کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 62
  1. #1

    پیش فرض نوستالژی اعتکاف !!! ** ضیافت عشق **

    قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله
    ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم ..



    برگرفته از وبلاگ حجت الاسلام انجوی نژاد ..

  2. #2

    پیش فرض اعتکاف 82

    اعتکاف 82

    خدا رو شکر امسالم زنده بودیم برا اعتکاف .

    توجه :
    مراسم هر روز به همین قسمت اضافه میشود .

    چون برو بچه های تشکیلات کامپیوتر رو میارن مسجد برای پخش ان لاین مراسم ، و میشه با اینترنت تماس داشت من هم سعی میکنم هر روز از انچه میگذره بنویسم و تو همین قسمت ادیت کنم . شماهایی که نیستید هم نظراتتونو بدید .


    سه شنبه 18 / 6 / 82 :
    بچه های کادر از یک شنبه ریختن تو مسجد . الان ساعت 10 صبحه و خواهرا دارن تزئیناتو میزنن . برادرا هم کارهای سنگین تر رو به عهده دارن . ریز کارارو و اتفاقات امروز رو امشب مینویسم . فعلا یا علی !

  3. #3

    پیش فرض اعتکاف 82

    اعتکاف 82

    سه شنبه 18 / 6 / 82 _ ساعت 19 :
    ولوله ای در دربهای ورودی مسجد بر پاست .
    در ورودی به راهرویی میرسی که بالای ان قرانی بر روی یک چفیه قرار داده شده . دو طرف گل اویزان است . همه با چنان شور و شوقی وارد مسجد میشوند که گویی عروسی دارند .

    اری مهمانی یار شوق دارد ..

    در چهره ها شادی موج میزند . بچه ها با دیدن همدیگر اغوش باز میکنند و هم را میبوسند .
    ادم یاد لحظاتی می افته که بچه های جبهه از شهرستان به منطقه میرسیدند .

    بچه های انتظامات و تدارکات و ... با جدیت مشغولند . کار تبلیغاتیها عقب افتاده و در صدد جبران این عقب افتادگی هستند .

  4. #4

    پیش فرض اعتکاف 82

    اعتکاف 82

    سه شنبه 18 / 6 / 82 _ ساعت 22 :
    جمعیت از تعداد مفروض بالا زده . 7000 نفر امار الان است و همه جوان !
    تخمین زده میشود تا ساعتی دیگر به جمعیت افزوده شود .
    بچه ها اشپزخانه بسرعت در حال تدارک این جمعیت اضافی برای سحری هستند . خستگی در چهره هایشان موچ میزند اما عشق میکنند

    راست میگویند کار برای خدا خستگی ندارد ..

  5. #5

    پیش فرض اعتکاف 82

    اعتکاف 82

    سه شنبه 18 / 6 / 82 _ ساعت 24 :
    جلسه توجیهی انجام شد و مسائل فقهی اعتکاف گفته شد . برنامه ها اعلام گردید .
    غیر از برنامه های رسمی که در جای خودش میگوییم واحدهای مختلف کانون کارهای متفرقه خود را انجام میدهند .

    تدارکات پذیرایی را با شیر و چای و بیسکوییت شروع کرده
    تبلیغات فضا را به سمت معنویت سوق داده .
    بچه ها ساکت و در خودند .
    واحد شهدا طرح ختم قران در روز را ثبت نام کرده است .
    کتابخانه از واحد تبلیغات کار میکند .

    نمایشگاه شهدا و ... که بعد میگویم .

  6. #6

    پیش فرض اعتکاف 82

    اعتکاف 82

    چهارشنبه 19 / 6 / 82 _ ساعت 1:30 بامداد :
    مراسم زیارت ال یاسین شروع شد .
    از همون اول معلومه بچه ها اومدن پاک بشن . شروع نشده صدای ناله ها بالا گرفت . خیلی چسبید .

    با اینکه میدونی ............. شده رویم سیاه ................ بازم راهم دادی ........... میون عاشقا ............ الهی العفو ..

    بعد از مراسم تا سرو سحری صفوف نماز شب این جوونا دیدنی بود . خدایا اینا کین ؟ تو این دوره و زمونه و این کارا ؟؟ !! ؟؟

    ای وای بازم دلم رفت یه جای دیگه .. واستادم یه گوشه ای نگاه میکنم . گویا دوباره شیبانی و عامری و سیفی و مشتاقیان و رنجبر و کرابی و تشکری و ... زنده شدن !

