کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض نقد و آسیب شناسی طب سنتی

    اخیرا چند مقاله در نقد طب سنتی در خبرگزاری ها چاپ شده که دیدم بد نیست قسمتی را به این قسمت اختصاص بدیم

    البته نقدها بیشتر به آسیب های اجتماعی مدعیان طب سنتی و تفکرات انحرافی که ترویج میشه هست و این جای امیدواری داره که قبل از اینکه این مدعیان چهره این طب رو مخدوش کنند دوست داران متخصص طب سنتی قدم پیش گذاشتن تا چهره این طب رو از این آلودگی پاک کنند.

    (نظر مخالفین بخصوص فعالین هرازگاهی طب سنتی اینجا هم محترم هست فقط لطف کنند اخلاقیات این بحث رو رعایت کنند. اگر قرار هست مطلبی بنویسند از القاب جعلی و تبلیغات مراکز خصوصی پرهیز کنند.)

  2. 6 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  3. #2
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    نقدی بر ادعاهای دکتر روازاده
    دکتر افشین احمدپور- پزشک و محقّق در حوزه ی طب سنّتی
    منبع : الف

    نقدی بر ادّعاهای دکتر روازاده با دیدن نقد جناب آقای ابطحی به سخنان جناب آقای «دکتر روازاده» ، خدا را شکر گفتم که بالأخره در این عرصه ی بی رقیب جولان مدّعیان طب سنّتی یکی پیدا شد که در برابر رجزخوانی این حضرات ، قدی علم کند و زبانی به انتقاد بگشاید. حضراتی که علی رغم عدم آشنایی با بدیهی ترین اطّلاعات مندرج در متون طب مدرن و سنّتی ، به مدد بوق های رایگان رسانه های گروهی ، در این چند ساله فرصتی یافته اند که با رطب و یابس بافی ، از طب مدرن ، غول هفت سری بسازند که جز خدمت به استکبار جهانی و صهیونیسم و ایضاً آسیب رساندن به مسلمانان هیچ دستاورد دیگری نداشته است!

    این حضرات که با این شدت و غلظت ، طب مدرن را مورد طعن و لعن قرار می دهند در تعریف و تمجید از طب سنّتی ، چنان قلم می زنند و سخن می گویند که گویی مبانی این طب وحی منزل است و مفاهیم مندرج در مکتوبات آن مستقیما ً از دو لب مبارک انبیا و اولیاء الهی جاری شده است! در میان حضرات مذکور که بسیاری از آنها حتی یک روز هم در رشته ی پزشکی تحصیل نکرده و به قول حکیم گیلانی صاحب کتاب «حفظ الصحة ناصری» ، بوره را از نوره باز نمی شناسند ، متأسفانه نام چندین پزشک نیز به چشم می خورد که فارغ از میزان معلومات آنان در حوزه ی طب مدرن ، به کباده کشی در میدان طب سنّتی مشغول اند و هر از چندی نیز در رسانه های گروهی ، بانگ هل من مبارزی بر می آورند و ادعاهای عجیبی از ذات مبارک خود صادر می فرمایند که انصافا ً من باب ادخال سرور در قلب مؤمن ، شنیدنی است! جناب آقای دکتر «روازاده» معروف به «حکیم دکتر روازاده» از جمله این چهره های نام آشناست که هر از چند گاهی با ذکر جملات قصاری موجب می شود که عده ای از موافقان و مخالفان ایشان در فضای رسانه ای ، به مصاف یکدیگر بروند و مع الأسف هر بار به دلیل ضعف علمی طرفین نزاع ، نقد سخنان ایشان در میانه ی راه ، ابتر می ماند و باز هم روز از نو و روزی از نو!

    علی ایّ حالٍ اینجانب به عنوان یک پزشک و محقّق در حوزه ی طب سنّتی امیدوارم که این بار مسوؤلان سایت «الف» با سعه ی صدر بیشتر و احترام به آزادی قلم اجازه دهند که منتقدان فرصتی بیابند تا به دور از سانسورهای معمول رسانه ای در کشوری که به ادّعای جناب آقای احمدی نژاد ، آزادترین کشور دنیاست این بحث را یک بار و برای همیشه از زوایای مختلف چکش کاری کنند تا امثال جناب آقای «دکتر روازاده» معروف به «حکیم دکتر روازاده» و همفکران ایشان گمان نکنند که در این میدان ، کسی را یارای پاسخ گویی به سخنان فاقد پشتوانه ی عقلی و نقلی ایشان نیست. متأسفانه سخنان جناب آقای «دکتر روازاده» معروف به «حکیم دکتر روازاده» در چند سال اخیر نه تنها موجب وهن علم طب شده بلکه استفاده ی نا به جای ایشان از مفاهیم دینی برای به کرسی نشاندن مشتی ادّعای سخیف و فاقد مبنای عقلی و نقلی موجب شده که عدّه ای از دشمنان اسلام با بهانه کردن همین سخنان غلط ، به تمسخر دین مقدس اسلام و معصومین (علیهم السلام) در شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی بپردازند.

