفه همه است كه به مسؤولان كشور كمك كنند و آنها را يارى نمايند.»

    (پاسخ هاى رهبر انقلاب به پرسشهاى دانشجويان در دانشگاه صنعتى شريف‏ 01/09/78)

    4-اميد را در دلهاى مردم متزلزل نكنيد

    «توقّع دوم اين است: نظامى را كه قبول دارند، تضعيف نكنند. نمى‏گوييم به فلان وزير يا فلان مسؤول يا فلان بنياد يا فلان نهاد انقلابى، اعتراض نكنيد. اگر اعتراض و انتقاد در حدّ معقولى باشد، چه مانعى دارد؟! به قول آقايان دولتيها «سازنده» هم هست. بر سرِ انتقاد، بحثى نداريم. بحث بر سرِ نظام است. از آن‏جا كه پايه هر نظام و هر زندگىِ فردى بر اميد است، پس اميد را در دلهاى مردم متزلزل نكنيد. اين، يكى از سفارشهاى ماست. به گونه‏اى حرف نزنيد كه پير و جوان و زن و مرد، افق آينده خود را تيره و مه آلود ببينند. چرا اين كار را مى‏كنيد؟! ايران كه افق مه آلود و تيره‏اى ندارد! اين ملت، ملتى است كه با همه مشكلات بزرگ در طول قرنها دست و پنجه نرم كرده و بر همه آنها، ولو بعد از گذشت مدتها، فائق آمده است. پس افق تيره‏اى در كشور نداريم.»

    (بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مديران و مسؤولان مطبوعات كشور 12/02/75)

    5-عده ای تخريب مي كنند، اسمش را مي گذارند انتقاد!

    «به انتقادها هم توجه كنيد؛ البته بعد هم عرض خواهم كرد. انتقاد با تخريب فرق دارد. متأسفانه خيليها تخريب مي كنند، ولى اسمش را مي گذارند انتقاد. آن جايى كه واقعاً انتقاد است و كسانى با نظر خيرخواهانه، نقاط مثبتِ كارى را توجه مي كنند و نقاط اشكالش را هم ذكر مي كنند، اينها را با سعه ى صدر گوش بدهيد؛ نه اين كه همه جا قبول كنيد - چون ممكن است آن منتقد اشتباه كرده باشد - اما گوش كنيد تا آن جائى كه واقعاً درست است از شما فوت نشود. اينها چيزهايى است كه قبلها عرض كرده ايم؛ حالا هم تأكيد ميكنيم. به بعضيها توجه شده، بعضى را هم بايد بيشتر توجه بكنيد.

    يك مسئله هم - كه مسئله ى آخر باشد كه عرض ميكنيم - مسئله ى انتقاد و تخريب است. مرز انتقاد و تخريب چيست؟ تخريب بكنند و اسمش را بگذارند انتقاد؛ يا از ما انتقاد بشود و ما تلقىِ تخريب از آن داشته باشيم. خب، بايد مشخص بشود تخريب كدام است و انتقاد كدام است. معناى انتقاد آن ارزشيابىِ منصفانه اى است كه يك آدم كارشناس ميكند؛ نقادى همين است ديگر. وقتى شما طلا را ميبريد پيش يك زرگر كه نقادى كند، او ميگويد كه آقا! اين عيارش بيست است؛ يعنى عيار بيست را قبول ميكند؛ حالا از بيست و چهار عيار - كه طلاى خالص است - چهار عيار كم است. اين شد نقادى. البته زرگر هم هست و وسيله ى نقادى را هم دارد. اما اگر چنانچه طلا را برديد مثلاً پيش يك آهنگر و او يك نگاهى كرد و آن را انداخت و گفت: آقا! اينكه چيزى نيست! اين اسمش نقادى نيست. اولاً اصل طلا بودن اين، انكار شده. خب، بالاخره مرد حسابى! حالا عيار بيست و چهار ندارد، عيار بيست كه دارد؛ اين را قبول كن! ثانياً: شما كه اهل اين كار و آشناى اين كار نيستى!»

    ( بیانات در ديدار رئيس جمهوری و اعضاى هيئت دولت 02/06/87)

    6-با تخریب، جدول دشمن را کامل نکنید

    «در انتقادها، مرز میان انتقاد سازنده و تخریب رعایت شود و سخنان به گونه ای نباشد كه جدول دشمن را كامل كند و زمینه گسترش بدبینی در جامعه را فراهم آورد. »

    (دیدار جمعی از اساتید دانشگاه ها با رهبر انقلاب 02/06/90)