    یه روزی تو دل خدا بود ...... جای من بین خوبا بود ..... جبهه ها چه با صفا بود ..... عقب افتادم میدونی ..... تو خدای مهربونی ..

    گرمی اشکی رو که بی اراده جاری شده حس میکنم . خدایا ..........!!!

    چون جمعیت زیاد تر از حد متوقع بود نگران پذیرایی هستم . اما غذا به همه رسید . برکته دیگه . وای به برخی چایی نرسید . هیچی هم نگفتن . اگه هیچی نمیرسید هم هیچی نمیگفتن .. خب اینا وارثان عاشورای ایرانن دیگه ..

    خدایا منو قربونی اینا کن . الهی امین ..

  7. #7

    پیش فرض اعتکاف 82

    اعتکاف 82

    چهارشنبه 19 / 6 / 82 _ ساعت 13:30 :
    بعد از نماز ظهر و عصر باشکوه ، حاج اقا شریفانی نماینده ولی فقیه در دانشگاه شیراز سخنرانی کردند . بحث پیرامون صدق بود . خوب و عالی بود چسبید .

  8. #8

    پیش فرض اعتکاف 82

    اعتکاف 82

    چهارشنبه 19 / 6 / 82 _ ساعت 18:30 :
    نماز جماعت قضا برگزار شد به تعداد 68 رکعت و همه شرکت کردند . بعد هم قران تلاوت شد تا اذان . بعد هم افطاری . دست بچه های زحمتکش تدارکات درد نکنه . سوپ خوشمزه و کتلت زدن 14000 کتلت کار ساده ای نیست ..

  9. #9

    پیش فرض اعتکاف 82

    اعتکاف 82

    چهارشنبه 19 / 6 / 82 _ ساعت 21:45 :
    مراسم شروع شد . سخنرانی با عنوان همراهی با نسل شهادت .
    از فاصله دو نسل امروز و دلایل و گلایه هایی . در اخر هم یک شعر طویل ..

    قسمتهاییش اینه :
    سلام تهران ، اری چه خواب سنگینی !
    چه ساکتی چه خموشی مگر نمیبینی ؟

    سلام ای همه جامانده های قافله ها
    سلام نسل چک و سفته و معامله ها

    چقدر هادی دردم چه خسته ام سردم
    تکم غریب و غریقم ، شکسته ام زردم

    سلام تهران تهران ، سلام تهرانم
    منم بسیجی دیروز این دبستانم

    من از خدا و شهید و کمانچه می ایم
    از استوای شلوغ شلمچه می ایم

    بگو چگونه گرفتار این خطا شده ایم ؟
    میان سیل سیاست چنین دو تا شده ایم !!

    چه ساده شوق شهادت به غصه ها برگشت
    چه ساده کاوه دوباره به قصه ها برگشت !

    هلا شما که امروز خویش زنجیرید
    چرا سراغی از ان روزها نمیگیرید ؟

    درین کشاکش بی همتی و دینی
    حلال کن حلالم شهید اوینی

    رها شدم چه به یاوه میان این برزن
    میان این همه مکرو میان این همه زن !

    منم بسیجی دیروز و اینک اما دیر
    منم جوانی جبهه و اینک اما پیر

    چقدر گریه کهنه به دادم امده است
    چه خاطرات عجیبی به یادم امده است

    چقدر خاتمه ام من چقدر محتضرم
    چقدر گریه ام امشب چقدر مختصرم !!!؟؟!!؟


    بعد نوای گرم و سوزناک حاج مهدی سلحشور و روضه حضرت زینب س و سینه زنی .
    هوای گرم مجلس فقط مال دما نبود .. آخه میدونین .. عشق هم حرارت داره ؟؟!!؟؟

  10. #10
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-فروردین-۲۷
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    5,012

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط setarevatan نمایش پست اصلی
    از 4 سال پیش تا پارسال هر سال روزای قبل از اعتکاف مثه این روزا یه مشکل بزرگی برام پیش میومد و تمام زندگی مختل میشد و حتی تو خود اعتکاف هم داغون !!
    امسال دلم خوش بود حداقل اعتکاف نمیتونم بیام !! دیگه اون مشکلات نیست !! امروز خیلی تصادفی یه اتفاق افتاد مثه همون سه سال پیش !! واقعا احساس کردم کار خداست !! البته از لطف و رحمت خدای رجب به این اتفاقا نگاه میکنم !! ولی دوباره مثه همون سه سال داغونم !! داغون !!