    ادعای تهیه ی مارگارین(کره گیاهی) از فاضلاب! ادعای مضر بودن چای به دلیل عدم هجوم الاغ ها به مزارع آن!! نقل احادیث جعلی درباره ی خواص نمک برای افزایش فروش نمک دریا!! دادن نسبت های کذب به قرآن و امامان و پیامبران برای ترغیب مردم به خرید روغن کنجد!! ادعای درمان زردی نوزادی با حجامت پشت گوش! ادعای سرطان زا بودن نمک یُد دار و فلوراید موجود در خمیردندان! ادعای انگلیسی بودن قند و شکر!! ادعای صهیونیستی بودن طب مدرن!! ادعای توطئه ی صهیونیستی برای از بین بردن مسلمانان با استفاده از مسموم کردن غذاها و میوه جات!! ادعای وجود آدمیان ۳۲۰ ساله در زمان صفویه! ادعای تأمین نیاز مس بدن از طریق پخت و پز در ظروف مسی! ادعای عدم وجود کم خونی در گذشته به دلیل استفاده از نعل آهن و کفگیر چدن در غذا!! ادعای عدم وجود پادشاهی به نام کوروش! ادّعای تأکید خدا بر استفاده از گندم سبوس دار در سوره ی مبارکه ی جمعه! ادّعای ماده شدن گنجشک های نر! ادّعای دست کاری ژنتیکی گوجه فرنگی و صدها ادّعای دیگر تنها بخش کوچکی از افاضات حکیمانه ی جناب آقای «دکتر روازاده» است که متأسفانه با استفاده از تربیون های نماز جمعه ، مؤسسه ی پژوهشی امام خمینی(ره) ، برنامه های رادیو قرآن ، برنامه های زنده ی سیمای جمهوری اسلامی ایران و ... مطرح شده و هرگز به منتقدان مجالی داده نشده تا با استفاده از همین رسانه های وسیع حکومتی ، پاسخگوی این گونه لاطائلات و پریشان گویی ها باشند.

    اینجانب آماده ام تا در صورت موافقت دست اندرکاران سایت «الف» به صورتی مبسوط و مفصّل به نقد سخنان ایشان در حوزه ی طب سنّتی بپردازم و کذب بودن بسیاری از ادّعاهای مطرح شده توسط این فرد را با تکیه بر مستندات عقلی و نقلی و بهره گیری از نص صریح متون طب سنّتی به اثبات برسانم. در این مجال تنها به عنوان نمونه به بررسی مختصر دو مورد از ادّعاهای کذب جناب آقای «دکتر روازاده» درباره ی مضرّ بودن گوشت «مرغ» و نیز انتساب یک نسبت کذب به قرآن می پردازم و نقد و بررسی مابقی ادّعاهای ایشان را به روزهای آینده موکول می نمایم.

    ایشان در تاریخ ۱۱/۲/۱۳۸۸ در سخنرانی قبل از خطبه های نماز جمعه ی کرمانشاه ، در ضمن یک سخنرانی مالامال از جملات قصار درباره ی آنفلوآنزای مرغی نیز چنین فرموده است: "راجع به مرغ حضرت علی علیه السلام می فرماید مرغ خوک پرندگان است! ما مرغ نمی خوردیم!" حضرت حکیم در ادامه ی نقل این حدیث مجعول ، با ذکر خاطره ای از امام جمعه ی «رامسر» چنین می گوید: " برای چی مردم ما رو مرغ خور کردید؟ کی مرغ رو در این کشور..ا ین مرغ ماشینی رو وارد کرد که حالا نگران آنفلوآنزاش باشیم؟" در باب جعلی بودن احادیثی از قبیل حدیث مذکور در ادامه ی بحث ، دلایل عقلی و نقلی کافی ذکر خواهد شد اما جالب است که جناب آقای «دکتر روازاده» ، فکر می کند که منظور از واژه ی «مرغ» در نام بیماری «آنفلوآنزای مرغی» ، همین مرغ خانگی است و نمی داند که «مرغ» در اینجا به معنای مطلق پرنده است زیرا «آنفلوآنزای مرغی» ترجمه ی فارسی عبارت«avian influenza» می باشد و واژه ی «avian» از کلمه ی «avis» گرفته شده که در زبان لاتین به معنای «پرنده» است.

    بنده گمان می کنم که ایشان با این سطح اطّلاعات حتماً در هنگام خواندن اشعار کلاسیک ادبیات فارسی نیز هر جا به واژه ی «مرغ» برسند آن را مرغ خانگی تصوّر می فرمایند. مثلاً اینکه «سعدی» در قطعه ی معروف خویش فرموده است: دوش مرغی به صبح می نالید عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش از نظر ایشان یعنی اینکه یک مرغ خانگی نیمه شب از بس قُدقُد کرده که موجب از خود بی خود شدن سعدی گردیده است!