    7-انتقاد، نق نق نيست

    «انتقاد» كه دوستان ذكر مى كنند و به تعبير اين دوستمان مى گويند انتقادگرى «نق نقو» تلقى نشود؛ نه، انتقاد، نق نق نيست؛ انتقاد - معناى لغوى انتقاد را نمى خواهيم بگوييم- يعنى همان عيب جويى. منظور از انتقادى كه ممكن است نق نقو بودن از آن تلقى شود؛ يعنى عيب جويى كردن. دو نوع عيب جويى ممكن است؛ الان من و شما روبه روى هم نشسته ايم، خيلى آزادانه مى توانيم از هم عيب جويى كنيم؛ شما هم از من عيب جويى كنيد، من هم از شما عيب جويى كنم. منتها اين عيب جويى دو نوع است؛ يك وقت عيب جويى جنبه ى تحقير، اهانت، طرف را به خاك سياه نشاندن، از طرف انتقام گرفتن و چهره ى او را در نظر ديگران زشت كردن است و اين كار در هيچ عرف نجيبانه اى - نمى گويم اسلامى - ممدوح نيست.
    يك وقت هم نه، هدف از انتقاد، دلسوزى است، تكميل است، برطرف كردن عيب است و آيينه وار نمودن عيب شخص يا نظام يا مدير يا مردم به خود آنهاست و اين ممدوح است. ممكن است اين هم به نظر شنونده تلخ باشد؛ اما اين تلخى، تلخى گوارايى است. اين هيچ ايرادى ندارد. حالا من ادعا مى كنم از نظر دستگاه هم ايرادى ندارد؛ اگر شما در اين ترديدى داريد، من به شما صادقانه مى گويم، لااقل از نظر شخص من، هيچ ايرادى ندارد. ببينيد! اين هدف و اين جهتگيرى در كيفيت كار معلوم مى شود؛ يعنى اينكه ما توقع داشته باشيم يك جورى انتقاد كنيم كه آن جهتگيرىِ اول در آن وجود داشته باشد، اما مردم يا مخاطبين خيال كنند كه ما داريم دلسوزى مى كنيم، اين هم نمى شود. همين طور كه چند نفر از دوستان گفتيد، مخاطبين ما هوشمندند و مى فهمند»

    بيانات در ديدار جمعى از كارگردانان سينما و تلويزيون  22/03/85

    8-انتقاد در واقع هديه كردن عيوب آنها به خود آنهاست

    «وحدت كلمه را حفظ كنيد. يكى از بدترين كارها اين است كه مسؤولان موظف نظام، به وسيله ى اشخاص ديگر - صرفا به خاطر اين كه تريبونى در اختيارشان قرار گرفته - مورد تخريب واقع شوند. انتقاد كردن غير از تخريب كردن است. انتقاد، خوب و نعمت است. اگر دولت يا مسؤولان ديگر، مورد انتقاد قرار نگيرند، عيوب خودشان را نمى فهمند. انتقاد در واقع هديه كردن عيوب آنها به خود آنهاست. ممكن است گاهى انتقاد درست باشد، ممكن هم هست نادرست باشد؛ اما انتقاد كردن غير از تخريب كردن است. نه قوه ى مجريه و دولت را تخريب كنيد؛ نه قوه ى قضاييه را تخريب كنيد؛ نه قوه ى مقننه را تخريب كنيد؛ بخصوص كسانى كه خودشان جزو اين مجموعه هستند؛ تخريب آنها يك عيب مضاعف است. بايد يكپارچه باشيد؛ كمااين كه هدف و خاستگاه فكرى شما يكى است.

    اين معنى ندارد كه اگر كمبود و ضعفى در كار دولت و در بخشى ايجاد شد، كليت دولت مورد اهانت قرار گيرد و يا اگر كسى به يك حكم قضايى اعتمادى ندارد، قوه ى قضاييه را تخريب كند. بدترين رفتار با قوه ى قضاييه ى يك كشور همين است كه كسى به خاطر نپسنديدن صدور و اجراى حكمى از صدها و هزاران حكم، بنا كند كل قوه ى قضاييه و دادگسترى كشور را زير سؤال بردن و مورد اهانت قرار دادن. يكى هم يك حكم ديگر را قبول ندارد، ديگرى هم حكم سومى را قبول ندارد؛ اين كه مجوز اهانت نمى شود. اهانت كردن و تخريب كردن و زير سؤال ناشايست بردن قوه ى مقننه - چه مجلس و چه شوراى نگهبان كه جزو قوه ى مقننه است - برخلاف مصالح ملت و ناسپاسى نسبت به رأى ملت است. همه بايد مراقب باشند.»
    (بيانات پس از مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى سيد محمد خاتمى 11/05/1380)

    9-تضعیف دیگری خلاف رضای خداست

    «باید کوشش کنید در تأیید، نه کوشش کنید در انتقاد. انتقاد سالم باید بکنید، این هم در پیشرفت مسائل مؤثر است. انتقاد سالم و راهنمایی دولت در همه کارهایی که می‏خواهد انجام بدهد، اینها از اموری است که لازم است. اما اینکه خدای نخواسته، یک وقت برای اینکه اثبات کنید مطلب خودتان را راجع به دولت، بخواهید کارشکنی بکنید، دولت را به شکست وادار کنید، ملت را تضعیف کنید، دولت را تضعیف کنید، اسلام را به شکست برسانید، این یک مطلبی است که الزاماً باید جلوش گرفته بشود و من امیدوارم این جور نباشد....

    در نطقهای قبل از دستور و در صحبتهایی که وقتی معرفی می‏کنند وزرا را هتاکی نکنند این از شأن آقایان دور است. نباید یکی دیگری را تضعیف کند، همدیگر را تضعیف کنند، نه آنهایی که در اکثریت هستند، نه آنهایی که در اقلیت هستند، نه آنهایی که ممتنع هستند، هیچ‏کدام نباید این کار را بکنند، برای اینکه این خلاف رضای خداست، خلاف شرع است.»

    امام خمینی(ره)
    قفل زبان آینه ها باز و بسته شد
    وقتی که دفتر شهدا باز و بسته شد
    یک لحظه نور بر در و دیوار گُر گرفت
    انگار پلک های خدا باز و بسته شد


  31. #20
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-اردیبهشت-۱۲
    نوشته ها
    823
    امتیاز : 16,407
    سطح : 82
    Points: 16,407, Level: 82
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 443
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranCreated Album pictures10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 2,028
    تشکر شده 3,063 در 747 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    كلیپ صوتی «تكلیف و نتیجه»

    این كلیپ صوتی شامل بیانات امام خمینی (ره) و حضرت آیت الله خامنه ای پیرامون نسبت تكلیف گرایی و نتیجه گرایی است.
    قفل زبان آینه ها باز و بسته شد
    وقتی که دفتر شهدا باز و بسته شد
    یک لحظه نور بر در و دیوار گُر گرفت
    انگار پلک های خدا باز و بسته شد


  32. #21
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,473
    امتیاز : 59,457
    سطح : 100
    Points: 59,457, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,436
    تشکر شده 36,909 در 2,461 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    متن بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مدیران ارشد رسانه ملی در یازدهم آذرماه 1383

    «
    از جمله ى سرگرمى ها، مسابقات است. مسابقات، خوب است؛ منتها بايد مراقب بدآموزى هاى قولى و عملى در آنها بود. گاهى در زبان، گاهى اصلاً در كيفيت رفتار، گاهى هم در خنده هاى بيخودى، سبكى ديده مى شود؛ و البته گاهى اوقات هم اين چيزها نيست.يكى از مسابقه ها، مسابقه ى تلفنى است. شخصى تماس مى گيرد و به خاطر هيچى، به او جايزه مى دهند! يك روز من ديدم در يك برنامه ى تلويزيونى پنج ميليون تومان به يك نفر جايزه دادند؛ براى اين كه به چند سؤال جواب داد! اين سرگرمىِ خيلى جالبى نيست. پنج ميليون تومان، تقريباً حقوق دو سه سال يك كارمند متوسط است. ممكن است بگويند اين كار ترويج علم است. ترويج علم را از يك راهِ بهتر بكنيد؛ اين راه ضرر دارد. عده يى كه اين گونه مسابقات را نگاه مى كنند، بى منطقى به ذهن شان مى آيد و از اين بى منطقى سوءاستفاده مى كنند. اين كار منطقى ندارد كه مثلاً بنده بدانم انجيل عربى است يا يونانى است يا لاتينى است؛ بعد بگويند حالا كه شما دانستيد، اين پانصدهزار تومان يا فلان مبلغ مال شما! اين كار معنى ندارد. بنابراين، مقوله ى سرگرمى و تفريح، لزومش يك مسأله است؛ با برنامه ريزى بودن آن يك مسأله است؛ بامحتوا بودنش يك مسأله است؛ پرهيز از جهات منفى هم در آن يك مسأله است.»
    «بشدت توجه كنيد كه چهره پردازى هاى منفى و ناصالح در صدا و سيما انجام نگيرد. من گاهى ديده ام انسانهايى كه هيچ ارزش علمى و هنرى ندارند، در صدا و سيما با پول مردم چهره پردازى مى شوند؛ چرا؟ البته من نمى خواهم خيلى مطلب را باز كنم؛ اما مى بينم كسى كه در رشته ى خودش اين قدر ارزشمند نيست و انسان متوسطى است، او را مى آورند و يكى دو ساعت از وقت تلويزيون را به زندگى او، به خانواده ى او و به گذشته ى سرتاپا كم ارزش او مصروف مى كنند؛ چرا؟ به نظر من علاوه بر اين كه اين «چرا» وجود دارد، «منفى» هم هست. اين كار، الگوسازى است؛ ما چه كسى را مى خواهيم الگوى جوانها قرار دهيم؟ اين طور آدمهايى را؟!»
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد




  33. #22
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-شهریور-۲۷
    محل سکونت
    کوچه خودمونیا.
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    519
    امتیاز : 13,919
    سطح : 76
    Points: 13,919, Level: 76
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 1.0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience Points1 year registered
    تشکر کردن : 3,346
    تشکر شده 2,640 در 594 پست
    مخالفت
    9
    مخالفت شده 2 در 1 پست

    پیش فرض

    امام خامنه ای:
    هدف دشمن این است که مردم احساس کنند راه حل مشکلات سازش با غرب است و از درون نظام برای سازش تحت فشارقرار دهند همه باید هوشیار باشند فتنه ی جدیدی در راه است.


    آينده همين جاست! وقتي من جز دستمالم، دلم را هم بي تو
    زير درخت آلبالو گم كرده ام..

  34. 9 کاربر از پست مفید گلخانه زمستان تشکر کرده اند .


  35. #23
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,473
    امتیاز : 59,457
    سطح : 100
    Points: 59,457, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,436
    تشکر شده 36,909 در 2,461 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    امام خمینی رحمه الله علیه :

    " هیچ چیزى به زشتى دنیاگرایى روحانیت نیست. و هیچ وسیله‏اى هم نمى‏تواند بدتر از دنیاگرایى، روحانیت را آلوده کند. چه بسا دوستان نادان یا دشمنان دانا بخواهند با دلسوزیهاى بیمورد مسیر زهدگرایى آنان را منحرف سازند؛ و گروهى نیز مغرضانه یا ناآگاهانه روحانیت را به طرفدارى از سرمایه دارى و سرمایه داران متهم نمایند. در این شرایط حساس و سرنوشت سازى که روحانیت در مصدر امور کشور است و خطر سوء استفاده دیگران از منزلت روحانیون متصور است، باید بشدت مواظب حرکات خود بود. چه بسا افرادى از سازمانها و انجمنها و تشکیلات سیاسى و غیر آنها با ظاهرى صددرصد اسلامى بخواهند به حیثیت و اعتبار آنان لطمه وارد سازند؛ و حتى علاوه بر تأمین منافع خود، روحانیت را رو در روى یکدیگر قرار دهند. البته آن چیزى که روحانیون هرگز نباید از آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پا برهنه‏هاست؛ چرا که هر کسى از آن عدول کند از عدالت اجتماعى اسلام عدول کرده است. ما باید تحت هر شرایطى خود را عهده‏دار این مسئولیت بزرگ بدانیم. و در تحقق آن اگر کوتاهى بنماییم، خیانت به اسلام و مسلمین کرده‏ایم .."

    صحیفه امام، ج‏21، ص:100
    --------------------
    --------------------


    سخنراني  رهبری در ديدار مسؤولان  و كارگزاران  نظام  جمهوري  اسلامي  ايران  (۱۳۷۰/۰۵/۲۳ )

    طبق روايات، پيامبر فرموده بود: «لا تبرحوا هذا المكان فانا لا نزال غالبين ما ثبتّم فى مكانكم»(3). تا وقتى ايستاده ايد، شما پيروزيد. وقتى كه مشكل پيدا شد و ميل به مال دنيا و غفلت از وظيفه و چشم وهمچشمى در تكالب بر حطام دنيوى، بر احساس وظيفه و وجدان درونى و دينى فايق آمد، قضيه بعكس شد: «حتّى اذا فشلتم»(4)؛ اول سست شديد، «و تنازعتم فى الامر»(5)؛ به درگيرى ميان خودتان پرداختيد، «و عصيتم»(6)؛ پُستتان را ترك كرديد و آن جايى كه به شما گفته بودند باشيد و نگهبانى بدهيد، محل را رها كرديد؛ در نتيجه قضيه بعكس شد. «ذلك بانّ اللَّه لم يك مغيّرا نعمة انعمها على قوم حتّى يغيّروا ما بانفسهم»(7). اين، يك قانون است؛ مثل قانون جاذبه، مثل قوانين ديگر طبيعى و تاريخى.

    مى شود ما در زندگى مادّى مثل حيوان بچريم و بغلتيم و بخواهيم مردم به ما به شكل يك اسوه نگاه كنند؛ مردمى كه خيليشان از اوليات زندگى محرومند.

    در اين راه، از خيلى چيزها بايد گذشت. نه فقط از شهوات حرام، از شهوات حلال نيز بايد گذشت. نمى گويم مثل پيامبر باشيم، نمى گويم مثل اميرالمؤمنين - كه شاگرد پيامبر بود - باشيم؛ كه انسان آن مطالب را كه مى خواند، تنش مى لرزد. اميرالمؤمنينى كه زهدش در زندگى و دنيا مَثَل ساير است و مسلمان و غيرمسلمان آن را مى دانند، درباره ى پيامبر مى گويد: «قد حقّر الدّنيا و صغّرها و اهون بها و هوّنها»(16)؛ دنيا را تحقير كرد - يعنى همين لذايذ و بهره منديها و برخورداريهاى دنيا را كوچك كرد - به آنها توهين كرد و سبكشان نمود.