    بچه ها توروخدا دعام کنید
    نوشته اصلی توسط setarevatan نمایش پست اصلی
    کاربران گرامی :
    اینجانب بعد از چندین سال اعتکاف رفتن (چند سالش هم دوتا اعتکاف با هم به فضل پروردگار !!) در مخیلم نمیگنجه امسال نتونم برم !! ولی مصلحت الهی مثل اینکه اینطوریه (این دلیل برای رسوا نشدن یک روسیاست !) خواهشمندم این حقیر را از دعاهاتون (مخصوصا شب اول اعتکاف و مناجات های نیمه شبا) فراموش نفرمایید !!

    از آنجا که تا 7تیر که امتحاناتم تموم میشوند بنده در جامعه پایم را نخواهم گذاشت لذا الان مجبور شدم این پیام را بگذارم !!

    باتشکر !!
    هرکی این متنو بخونه دقیقا میفهمه من الان اصلااااااااااااااااااا حالم خّوش نیست !! توروخدا دعام کنید
    ّ
    .
    .
    .



    در هوس دیدن شش گوشه ، دلم تاب ندارد ! نگهم خواب ندارد ........
    قلمم گوشه ی دفتر ، غزل ناب ندارد

    همه گویند : به انگشت اشاره
    مگر این عاشق دیوانه ی دلسوخته ارباب ندارد ؟

    تو كجایی ؟ شده ام باز هوایی ...
    چه شود جمعه این هفته بیایی ؟ ..........


    اللهم عجل لولیک الفرج والعافیـه والنصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره

  11. #11

    پیش فرض اعتکاف 82

    اعتکاف 82

    پنجشنبه 20 / 6 / 82 ساعت 1:36 بامداد :
    مناجات مسجد کوفه و اشکی که به یمن اعتکاف چه راحت سرازیر میشود . جدی جای همه خالیست . همه جهانیان . ببینن خدا چه با حاله !

    مرغ دلم پر میزنه ......... مثه پرنده تو قفس .......... چاره درد دل من ......... هق هقه و نفس نفس
    می خوام مث دیوونه ها ........ سر به بیابون بذارم .......... داد بزنم به اسمون ......... خدا خدا دوست دارم ..


    و بعد هم نماز شب و سحری که استامبولیه
    خیلی می چسبه هم مادیاتش هم معنویاتش . اخه برا لذت بردن باید سبکبار بود تا بشه سبکبال شد و همه اینجا سبکبارن .

    وای ی ی ی ی ی جای همه ادما خالیه !!
    خدایا داره تموم میشه چرا منو قربونی اینا نمیکینی ؟؟!!

  12. #12

    پیش فرض اعتکاف 82

    اعتکاف 82

    پنجشنبه 20 / 6 / 82 _ ساعت 17 :
    مراسم قرانی و ... تا مغرب برگزار شد :
    محفل انس با قران با حضور قاریان ممتاز و بین الملل در صحن مسجد و در جمع هفت هزار معتکف کانون برگزار شد .

    واحد شهدا اعلام کرد که تا کنون نزدیک به 800 نفر در بخش برادران و خواهران موفق شدند در ختم قران شرکت کنند و تا هم اکنون 24 بار قران ختم کنند .

    واحد کمیته امداد حلال احمر کانون اعلام کرد که تا هم اکنون هیچ مورد حاد خطرناکی در بین معتکفین مشاهده نشده . قابل ذکر است که یک تیم پزشکی در بخش خواهران و برادران اماده رسیدگی های اولیه به موارد احتمالی بوده است .

    کتابخانه امانی واحد شهدای کانون در مدت 3 روز اعتکاف کتابهایی که شامل زندگینامه شهدا ، وصیت نامه شهدا ، خاطرات مربوط به شهدا می شد را به صورت شبانه روزی در خدمت برادران معتکف قرار داد که با استقبال خوب از طرف معتکفین همراه بود .