    جناب دکتر «روازاده» در سخنان خویش ، قرآن را نیز از علم لدنّی خود بی نصیب نگذاشته و با اعتماد به نفسی قابل توجه در شهر قم و در حضور هزاران روحانی ادعایی عجیب در باره ی سوره ی جمعه مطرح کرده و چنین فرموده است: "...برنج! اون بیماری ای که بهش می گن بری بری مثل بربری می نویسن! اون بیماری به خاطر این اولین بار شناخته شد که ژاپنی ها تو یه سفر چند ماهه با کشتی که مسافرت می کردن فقط برنج خوردن ... یا چیزی نداشتن اون موقع بخورن... کم بوده غذا... قدیمه ها!... این برنج خالی فقط خوردن بدون سبوس! بدون چلتوکش! یا شلتوک! و چون یه ویتامینی هستش که داخل اون چلتوکش هست باید وارد این برنج بشه با برنج همراه باشه! این موضوع در سوره ی جمعه هم هست!اگر دوستان علاقه دارن برن توش بگردن پیدا می کنن! تو سوره ی جمعه تاکید شده روی این موضوع که گندم باید حتما ً با سبوسش باشه! بدون سبوس هر کی بخوره عین شمشیر بدون غلافه! وقتی وارد بدن می شه همه جاتون رو سوراخ می کنه!..." بنده که به سلامت قوّه ی باصره ی خویش یقین دارم اما علی ایّ حال ٍ اگر هر یک از خوانندگان اهل فضل ، حتی کلمه ی «گندم» را نیز در سوره ی جمعه مشاهده کرد بنده را خبر کند که برای دست بوسی به محضر ایشان شرفیاب گردم چه رسد به «سبوس گندم»!
    ادامه دارد...


    ویرایش توسط hands of god : سه شنبه ۲۲ فروردین ۹۱ در ساعت ۰۲:۴۱

  4. 3 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  5. #3
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۵-بهمن-۱۵
    محل سکونت
    در همین حوالی ها - شیراز
    نوشته ها
    1,390
    امتیاز : 14,646
    سطح : 78
    Points: 14,646, Level: 78
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 204
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteran50000 Experience Points
    تشکر کردن : 47,416
    تشکر شده 6,463 در 1,397 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    یا حبیب




    شايد چالاك ترين انسان نباشم،

    شايد بالا، بلندترين
    يا نيرومندترين نباشم،
    شايد بهترين و زيرك ترين نباشم،
    اما قادرم كاري را بهتر از ديگران انجام دهم
    و اين كار هنر خود بودن است.



  6. کاربر روبرو از پست مفید penhan تشکر کرده است .


  7. #4
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    مدتی پیش ویدئویی از "دکتر روازاده" در اینترنت قرار گرفت که متاسفانه مستمسکی برای توهین به اسلام و مقدسات در بعضی سایت ها فراهم آورد.

    در این ویدئو آقای روازاده مدعی هستند که امام رضا فرموده اند که مومن باید هرروز از داروی نظافت استفاده کند (واجبی) یا 1 روز در میان و ....

    در نهایت هم مدعی میشوند که چون این دارو در درمان سرطان استفاده میشود، پس استفاده هرروز از واجبی عامل پیشگیری از سرطان است!

    این ویدئو را ببینید:

    [EMBED]http://www.aparat.com/public/public/user_data/flv_video/58/83863b25cacab10ea371f7eb986a8058173500.flv[/EMBED]

    با گشتی در نرم افزار های حدیث متوجه میشوید که چنین حدیثی وجود ندارد! در هیچ منبعی!
    اما احادیثی که جعل شده و به این صورت بیان شده اند اینگونه بوده اند:

    1- امیر مومنان سلام الله علیه فرمود: "النُّورَةُ طَهُورٌ" یعنی نوره بسیار پاک کننده است.

    2- رسول خدا صلوات الله علیه فرمود:
    " مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يَتْرُكْ عَانَتَهُ فَوْقَ أَرْبَعِينَ يَوْماً" یعنی کسی که دوست دارد به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد، نباید نظافت عانه(کنایه از نظافت از موهای زاید قسمت های مربوط به عورت و نیز دیگر قسمت های پنهان بدن ) را بیش از چهل روز ترک کند.