    گاهى از جاهايى گزارشهاى نوميدكننده يى مى رسد و در برخى موارد انسان واقعاً عرق شرم بر پيشانيش مى نشيند؛ رعايت كنيد. سؤال مى كنيم كه چرا ماشين لوكس و نو و مدل بالا؟ مى گويند كه اشكال امنيتى داريم! چه اشكال امنيتى؟! آقايان مسؤول در شوراى امنيت كشور يا جاهاى ديگر، بنشينند معين كنند و مسأله را در جايى ببُرند؛ من هم اگر بايد دخالت كنم، بگوييد در جايى دخالت كنم. اين چه وضعى است كه همين طور بى حساب و كتاب جلوى هر وزارتخانه و اداره يى، دهها ماشين به رنگهاى گوناگون متعلق به مسؤولانِ آن جا به چشم مى خورد؟! چه كسى چنين چيزى را گفته است؟


    من الان اعلام مى كنم و قبلاً هم نوشتم و اين را گفتم كه آن وقتى كه آقايان امكانات شخصى دارند، حق ندارند از امكانات دولتى استفاده بكنند. اگر ماشين داريد، آن را سوار شويد و به وزارتخانه و محل كارتان بياييد؛ ماشين دولتى يعنى چه؟

    سرفصل سوم، مربوط به مسائل سياسى جامعه و همين رقابتها و برخوردهاى خطى است. به نظر من، در اين زمينه آنچه كه ما بگوييم، از آنچه كه امام فرمودند، كمتر و نارساتر است. در اين قضايا، امام لبّ مطلب را بارها و بارها گفتند. واقعاً به خط امام برگرديم. دو گروهند - باشند - اما چرا با هم تعارض مى كنند؟ مگر نمى شود نقاط مشترك را هم در قبال نقاط محل افتراق مورد توجه قرار داد؟ چه اشكالى دارد جمعهايى كه با هم معارضند - جمعهاى روحانى، جمعهاى دانشجويى، جمعهايى كه در مجلس يا جاهاى ديگر هستند - هر چند وقت يك بار با همديگر بنشينند، آن نقاط مشترك فيمابين خودشان را به زبان بياورند؟ شما مگر در چند چيز با هم اختلاف داريد؟ مگر نقاط اختلاف، از نقاط اتفاق و وحدت نظر قويتر و مهمتر است؟ چه كسى چنين چيزى را گفته است؟ چه كسى مى تواند اين حرف را ادعا بكند؟

    آن كسى كه به برادر مسلمان خودش، كه گرايش و خط سياسيش با او فرق دارد، اهانت مى كند، به او مى پرد، عليه او مى نويسد و داد سخن مى دهد، آيا نمى داند كه با اين كار چه چيزى از دست خواهد داد؟ شما مى خواهيد به خيال خودتان برادرتان را اصلاح كنيد. آيا آن كسى كه اين انتقاد و اين اعتراض يكسره و مطلق شما را - كه غالباً اعتراضها مطلق است - مى شنود، او همان برادر شماست؟ برو برادرت را مخفيانه پيدا كن، هرچه مى خواهى به او بگو؛ چرا با اين اختلاف افكنى، مردم و مخاطبان عمومى جامعه را دچار تشويش فكرى مى كنى؟
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد




  36. #24
    مدیر کانون
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,473
    امتیاز : 59,457
    سطح : 100
    Points: 59,457, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album picturesCreated Blog entry
    تشکر کردن : 16,436
    تشکر شده 36,909 در 2,461 پست
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    8
    مخالفت
    35
    مخالفت شده 46 در 32 پست

    پیش فرض

    شب عروج معنوی

    ۱۲ توصیه برای استفاده بهتر از لیالی قدر

    پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت فرارسیدن لیالی قدر ماه مبارک رمضان برخی از توصیه های حضرت آیت الله خامنه ای برای استفاده ی هرچه بهتر و کامل تر از این فرصت گران بها را مرور می کند:


    با آمادگی معنوی وارد شب قدر شوید
    در ماه رمضان هم - در همه روزها و شبها - دلهایتان را هرچه میتوانید با ذکر الهی نورانیتر کنید، تا برای ورود در ساحت مقدّس لیلةالقدر آماده شوید، که: «لیلةالقدر خیر من الف شهر. تنزّل الملائکة والرّوح. فیها بإذن ربّهم من کل امر». شبی که فرشتگان، زمین را به آسمان متّصل میکنند، دلها را نورباران و محیط زندگی را با نور فضل و لطف الهی منوّر میکنند. شب سِلم و سلامت معنوی - سلامٌ هی حتّی مطلع الفجر - شب سلامت دلها و جانها، شب شفای بیماریهای اخلاقی، بیماریهای معنوی، بیماریهای مادّی و بیماریهای عمومی و اجتماعی که امروز متأسفانه دامان بسیاری از ملتهای جهان، از جمله ملتهای مسلمان را گرفته است! سلامتی از همه اینها، در شب قدر ممکن و میسّر است؛ به شرطی که با آمادگی وارد شب قدر شوید. ۱۳۷۶/۰۹/۰۵

    ساعات لیلةالقدر را مغتنم بشمارید
    قدر لیلةالقدر را باید دانست، ساعات آن را باید مغتنم شمرد و کاری کرد که ان شاءاللَه قلم تقدیر الهی در شبهای قدر برای کشور عزیز و آحاد ملت ما تقدیری آن چنان که شایسته مردم مؤمن و عزیز ماست، رقم بزند. ۱۳۸۲/۰۸/۲۳

    از رذائل مادی خود را دور کنید
    ما باید امیدوار باشیم، دعا کنیم و بکوشیم از این شبها[ی لیالی قدر] برای عروج معنوی خود استفاده کنیم؛ چون نماز معراج و وسیله ی عروج مؤمن است. دعا هم معراج مؤمن است، شب قدر هم معراج مؤمن است. کاری کنیم عروج کنیم و از مزبله مادی که بسیاری از انسانها در سراسر دنیا اسیر و دچار آن هستند، هرچه می توانیم، خود را دور کنیم. دلبستگی ها، بدخلقی ها - خلقیات غیرانسانی، ضدانسانی - روحیات تجاوزگرانه، افزون خواهانه و فساد و فحشا و ظلم، مزبله های روح انسانی است. این شبها باید بتواند ما را هرچه بیشتر از اینها دور و جدا کند. ۱۳۸۳/۰۸/۱۵

    بهترین اعمال در این شب، دعاست
    فرمود «لیلةالقدر خیر من الف شهر»؛ شبی که به عنوان لیلةالقدر شناخته شده است و مردد است بین چند شب در ماه رمضان، از هزار ماه برتر و بالاتر است. در ساعت های کیمیایی لیلةالقدر، بنده ی مؤمن باید حداکثر استفاده را بکند. بهترین اعمال در این شب، دعاست... احیاء هم برای دعا و توسل و ذکر است. نماز هم - که در شب های قدر یکی از مستحبات است - در واقع مظهر دعا و ذکر است. در روایت وارد شده است که دعا «مخّ العبادة»؛ مغز عبادت، یا به تعبیر رایج ماها، روح عبادت، دعاست. دعا یعنی چه؟ یعنی با خدای متعال سخن گفتن؛ در واقع خدا را نزدیک خود احساس کردن و حرف دل را با او در میان گذاشتن. دعا یا درخواست است، یا تمجید و تحمید است، یا اظهار محبت و ارادت است؛ همه ی اینها دعاست. دعا یکی از مهمترین کارهای یک بنده ی مؤمن و یک انسان طالب صَلاح و نجات و نجاح است. دعا در تطهیر روح چنین نقشی دارد. ۱۳۸۴/۰۷/۲۹

    به معانی دعاها توجه کنید
    ادعیه ی رسیده ی از معصومین (علیهم السّلام) همه پرمغز، پرمضمون از لحاظ سوز و گداز عاشقانه و عارفانه است و غالباً در حد عالی، منتها جزو بهترینها یا شاید بهترینها، این دعاهائی است که از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) رسیده است. همین دعای کمیل یا دعای صباح یا دعای مناجات شعبانیه، که من از امام (رضوان اللَّه علیه) یک وقتی پرسیدم که در بین این دعاها شما بیشتر به کدام علاقه دارید، ایشان گفتند دعای کمیل و مناجات شعبانیه. هر دو از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است. این راز و نیاز و سوز و گداز امیرالمؤمنین و هم مناجاتهای آن بزرگوار، حقیقتاً گدازنده است برای کسی که توجه داشته باشد.
    و من خواهش میکنم جوانان عزیز ما سعی کنند معانی این کلمات و این فقرات را در این دعاها مورد توجه قرار بدهند. الفاظ دعا، الفاظ فصیح و زیبائی است؛ لیکن معانی، معانی بلندی است. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

    با خدا حرف بزنید
    من خواهش میکنم جوانان عزیز ما سعی کنند معانی این کلمات و این فقرات را در این دعاها مورد توجه قرار بدهند. الفاظ دعا، الفاظ فصیح و زیبائی است؛ لیکن معانی، معانی بلندی است. در این شبها با خدا باید حرف زد، از خدا باید خواست. اگر معانی این دعاها را انسان بداند، بهترین کلمات و بهترین خواسته ها در همین دعاها و شبهای ماه رمضان و شبهای احیاء و دعای ابی حمزه و دعاهای شبهای قدر است. اگر کسی معانی این دعاها را نمیداند، با زبان خودتان دعا کنید؛ خودتان با خدا حرف بزنید. بین ما و خدا حجابی وجود ندارد؛ خدای متعال به ما نزدیک است؛ حرف ما را میشنود. بخواهیم با خدا حرف بزنیم؛ خواسته های خودمان را از خدای متعال بخواهیم. این انس با خدای متعال و ذکر خدای متعال و استغفار و دعا خیلی تأثیرات معجزآسائی بر روی دل انسان دارد؛ دلهای مرده را زنده میکند. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

    از خدای متعال عذرخواهی کنید
    شب قدر، فرصتی برای مغفرت و عذرخواهی است. از خدای متعال عذرخواهی کنید. حال که خدای متعال به من و شما میدان داده است که به سوی او برگردیم، طلب مغفرت کنیم و از او معذرت بخواهیم، این کار را بکنیم، والّا روزی خواهد آمد که خدای متعال به مجرمین بفرماید: «لایؤذن لهم فیعتذرون». خدای نکرده در قیامت، به ما اجازه عذرخواهی نخواهند داد. به مجرمین اجازه نمیدهند که زبان به عذرخواهی باز کنند؛ آن جا جای عذرخواهی نیست. این جا که میدان هست، این جا که اجازه هست، این جا که عذرخواهی برای شما درجه میآفریند، گناهان را میشوید و شما را پاک و نورانی میکند، از خدای متعال عذرخواهی کنید. این جا که فرصت هست، خدا را متوجّه به خودتان و لطف خدا و نگاه محبّت الهی را متوجّه و شامل حال خودتان کنید. «فاذکرونی اذکرکم»؛ مرا به یاد آورید، تا من شما را به یاد آورم. ۱۳۷۶/۱۰/۲۶

    دلهایتان را با مقام والای امیر مؤمنان آشنا کنید
    مناسبت شب قدر، یکی مناسبت دعا و تضرع و توجه به پروردگار است که ماه رمضان بخصوص شبهای قدر، بهار توجه دلها و ذکر و خشوع و تضرع است. ثانیاً بهانه و مناسبتی است برای اینکه دلهایمان را با مقام والای امیر مؤمنان و سرور متقیان عالم قدری آشنا کنیم و درس بگیریم. هر چه که در فضائل ماه رمضان و وظائف بندگان صالح در این ماه بر زبان جاری شود و بتوان گفت، امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) نمونه ی کامل آن و برجسته ترین الگو برای آن خصوصیت است. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹

    به ولیّ عصر، ارواحنافداه، توجّه کنید
    امشب را که شب قدر است، قدر بدانید. دعا، تضرّع، توبه و انابه و توجّه به پروردگار،جزو وظایف همه ماست. مشکلات عمومی مسلمین، مشکلات کشور، مشکلات شخصی تان و مشکلات دوستان و برادرانتان را با خدای خودتان مطرح کنید. از خدای متعال توجّه بخواهید؛ از خدای متعال مغفرت بخواهید؛ از خدای متعال انابه و حال و توجّه بخواهید.
    امشب را قدر بدانید. شب بسیار مهمی است؛ شب بسیار عزیزی است. به ولیّ عصر، ارواحنافداه، توجّه کنید؛ به در خانه خدا - مسجد - بروید و به برکت امام زمان از خدای متعال خواسته هایتان را بگیرید. ۱۳۷۱/۰۱/۰۷

    در آیات خلقت و سرنوشت انسان تأمّل کنید
    از اوّل شب بیست وسوم، از هنگام غروب آفتاب، سلام الهی - «سلام هی حتّی مطلع الفجر» - شروع میشود، تا وقتی که اذان صبح آغاز میگردد. این چند ساعتِ این وسط، سلامِ الهی و امن الهی و خیمه ی رحمت خداست که بر سراسر آفرینش زده شده است. آن شب، شب عجیبی است؛ بهتر از هزار ماه، نَه برابر آن؛ «خیرٌ من ألف شهر». هزار ماه زندگی انسان، چقدر میتواند برکات به وجود آورد و جلب رحمت و خیر کند! این یک شب، بهتر از هزار ماه است. این، خیلی اهمیّت دارد. این شب را قدر بدانید و آن را به دعا و توجّه و تفکّر و تأمّل در آیات خلقت و تأمّل در سرنوشت انسان و آنچه که خدای متعال از انسان خواسته است و بی اعتباری این زندگی مادّی و این که همه ی این چیزهایی که میبینید، مقدّمه ی آن عالمی است که لحظه ی جان دادن، دروازه ی آن عالم است، بگذرانید. ۱۳۷۵/۱۱/۱۲

    برای مسائل کشور و مسلمین دعا کنید
    شبهای قدر را حقیقتاً قدر بدانید. قرآن صریحاً میفرماید: «خیر من الف شهر»؛ یک شب بهتر از هزار ماه است! این خیلی ارزش دارد. شبی است که ملائکه نازل میشوند. شبی است که روح نازل میشود. شبی است که خدای متعال آن را به عنوان سلام دانسته است. سلام، هم به معنی درود و تحیّت الهی بر انسانهاست، هم به معنای سلامتی، صلح و آرامش، صفا میان مردم، برای دلها و جانها و جسمها و اجتماعات است. از لحاظ معنوی، چنین شبی است! شبهای قدر را قدر بدانید و برای مسائل کشور، مسائل خودتان، مسائل مسلمین و مسائل کشورهای اسلامی دعا کنید. ۱۳۷۶/۱۰/۲۶

    حاجات خود و مؤمنان را از خدا بخواهید
    نگاه کنید به حاجات خودتان، حاجات مسلمانان، حاجات کشورتان، حاجات برادران مؤمنتان؛ به مریضها، به مریض دارها، به جانبازان، به غم دیده ها، به دلهای غمگین، به چشمهای نگران، به نیازهای فراوانِ انسانهایی که حول و حوش شما، زیر سقف شما و در کشور شما هستند، در دنیای اسلام هستند، روی کره خاک هستند. همه این حاجات را در این شبهای قدر، یکی یکی از خدای متعال بخواهید. ۱۳۷۳/۱۱/۲۸
    ما را به جبر هم که شده سربراه کن
    خیری ندیده ایم ازین اختیارها


    ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد




  37. #25
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-شهریور-۰۳
    محل سکونت
    بچه محله ی امام رضا یم
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    219
    امتیاز : 8,813
    سطح : 63
    Points: 8,813, Level: 63
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 237
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social5000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 2,092
    تشکر شده 1,145 در 198 پست
    حالت من : Mehrabon
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    چهار ویژگی یاری دهندگان امیرالمؤمنین علیه السلام از زبان مقام معظم رهبری:








    امیرالمؤمنین فرمود: اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلی ذلِک وَ لکِن اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ؛(۱) بعد از آنکه شیوه ی زندگی خود را - که در آن مقام والا، با آن همه امکانات، با آن چنان زهدی زندگی میکند - بیان کرد، فرمود: شما نمیتوانید مثل من رفتار کنید؛ امّا میتوانید به من کمک کنید؛ با چه چیزی؟ «بِوَرَعٍ»، با ورع خودتان، با پرهیز خودتان از گناه، با اجتهاد و کوشش و تلاش خودتان؛ اینها وظیفه ی من و شما است. هدفها را برای ما ترسیم کردند، هم هدفهای فردی و شخصی را، هم هدفهای اجتماعی و سیاسی و کلّی را. در هدف شخصی، رسیدن به اوج مقام کرامت انسانی هدف والای ما است؛ همه هم وعده داده شده اند که بتوانند این پرواز بلند و بی حد را انجام بدهند؛ توانایی شما جوانها از ماها هم بیشتر است. این اهداف شخصی است.
    اهداف بزرگ اجتماعی، ایجاد حیات طیّبه ی اسلامی و جامعه ی اسلامی [است ]؛ جامعه ای که افراد خود را فرصت بدهد که بتوانند به سوی این هدف حرکت کنند: جامعه ی آباد، جامعه ی آزاد، جامعه ی مستقل، جامعه ی دارای اخلاق والا، جامعه ی متّحد، یکپارچه، جامعه ی متّقی و پرهیزگار؛ اینها اهداف جامعه ی اسلامی است. دنیایی که مقدّمه ی آخرت است، دنیایی که انسان را ناگزیر به بهشت میرساند، ایجاد یک چنین دنیایی هدف کلان اجتماعی و سیاسی اسلام است؛ اینها را در مقابل ما ترسیم کردند. راه آن چیست؟ چه جور میشود به این هدفها رسید؟ همین طور که فرمود: «اَعینُونی» - فرمایش، فرمایش امیرالمؤمنین است - به من کمک کنید؛ یعنی آنچه را که امیرالمؤمنین در زندگی خود و تلاش و جهاد خود، همه را در این راه مصرف کرد، و آن عبارت است از ایجاد چنین دنیایی برای بشریّت در طول تاریخ؛ کمک کنید به من که این هدف انجام بگیرد. چه جور «بوَرَعٍ»، با ورع؛ «وَ اجتِهادٍ»، با کوشش، با تلاش، تنبلی ممنوع است، بیکارگی ممنوع است، خسته شدن ممنوع است، مأیوس شدن ممنوع است. این حرکت عظیم وقتی انجام بگیرد، آن وقت شما دل مبارک فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) را شاد میکنید، دل امیرالمؤمنین را شاد میکنند؛ چون آنها برای همین هدف آن همه تلاش کردند، آن همه مجاهدت به خرج دادند.
    دیدار مداحان اهل بیت علیه السلام ۱۳۹۳/۰۱/۳۱






    همه آباد نشينان ز خرابی ترسند من خرابت شدم و دم به دم آباد ترم


  38. کاربر روبرو از پست مفید نبض زمانه تشکر کرده است .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1