    واحد فرهنگی کانون در 2 روز اول اعتکاف 3 نشریه را در بین معتکفین پخش کرد :

    .1. خلوت انس : ویژه نامه اعتکاف
    .2. ارزش مومن : خلاصه سخنرانی های حجت الاسلام انجوی نزاد در مورد ارزش مومن
    .3. فریادهایی که شنیده نشده اند : سخنرانی رهبر مبارزان لبنان ، امام موسی صدر در شهر مقدس قم . عنوان سخنرانی : علی موحد بود و بس !

    از واحد شهدا خواستیم تا گزارشی از فعالیت هاشون به ما بدن و اونا هم اینجوری شروع کردند :

    شهدا قهرمانان انس بشریت با معبودند ، و نه اسطوره های دست یافتنی ، شهید الگوی جوانی پرشور است و چه زیباست که شیعه علی از ابتدا تکلیف خویش را بداند ، شهید کیست و چگونه میتوان به شهید معرفت یافت .

    واحد شهدای کانون فرهنگی رهپویان وصال تمامی فعالیت های خود را به گونه ای غیر مستقیم و عملی در راستای انس جوان و نوجوان با رفتار قبل از شهادت و زندگانی انان اشنا کند . امید است با دستگیری شهدای عارف این سرزمین پرحماسه و ایثار به این مطلوب عظیم دست یابد .

    برنامه های در دست اقدام :
    ختم دست جمعی قران در محل اعتکاف
    کتابخانه امانی در نمحل اعتکاف
    بازدید از خانواده شهدا و جانبازان
    برگزاری همایش های جلوه های ایثار شهدا و احیا ارزشهای فراموش شده .

  13. #13
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۴-اسفند-۰۹
    محل سکونت
    شيراز-...........ارسنجان
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    168

    Unhappy ممممممممممممممممم

    آه من ذنوبییییییییییییییییییییی یییییییییییییییییییی
    حسین منه
    اللهم احفظنا برحمتک
    اللهم اجعلنا فی درعک الحصینه التی تجعل فیها من ترید

  14. #14

    پیش فرض اعتکاف 82

    اعتکاف 82

    پنجشنبه 20 / 6 / 82 _ ساعت 22 :
    مراسم شب وفات حضرت زینب سلام الله علیها ..
    سخنرانی با عنوان شکایت به خدا و مداحی .. جلسه تا اوج رفت .. حتی تا حد شب عاشورا ..

    تعداد زیادی از معتکفین که در اثر روزه ضعیف هم شده اند به بهداری منتقل شدند .. خب مجلس سنگین بود و اینارو دیگه نمیشه نوشت .

    درسی نبود هر انچه در سینه بود !؟

    اندم فلک را .. من تیره دیدم ......... دستم به سر بود .. اما شنیدم ........... قاتل شنیدو .. من هم شنیدم ........ زهرا صدا زد .. ای وای شهیدم .......... او می ....... ؟!؟!؟!

  15. #15

    پیش فرض اعتکاف 82

    اعتکاف 82

    جمعه 21 / 6 / 82 _ ساعت 2 بامداد :
    نوای گرم حاج مهدی در کمیل و حال عجیب شب اخر ..

    تو خدای مهربونی ....... درد دلهامو میدونی
    میدونم این شب اخر ....... منو از در نمی رونی ..


    مجلس را نمیشد جمع کنی . بعد مجلس تا ساعتی همه گریان و نالان و فریاد کنان بودند . مثل اینکه خیلی چسبیده .. نمیشه دل بکنی ..
    بعدشم مناجاتا و نماز شبا دیدنی بود . باز دلم هوایی شده ..

    یکی از بچه های جنگ رفیق شهیدشو تو خواب میبینه و میپرسه ایا میشه اسم مارو هم بنویسن ؟
    جواب دردناک شهید : اسم خیلیاتونو مینویسن اما خودتون پاکش میکنید ..

    خدایا فردا شب چجوری معتکف نباشم . هم من دلم برات تنگ میشه هم تو دلت برا من .. پس یه کاری کن همیشه معتکف کوی تو باشم !!

    راستی چرا هنوز منو قربونی این بچه ها نکردی ؟؟ تموم شد ها ..