    3- مولای متقیان سلام الله علیه فرمود:
    "أُحِبُّ لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَطَّلِيَ فِي كُلِّ خَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً مِنَ النُّورَةِ"(4) یعنی دوست دارم که مومن هر پانزده روز یک بار از نوره استفاده کند

    4- امام صادق سلام الله علیه فرمود:
    "السُّنَّةُ فِي النُّورَةِ فِي كُلِّ خَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً فَإِنْ أَتَتْ عَلَيْكَ عِشْرُونَ يَوْماً وَ لَيْسَ عِنْدَكَ فَاسْتَقْرِضْ"(5) ‏ سنت (اسلامی) در مورد نوره این است که هر پانزده روز یک بار انجام شود و اگر بیست روز بر تو گذشت و پولی برای این کار نداشتی حتما پول قرض کن (تا بتوانی این کار را انجام دهی)

    5- باز از حضرت صادق سلام الله علیه نقل شده است:
    السُّنَّةُ فِي النُّورَةِ فِي كُلِّ خَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً فَمَنْ أَتَتْ عَلَيْهِ إِحْدَى وَ عِشْرُونَ يَوْماً فليستدين [فَلْيَسْتَدِنْ‏] عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لْيَتَنَوَّرْ وَ مَنْ أَتَتْ عَلَيْهِ أَرْبَعُونَ يَوْماً وَ لَمْ يَتَنَوَّرْ فَلَيْسَ بِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُسْلِمٍ (6) یعنی:سنت در استفاده از نوره هر پانزده روز یک بار است و اگر بر کسی بیست و یک روز بگذرد، باید برای استفاده از نوره قرض کند، و اگر بر کسی چهل روز گذشت و از نوره استفاده نکرد، آن شخص نه مومن است و نه مسلمان.

    که به نظر می رسد عمدتا تاکید بر نظافت است تا خود داروی واجبی
    (منبع)


    مطلب دیگر ایتکه ایشان مطلع نیستند که دارو های ضد سرطان خود، محرک سرطان هستند و در گروه خطرناکترین داروها و اتفاقا سرطان های حاصل از این داروها بسیار بدتر از سرطان های دیگر هستند. و اینکه ایشان از کجا فهمیده اند ارسنیک پیشگیری سرطان میکند خود بحث دیگری است که باز در هیچ منبع روایی و پزشکی وجود ندارد/


    پاسخ این سوال باقی بماند که چه منفعت و مصلحتی باعث میشود حدیثی از زبان معصوم جعل شود و سپس به مطلبی غیر علمی نسبت داده شود (غلط اندر غلط) که اینگونه باعث وهن دین شود؟!

  8. 2 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  9. #5
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض

    جالب ترش هم اینه که میگه، چون من رفتم دنبالش تحقیق کردم خیلی با ارزشه! راحت در اختیار شما قرار بدم!!

  10. 2 کاربر از پست مفید hands of god تشکر کرده اند .


  11. #6
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض اقبال عمومی به مدعیان دروغین طب سنتی

    دکتر افشین احمدپور
    پزشک، محقق و فعال طب سنتی

    از پی رد و قبول عامه خود را خر مساز زآنکه نبود کار عامی جز خری یا خرخری
    گاو را دارند باور در خدایی عامیان نوح را باور ندارند از پی پیغمبری

    برای تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر در سر بر آوردن قارچ مانند شارلاتان های مدّعی حکمت ، تنها بررسی گفته ها و نوشته های آنان کافی نیست بلکه روی دیگر این سکّه ی قلب را نیز می بایستی در نظر داشت که همانا جهالت مردمانی است که با اعتماد به این افراد ، جان و مال خویش را در اختیار این جماعت حقّه باز یا دچار جهل مرکّب قرار می دهند.
    اینکه می گویم حقّه باز یا دچار جهل مرکّب ، به این خاطر است که به فریب کار بودن همه ی آنانی که بدون آگاهی و علم کافی ، دم از طب و حکمت می زنند باور ندارم. برخی از این جماعت واقعا ً دچار جهل مرکّب اند ؛ یعنی نمی دانند و نمی دانند که نمی دانند که در این حالت به قول شاعر:
    آن کس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکّب ابدالدّهر بماند
    من خود زمانی گمان می کردم که همه ی مدّعیان طب سنّتی که مبانی این طب را علمی می خوانند و به محاق رفتن آن را نتیجه ی توطئه ی استعمار می دانند یک مشت حقّه باز و خر رنگ کن اند. اما در همان اوایل ورود به وادی نقد طب سنّتی با یکی از همین جماعت آشنا شدم که با خواندن چند جلد کتاب «سید جلال مصطفوی» و «عبداله احمدیه» و مرحوم «میرحیدر» و ... دچار توهّم آشنایی با طب سنّتی شده بود و با آنکه انسانی مذهبی و اهل نماز و روزه و حلال و حرام بود اما به خاطر همین جهل مرکّب ، گاهی ادّعاهایی می کرد و سخنانی می گفت که هر انسان عاقلی از آن سخنان و ادّعاها متعجّب می شد.
    خوب به خاطر دارم که یک روز از من درخواست کرد که در کنار عکس «ابوعلی سینا» و «الکساندر فلمینگ» و « رابرت کُخ» و «لویی پاستور» ، یک عکس هم از حکیم دکتر فلانی به دیوار آویزان کنم!! زیرا معتقد بود که واجبی فروش مذکور ، کمتر از «پاستور» و «فلمینگ» به علم پزشکی خدمت نکرده است!!!! همچنین هر گاه که مرا می دید با شور و شوق وصف ناپذیری ، از آنچه که در صدا و سیما و فی مابین برنامه های آشپزی از حکمای همیشه در صحنه ی طب لعنتی شنیده بود سخن می گفت و از من نیز می خواست که در باب لاطائلات مذکور با او به بحث بنشینم! یا آنکه در باب ارتباط گروه های خونی و مزاج های ژنتیکی با او مباحثه ی علمی داشته باشم!
    این جهل عمیق نه تنها دامن گیر پاره ای از مدّعیان طب سنّتی است بلکه بسیاری از عوام الناس نیز دچار این معضل لاینحل هستند و همین جهالت توده ی مردم است که موجب پر و بال گرفتن مشتی شارلاتان بی سواد در حوزه ی طب شده است و گر نه چه معنی دارد که یک تعمیرکار موتور جت ، به ناگاه دم از کشف طب قرآنی بزند و یک فوق لیسانس مدیریت ، مدّعی درمان تومور مغزی با قطره ی نازیل بشود و یک واجبی فروش دوره گرد ، سخن از صهیونیستی بودن طب مدرن و ایضا ً شعر کودکانه ی اتل متل براند!
    نه تنها توده ی عوام با مراجعه به شارلاتان ها و رونق دادن به دکّان های کاسبی شان ، درخت زقوم شارلاتانیسم را در این مملکت ریشه دار تر می کنند! بلکه حتی در میان خواص جامعه نیز ، همین تفکرات عوامانه و جاهلانه ریشه دوانده است.
    شما اگر به طور دقیق به بررسی خاستگاه حکمای طب لعنتی توجه کنید مشاهده می نمایید که بسیاری از این افراد دارای پشتوانه های سیاسی محکمی هستند تا آنجا که حتی گاهی تریبون نماز جمعه ی یک شهر را در اختیار می گیرند تا از آن طریق نعل آهن و نمک دریای خود را تبلیغ نمایند یا در مؤسسه ی آموزشی امام خمینی و حوزه های علمیه و صدا و سیما بوق رایگان در اختیارشان نهاده می شود تا با پراکندن تخم جهل در میان جمعیتی که هیچ علمی نسبت به مبانی طب مدرن و سنّتی ندارند ، زمینه را برای رونق کسب و کار خویش و فریب دادن مردم از راه پنهان شدن در پشت سنگر دین فراهم نمایند.
    اینکه من دم از جهالت عوام می زنم صرفا ً مقصودم از عوام ، مردم کوچه و بازار نیست! امروزه بسیاری از تحصیل کرده های ما نیز در زمره ی عوام الناس اند و استفاده از مدرک های دکترای فاقد پشتوانه ی علمی نمی تواند حضرات را از صف عوام خارج کند.
    شما به جملات زیر دقّت کنید:
    " همین الآن افرادی در ایران داریم که نبض رو می گیره از موی سر تا نوک پا رو براتون اسکن می کنه! خودم برای اینکه آزمایش کنم خودمو در اختیار دو نفر از این افراد قرار دادم! خوب خودم اشکالات خودم رو می دونم که چه خبره! دیدم قشنگ شروع کرد از بالا ، همینطوری لایه لایه اسکن کرد تا پایین! علتشم گفت! درستم گفت!"
    به نظر شما این جملات قصار درباره ی حکمای سی تی اسکن سرخود! از زبان چه کسی صادر شده است؟ یک بقّال؟ یک لوله کش؟ یک میوه فروش؟ یک قصّاب؟ یک مقنّی؟ یک آبدارچی؟یک کشاورز؟
    نه عزیزان! این جملات متعلّق به یکی از سیاست مداران همین مملکت است که هم مدرک دکتری دارد و هم رتبه ی دانشیاری و هم سابقه ی تدریس در دانشگاه! خودش هم مدّعی است که جزو نخبه گان کشور است و بر اساس همین توهّم ، در بسیاری از رشته ها و فنون ، نظر کارشناسی می دهد!
    حال شما پیدا کنید واجبی فروش را! و تکنسین موتور جت را! و از آنها بخواهید که در حوزه ی پزشکی یاوه گویی نکنند و حرف مفت نزنند!
    دلیل این امر آن است که اغلب افرادی که در جامعه ی ما به عنوان قشر تحصیل کرده شناخته می شوند و معمولا ً به علت دارا بودن مدرک های تحصیلی پر طمطراق ، عهده دار امور می گردند افرادی جاهل هستند. استاد مجاهد «مرتضی مطهّری» در کتاب ارزشمند «تعلیم و تربیت در اسلام» با نگاهی دقیق به این مسأله ، چنین می فرماید:
    " ... و لهذا شما می بینید که یک عالم ، مغزش جاهل است.عالم است ولی مغزش ، مغز جاهل است.عالم است یعنی خیلی چیزها را یاد گرفته ، خیلی اطّلاعات دارد ولی آنجا که شما مسأله ای خارج از حدود معلوماتش طرح می کنید می بینید که با یک عوام صد در صد عوام طرف هستید.آنجا که می رسد یک عوام مطلق از آب در می آید."
    بنده به این سخن استاد «مطهّری» یقین کامل دارم زیرا تا کنون چه در حوزه ی پزشکی و چه در حوزه های دیگر صدها بار با چنین افرادی برخورد کرده ام. به عنوان مثال ، یک روز یکی از اعضای هیأت علمی دانشگاه رازی در رشته ی ادبیات عرب به حقیر مراجعه کرد که از همان مقاله نویسان زُبده بود و به محض آنکه در حین بحث متوجّه شد که حقیر در حال نگارش کتابی در نقد طب سنّتی هستم بلافاصله توصیه کرد که قبل از چاپ کتاب حتماً چند مقاله از آن استخراج کنم و در نشریات علمی مختلف به چاپ برسانم زیرا در آینده برای ارتقاء به درد خواهد خورد! خلاصه بحث بر سر نبوغ بوعلی بود که بنده به پاره ای از لاطائلات موجود در کتاب «القانون فی الطب» اشاره کردم و من جمله به خرافاتی که بوعلی درباره ی مار «باسلیقوس» به نگارش درآورده نیز گریزی زدم که بله! جناب بوعلی فرموده اند که هر پرنده ای که رو به روی لانه ی این مار قرار بگیرد از آسمان به زمین می افتد و هر حیوانی که صدای این مار را بشنود می میرد و هر انسانی که عصا یا نیزه اش را به بدن این مار بزند دچار مرگ می شود و از این دست خزعبلات!!! سخنان پرشور حقیر که تمام شد به ناگاه جناب آقای استاد دانشگاه با لبخندی ملیح و ایضا ً نگاهی همچون نگه کردن عاقل اندر سفیه رو به حقیر نمود و گفت: خوب آقای دکتر! واقعاً شاید چنین ماری هم در طبیعت وجود داشته اما هنوز کسی موفّق به کشف آن نشده باشد!! بعد هم برای کوبیدن میخ آخر بر تابوت شعور ، به مار کبرای تُف انداز(spitting cobra) که چندین قرن از کشف آن می گذرد و برای شکار طعمه از پاشیدن زهر تا فاصله ی دو متری استفاده می کند ، اشاره فرمود و با شور و هیجان خاصّی مدّعی شد که اخیراً ماری کشف شده که قادر است به سوی چشمان انسان ، تف بیندازد و او را نابینا کند!! بنده هم در حالی که خیلی دوست داشتم که مثل مار تُف انداز تفی به روی ایشان و ایضاً به قبر پدر این دنیا بیندازم که به درازگوشانی همچون این مردک کرسی استادی دانشگاه مرحمت فرموده پاسخ دادم که بعله!!!
    حال وقتی در جامعه ای ، قشر تحصیل کرده و حتی مسؤولین رده بالای کشوری اینقدر عوام هستند که دم از اسکن تمامی بدن با گرفتن نبض می زنند ، دیگر از اقشار دیگر جامعه چه توقّعی می توان داشت؟
    وقتی که مردم دم به دقیقه در هر شبکه و هر روز و هر ساعت ، شارلاتانی را می بینند که در صدا و سیما و تریبون های رسمی کشور مشغول یاوه گویی به نام علم است ، هرگز نمی توان انتظار داشت که چنین تبلیغات وسیعی در ذهن و دل مخاطب اثر نکند و کودک سه روزه ی مبتلا به زردی خود را برای حجامت پشت گوش به مطب حکیم دکتر فلانی نبرد!
    ادامه دارد...


    منبع:
    afshinahmadpour.blogfa.com/post/7

  12. #7
    دیگه صاحب خونه هستن مدال ها:
    Calendar Award

    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-اردیبهشت-۰۵
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    2,866
    امتیاز : 32,278
    سطح : 100
    Points: 32,278, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,341
    تشکر شده 8,108 در 2,355 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 103 در 67 پست

    پیش فرض ادامه پست قبل (نظراتی جالب از زکریای رازی در باب شیادان)

    ادامه...


    به هیچ وجه گمان نکنید که داستان شارلاتانیسم طبی ، داستان امروز و دیروز است! این قصّه ، تاریخی دارد به قدمت جهالت و جهالت تاریخی دارد به قدمت بشریت! سند می خواهید؟ بفرمایید! حکیم «محمد بن زکریای رازی» نابغه ی پزشکی در کتاب «منصوری فی الطب» ، چنین فرموده است: (کلماتی که زیر آنها خط کشیده شده به لحاظ املایی یا دستوری غلط هستند که امید است جناب دکتر ابراهیم ذاکر در چاپ های بعدی نسبت به تصحیح این واژه ها اقدام فرماید.)


    « لاف زنی این درمانگران بسیار است که یاد کردن همه ی آن از گسترده ی کتاب ما بیرون می باشد.ایشان بی باکانه و هدفمندانه به آزار مردم روی می آورند که برای آنان هیچ گونه پایانی ندارد.برخی از ایشان مدّعی بهبودی بیماری صرع هستند که با روش شکافتن سر به گونه ی چلیپا و سپس به بیرون آوردن چیزهایی که خود از پیش در آنجا گذاشته اند ، خودنمایی می کنند و کارآزمودگی و توانمندی خود را با دوز و کلک و در آوردن آن چیزها از شکاف به بیمار نشان دهند. ایشان با این گونه نمایش ها کارآزمودگی و توانمندی خود را به بیمار می نمایانند. برخی به آنها چنین به بیمار می نمایانند که از بینی او ، سام ابرص (چلپاسه ، وزغ بیابانی) بیرون کشیده اند. آن را به این گونه انجام می دهند که در بینی بیمار، تکه چوبی یا آهنی فرو کرده به دیواره ها می کشند تا خونریزی کند سپس از درون آن چیزهایی از پیش گذاشته را به شکل این جانور که برگرفته از رگ های جگر و شش می باشد ، بیرون می آورند. گروهی دیگر چنین می نمایانند که سپیدی چشم را به تندی درمان می کنند پس به درون چشم تکه آهنی را برده و آن زخمی کرده سپس با آن نیام نازک را لمس کرده و آن را از آنجا بیرون می آورند. برخی دیگر چنین وانمود می کنند که آب را از گوش می مکند پس لوله ای را به درون گوش فرستاده اندکی آب دهان خود را از راه لوله توی گوش ریخته با همان لوله آن را می مکند. گروهی دیگر کرمینه ای پدید آمده از پنیر را در گوش و یا در کنار ریشه ی دندان ها آسیا پنهان می کنند سپس آن را بیرون می آورند. دسته ای دیگر چنین وانمود می کنند که قورباغه از زیر زبان بیرون می آورند. آنجا را شکاف می دهند و توده ای را در آنجا می گذارند و سپس بیرون می آورند و یا تکه استخوانی را چندین روز نهان کرده و رها می کنند. این بسیاری از کارهایشان ایشان می باشد. گاهی سنگی را بیرون می آورند و چند تای دیگر را نیز نشان می دهند و به بیمار می باورانند که چندین سنگ را از آنجا بیرون آورده اند. گاهی بدون هیچ گونه وارسی پیشابدان می گویند سنگ دارد و در آنجا بی باکانه و بی دوراندیشی شکافی پدید می آورند و انگشت خود را در فرو می کنند اگر به سنگی برخورد کردند بیرون می آورند و چنانچه چیزی نبود در آن سنگی می گذارند ، سپس آن را بیرون در می آورند. بیرون کشیدن تکه ای از گوشت سالم که نشان دهنده ی بواسیر است با تردستی همیشگی انجام می دهند. و گاهی در مردم زخم های کهنه و ناسور واقعی بر جای می گذارند و برخی از ایشان مدّعی اند که وزی و مزی(حام) را از نرینه و دیگر جاهای تن بیرون می آورند جایگاه را شکاف می دهند یا بر روی سر نرینه یا جای مورد نظر لوله ای می گذارند سپس چندین بار آن را می مکند و از راه لوله با دهان خود چیزی را بدانجا می فرستند و از درون نرینه به تشتی می ریزند.گاهی برخی از ایشان همه ی بیماری های تن را یک جا گرد می آورند و از آنجا به بیرون می فرستند پس آنجا را که با کبیکج مالش داده و به خارش سختی وا داشته سپس پولی را برای بیرون آوردن بیماری هایی که در آن جا گرد آورده اند می خواهند و نشان می دهند چگونه بیماری ها را از آن جایگاه بیرون آورده اند و این هنگامی است که پول خود را دریافت می کنند جای خارش را با روغن مالش می دهند پس خارش خوب می گردد.برخی دیگر این گونه به باور مردم می رسانند که مو یا شیشه خورده اند ایشان پر پرنده ای را می گیرند و حالت بالا آوردن را در ایشان بر می انگیزند و آن در گلوی می فشرند و سپس چیزهای بسیاری از آن بیرون می آورند. آنها این گونه کارها را انجام می دهند تا بزرگی آسیب را به مردم نشان دهند. گاهی با این کار خود شخص را به سوی مرگ می کشانند. این کارها هنگامی از چشم انسان های فهمیده دور می مانند که این دانایان کوتاه بیایند و ساده نگری کنند و به آن شیادان بدگمان نشوند و رفتار آنها را باور نمایند.در حالی که اگر جستجوگری و پی گیری ایشان با چشم بدبینانه باشد نه از روی سادگی ، در این هنگام است که دروغ و گزافه گویی ها و پنهان کاری های آنها آشکار می گردد. نباید داروهایی تجویز شده ی ایشان را به کار برند زیرا ایشان مردمی بسیار را بدین گونه از میان برده اند.»
    طرفه آنکه «رازی» تنها به آشکار ساختن حقه بازی های شارلاتان ها در این چند سطر از کتاب «منصوری فی الطب» توجّه نداشته ، بلکه آن گونه که از فهرست «ابوریحان بیرونی» بر می آید ، «رازی» سه رساله در باب مراجعه ی عوام الناس به طبیبان دون پایه و رها ساختن اطبّای فاضل نیز به نگارش در آورده که نام آنها مطابق فهرست «ابوریحان بیرونی» به شرح زیر است:
    1- در غرض هایی که دل بیشتر مردم را از پزشکان فاضل به طبیبان دون پایه متمایل می سازد.
    2- درعلّت آنکه برخی از مردم و عامه ی آنان پزشک را رها می کنند هر چند که ماهر باشد.
    3- درعلّت آنکه پزشکان نادان و عامه ی مردم و زنان بیش از پزشکان دانشمند توفیق می یابند.
    البته حکایت حقه بازی شارلاتان ها را می توان در سفرنامه های ادوار مختلف تاریخی نیز مشاهده کرد. به عنوان مثال دکتر«پولاک» طبیب مخصوص ناصرالدین شاه در صفحه ی 409 سفرنامه ی خود به این موضوع چنین اشاره می کند:
    " در جوار طبیبان ، بدیهی است که تعدادی از مدّعیان طبابت نیز در ایران روزگار می گذرانند. اینها در جامه ی درویش ، ملّا نما و سیّد ، مردم عامی زودباور را با ادّعای اینکه از مروارید ، یاقوت ، مرجان و زمرد داروهای مبهی و به اصطلاح قرص کمر تهیه می کنند می چاپند و به آنها معجون های به اصطلاح اصل ، تربت ، مهره و طلسم را به قیمت های گزاف می فروشند. حال هر گاه اتّفاق بیفتد و مریضی در اثر مداوای آنان بمیرد به سرعت باد و برق ناپدید می گردند تا باز در شهری دیگر دکه ی کلاه برداری خود را باز کنند."
    دکتر «پولاک» ، سپس به ذکر خاطره ای از یکی از این طبیب نمایان می پردازد و می گوید:
    " چندین سال پیش درویشی از سرزمین های ترکمن نشین مجاور به تهران آمد که اصولا ً مشغله اش کیمیاگری بود اما ضمنا ً شهرت داده بود که از عهده ی علاج بیماری «سبل» هم بر می آید. چند بیمار چشم پیدا شدند که به معالجات او اعتقاد پیدا کردند. پس از آن که از کیسه ی هر یک چند تومانی بیرون کشید و به هر یک ضمانت کتبی داد که در صورت عدم موفقیت در معالجه ، هر یک از آنها حق دارد دست او را قطع کند. چنان از روی بی شعوری به چشم این بیچاره ها دست اندازی کرد که هر پنج تن در اثر چسبیدن پلک به مردمک نابینا شدند. این مصیبت دیدگان به اردشیرمیرزا حاکم شهر ، یکی از عموزادگان شاه ملتجی شدند. وی از من گواهی طبّی خواست و ضمنا ً یادآور شد که ملاحظه ی درویش را هم بکنم. من کوری واقعی شاکیان را گواهی کردم ولی در ضمن این را هم یادآور شدم که چون قبلا ً این بیماران را ندیده ام نمی توانم به ضرس قاطع بگویم که قبل از جراحی نابینا نبوده اند. در این جا بود که خان حاکم رأی سلیمانی خود را چنین صادر کرد: « چون امکان ندارد بتوان پنج بار دست متّهم را قطع کرد باید از این ماده ی قرارداد فیمابین به کلی صرف نظر کرد اما از طرف دیگر چن متّهم از سرزمینی می آید که ایران با آن دائما ً در جنگ است ، پس به وی تکلیف می شود که در مملکت خود به کار جراحی بپردازد ، چه پیش بینی می شود که میزان خسارتی که وی در آنجا به بار خواهد آورد کمتر از ویرانی و صدماتی که توسط قشون ایران ایجاد خواهد شد نخواهد بود.» و بدین وسیله این کلاه بردار را مرخّص کرد."

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1