  16. #16

    پیش فرض اعتکاف 82

    اعتکاف 82

    جمعه 21 / 6 / 82 _ ساعت 11 :
    اعمال ام داوود با قرائت قران شروع شد و با تشریف فرمایی ایت الله حائری متوقف و خطبه های نماز جمعه که تماما صحبتهای اخلاقی بود ایراد گردید .
    همکاری زیبای ستاد برگزاری نماز جمعه و کانون باعث شد هیچ مشکلی در امر برگزاری نماز جمعه رخ ندهد و با پایان نماز اعمال ام داوود ادامه پیدا کرد .

    عصر که شد یه سر رفتم اعتکاف مسجد دستغیب و مثل دیروز که رفتم اعتکاف دانشگاه _ الحمد لله خوب و اشکی بود ..
    مهمون مهمونه دیگه .. !!

    حدود 17:30 برگشتم اعتکاف خودمون . چه خبره ! بچه ها مث مادر مرده ها دارن با ترتیل قران زار میزنن . بوی جدایی و فراق همه جا رو پر کرده . اره همه بخدا عادت کردیم ..
    بعد هم زیارت اخر اعمال ..

    خداحافظ مسجد شهدا .......... خداحافظ بزم نور و صفا
    خداحافظ ای دل و دلبر .......... خداحافظ ای صفای سحر ..


    بعد هم یه سینه زنی مشتی و اشکی و دعای اخر ..

    معتکف وقت دعا شد ......... موقع وداع ما شد
    وقت مهمونی تمومه ......... وقت دوری از خدا شد
    غروب جمعه سر اومد ......... کار من عجب درومد
    خاک عالم بسرم شد ........... دیدی اقامون نیومد ..


    دلگیری غروب جمعه بی اقا و وداعیه با اعتکاف معجون دردناکی رو بوجود اورده که فغان هر سنگ دلی رو به اسمون میبره ..
    و دعای اخر ..

    ای پادشه خوبان ... ؟!

  17. #17

    پیش فرض پست اخر اعتکاف 82

    اعتکاف 82

    نماز رو قرار شد طوری بخونیم که گویی نماز اخر عمرمونه و فقط از دنیا همین وقت رو داریم ..
    عجب نمازی بود .. صدای گریه و فریاد و ناله .. جدی دوری از خدا سخته !

    بعد نماز کسی نمیتونست دل بکنه .. اخه دردناک ترین جمله این روزا رو شنیده بودن
    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته !!
    دیگه این چیزا نوشتنی نیس . دیدنیه . پس بذار ساکت باشم .. اونایی که بودن میدونن چی میگم و تموم شد ..

    افطار و خروج جوانانی که تماما نور بودند . نگرانم . خدایا اینارو پاکیشونو به خودت میسپارم !
    بحث گدایی و دست خال و نا امیدی و هجوم شیطان و لذت و گناه و ایناست .. توجیهی که ؟! پس یکاری بکن . جون من برا تو ، اما دست اینارو بگیر .. نوکرتم
    خدایا من هنوز سر حرفم هستما .. پس چرا دس دس میکنی ؟؟
    جون منو قربونی اینا کن ..

    یا زینب والسلام

  18. #18
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907

    پیش فرض

    اعتكاف 88 با مادر راضيه دوست شدم
    يعني ايشان با من دوست شدند.و ديگر اعتكاف نرفتم

  19. #19

    پیش فرض

    عده ای در عملی ناجوانمردانه به این مبحث اعتراض نمودن و با عملی خبیثانه قصد منتقل یا حذف این مبحث رو دارند ..

    مارو هم بی ذوق و بدون خلاقیت و .. اینا خوندن

  20. #20
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907

    پیش فرض

    اتفاقا من همين الان داشتم دنبال اين تاپيك مي گشتم پيداش نمي كردم
    خوب شد آورديش بالا

  21. #21
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط دردونه نمایش پست اصلی
    عده ای در عملی ناجوانمردانه به این مبحث اعتراض نمودن و با عملی خبیثانه قصد منتقل یا حذف این مبحث رو دارند ..

    مارو هم بی ذوق و بدون خلاقیت و .. اینا خوندن

  22. #22
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آبان-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1989
    نوشته ها
    3,760

    پیش فرض

    گلاب به روتون رفته بودیم دستشویی...بعد باید هر بار تو صف بمونیم تا نوبتمون بشه!
    همچین از وضع ناراحت بودم که یهو یه پیر زنی از ته دلش گفت:
    خوش به سعادت طاهر.شب شهادت حضرت زینب مرد.کلی هم ناراحت بود میگفت اخی بیچاره ستایش!!!!!!!!!!!!!
    واااااااااااااای یعنی ملت ترکیدن از خنده! بعد این خنده از ته دل باعث شده بود یه نفس عمیقققققققق از بوی خووووووب بره تو حلقمون
    ویرایش توسط مهاجر : یکشنبه ۲۹ خرداد ۹۰ در ساعت ۲۰:۳۲
    .

  23. #23
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آبان-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1989
    نوشته ها
    3,760

    پیش فرض

    شب اولی که خوابیدیم،ترنم بین منو یاس سپید بود.بعد خب جامونم حسابی تنگ بود البته از پارسال خیلی بهتر بود.بعد صبح پا شدیم دیدیم ترنم بینمون نیست! نگو ایشون دو مین میرن جایی،تا بر میگردن ،من و یاس سپید بالشت و جاش رو میگیریم،بنده خدااا بدون بالشت میره تو جای همسایه میخوابه! بعد اومدیم معذرت خواهی کنیم که ظاهرا حسابیییییییییی مدل های دیگه اذیتشون کرده بودم.من از همینجا شرمنده!
    شب های بعدی با شرط و شروط پیشم میخوابید
    .

  24. #24
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آبان-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1989
    نوشته ها
    3,760

    پیش فرض

    شانس هم که نداشتیم.این کولر کنار ما اصلا باد نمیزد انگار! ما هم منتظررررررررر که یه برنامه تو شبستون اجرا بشه تا بریم استفاده کنیم اخه شبستون خنکه!
    برنامه معرفی فرق ضاله بود.قشنگ با بالشت و ملافه رفتیم تو ...یکم شد فیلم گذاشتن.اونم چی؟ دوپس دوپسی با صدای بلند...وقتی شروع شد یهو شبستون رفت رو هوا
    .

  25. #25
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آبان-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1989
    نوشته ها
    3,760

    پیش فرض

    وقتی غذا میدادن کلی بحث پیش میومد.خب من شمالی.ترنم تهرانی.یاس سپید و مشکات نیاز بوشهری در کنار دوستان غیر شیرازی اظهار فضل میکردیم.خب این غذا تو شهر شما چیه؟چی چی میگن؟چه جوری درست میکنن؟ و...
    اطرافیان هم با تعجب نگامون میکردن....
    .

  26. #26
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۲۰
    محل سکونت
    شـــی راز
    نوشته ها
    2,895

    پیش فرض

    ^خوب 4 تاتون اعتکافارو به فنا دادید که



    نفسم میگیرد ، در هوایی که نفس های تو نیست ...

  27. #27
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-بهمن-۲۷
    محل سکونت
    عازم میکده کرببلا می باشیم ؛
    نوشته ها
    6,390

    Wink

    یا زهرا

    سختمه این همه راه برم اونور برا وضو .. همی پا جانماز حالی متفاوت دارد ..

  28. #28
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آبان-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1989
    نوشته ها
    3,760

    پیش فرض

    همیشه همراه چادرش میداد میگفت رو چادرم وضو بگیر این خیس بشه،کف زمین خیس نشه
    .

  29. #29
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۳۱
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,157

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط مشكات نياز نمایش پست اصلی
    یا زهرا

    سختمه این همه راه برم اونور برا وضو .. همی پا جانماز حالی متفاوت دارد ..

    مشکات جان این سبک وضو گرفتن مختص شیرازی های عزیز است.

  30. #30
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-آبان-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1989
    نوشته ها
    3,760

    پیش فرض

    اگه دریا و همراه نبودن ما از گشنگی تلف میشدیم.
    بنده های خدا همیشه ژتون جمع میکردن میرفتن غذا میاوردن
    دریارو نزدیک اذون شکل عرق میدیدم همیشه عرق میگرفت جز شب اخر که تو دلم موند عرق خور شم
    .

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سوتی هایییییییییی اعتکاف
    توسط سلسبیل در انجمن گفتگو با اعضا
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: شنبه ۱۸ خرداد ۹۲, ۱۰:۴۲
  2. مراسم معنوی اعتکاف
    توسط مسافرکوچولووووو در انجمن کانون
    پاسخ ها: 220
    آخرين نوشته: دوشنبه ۱۹ فروردین ۹۲, ۱۲:۰۷

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات