کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 19 , از مجموع 19
  1. #1
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    184
    امتیاز : 3,384
    سطح : 36
    Points: 3,384, Level: 36
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 72
    تشکر شده 1,190 در 174 پست
    حالت من : Ghati
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض ضرورت و مهارت مطالعه....

    سلام الله....
    مقدمه:

    مختصری از باید های مطالعه و البته مهارت هایش را باختصار و به قول معروف کنکوری با هم مرور می کنیم... همین!

    اگر بي فرهنگ و تاريخ بوديم...
    من مي بينم كه متاسفانه كتاب در جامعه ما، آن مقدار كه شان اين جامعه اقتضا مي كند، رواج ندارد. اگر ما يك جامعه بي فرهنگ و تاريخ بوديم؛ جامعه اي بوديم كه گذشته و كسان فرهنگي با معرفت و برجسته اي ندارد، انسان هاي بااستعداد و فهيم و داراي بينش و طرز فكر بالا ندارد - مثل بعضي از جوامع گوناگوني كه در گوشه و كنار دنيا هستند - بي رغبتي به كتاب قابل توجيه بود؛ اما در جامعه ما با اين همه انسان هاي فرهنگي، برجسته، والا، اساتيد، مولفين، آشنايان با كتاب، شعرا، نويسندگان، علماي بزرگ، دانشگاهيان برجسته و عناصر فرهنگي و عالم، چرا بايد انس با كتاب اين طور باشد؟! سابقه فرهنگي و تاريخي ما خيلي زياد است. جامعه ما اساسا جامعه اي پخته و بالغ شده است؛ يك جامعه ابتدايي و بدوي نيست. مردم ما بايد بيش از اين با كتاب آشنا باشند.
    (مقام معظم رهبری (مدظله العالی) -مصاحبه در جريان بازديد از نمايشگاه كتاب - ۲۶/۲/۱۳۷۴)
    http://www.rahpouyan.ir/signaturepics/sigpic19334_3.gif


  2. #2
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    184
    امتیاز : 3,384
    سطح : 36
    Points: 3,384, Level: 36
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 72
    تشکر شده 1,190 در 174 پست
    حالت من : Ghati
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    قال خودم:

    برای مطالعه روشهای متعددی است. هرکسی هم نظری دارد....
    اما به نظر من فقط دو کلید واژه مهم و اساسی است که باید به آن توجه شود:

    اول اینکه آدم از آن لذت ببرد
    دوم آنکه کاربردی باشد . یعنی بدرد آدم بخورد


    پ . ن:

    گاهی آدم از سختی یک کار هم لذت می برد...
    گاهی تفریح و تفنن و آرامش فکر و ذهن هم دلیلی است برای کاربردی بودن....


    اما نظرات بقیه را هم بخوانید:
    http://www.rahpouyan.ir/signaturepics/sigpic19334_3.gif


  3. #3
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    184
    امتیاز : 3,384
    سطح : 36
    Points: 3,384, Level: 36
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 72
    تشکر شده 1,190 در 174 پست
    حالت من : Ghati
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    روش مطالعه‏

    1. به قول آدريل جانسون، خوب كتاب خواندن را نمي ‏توان از خواص مادرزادي دانست. براي قرائت، بدون شك، پرورش خاصي لازم است.


    2. بهترين روش كتاب‏خواني، روشي است كه خواننده در اين كار بتواند زيبايي‏ هاي چيزي را كه مي‏ خواند، دريابد و به هنگام لزوم، معايب آنها را بفهمد و اين از راه پرورش و ممارست حاصل مي‏ گردد.


    3. در معاني كلماتي كه براي نخستين بار مي‏ بينيد، دقت كنيد. بيهوده تصور نكنيد كه سياق مطلب، آن معاني را براي ما كشف مي‏ كند. همان زمان، بهترين وقت براي رفتن به سراغ فرهنگ لغت است.


    4. اميل فاگه، نويسنده فرانسوي، عقيده دارد كه بايد در خواندن كتاب استقامت داشته باشيم. استقامت، لجاجت نيست؛ بلكه نوعي بردباري است كه ذوق ما را مي‏ پرورد و درك ما را عميق مي ‏كند.


    5. مون تني، دانشمند شهير فرانسوي، درباره انتخاب كتاب و روش كتاب‏خواني نظريه اي بسيار بديع و زيبا دارد. يكي از اين عقايد، آن است كه براي وصول به عمق معناي يك كتاب خوب، بايد آن را دوبار بخوانيم و با آن ارتباط دائمي داشته باشيم. يك اثر پربها، ما را مدت‏ها سعادتمند مي‏ سازد. ما نمي‏ توانيم با يك بار خواندن، به اين درجه از خوشبختي برسيم؛ هر چند در اين يك‏بار، دقت فوق العاده به كار بريم.


    6. همچنين وي معتقد است كه اگر بخواهيم از كتابي كه خوانده‏ ايم، نظر صحيحي پيدا كنيم، بايد درباره آن گفت‏گو كنيم. كتاب‏هاي خوب، افق گفتگوهاي پرثمر را به روي ما مي ‏گشايند و اين، همان چيزي است كه ما آن را مباحثه مي‏ ناميم.


    7. در كتاب «500 نكته درباره مطالعه» آمده است: يكي از روش‏هاي خوب مطالعه، استفاده از يادداشت برداري است. فقط توجه كنيد كه به جاي يادداشت، رونويسي نكنيد! طرح‏هاي گوناگون بريزيد؛ نكات مهم يادداشت را برجسته‏ تر بنويسيد و اگر مطلبي را درك نمي‏كنيد، به صورت سؤال يادداشت برداريد.


    8. در كتاب «روش‏هاي تسريع در خواندن و درك» پيشنهاد شده است كه هنگام مطالعه، ابتدا خلاصه مطلب را كه اغلب در ابتداي مقاله يا كتاب آمده است، بخوانيد؛ سپس عنوان‏ها و فهرست اجمالي كتاب را مطالعه كنيد و بعد چند سطر از ابتداي هر عنوان را مطالعه كنيد؛ زيرا مهم‏ترين مطالب، معمولاً در همين خطوط ابتدايي هستند و سرانجام ساير توضيحات و تفاسير كتاب را بر اطلاعات خود بيفزاييد.


    9. از همان زمان مطالعه، براي به كار بستن آن چه مي‏آموزيد، برنامه‏ ريزي كنيد. به قول تولد، «مطالعه و عمل نكردن، مانند شخم زدن و بذر نپاشيدن است».


    10. بيكن جمله زيبايي در اين باره دارد؛ «برخي كتاب‏ها را بايد چشيد؛ بعضي ديگر را بايد بلعيد و قليلي را هم بايد جويد و هضم كرد.
    http://www.rahpouyan.ir/signaturepics/sigpic19334_3.gif


  4. #4
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    184
    امتیاز : 3,384
    سطح : 36
    Points: 3,384, Level: 36
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 72
    تشکر شده 1,190 در 174 پست
    حالت من : Ghati
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    كارآيي مطالعه‏

    1. كيفيت مطالعه را بالا ببريد؛ به روخواني سطحي در حالت پراكندگي فكر قناعت نكنيد و با مفهوم و معناي مطلب، ارتباط برقرار سازيد تا آن چه را كه مورد نياز است، به خوبي درك كنيد.


    2. حجم مطالعه، حواس شما را پرت نكند؛ مطالعه بيشتر و سريع‏تر، تنها بهانه ‏اي براي بيشتر دانستن است؛ پس ابتدا آن چه را مي‏خواهيد بدانيد و بفهميد، برداشت كنيد و آن گاه با كلمات «سرعت» و «بيشتر» وسوسه شويد.


    3. قبل از آن كه از موضوع اصلي كتاب منحرف شويد و به مطلب ديگري بپردازيد، قسمت‏هايي را كه دوست داريد به خاطر بسپاريد، مشخص كنيد.


    4. حتماً براي مطالعه خود برنامه ‏ريزي داشته باشيد. اين كه قصد يادداشت برداري داريد يا خير، در مورد چه موضوعي بايد تمركز كنيد، چه سؤالاتي در ذهن داريد كه در اين كتاب جواب آنها را ميجوييد و...، همه بايد از قبل برنامه‏ ريزي شده باشند.


    5. بايد كتابي كه مطالعه مي‏كنيد، مختص به خود شما باشد تا به راحتي در آن علامت‏گذاري و نكته نويسي كنيد. استفاده از مداد يا ماژيك رنگي، به شما امكان مي‏دهد تا در مراجعه مجدد به كتاب، بهره بيشتري ببريد؛ هر چند نبايد اين خطوط رنگي، استفاده شما را از ساير خطوط كتاب كاهش دهد.


    6. هنگام مطالعه، همواره يك قلم در دست داشته باشيد؛ زيرا مطالعه، آنگاه كارآيي مطلوب مي‏يابد كه همراه با مطالعه سؤالات، ذهن خود را با آموزه ‏هاي كتاب تطبيق دهيد و در حاشيه آن يادداشت كنيد.


    7. ميان مطالعه و ساير كارهاي خود، تعادلي به وجود آوريد تا هم از خواندن خسته نشويد و هم تجربه و عمل را به بهره‏ وري مطالعه خود بيفزاييد.


    8. مطالعه پراكنده، با موضوعات گوناگون و متناقض، موجب كاهش بهره‏ وري شما مي‏شود؛ سعي كنيد در نوع كتابي كه براي مطالعه انتخاب مي‏كنيد، مطالعات قبلي خود را در نظر آوريد تا نظم فكري شما به هم نخورد.


    9. اگر بتوانيد از هر كتابي كه مي‏خوانيد، نكات مهم و كليدي آن را خلاصه برداري كنيد، بر كارآيي مطالعه شما مي‏افزايد. اين راهكار، آنگاه ارزشمندتر ميشود كه خواننده به زبان و عبارات خودش، مطالب را يادداشت كند.


    10. به ياد داشته باشيد كه علاقه و انگيزه، در مورد مطلبي كه براي مطالعه انتخاب كرده ‏ايد، به بهره ‏وري شما از آن چه مي‏خوانيد، بسيار مي‏افزايد.


    11. گاهي قرار دادن يك پاداشِ مشروط براي مطالعه حجم خاصي از كتاب، به هيجان و لذت مطالعه مي‏افزايد و نوعي اثر تشويقي بر فرد ميگذارد. اين پاداش‏ها، ميتواند ديدن يك برنامه تلويزيوني، رفتن به مكاني خاص، انجام يك فعاليت مورد علاقه يا حتي خوردن يك خوراكي مورد علاقه باشد؛ مشروط بر اين كه ميزان تعيين شده، مطالعه شده باشد.


    12. رنگ كاغذ، رنگ قلم، نحوه نشستن، فاصله چشم با كتاب، نور محيط و ساير شرايط مكاني نيز در كارآيي مطالعه شما كاملاً مؤثرند.
    http://www.rahpouyan.ir/signaturepics/sigpic19334_3.gif


  5. #5
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    184
    امتیاز : 3,384
    سطح : 36
    Points: 3,384, Level: 36
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 72
    تشکر شده 1,190 در 174 پست
    حالت من : Ghati
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    تمركز مطالعه‏

    دكتر خادمي در كتاب «مطالعه روشمند»، نكاتي را براي ايجاد تمركز حواس لازم مي‏داند كه عبارتند از:


    1. علاقه به موضوع مورد مطالعه، يكي از علل مهم ايجاد تمركز و دقت در حين مطالعه است.


    2. هماهنگي اراده و تخيل نيز در اين رابطه كارساز است؛ به عبارت ديگر، چشمان فرد بر صفحه كتاب و افكارش در حال پرواز به دور دست‏ها نباشد.


    3. برخي مسائل جسمي و روحي نيز مي‏توانند تمركز فرد را بر هم بزنند؛ مانند گرسنگي، تشنگي، بيماري، نگراني و اضطراب.


    4. برخي مسائل محيطي نيز از عوامل برهم زننده تمركزند؛ مانند سروصداي زياد، نور زياد يا كم، لباس نامناسب و... .
    آقاي حق جو در كتاب «روش‏هاي تسريع در خواندن و درك»، چند نكته مهم ديگر را نيز بر اين فهرست مي‏افزايد كه عبارتند از:


    5. يكي از مهم‏ترين عوامل بر هم خوردن تمركز، عجله و شتاب است. اين حالت، سطح مطالعه را كاهش مي‏دهد و تمركز را بر هم مي‏زند.


    6. يكي از مسائل قابل توجه ديگر، سنگيني معده و سيري بيش از حد است و به قول حضرت رسول اكرم صل ‏الله‏ عليه‏ وآله، «پري معده و سيري زياد، به وجود آورنده حماقت است». اين، همان خواندن و نفهميدن و به عبارتي، عدم تمركز و عدم ارتباط، با مفهوم كتاب است.


    7. انتخاب زمان مناسب، از عوامل ايجاد تمركز است؛ مثلاً پس از استراحت، خصوصاً در صبحگاهان، بهترين حالت تمركز و ساعات خستگي و كسالت، نامناسب‏ترين اوقات، براي تمركزند؛ البته در صبحگاهان، لازم است قدري ورزش كنيد تا بدن آمادگي لازم را به دست آورد.


    8. نظم و انضباط در نوع، ساعت و مكان مطالعه، همگي از عوامل ايجاد كننده تمركز ميباشند.
    http://www.rahpouyan.ir/signaturepics/sigpic19334_3.gif


  6. #6
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    184
    امتیاز : 3,384
    سطح : 36
    Points: 3,384, Level: 36
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 72
    تشکر شده 1,190 در 174 پست
    حالت من : Ghati
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سرعت مطالعه

    1. دكتر فيل ريس پيشنهاد مي‏كند كه اگر قصد داريد سرعت مطالعه را افزايش دهيد، حتماً ابتدا به فهرست كتاب نظري دقيق بيندازيد تا نسبت به موضوعات كلي كتاب آگاهي پيدا كنيد.


    2. تند خواني، هميشه مناسب نيست و در مطالبي كه به تعمق و تأمل نياز دارد، اصلاً نبايد به كار گرفته شود.


    3. مغز ما هميشه تندتر از بيان ما كلمات را دريافت مي‏كند؛ براي افزايش سرعت، سعي كنيد عادت بلند خواني كتاب را ترك كنيد.


    4. تمرين كنيد تا به جاي درك لغت به لغت يك جمله، به درك گروهي لغات عادت كنيد.


    5. به نظر نويسنده كتاب «تسريع در خواندن و درك»، يكي از عوامل كندخواني، برگشت است؛ يعني آن كه فرد مرتب نگاه خود را به خطوط پيشين بر گرداند. اين كار، تمركز فرد را از ميان مي‏برد و وقت زيادي را تلف مي‏كند. هنگام مطالعه، چشم بايد به طور مستقيم و به موازات صفحه حركت كند و از پريدن به سطرهاي بالا و پايين، دوري جويد.


    6. كساني كه با انگشت خط مورد مطالعه را دنبال مي‏كنند، بايد اين عادت را ترك كنند؛ زيرا در تند خواني، فقط چشم كار مي‏كند، نه دست و زبان.


    7. نويسنده كتاب «مطالعه روشمند»، بر اين باور است كه حتي تكان دادن سر هنگام مطالعه، از سرعت مطالعه مي‏كاهد؛ پس بهتر است كه اين گونه بگوييم: در تند خواني، فقط چشم كار مي‏كند؛ نه دست، نه زبان و نه سر. براي ديدن همه صفحه كتاب، اصلاً به حركت سر نيازي نيست؛ صفحه، خود در دامنه بينايي قرار دارد.


    8. وي از مشكل ديگري به نام «خالي خواني» نام مي‏برد كه عبارتست از: سرگرداني چشم در حاشيه سفيد كتاب يا لابه‏ لاي خطوط و يا هر قسمت غير مفيد صفحه. اين حالت را ديدن غير مفيد نيز مي‏گويند و موجب كاهش سرعت مطالعه مي‏شود.


    9. حتي نوع ورق زدن نيز به صرفه‏ جويي در وقت كمك مي‏كند. ورق زدن درست آن است كه با دست چپ واز گوشه بالايي صفحه صورت گيرد و چند لحظه قبل از پايان صفحه، دست براي ورق زدن آماده باشد. كساني كه با دست راست و از گوشه پاييني صفحه ورق مي‏ زنند، از سرعت و تمركز خود مي كاهند .
    http://www.rahpouyan.ir/signaturepics/sigpic19334_3.gif


  7. #7
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-بهمن-۱۴
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,487
    امتیاز : 11,054
    سطح : 69
    Points: 11,054, Level: 69
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 99.0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteranTagger Second ClassOverdrive
    تشکر کردن : 4,289
    تشکر شده 12,112 در 1,505 پست
    حالت من : Shad
    مخالفت
    53
    مخالفت شده 61 در 40 پست

    پیش فرض

    برداشت من اینه که مثلا نویسنده نوشته "کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز"
    این یک عبارت هست که از 5 کلمه تشکیل شده اما همه اش یک منظور رو میرسونه (شلغم).
    یعنی با دیدن این عبارت میتونیم خیلی سریع ازش عبور کنیم در حالیکه معنیش رو درک میکنیم
    البته حالتهای دیگه ای هم میشه متصور شد:
    مثلا جایگاه فعلها در جمله. " من اسب هستم" یک جمله هست. ولی میشه به شکل یک عبارت هم دیده بشه
    که ذهن تمرکز بالایی برای درک کلمه هستم نیاز نداره چون کل عبارت رو می بینه .
    ویرایش توسط s-a-h : جمعه ۲۵ مرداد ۹۲ در ساعت ۲۰:۲۲

  8. 8 کاربر از پست مفید s-a-h تشکر کرده اند .


  9. #8
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    184
    امتیاز : 3,384
    سطح : 36
    Points: 3,384, Level: 36
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 72
    تشکر شده 1,190 در 174 پست
    حالت من : Ghati
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    سلام

    این دقیقا منطق اصلی تمرینات جلسات تند خوانی هست.

    گاهی ما حین مطالعه عبارت رو بلند تکرار می کنیم
    گاهی موقع خواندن در دلمون عین کلمه رو تکرار می کنیم

    اما بهترین حالت که هم در تند خوانی و هم حتی در دقت تاثیر داره اینه که ما ذهن رو عادت بدیم تا اینکه به جای تمرکز روی کلمات با تصویر برداری از لغات مفهوم عبارت رو بفهمه

    مثل رانندگی. ما موقع رانندگی اوایل تمام فکرمون به دنده و گاز و نیم کلاچ و اینهاست. اما بعدها بدون توجه به اجزا رانندگی می کنیم.....
    البته این اتفاق بسته به موضوع و متن هم داره. گاهی برای فهمیدن یک متن فلسفی باید کلمه به کلمه معنا بشه
    گاهی هم ما می خوایم از یه رمان لذت ببریم و باید با کلمات بکار برده شده حض ببریم

    در تمرینات تند خوانی ابتدا کمک می کنند که ما از مطالعه درونی(تکرار عبارات و کلمه ها در دل) خارج بشیم و به تصویر برداری ذهنی از کلمات بپردازیم و بعد هم اینکه با این تصویر برداری به مفهوم مدنظر برسیم....
    صحبت جناب s-a-h هم تقریبا به همین موضوع بر میگرده.

    اگر من هم متوجه سوالتون نشدم بفرمائید...
    ویرایش توسط سید مهدی موحد : دوشنبه ۲۸ مرداد ۹۲ در ساعت ۱۴:۳۷
    http://www.rahpouyan.ir/signaturepics/sigpic19334_3.gif

  10. 9 کاربر از پست مفید سید مهدی موحد تشکر کرده اند .


  11. #9
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    184
    امتیاز : 3,384
    سطح : 36
    Points: 3,384, Level: 36
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 72
    تشکر شده 1,190 در 174 پست
    حالت من : Ghati
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مطالعه هدفمند

    نويسنده :اردشير كياني



    يادگيري و مطالعه ي هدفمند نيز مثل بسياري از فعاليت ها و امور جاري نيازمند فراگيري و مهارت لازم است هم چنان كه براي بهتر زيستن نيازمند به كسب مهارت هاي زندگي اعم از تصميم گيري، خلاقيت، كنترل خشم و... هستيم. براي بهتر و مؤثرتر آموختن نياز بايد خود را علوم و فنون مربوطه مجهز كنيم، چرا كه بهترين ساعات، روزهاو سال هاي زندگي را به صورت رسمي و غير رسمي درگير آموزشگاه و آموختن هستيم.
    هر دانش آموزي مايل است كه مهارت هاي خود را براي رسيدن به موفقيت تحصيلي بهبود بخشد. چون داشتن مهارت هاي تحصيلي به دانش آموزان كمك مي كند تا با بهره گيري ازدانش و مهارت هاي تحصيلي توانايي خودشان را ارتقا بخشند و در نتيجه معدل درسي آنان بالاتر رود.

    مهارت اول؛ مهارت برنامه ريزي


    برنامه ريزي فعاليتي مستمر و منطقي است كه در آن هم هدف و هم بهترين راه رسيدن به هدف تبيين شده است.
    اگربتوانيد در زندگي تحصيلي خويش از يك برنامه ريزي مناسب تبعيت كنيد و امور تحصيلي و روزمره ي خود را در قالب برنامه اي از پيش تعيين شده تعريف كنيد، نه تنها موفقيت تحصيلي شما تضمين مي شود بلكه به فنوني دسترسي پيدا مي كنيد كه مي تواند ساير ابعاد شخصي و اجتماعي زندگي شما را تحت تأثير قرار داده و ضريب آرامش و پيشرفت شما را در ساير عرصه ها ارتقاء بخشد. نتايج سودمند برنامه ريزي عبارتند از:

    1-روش مناسب براي پاسخ به نيازهاي شما


    امروزه نياز اصلي ما موفقيت درسي است. بنابراين برنامه ريزي به ما كمك مي كند تا بهتر و سريع تر به هدف مان برسيم. در واقع ما مي توانيم با اصولي كه در اين زمينه ياد مي گيريم راه هاي رسيدن به هر هدف و روش هاي تأمين هر نيازي را شناسايي كرده و سرانجام با بهره گيري از يك برنامه مناسب به نتيجه برسيم.

    2-افزايش تمركز


    بسياري از ما گلايه مي كنيم كه تمركز نداريم، يك درس را چندين بار مي خوانيم ولي نمي توانيم نتيجه بگيريم. يكي از مهم ترين راه هاي افزايش تمركز، برنامه ريزي است. برنامه ريزي به ما كمك مي كند تا افكارمان را منظم و آن ها را اولويت بندي كرده و نحوه ي رسيدن به آن اهداف و مقدار زماني كه قرار است به آن اختصاص دهيم را مشخص كنيم. بنابراين وقتي شما برنامه ريزي مي كنيد يعني ذهن شلوغ خود را مرتب مي كنيد و به اين ترتيب يك گام بسيار مهم در مسير موفقيت تحصيلي خود برمي داريد.

    3-كاهش اضطراب و فشار رواني


    اگر ما با برنامه ريزي پيش برويم ديگر دليلي ندارد كه نگران و مضطرب باشيم. فرد مضطرب معمولاً توانايي استفاده از توانايي ها و آموخته هاي خود را از دست مي دهد و حالتي در او ايجاد مي شود كه تعادل فيزيكي و رواني او متزلزل شده و نمي تواند روي موضوع خاصي مثل امتحان تمركز كند. در نتيجه ترس و اضطراب او از نتيجه ي امتحان و عواقب آن افزايش مي يابد و دچار اضطراب مي شود.

    4-تقويت اراده و قدرت تصميم گيري


    برنامه ريزي حاصل تلاش، مقاومت و ثمره ي فعل خواستن است. اگر از اراده ي قوي برخوردار نباشيم و نتوانيم در برابر عوامل تهديد كننده و در خواست هاي وسوسه انگيز مقاومت كنيم، يقيناً نمي توانيم موفق شويم. با برنامه ريزي كم كم ياد مي گيريم كه براي رسيدن به اهداف زندگي بايد صبور باشيم و در برابر سختي ها مقاومت و تمرين كنيم چرا كه براي به دست آوردن هر چيزي بايد اراده و قدرت تصميم گيري داشته باشيم.

    5-خوش بيني به آينده


    بدون ترديد ايمان به پيروزي و رسيدن به هدف انگيزه اي بسيار قوي براي قدم نهادن در مسير موفقيت است. فردي را تصور كنيد كه روي تكه چوبي در پهنه ي اقيانوس رها شده و با مرگ دست و پنجه نرم مي كند، اگراين فرد انديشه هاي يأس آلود را به ذهن خود راه بدهد. قبل از آن كه گرسنگي و تشنگي او را از پاي در آورد مرده است و برعكس، كسي كه روح بلندي دارد، به آينده اميدوار و به توانايي هاي خود ايمان دارد. به خدا توكل و با سختي هاي راه مبارزه مي كند. خداوند نيز به اين گونه افراد وعده ي كمك و پيروزي داده است.

    6-نظم بخشي به كارها


    يكي از ويژگي هاي انسان هاي موفق نظم در امور است. اين سفارش در آموزه هاي ديني ما نيز بسيار تأكيد شده است. انسان منظم يعني انساني كه برنامه دارد، بنابراين براي انجام هر كاري زمان و مكان خاص در نظر دارد. نظم و انضباط ميوه ي شيرين برنامه ريزي است.

    7- تسهيل خود ارزيابي


    خود ارزيابي يعني كمي ايستادن و بررسي كردن كاري كه انجام داده ايم. اين مهارت به ما كمك مي كند تا به موقع به محاسن و مشكلات فعاليتي كه انجام داده ايم، پي ببريم. درنهايت اگر لازم باشد براي افزايش بازدهي كار و كاهش مشكلات، تغييراتي در برنامه مان ايجاد كنيم. كساني كه اهل برنامه ريزي نيستند فرصتي براي بازبيني مسير ندارند و بعضاً شكست ها و مشكلات خود را به منابع بيروني ( ديگران) نسبت مي دهند. مثلاً مي گويند « فلان معلم بد درس مي دهد»، «اين چه مدرسه اي است كه حساب و كتاب ندارد»، «تقصيرخانواده ام است، اگر مرا به فلان مدرسه مي فرستادند چنين و چنان مي شد»يا« خدادوستم را لعنت كند كه مرا از درس مي اندازد».
    نكته پاياني اين كه در آموزه هاي ديني ما نيز محاسبه و ارزيابي از خود بسيار تأكيد شده، مثلاً اين كه در پايان روز قبل از خوابيدن به كارهايي كه در طول روز انجام داده ايد فكركنيد و سعي كنيد با شناسايي نقاط ضعف و قوت خود، براي فردا بهتر باشيد.

    8-مديريت زمان


    وقت و زمان در زندگي، محدود و برگشت ناپذير است. ما براي استفاده ي نادرست از زمان ناگزير به برنامه ريزي هستيم، چرا كه اگر براي اوقات روزانه ي خود برنامه نداشته باشيم به طور غير مستقيم پذيرفته ايم كه «هرچه پيش آيد خوش آيد». بنابراين نداشتن برنامه و اتلاف وقت ارمغان اين بي توجهي است. برنامه ريزي به ما كمك مي كند كه ما از وقت خود بهتر استفاده كنيم و كارها در كنترل ما باشند. با برنامه ريزي شما زمان را ذخيره مي كنيد و مي توانيد كارهاي خود را با توجه به اولويت بندي انجام دهيد. بعضي ها فكر مي كنند اگر بخواهند برنامه ريزي كنند زمان را از دست مي دهند و كارهاي شان انجام نمي شود، در حالي كه دانشمندان معتقدند هشت دقيقه صرف زمان براي برنامه ريزي روزانه مي تواند يك ساعت زمان را براي شما ذخيره كند!

    منبع:نشريه 7 روز زندگي، شماره 110.
    ویرایش توسط سید مهدی موحد : چهارشنبه ۳۰ مرداد ۹۲ در ساعت ۱۱:۴۶
    http://www.rahpouyan.ir/signaturepics/sigpic19334_3.gif

  12. 7 کاربر از پست مفید سید مهدی موحد تشکر کرده اند .


  13. #10
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    184
    امتیاز : 3,384
    سطح : 36
    Points: 3,384, Level: 36
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 72
    تشکر شده 1,190 در 174 پست
    حالت من : Ghati
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض مروري بر روش مطالعه پرسش محور

    مروري بر روش مطالعه پرسش محور


    حكايت كتاب خواني من


    وقتي مي*گفتم «بله»، همه اميدم به دو كتاب خوبي بود كه درباره اين موضوع داشتم. موضوع، «عقل*گرايي در تفسير الميزان» بود، و جواب بله من، به درخواست مقاله*اي درباره آن.

    بله را دادم و يك راست آمدم خانه. كتابها را پيدا كردم؛ يادم آمد كه يكي را پارسال خوانده*ام و ديگري را هنوز از شرمندگي*اش در نيامده*ام. آن را كه مثلاً خوانده بودم، به قول علما تورق كردم؛ اما ناگهان يك بار ديگر متوجه همان واقعيت تلخ و تكراري شدم: تقريباً هيچي از آن يادم نمانده بود! راستي چرا؟ حافظه من كه بدك نيست. پس چرا تقريباً هيچي از كتابي كه پارسال خوانده*ام، درخاطرم نمانده است؟ اگر مقصود از خواندن، فهميدن و يادآوري آن در مواقع لزوم است، اين نوع كتاب*خواني چه سودي دارد؟ مگر اينكه قصد ديگري از خريدن كتاب و خواندن آن داشته باشم!

    گرچه مقصود از كتاب، آن فن بود
    گر تواش بالش كني هم مي*شود

    از دو حال بيرون نيست: يا اشكال در نوع خواندن من است يا همه كتابهاي دنيا مشكل دارند! دومي را نمي*شود ثابت كرد؛ ثابت هم بشود، دردي را از من دوا نمي*كند. پس گويا چاره*اي نيست جز اينكه از مركب ابليس (يا همان خر شيطان) پايين بيايم و خود را متهم به نابلدي در خواندن و فهميدن كنم .
    آري؛ «خواندن» هم اصول و روشهايي دارد كه فراگيري آنها درعين آنكه آسان است، پر از فايده و بازدهي است. امتحانش ضرر ندارد.
    ◊ حرفه*اي ها چگونه مي*خوانند؟
    روش مطالعه پرسش محور(1) يكي از موثرترين روشهاي مطالعه است كه كارايي فراواني در افزايش يادگيري دارد. در اين روش، شما نگرانيهاي زير را نداريد:

    ● مي*خوانم، اما ياد نمي*گيرم!

    سئوال كردن، يكي از كارآمدترين راه*هاي غلبه بر اين نگراني است. زيرا عدم توانايي خواننده در تمركز حواس و يا وجود اضطراب در فرد (به ويژه براي امتحان) منجر به درك و گيرندگي ضعيف و پايين وي از مطالب مي*شود.
    هنگام مطالعه، با طرح سوالات مناسب، مي*توانيد نسبت به مطالعه و ميزان فهم خود كسب اعتماد كرده، از نگرانيهاي خود بكاهيد.

    ● معمولاً هنگام مطالعه، سئوالي براي من پيش نمي*آيد!

    اگر به طور طبيعي هنگام مطالعه يك متن، احساس كنجكاوي نمي*كنيد، بايد آگاهانه بكوشيد تا از طريق طرح سئوالات، اين كنجكاوي را در خود برانگيزيد. مثلاً مي*توانيد با سئوالي كردن عنوان كتاب، يا موضوعات و سرفصلها، اين كنجكاوي را در خود ايجاد كنيد. بدين ترتيب حس* كنجكاوي شما تحريك مي*شود و خود را در فرايند مطالعه، فعال*تر حس مي*كنيد.
    حتي با پاسخ دادن به سوالات ساده خود، براي شما رضايتي حاصل مي*شود كه زمينه را براي طرح پرسشهاي بيشتر و دشوارتر فراهم مي*كند. تمرين اين روش، عادت سوال كردن را هنگام مطالعه، در شما افزايش مي*دهد.

    ● هنگام مطالعه، زود خسته مي*شوم!

    1- از تنوع و تغيير ذائقه- به هر وسيله*اي- غافل نباشيد.
    خواندن بي*وقفه، هر كسي را خسته مي*كند. براي رفع و دفع خستگي، حتي*الامكان مطالب مشابه را پشت سر هم نخوانيد و در اثناي مطالعات خود، فرصتي را براي خواندن اشعار، داستانهاي كوتاه، زندگي*نامه*ها و طرائف الحكم(2) قرار دهيد.

    2- تغيير و جابه*جايي حالت بدني هم بي*تأثير نيست.
    بيش از يك ساعت مطالعه، كارايي را كاهش مي*دهد. در پايان هر ساعت مطالعه، به خود استراحت دهيد و هرگز براي چندين ساعت متوالي مطالعه نكنيد. پنج تا ده دقيقه تنفس در پايان هر ساعت مفيد است.

    ● سئوال كردن را از كجا شروع كنم؟

    خواننده حرفه*اي، از هر فرصتي براي سؤال كردن استفاده مي*كند. در تمام اوقات به طرح سئوالات خود بپردازيد: پيش از مطالعه، هنگام مطالعه، بعد از مطالعه…
    طرح سئوال قبل از مطالعه، قدرت پيش*بيني و علاقه شما را افزايش مي*دهد و در هنگام مطالعه، علاقه شما را ثابت نگه مي*دارد و به شما كمك مي*كند كه مطالب دشوار را تجزيه وتحليل كنيد، و بعد از مطالعه، نشان مي*دهد درك شما از مطالب، چه اندازه و در چه سطحي است.

    ● كتابهاي دشوار را چگونه بخوانم؟

    طرح سئوال هنگام مطالعه متنهاي دشوار، رودربايستي شما را با متن كم، و مسير مطالعه را براي شما باز مي*كند، آهسته آهسته، احساس علاقه مي*كنيد كه كتاب را تا پايان بخوانيد.
    سئوال كردن به شما كمك مي*كند تا مطالب دشوار يا مطالبي را كه به آنها علاقه نداريد، تجزيه و تحليل كنيد و آنها را بهتر بفهميد. پس از طرح سئوال، براي يافتن جواب، رغبت بيشتري به خواندن در خود احساس مي*كنيد. مثلاً مي*توانيد يك عنوان يا سرفصل يا جمله اول يك پاراگراف را به يك جمله سئوالي تبديل كنيد تا براي ادامه مطلب و پيدا كردن پاسخ تحريك شويد.
    براي مثال، مي*توان از عبارت زير:

    فرق مفهوم «جنس» و «فصل» در اين است كه «جنس» مورد تقسيم واقع مي*شود؛ ولي «فصل» تقسيم كننده «جنس» است.
    سئوالات زير را مطرح كرد:
    - بالاخره فرق مفهوم «جنس» و «فصل» چيست؟
    - منظور از مورد تقسيم واقع شدن و مقسم بودن چيست؟
    - آيا تنها همين فرق بين «جنس» و «فصل» وجود دارد؟
    - اگر «جنس» و «فصل» را مستقلاً تعريف كنيم، آيا مي*توانيم اين فرق را بهتر بفهميم يا حتي فرقهاي احتمالي ديگري را پيدا كنيم؟
    - آيا شباهتي نيز بين اين دو مفهوم وجود دارد؟
    - دانستن فرق اين دو مفهوم چه سودي دارد و در كجا استفاده مي*شود؟

    ◊ همچنين براي خواندن يك كتاب دشوار:

    1- متنهاي طولاني و بلند را تجزيه كنيد.
    2- در مطالعه از روش «پس ختام»(3) سود بريد.

    اين روش؛ براي خواندن و فهم كتابهاي دشوار، بسيار مفيد و موثر است و مشتمل بر شش مرحله است:

    1- خواندن اجمالي: هنگامي كه مي*خواهيد مطالعه كتاب دشواري را آغاز كنيد، بهتر است قبل از خواندن كامل و جزء به جزء آن، ابتدا يك بار به طور اجمالي و سريع، كتاب را مرور كنيد تا يك برداشت كلي از موضوع و قسمتهاي مهم آن داشته باشيد.

    2- سئوال: براي هر قسمت يا فصلي از يك كتاب كه مي*خوانيد، متناسب با هدفي كه از مطالعه داريد، سؤالهايي را طرح كنيد. از عنوانهاي كلي، فرعي و پاراگرفهاي مقدمه و نتيجه، سئوال بسازيد.

    مثلا از خود بپرسيد كه به چه دليل مي*خواهيد اين كتاب را بخوانيد؟ به عبارت ديگر انتظار داريد از خواندن اين كتاب چه چيزي عايدتان شود؟
    پرسش از اين هدف مطالعه، طرح فكري شما را نسبت به مطلب، روشن مي*سازد و علاقه و دلبستگي خاصي را براي مطالعه در شما ايجاد مي*كند.
    در بسياري از افراد، پس از طرح اين سئوال، وابستگي خاصي به متن ايجاد مي*شود و اين كليد فهم متن است.

    3- خواندن: در اين مرحله، مطلب يا موضوع را بخوانيد.

    4- تفكر: سعي كنيد با تفكر درباره مطالبي كه مي*خوانيد، آنها را بفهميد و به آنها معنا بدهيد.

    5- از حفظ گفتن: پس از خواندن هر قسمت، بكوشيد مطالب مهم آن را به ياد آوريد و براي خود بازگو كنيد. ضمن اين كار به سئوالهايي كه طرح كرده*ايد، بينديشيد.

    6- مرور كردن: وقتي كه خواندن تمام كتاب يا كلّ مطلب را به پايان رسانديد، آن را مرور يا بازبيني كنيد. بهترين راه مرور كردن اين است كه بكوشيد تا بدون مراجعه به متن، سئوالهاي مهم را جواب دهيد.

    3- با مؤلف، گفت و گو يا مباحثه كنيد.

    لزومي ندارد كه دسترسي حضوري به مولف داشته باشيد. شما مي*توانيد با مولف، يك مكالمه ذهني داشته باشيد و سوالات خود را از او بپرسيد.

    - مبناي فكري شما براي اين مسئله چيست؟
    - من اين قسمت از حرفهاي شما را نمي*توانم بپذيرم؛ چون…
    - كاربردهاي علمي اين مطلب چيست؟
    - آيا منظور شما از اين مطلب، آن است كه…
    از طرح سئوالات دشوار نهراسيد. حتي سئوالاتي كه فكر مي*كنيد پاسخ دادن به آنها براي مولف هم دشوار است!

    ◊ اكنون كتاب را ببنديد، و ….

    ● آموخته*هاي خود را ارزيابي كنيد.

    بعد از خواندن مطالب با طرح پرسش مي*توانيد ميزان فهم خود را از مطالب ارزيابي كنيد. اين گونه سئوالات، شما را براي بحثهاي كلاسي، امتحانات و تهيه مقالات تحقيقي آماده مي*كند.

    ● مطالب را تجزيه و تحليل كنيد.

    اگر هنگام مطالعه، سوالات خوبي مطرح كرده باشيد، بايد بتوانيد از درك سطحي مطالب بگذريد و قادر به تجزيه و تحليل آنها به طور عميق باشيد.

    اگر اين توانايي را نداريد، يك بار ديگر متن را با سوالات جدي*تري بخوانيد.

    ● انتقاد كنيد

    اگر مطالب را تا حدّ رضايت*بخشي فهميده باشيد، بايد بتوانيد درباره نظم داخلي مطالب، ارزش اثر و اعتبار آن، سوالات انتقادي مطرح كنيد.
    همچنين مي*توانيد درباره دسته*بندي مطالب، اهميت و روابط آنها با دانسته*هاي قبلي خود، انتقاد كنيد.

    ● در بازنويسي كتاب به مولف كمك كنيد.

    شايد مولف بخواهد كتاب خود را ويرايش علمي كند. خود را دست كم نگيريد. در اين كار به او كمك كنيد. انتقادها و پيشنهادهاي خود را در حاشيه كتابتان يادداشت كنيد.

    ◊ بد نيست بدانيد كه …

    «اشكال كردن» غير از «سوال كردن» است.

    بايد مرز بين «سؤال كردن» و «اشكال كردن» مشخص شود. مهم*ترين تفاوت سؤال و انتقاد آن است كه :
    انتقاد پس از فهم كامل مطلب صورت مي*گيرد؛ در حالي كه سؤال به منظور فهم و درك مطلب مطرح مي*شود. به عبارت ديگر، خواننده*اي كه سؤال مي*كند، مي*داند كه هنوز به ديدگاه مورد نظر نويسنده دست نيافته است؛ پس سؤال مي*كند تا مطلب را بفهمد.
    اگر مرز بين «سؤال» و «انتقاد» مشخص نشود، ممكن است سؤال كننده، پرسش خود را با لحن انتقادي مطرح كند و اين مسئله سبب مي*شود تا پاسخي كه نويسنده در كتاب خود بيان كرده است، مسير همواري براي رسيدن به ذهن پرسشگر نيابد.

    پاورقي*ها:
    1- Inquiry Reading
    2- «دلها ملول مي*گردند همچون بدنها؛ پس براي آنها آماده كنيد، حكمتهاي تازه را» (نهج*البلاغه، حكمت 91)
    3- روش «پس ختام» يا «SQ4R» از حروف اول كلمات ذيل تشكيل شده است:
    Survey (خواندن اجمالي)، Question (سئوال كردن)، Read (خواندن)، Reflect (تفكر)، Recite (از حفظ گفتن)، Review (مرور كردن).

    سایت باشگاه انديشه - تاريخ شمسي نشر 14/02/1387 - به نقل از مجموعه بروشورهاي خشت اول، شماره 1
    http://www.rahpouyan.ir/signaturepics/sigpic19334_3.gif

  14. 7 کاربر از پست مفید سید مهدی موحد تشکر کرده اند .


  15. #11
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    184
    امتیاز : 3,384
    سطح : 36
    Points: 3,384, Level: 36
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 72
    تشکر شده 1,190 در 174 پست
    حالت من : Ghati
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض نقش پدران در پيشرفت مطالعه فرزندان

    چه كتابهايي را مطالعه كنيم؟


    زماني كه مي خواهيد با فرزندتان مطالعه كنيد، مواردي را كه مورد علاقه هر دوي شماست براي مطالعه انتخاب كنيد، البته كودكان كتاب هايي را كه شما انتخاب مي كنيد ترجيح مي دهند. شما مي توانيد داستان هاي واقعي از اشخاص مشهور ، اماكن، چگونگي و كاركرد اشيا يا از افسانه ها انتخاب كنيد. مهم اين است كه شما به مطالعه علاقمند باشيد.

    براي دريافت ايده هاي بيشتر براي مطالعه ، زمان تان را يا در اتاق كودكان يا در كتابخانه بگذرانيد. اگر هر روز نمي توانيد در كنار فرزندتان مطالعه داشته باشيد، سعي كنيد يك برنامه ريزي اصولي داشته باشيد و با تماس تلفني ، مطالعه آن روز را انجام دهيد هر چه فرزندتان دوست دارد شما را از نزديك ببيند و زمان را با شما بگذراند. بنابراين شما الگوي رفتاري فرزندتان خواهيد بود و روشي را كه شما مي آموزيد او حفظ مي كند. اگر شما مطالعه را دوست نداريد، مي توانيد فعاليت هاي ديگري در خانه داشته باشيد مي توانيد با احساسات قوي، فرزندتان را براي ادامه دستاوردهاي تحصيلي اش تشويق كنيد. مي توانيد برنامه هاي ديگري را به طور روزانه با كودك تان انجام دهيد :داستانهايي درباره زمان جواني خودتان براي او تعريف كنيد، با كودك تان اشعار ساده و ترانه ها را بلند بخوانيد، با توجه به شرايط محيطي ، ترانه هاي عاميانه و محلي بخوانيد، درباره روزي كه گذرانده است با كودك تان گفتگو كنيد، خلاقيت هاي ظريف ديگري هم هست مثل يافتن و تمرين كردن با لغت هاي تازه كه به پيشرفت مهارت هاي مطالعه بسيار كمك مي كند. به غير از كتاب هاي عكس دار يا هنري ، عكس هايي را پيدا كنيد و درباره آنها با كودكتان صحبت كنيد. بازي هايي بيافرينيد كه در آنها از مواردي چون حروف، كلمات يا حل مسايل استفاده مي شود. از زبان تان استفاده كنيد صحبت كنيد.

    نوشتن فرزندتان را جدي بگيريد


    مي دانيد نوشتن چقدر در زندگي فرزندتان مهم است؟ اگر مي خواهيد فرزندتان در مدرسه موفق باشد، از تجربياتش لذت ببرد و بر خودش متكي باشد، نوشتن او را جدي بگيريد . نوشتن در هر مرحله اي براي فرزند شما مهم خواهد بود. از زمان پايان دوران نوجواني تا عبور كردن از دانشگاه بيشتر ما درگير نوشتن هستيم، ليست هايي از جزئياتي كه در ذهن داريم مي سازيم، در نهايت يادداشت ها و آثاري ساختاري مي نويسيم . افراد حرفه اي و كارمندان مطالبي شبيه به اين موارد را مي نويسند: نامه هاي اداري ، تحقيقات مفيد، گزارشهاي قابل فروش ، سخنراني ها و مقاله هاي علمي. بيشتر كارمندان مواردي از نوشتن را بر اساس شغل شان انجام مي دهند و نوشتن ما را به انديشيدن به دلايل افكار و احساسات، سازماندهي كردن آنها و استفاده از تجربيات مان در كاربرد كلمات وا مي دارد. بيشتر ما چه الان و چه بعدها مطالبي از اين دست را مي نويسيم. مثل يادداشتهاي تشكر و نامه هايي به دوستانمان. نوشتن به بيان افكار و احساساتي كه نمي توان با صحبت بيانشان كرد كمك مي كند. باور داشته باشيد كه شما به عنوان يك پدر يا مادر مي توانيد يك تفاوت بزرگ بسازيد. نوشتن چيزي بيش از گذاشتن كلمات بر روي صفحه كاغذ است و مرحله نهايي در فرآيند نوشتن، مرحله اي پيچيده است كه هدف از آن شروع مي شود. يكي از اولين مفاهيم ارتباط برقرار كردن براي كودك عبارت است از ترسيم كردن؛ از كودك تان بخواهيد يك چيز كلي را رسم كند.

    كودك تان را به كشيدن، كشف كردن و سوژه يابي تشويق كنيد. مواردي را كه او بايد بكشد، پيدا كنيد و به او معرفي كنيد.

    از او سؤالاتي با توجه به چيزي كه كشيده است بپرسيد: مثلاً پسرك چه كاري را انجام مي دهد؟ آيا اين خانه شبيه خانه ماست؟ مي تواني در مورد اين شكلها يك قصه بسازي؟ مي تواني در مورد اين شكل ها يك داستان براي من تعريف كني؟ اغلب كودكان الگو برداراني قوي هستند كه در طول زمان و با وارد شدن به مدرسه شكل مي گيرند.

    در طول زمان، كودكان به روشني صحبت مي كنند، بيشتر حروف الفبا را سازماندهي مي كنند و ممكن است سعي كنند بنويسند. آنها به الفبا علاقه نشان مي دهند و سوالاتي درباره آن دارند. كودك شما درباره اشيا حرف مي زند، مي كشد و ممكن است سعي كند بنويسد . رعايت مواردي كه در ادامه مي آيد به نوشتن كودك كمك مي كند.

    شفاف انديشيدن: گاهي اوقات كودك نياز به نو كردن حافظه اش درباره حوادث گذشته دارد تا بتواند درباره آنها بنويسد.

    زمان كافي: كودكان ممكن است داستانهايي در سرشان داشته باشند اما آنها به زماني احتياج دارند كه به طور كلي روي اثرشان فكر كنند و آن را بنويسند. دوره هاي كلاسهاي مدرسه ، اغلب كافي نيستند. به كودكان اجازه دهيد تا فكر كنند و كمك كنيد تا زمان كافي براي فكر كردن به موضوع نوشتن يا تمرين داشته باشند.

    خواندن: خواندن مي تواند انگيزه اي باشد تا يك كودك درباره خانواده يا زندگي كردن در مدرسه اش بنويسد . اگر كودك شما كتاب هايش را خوب بخواند، نويسنده موفق تري خواهد بود.

    يك تكليف مفهوم دار: يك كودك احتياج به مفاهيم عميق براي نوشتن دارد نه تكاليف مصنوعي مثل رونويسي كردن. شما مي توانيد پيشنهادهايي را براي انجام دادن تكاليف در قسمت هاي مجزا با موضوعات بهتر پيدا كنيد.

    علاقمند بودن: در هيچ زمان و مكاني، اگر موضوعي براي نوشتن يا گفتن ندارد او را مجبور به نوشتن نكنيد. فقط سعي كنيد به او بگوييد دلايلي براي نوشتن در دنيا وجود دارد كه برخي از آنها اين موارد را شامل مي شود: فرستادن پيام، نگهداري و ضبط كردن يادداشت ها و خاطرات، بيان كردن احساسات، دادن اطلاعات درباره واقعيتها.

    بازنگري: كودكان به بازنگري تجربيات شان احتياج دارند؛ مانند ديدن آنچه كه آنها شفاف تر مي توانند انجام دهند.

    مكان مناسب: براي مكان نوشتن برنامه ريزي كنيد. براي كودك مهم است كه مكان مناسبي براي نوشتن داشته باشد. يك ميز تحرير يا ميزي با داشتن سطح متحرك به طوري كه بتوان سطح آن را تنظيم كرد تا روي سطحي صاف و با روشنايي مناسب بنويسد.

    داشتن مواد: بيش از حد نياز كاغذ آماده كنيد چه خط دار و چه بي خط و چيزهاي ديگري كه براي نوشتن لازم است مثل قلم ها، خودكارهاي رنگي و مدادهاي شمعي . كودك شما در موقع نوشتن ممكن است چنين عكس العمل هايي نظير تيز كردن مداد، خواستن كاغذهاي آماده، مكث كردن و تمركز كردن روي هجي يك كلمه را نشان دهد يا حتي ممكن است دوست داشته باشد نقاشي بكشد، يا ممكن است زماني براي مطالعه از شما بخواهد.

    پاسخگويي: به ايده هاي كودك تان در بيان كردن احساس و افكارش به طور شفاهي يا كتبي پاسخ دهيد. براي كودك تان روشن كنيد كه علاقمند به كاركردهاي صحيح نوشتن هستيد كه شامل احساس و ايده هاي اوست. صحبت هاي شما بايد اين مفهوم را به كودك القا كند كه او بايد بر اينكه چه بنويسد متمركز باشد نه بر آنكه چطور بنويسد.

    تصحيح : هنگامي كه كودك شما فقط ايده ها را مي گيرد زمان مناسبي براي تصحيح اثرش نيست، براي غلط گيري هاي كوچك، مرحله اي را اختصاص دهيد. هرگز كار يك كودك را بازنويسي نكنيد و براي او روي نوشته اش يادداشت نگذاريد تا برگردد و آن را تصحيح كند. اگر به نوشته اي برخورديد كه زمان فعل ها را رعايت نكرده است در مرد كل اثري كه كودك تان نوشته است پاسخ دهيد و دوستانه احساس تان را ابراز كنيد. قسمت هاي مهم اثر و قسمت هايي را كه خوب نوشته شده اند برجسته كنيد. پيشنهادهاي مثبت به كودك تان بدهيد و نكات خوبي درباره نوشته كودك تان بگوييد . مثلاً آيا اين مورد به نظرت صحيح مي آيد؟ شرح و توصيف است؟ انديشه است؟ جالب است؟ اين مورد چه چيزي را انتقال مي دهد؟ شايد گاهي از تغييراتي كه در اثرش مي دهيد لذت نيز ببرد.

    واقعيت ها: كودكان به نوشتن از واقعيت ها احتياج دارند. براي كودك بسيار مهم است كه يك نامه واقعي بنويسد. چيزي مثل نوشتن يادداشتي يك سطري براي روي كارت تبريك. كودك را به نوشتن از وقايع و دوستانش تشويق كنيد.

    يادداشت برداري: كودكان را به يادداشت برداشتن در مسافرتها يا مواقع ديگر تشويق كنيد و بخواهيد سعي كند، آنچه را كه مي بيند، شرح دهد. مواردي شامل قدم زدن در طبيعت، قايق سواري ، مسافرت يا حتي مواردي كه از خود ارايه مي دهند، موضوعات مناسبي براي يادداشت برداري است.

    يورش فكري: بيش از حد معمول با كودك تان درباره مديريت كردن مطالبش صحبت نكنيد. كودكان را به نوشتن درباره چيزهايي كه در خارج از مدرسه اتفاق مي افتد يا درباره افرادي كه او دوست دارد يا ندارد تشويق كنيد.

    مجلات: اگر كودك تان مي خواهد با مجلات مشورت كند. مطالبي را كه مي خواهد بفرستد بخوانيد و با كودك تان به خصوص درباره ايده ها گفتگو كنيد. كودك را به نگهداري از مجلات و روزنامه ها تشويق كنيد.

    از بازي ها استفاده كنيد: بازي ها و پازل هايي وجود دارند كه كمك مي كنند تا دايره لغات كودك افزايش يابد و كودك بيشتر به صحبت كردن و نوشتن ادامه دهد. به خاطر داشته باشيد ساختن يك لغت، ساختن اعتماد به نفس است. فلش كارتها بسيار مناسب هستند و آنها را به آساني مي توان در خانه تهيه كرد.

    پيشنهاد ليست بدهيد: بيشتر كودكان دوست دارند ليستهايي بسازند. اين عمل را تشويق كنيد . ليستهايي را براي تمرين هاي خوب بسازيد و به كودك تان براي سازماندهي بيشتر كمك كنيد. در نامه هايي كه به كودك تان مي دهيد، يادداشت هايي براي برنامه هاي روزانه قرار دهيد مانند يادداشت هاي خريد يا يادداشت هايي براي فروشنده. اين مساله به كودكان كمك مي كند تا با اولين دست نوشته هاي مهم ، مفيد و واقعي آشنا شوند.

    رونويسي: اگر كودكي آوازهاي مخصوصي را دوست دارد، آموختن كلمات را به وسيله نوشتن همين آواز و شعر به او بياموزيد. شعر را چندين بار روي نوار ضبط كنيد يا با كلمات كوچك آواز، هر از گاهي بازي كنيد. همچنين كودكان را تشويق كنيد كه اشعار مورد علاقه شان را بنويسند و سؤالاتي از بازيها و كتابهايي را مي خواند طرح كنيد. در نهايت اينكه پشنهادهاي دوستانه موفقي را به بچه ها ارايه دهيد تا آنها دنيا را تماشا كنند و با يك نگاه كلي به نوشتن فكر كنند و مطالبشان را بنويسند. كودكان بايد طوري داراي آمادگي نوشتن داشته باشند كه از اولين روز مدرسه آماده آموختن و نوشتن باشند. مدرسه نبايد پاسخگوي تاريخي والدين باشد؛ نقش والدين بايد حفظ شود.


    نكات پاياني


    *خواندن كتاب براي كودكان


    خواندن كتاب و ترانه هاي كودكانه براي كودكان به آنها كمك مي كند كه ارتباط بين كلمات و معاني آن ها را دريابند. همچنين كمك مي كند كه محيطي خوشايند و امن براي بچه ها ايجاد شود و به ايجاد علاقه اي ديرپا به مطالعه و يادگيري براي تمام عمر منجر مي شود.

    *آغاز يادگيري مطالعه


    برخي والدين فكر مي كنند كه يادگيري مطالعه از زماني آغاز مي شود كه كودك بتواند الفبا را به خاطر بسپارد و كلمات را تلفظ كند. اما واقعيت اين است كه اساس مطالعه خيلي زودتر از اين ها شكل مي گيرد. هر روز وقتي شما به اشيا اشاره مي كنيد و در موردشان توضيح مي دهيد، مثلاً وقتي به كودك لباس مي پوشانيد، يا با كودك نوپاي تان به خريد مي رويد يا به همراه كودك به سن پيش دبستاني خود آشپزي مي كنيد؛ شما به نوعي مطالعه و خواندن را پايه ريزي مي كنيد.

    *اهميت مطالعه كودك


    مهم ترين چيز اين است كه آموزش مطالعه به كودكان تبديل به كاري مي شود كه موجب احساس نزديكي بيشتر كودكان به والدين (يا شخص مراقبت كننده از آن ها )در زندگي مي شود.

    *كتابخواني قبل از خواب


    كتاب خواندن قبل از خواب، راه خوبي براي دل كندن از بازي هاي حركتي و جست و خيز، و پذيرش زمان استراحت و خواب است. كودكان نوپا ممكن است از شما بخواهند بارها و بارها داستان مورد علاقه شان را براي شان بخوانيد. آن ها ممكن است كلمات و تصاوير را به هم مرتبط كنند و اگر شما هنگام كتاب خواندن مكث كنيد خودشان جاي خالي كلمات را پر كنند.

    *پرسش هاي كودك


    در حدود چهار يا پنج سالگي كودكان ممكن است شروع به پرسيدن سوال درباره ي نوشته هاي كتاب ها بكنند. كتاب هايي كه داراي عكس با زيرنويس نام اشيا باشند كمك مي كنند كه كودك رابطه ي بين كلمات و اشيا را راحت تر دريابد.

    منبع:نشريه كودك، شماره 62.
    http://www.rahpouyan.ir/signaturepics/sigpic19334_3.gif

  16. 8 کاربر از پست مفید سید مهدی موحد تشکر کرده اند .


  17. #12
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    از ابتدای مبحث رو شروع کردم دارم با دقت میخونم میام جلو ، اگه هدفمند قراره این مبحث جلو بره چطوره با ذوقی که از داداشمون سراغ داریم جزوه ی چاپیش رو هم آماده کنن تا ما پرینت کنیم داشته باشیم.
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  18. #13
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط دلشاد نمایش پست اصلی
    سلام
    4. تمرين كنيد تا به جاي درك لغت به لغت يك جمله، به درك گروهي لغات عادت كنيد.



    ميشه لطفا در مورد اين بند توضيح بيشتري بدين. نويسنده در مورد چگونگي رسيدن به اين درك راهكاري ارائه نداده؟
    بند 3 از سومین پست سید مهدی با این مطلب تناقض داره:
    3. در معاني كلماتي كه براي نخستين بار مي‏ بينيد، دقت كنيد. بيهوده تصور نكنيد كه سياق مطلب، آن معاني را براي ما كشف مي‏ كند. همان زمان، بهترين وقت براي رفتن به سراغ فرهنگ لغت است.
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  19. #14
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۲۵
    محل سکونت
    قم
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1983
    نوشته ها
    982
    امتیاز : 20,040
    سطح : 89
    Points: 20,040, Level: 89
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 310
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second Class10000 Experience PointsCreated Blog entry
    تشکر کردن : 1,675
    تشکر شده 4,752 در 916 پست
    نوشته های وبلاگ
    6
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط علی علوی نمایش پست اصلی
    بند 3 از سومین پست سید مهدی با این مطلب تناقض داره:
    3. در معاني كلماتي كه براي نخستين بار مي‏ بينيد، دقت كنيد. بيهوده تصور نكنيد كه سياق مطلب، آن معاني را براي ما كشف مي‏ كند. همان زمان، بهترين وقت براي رفتن به سراغ فرهنگ لغت است.
    به نظرم رسید این دوتاش دوتاست نه یکی ، یعنی موضوعشون فرق میکنه ، یکیش برای تندخوانیه و یکی برای لغت شناسی ، توی تند خوانی باید جمله رو دید نه کلمه رو ، اینجوری سرعت مطالعه بیشتر میشه.
    ولی از نظر متن و لغت شناسی و مفهوم لغات وقتی به یه لغتی که معنیش رو نمی فهمیم برسیم باید به وقت بذاریم تا معنی دقیق اش رو متوجه بشویم.
    ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
    از هر چه که دم زدیم آنها دیدند
    ما مدعیان صف اول بودیم
    از آخر مجلس شهدا را چیدند
    ««السلام علیک حین تقوم و حین تقعد ، السلام علیک بجوامع السلام»»
    ((الـــــــــــــــــــهی تول من امری ما انـــــــــــــــــــت اهله))
    WwW.HamBahsi.Ir

  20. 2 کاربر از پست مفید علی علوی تشکر کرده اند .


  21. #15
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    184
    امتیاز : 3,384
    سطح : 36
    Points: 3,384, Level: 36
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 72
    تشکر شده 1,190 در 174 پست
    حالت من : Ghati
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط علی علوی نمایش پست اصلی
    به نظرم رسید این دوتاش دوتاست نه یکی ، یعنی موضوعشون فرق میکنه ، یکیش برای تندخوانیه و یکی برای لغت شناسی ، توی تند خوانی باید جمله رو دید نه کلمه رو ، اینجوری سرعت مطالعه بیشتر میشه.
    ولی از نظر متن و لغت شناسی و مفهوم لغات وقتی به یه لغتی که معنیش رو نمی فهمیم برسیم باید به وقت بذاریم تا معنی دقیق اش رو متوجه بشویم.
    همه اینها بستگی داره به هدف ما از مطالعه و نوع و موضوع متنی رو که می خونیم....
    قطعا تند خوانی برای متون فلسفی یا لذت بردن و ... نیست. همونطور که هر متنی ارزش وقت گذاری برای لغت به لغت نداره....

    ...........
    مطالب بالا فعلا از بین 700 فیشی هست که من جمع کردم. که البته داره مدام بیشتر میشه.....
    http://www.rahpouyan.ir/signaturepics/sigpic19334_3.gif

  22. #16
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مرداد-۱۴
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    166
    امتیاز : 5,047
    سطح : 45
    Points: 5,047, Level: 45
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    1 year registered5000 Experience Points
    تشکر کردن : 718
    تشکر شده 868 در 149 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    حضرت آیت الله ناصری

    توصیه ای داشتن اخلاقی در رابطه با تمرکز حواس و بهتر در خواندن

    چشمتون رو کنترل کنی
    د

    هرگاه چشم ناپاک باشد ذهن مشوش میشود و تمرکزش را از دست می دهد

  23. 4 کاربر از پست مفید بهلول تشکر کرده اند .


  24. #17
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-خرداد-۰۶
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,311
    امتیاز : 16,486
    سطح : 82
    Points: 16,486, Level: 82
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 364
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience Points1 year registered
    تشکر کردن : 2,953
    تشکر شده 3,939 در 1,072 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    مطالعه مانند هر کار يا فعاليت ديگري، نيازمند استفاده از روش درست است. رشد و شکوفايي استعدادها، توانايي و دانش هر انسان به "کميت" و "کيفيت" مطالعه او بستگي دارد. اگر به دقت بررسي کنيد، خواهيد ديد که يکي از دلايل افت تحصيلي برخي از دانش آموختگان اين است که شيوه مطالعه آنها بر طبق روش*ها و اصول صحيح نيست. نه اين که مطالعه نمي*کنند، بلکه "رعايت نکردن اصول مطالعه" موجب کاهش سطح کارآيي و بازدهي آنان، تضعيف روحيه، کاهش اعتماد به نفس، خستگي، افسردگي و دلسردی آنها نسبت به مطالعه مي*شود.
    به طور کلی، اجرای روش های صحیح مطالعه فواید زیر را دارد:
    1- کاهش زمان مطالعه
    در مطالعه سنتی وقت زیادی با حواس پرتی های متعدد از بین می رود. در روش جدید از تلف شدن وقت جلوگیری می شود.
    2- افزایش کیفیت یادگیری
    3- مدت نگهداری مطالب در حافظه را طولانی تر می کند.
    4- با علاقه و تمرکز حواس بیشتری مطالعه می کنید بنابراین حفظ و یادآوری مطالب آسانتر است و فراموشی یا مشکل در یادگیری کاهش می یابد.
    أليس الله بكاف عبده ويخوفونك بالذين من دونه!
    دوستت دارم بهترینم

  25. کاربر روبرو از پست مفید نسیم انقلاب تشکر کرده است .


  26. #18
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    184
    امتیاز : 3,384
    سطح : 36
    Points: 3,384, Level: 36
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 72
    تشکر شده 1,190 در 174 پست
    حالت من : Ghati
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض کتاب را نباید فقط خواند! باید مصرف کرد

    مطالعه و زندگي

    نويسنده: روبر اسكارپيت
    ترجمه ي: دكتر مرتضي كتبي



    1. كارشناسان و مصرف كنندگان

    فاصله اي كه بين ادبيات مدرسه اي با ادبيات زنده وجود دارد از ديرباز دستخوش مزاح يا مضحكه بوده است. به نظر مسخره مي آيد كه انسان چندين سال از عمر خود را براي مطالعه متون كسل كننده اي هدر بدهد كه هرگز آنها را براي بار دوم نخواهد خواند. اما چنين برداشتي در حكم آن است كه برخورد كارشناس را با برخورد مصرف كننده يكي فرض كنيم. ويژگي انسان فرهيخته در توانايي نظري او براي قضاوتهاي ادبي مدلل است. هدف آموزش در مدرسه ممكن ساختن اين قضاوت است و به ويژه در فرانسه، فن تفسير متون، كه اساس آموزش متوسطه است، اين هدف را دنبال مي كند كه هر دانش آموزي را كارشناس بار بياورد.
    متأسفانه عمل خواندن فقط صرف عمل شناخت نيست. تجربه اي است كه موجود زنده را به طور كامل، هم از نظر جنبه هاي فردي و هم از نظر جنبه هاي جمعي، درگير مي سازد. خواننده مصرف كننده است و مانند همه مصرف كنندگان بيشتر از آنكه به قضاوت بپردازد، از ذوق و سليقه خود پيروي مي كند، حتي اگر قادر باشد بعد از مطالعه اثر، براي ذوق خود دليل عقلاني بتراشد.

    كار قضاوت ادبي ويژه گروه فرهيختگان است( كه اغلب خود را مانند «دبيرستان ديده ها»*در فرانسه سابق، كاست يا طبقه اجتماعي به حساب مي آورند). اين گروه به اعضاي خود، رفتار كارشناسانه را تحميل مي كند( وگرنه آنها را كندذهن، عامه و حتي «ابتدايي» مي خواند و بدين ترتيب تحت فشار اخلاقي قرار مي دهد.) اين همان تفسير مكانيسم خودسانسوري است كه در صفحات پيش مطرح كرديم، مكانيسمي كه كار تحقيق درباره انواع خواندن را آن همه مشكل مي نمود: چگونه انسان «بافرهنگي» كه درباره نمايشنامه راسين قضاوت كرده و ارزش آن را تشخيص مي دهد جرأت اين اعتراف را خواهد داشت كه سليقه شخصي او، خواندن تن تن(1) را ترجيح مي دهد؟ معناي اسطوره هايي هم كه به « ايسم» ختم مي شوند و به منزله توجيه عقلاني حاضر و آماده براي كساني به كار مي آيند كه فشار گروه اجتماعي- فرهنگي آنها را مجبور ساخته تا ذوق و سليقه خود را در قالب قضاوتهاي مدلل ابراز كنند، همين است.
    چنانچه ما به صراحت در قضاوتهاي مدلل كارشناسان و سليقه هاي غيرعقلاني مصرف كنندگان، دو نوع ارزش به كلي متمايز را مي شناختيم ديگر اشتباهي رخ نمي داد.

    نقش كارشناس عبارت است از « گذر به پشت صحنه»، درك اوضاع و احوالي كه آفرينش ادبي در آن انجام مي گيرد، فهم نيات نويسنده و تحليل وسايلي در اثر به كار گرفته است. براي كارشناس پيري يا مرگ اثر بي معناست، چرا كه وي هر لحظه مي تواند نظام استنادهايي را كه سازنده برجستگي زيباشناختي اثر است در ذهن بازسازي كند. برخورد او با اثر برخوردي تاريخي است.
    مصرف كننده برعكس، در زمان حال زندگي مي كند( حتي اگر همان گونه كه ملاحظه كرديم، اين زمان گذشته هاي دور را نيز دربرگيرد). او نقشي ندارد، فقط وجود دارد. آن چيزي را كه به او عرضه مي شود، مي چشد و درباره خوشايندي يا ناخوشايندي آن تصميم مي گيرد. نيازي به نشان دادن تصميم خود هم ندارد: مصرف كننده مي خواند يا نمي خواند. اين برخورد با اثر به هيچ وجه نافي روشن بيني او نيست و بر هيچ كس منع نشده كه به جستجوي تفسيري براي گزينش خود برآيد. اما تفسير اين گزينش بسيار بيش از توجيه آن به روشن بيني نياز دارد.
    اين دو نوع ارزش مي توانند و بايد با يكديگر همزيستي داشته باشند. حتي گاهي پيش مي آيد كه با هم منطبق مي شوند. ناسازگاري آشكاري كه بين آنها وجود دارد، چيزي جز تأثير ساختارهاي اجتماعي- فرهنگي اي كه پيش تر توصيف شد، و به ويژه تأثير جدا افتادن شبكه فرهيختگان نيست. در واقع، كار خواندن در هر حال و هواي فكري و عاطفي كه انجام بگيرد، كاري واحد است و بايد به صورت مجموعه مورد توجه قرار گيرد. كار خواندن نيز مانند سر ديگر زنجير كار آفرينش ادبي، عملي است آزاد كه اوضاع و احوالي كه اين كار در آنها صورت مي گيرد، بر آن سنگيني مي كند. سرشت ژرف آن، دست كم در حال حاضر، تحليل پذير نيست، اما مي توان حدود و ثغور آن را با بررسي رفتار انواع مختلف خوانندگان نه برحسب قضاوتهاي ادبي، بلكه برحسب موقعيتهاي مختلف آنان، تعيين كرد.

    اطلاعات ما در مورد اين رفتار ناكافي است و اغلب براساس تجربيات كتاب داران يا مربيان فرهنگي به دست آمده است و به ما امكان نتيجه گيري نمي دهد، ولي بررسي مطالعه زنان نوع اطلاعاتي را كه مي توان از تحقيقي منظم و همه جانبه به دست آورد، نشان مي دهد.
    در كليه اقشار جامعه، رفتار خوانندگان زن متجانس تر از رفتار مردان است. آنچه را معمولاً خواندن براي گريز مي نامند( در سطور بعدي درباره اين عبارت توضيحاتي خواهيم داد) در بين زنان نسبتاً متداول است(*رمانهاي احساساتي، تاريخ، پليسي) و نويسندگان زن، چه در شبكه فرهيختگان و چه در شبكه هاي عام، محبوبيت بيشتري دارند( در حدود سال 1955، پرل باك، دافنه دوموريه، مازو دولاروش، كولت و به ويژه دلّي كه نويسنده اي دائمي است). به اين اسامي بايد نام نويسندگاني را افزود كه مؤيد گرايش به «ادبيات گريز» هستند( لوتي، پي ير بنوا، پل ويالار و ديگران....)ولي كساني هم هستند كه به گرفتاريهاي روزمره مي پردازند( وان درميرش، كرونن، اسلوتر، تيد مونيه، سوبيران و ديگران ...).

    اين همگوني زاده آن است كه سبك زندگي زن، به ويژه در عصر مدرن، نسبتاً يك شكل است: گرفتاري كارهاي خانه و فرزندان كه اغلب با فعاليت حرفه اي همراه است، در تمام طبقات اجتماعي و در همه مناطق از الگوي واحدي پيروي مي كند. در مورد گزينشهاي خاص زنان بايد گفت كه آنها به آغاز كتاب خواني زنان در قرون هفدهم و هجدهم برمي گردد، به زماني كه خستگي زنان از ماندن در خانه يكي از منابع نگارش رمان بود، هنگامي كه مسئوليتهاي اجتماعي و سياسي زنان بسيار ناچيز بودند. حضور نويسندگاني مانند پرل باك يا كرونن گواه بر اشتغالات فكري تازه اي بود كه بي هيچ شكي، به تدريج كه پايگاه اجتماعي زن در جهت شركت فعال تر در حيات مدني تحول مي يافت، تأثير روزافزوني بر خواندن زنان مي گذاشت. همچنين بايد خاطرنشان كرد كه مطالعه «ادبيات گريز» در ميان زنان جوان( بين سي و چهل سال) رايج تر است چرا كه آنان بيشتر از بقيه دچار نارضايي و واقعيت گريزي و خيال پردازي هستند. به طور كلي( و اين مطلب در مورد زنان و مردان به يك اندازه صادق است) مطالعات، به تدريج كه سن بالا مي رود، ادبي تر مي شود. بازنشستگان غالباً خوانندگان بسيار خوبي هستند، بي شك براي اينكه فرصت بيشتري براي مطالعه در اختيار دارند و نيز براي اينكه فشار زندگي بر آنان كمتر است.
    پس بي مناسبت نخواهد بود كه به مطالعه انگيزه هاي رواني و اوضاع مادي اي بپردازيم كه به رفتار خواننده معمولي(2) شكل مي دهند.

    2. انگيزه

    مي دانيم كه مصرف كتاب را نبايد با خواندن آن يكي دانست. گاهي مصرف كننده اي كتابي مي خرد( يا به ندرت به امانت مي گيرد) بي آنكه قصد خاصي براي خواندن آن داشته باشد( بگذريم كه ممكن است به طور تصادفي آن را بخواند).
    مي توان به خريد« خودنمايانه» كتابي اشاره كرد كه لازم است انسان به نشان ثروت، فرهنگ بالا يا سليقه خوب آن را داشته باشد( اين يكي از متداول ترين شگردهايي است كه در انجمنهاي كتاب در فرانسه به كار مي رود)، خريد كتابهاي نفيس كه به منزله سرمايه گذاري هم تلقي مي شود، خريد جلدهاي متعدد يك مجموعه بنا به عادت، خريد از سر وفاداري به يك آرمان يا شخص( موفقيت اثر در ميان منتقدان)، خريد كتاب از سر علاقه به اشياء نفيس، كه در اين صورت كتاب به خاطر صحافي، حروف يا تصاويرش حكم شيئي هنري را پيدا مي كند. در اين مورد كتاب به شيء تبديل مي شود.

    مصرف كتاب بدون خواندن آن فقط به اين سبب مورد توجه ماست كه در دور اقتصادي قرار مي گيرد. ولي اين نوع مصرف، بخش بسيار كوچكي از كل مصرف را به ويژه در شبكه هاي عام تشكيل مي دهد. در اين شبكه ها روزنامه را غالباً براي خواندن قسمتهايي از آن مي خرند، ولي اگر قصد نداشته باشند كتابي را بخوانند، به ندرت به خريد آن مي پردازند.
    از سوي ديگر مي دانيم كه در مصرف همراه با خواندن، بايد مصرف كاركردي را از مصرف ادبي متمايز ساخت. هر يك از اين دو نوع مصرف با انگيزه هاي مختلفي انطباق دارد.
    ما فقط به جهت يادآوري از انگيزه هايي كه مبناي مصرف كاركردي قرار مي گيرند نام مي بريم. قبل از همه كسب اطلاع، گردآوري اسناد و مدارك و مطالعه در زمينه هاي حرفه اي جزء اين انگيزه ها هستند. پيچيده تر از اين انگيزه ها، مصرف كاركردي كتاب ادبي است. يكي از بارزترين موارد اين نوع مصرف، كاربرد پزشكي كتاب يا كتاب درماني است، مثلاً وقتي كسي كتاب مي خواند تا خوابش ببرد يا ذهنش را مشغول بدارد و يا اضطراب را از ذهن خود دور كند. مطالعاتي كه به « تمدد اعصاب» كمك مي كنند يا آنهايي كه براي ذهن، نوعي ورزش بهداشتي فراهم مي آورند نيز از اين دسته اند: نوعي از رمانهاي پليسي نيز در اين مورد، نقش مشابه جدول روزنامه ها را بازي مي كنند. در موارد ديگر از كتاب انتظار مي رود كه مانند موادمخدر، براي ايجاد بعضي احساسات، بر نظام عصبي تأثير مستقيم بگذارد، مطالعات وحشت انگيز محض، مطالعات خنده آور( با استفاده از كمديهاي سبك)، مطالعات اشك آور و به ويژه مطالعات شهوت انگيز از اين قبيل هستند. در مورد مطالعات شهوت انگيز بايد گفت كه كاربرد شهوت انگيزانه كتاب، حتي اگر جنبه وقيح نگارانه در آن جزئي باشد يا حتي به صورت كاملاً ناخودآگاه در اثر مطرح شده باشد، از انگيزه هاي بسيار رايج براي خواندن است.

    هرچند كه مطالعه متون مبارزاتي يا متون مربوط به خودآموزي از نوع كاملاً متفاوتي است، بايد آنها را ( و يا لااقل بخشي از آنها را) نيز كاركردي دانست. در اين صورت كتاب ابزاري براي فن مبارزه يا پيشرفت اجتماعي به حساب مي آيد. كتاب را ابتدا براي كسب فرهنگ و سپس براي كسب لذت مي خوانند، يعني انگيزه ادبي ممكن است وجود داشته باشد ولي فرعي است.
    انگيزه هاي خاص ادبي، انگيزه هايي هستند كه بي غرض بودن اثر را رعايت مي كنند و مطالعه را نه وسيله، بلكه هدف قرار مي دهند. ناگفته نماند كه چنين مطالعه اي در عين حال مستلزم و نافي تنهايي است. در واقع خواندن كتاب به عنوان آفريده اي اصيل و نه به عنوان ابزاري براي ارضاي كاركردي يك نياز مستلزم آن است كه خواننده در خانه ديگري را بكوبد، از ديگري كمك بخواهد و بنابراين از خود بيرون بيايد. به اين معنا در برابر كتاب به مثابه ابزار كه تابع صرف نيازهاي فرد است كتاب به منزله مصاحب قرار مي گيرد. اما از سوي ديگر، مطالعه عملي گوشه گيرانه به معناي تام كلمه است. انساني كه به مطالعه روي مي آورد، حرف نمي زند، كاري نمي كند، از انسانهاي ديگر فاصله مي گيرد، از محيط اطراف، كناره مي گيرد. اين موضوع هم در مورد مطالعه شنيداري صادق است و هم در مورد مطالعه ديداري: هيچ كس تنهاتر از تماشاگري كه در ميان ديگران در تماشاخانه نشسته است، نيست. در اينجا بايد به تفاوتي اساسي ميان ادبيات و هنرهاي زيبا، اشاره كنيم: در حالي كه موسيقي و نقاشي، از آنجا كه فقط بخشي از حواس انسان را به خود مشغول مي سازند، مي توانند نقش دكور را بازي كنند، حتي به مثابه زمينه كاركردي براي كسي كه به كار مشغول است به حساب آيند، برعكس مطالعه براي حواس انسان هيچ گونه آزادي باقي نمي گذارد و تمامي شعور را قبضه مي كند و خواننده را به موجودي ناتوان بدل مي سازد.

    بنابراين عمل مطالعه ادبي هم جامعه پذير است و هم جامعه گريز و روابط فرد را با عالم خويش موقتاً قطع مي كند تا روابط جديدي بين او و دنياي اثر برقرار سازد. بدين جهت است كه انگيزه مطالعه تقريباً هميشه نوعي عدم ارضاء، عدم تعادل بين خواننده و محيط است. اين عدم تعادل ممكن است به علل دروني طبيعت بشري( از قبيل كوتاهي و ناپايداري زندگي) برگردد، يا ممكن است به برخورد افراد با هم ( مانند عشق، كينه، ترحّم) و يا به ساختارهاي اجتماعي( ظلم، فلاكت، بيم از آينده، كسالت از كار) ارتباط پيدا كند. در يك كلمه مطالعه در حكم چاره انسان براي رويارويي با پوچي سرنوشت بشر است. مردمي كه شادمان هستند، شايد تاريخ نداشته باشند، اما ادبيات قطعاً نخواهد داشت زيرا نياز به مطالعه را احساس نخواهند كرد.

    اصطلاح « ادبيات گريز» غالباً به كار برده مي شود، بي آنكه هميشه معناي روشني از آن ارائه شده باشد. برخوردهاي تحقيرآميز يا ستيزه جويانه با اين ادبيات اغلب بسيار خودسرانه است. در واقع هر مطالعه اي، قبل از هر چيز نوعي گريز است. ولي گريز صدها شيوه دارد و مهم اين است كه انسان بداند از چه و به سوي چه فرار مي كند. بررسي مطالعات افراد در پيوند با وقايع سياسي و به ويژه دوره هاي بحراني( جنگها، تنشهاي بين المللي، انقلابها و غيره). چه بسا در اين مورد بسيار روشنگر باشد.
    كتاب دون كامي يو در كشورهايي كه در آنها اختلافات عميق سياسي وجود داشت، از موفقيت زيادي برخوردار شد، زيرا در اين اثر، نمايش دوستي محكم و بي ريا بين يك كمونيست و يك كشيش، كه هر دو در محل ريشه دارند، نه حذف اختلافات، بلكه زدودن قدرت شوم آنها و تحمل پذير كردنشان را ممكن مي سازد. خوش بيني و شادابي اي كه در سال 1945 آغاز حكومت مندس فرانس را در ميان گرفته بود، يكي از عوامل موفقيت كتاب كتابچه هاي سرگرد تامپسون (3)بود، نه براي آنكه حال و هواي شاد آن زمان مطالعه كتابهاي سبك را مي طلبيد، بلكه برعكس از آن جهت كه لازم بود آن حالت حفظ شود و احياي دوباره وقايع مهمي كه مبين روح ملي بود( و چنانچه از زبان فردي بيگانه شنيده مي شد تأثير گسترده خاصي مي گذاشت) از شكنندگي و ناپايداري آن بكاهد. بنابراين در ماه دسامبر 1956، در هفته بحران كانال سوئز، يعني درست هنگامي كه اين تأثير خاص كتابچه ها از ميان مي رفت و مطالعه آن حقيقتاً به وسيله اي براي گريز از واقعيات تبديل مي شد، فروش آن كه از دو سال پيش در سطح بسيار بالايي تثبيت شده بود ناگهان به يك پنجم كاهش يافت.

    نمودار نمايشنامه هايي كه در پايان قرن هجدهم در لندن به روي صحنه آمده، به همت آقاي ژان دولك، استاد دانشگاه پاريس 3 تهيه شده است. جنگ با فرانسه در آوريل 1792 شروع شد. از اين رو تعداد كمديهاي سبكي كه به روي پرده آمد، از 9 عدد در سال 1791 و 10 عدد در سال 1792به 1 عدد در سال 1793 تنزيل يافت. در همين حال، نمايشنامه هاي طنزآميز انتقادي كه در سال 1792 تعدادشان 4 عدد بود در سال 1793 به 6 و در سال 1794 به 9 و در سال 1795 به 12 نمايشنامه رسيد. تعداد تراژدي از 3 نمونه در سال 1792، به 5 عدد در سال 1793 و به 10 عدد در سالهاي 1794 و 1795 افزايش يافت. از آنجا كه در كار نمايش، عرضه به تقاضا( به خصوص در اين دوره) بسيار حساس است، مي توان اين تغييرات را نمونه هايي عالي از تأثير بحرانها بر مصرف ادبي- و نه الزاماً در جهت آنچه ادبيات گريز خوانده مي شود- دانست:

    كمدي سبك طبيعتاً نوعي است كه در مقايسه با نمايشنامه هاي انتقادي يا تراژدي ميزان « تعهدش» بي نهايت كمتر است.
    اطلاعات ما براي تحليل ژرف تر كافي نيستند، اما هنگامي كه اطلاعات كافي به دست آيد زمينه وسيعي فراهم خواهد شد كه روان شناسي اجتماعي بايد بدان بپردازد. فعلاً به بيان اين نكته بسنده مي كنيم كه نبايد فرار زنداني را( كه يك پيروزي و افتخار براي او محسوب مي شود) با فرار سربازي كه از سربازخانه مي گريزد( و شكست و ننگ به حساب مي آيد) يكي دانست. و از طرف ديگر ناگفته نماند كه نبايد از روي مطالعه اشخاص به انگيزه هاي آنان پي برد. غنايي كه خواننده در مطالعه جستجو مي كند- اين غنا از رهگذر آشتي با پوچي سرنوشت بشر، بازيابي تعادل عاطفي خويش، دستيابي به خودآگاهي صورت مي پذيرد- ممكن است، همان طور كه در مقاله ديگري نوشته ايم« به شكل سكه هاي گرانبهايي باشد كه بي درنگ با تجربه مبادله و اندوخته مي شود و يا به شكل چكهاي بي محلي كه مبادله پذير نيست و نه بر اساس موجودي، بلكه بر اساس توهمات كشيده شده است.(4)

    بر اساس دانسته هاي كنوني خود از نحوه تقسيم مطالعات، مي توانيم بگوييم كه در كشورهايي كه سياست ارشاد ادبي اعمال نمي شود، اكثريت متوني كه در شبكه فرهيختگان به گردش درمي آيد( حتي به ظاهر هم كه شده)*مستلزم انگيزه آموزش افزايي است، در حالي كه بيشتر متوني كه در شبكه هاي عام پخش مي شود مستلزم و مشوق انگيزه گريز است. از انبان دوره گردها گرفته تا پيشخوان مراكز فروش كتاب، همه جا به ادبياتي كليشه اي برمي خوريم كه مي كوشد با اسطوره سازيهاي زمخت احساسي، واقعيت گريزي و خيالبافيهايي را كه آن همه در ذهن توده ها پرورش داده اند، تشويق كند.

    اين گونه تحليل و تشبيه ها خودسرانه است و گوياي واقعيت گرايشهاي مردم نيست. آنها فقط وضع موجود، يك موقعيت نهادي و يك ساختار اقتصادي- اجتماعي را بيان مي كنند. انگيزه هايي كه افراد را به مطالعه مي كشانند، از هر نوعي كه باشند، فقط در اوضاع و احوال مادي مناسب، كارساز و عملي خواهند شد.
    3. اوضاع و احوال مناسب براي مطالعه

    ما به آنچه در مورد توزيع گفتيم برنمي گرديم. اگر فرض كنيم كه كتاب در دسترس خوانندگان قرار دارد، آن وقت مسائل تازه اي مطرح مي شوند: كجا و كي مي توان آن را خواند؟

    در اينجا مفهوم آمادگي اشخاص پيش كشيده مي شود. حيات جمعي، فرد را به طرق گوناگوني مشغول مي دارد. مثلاً در اين مورد سن عامل مهمي به حساب مي آيد: از يك سو تعليم و تربيت، آموزش حرفه اي، كسب موقعيت شغلي، همه اينها آمادگي نوجوانان و جوانان را براي مطالعات غير كاركردي كاهش مي دهد، و از سوي ديگر وقت آزاد در اين سنين با فعاليتهاي عديده سرگرم كننده اي مانند ورزش پر مي شود. با وجود اين، جوانان به مطالعه رو مي آورند چون كه انگيزه هاي نيرومندي براي اين كار دارند( اين سن دوره بحرانهاي شخصيت و برخورد با جامعه محسوب مي شود)، آنان شيفته مطالعه هستند، اما همه نظرسنجيها نشان مي دهند كه آنان خارج از كتابهاي درسي كم چيز مي خوانند و دايره مطالعات غيردرسي شان نسبتاً محدود است. آغاز دوره مطالعه بين سي و پنج و چهل سالگي است يعني هنگامي كه از فشار زندگي كاسته مي شود. به ياد مي آوريم كه در همين سنين است كه شخصيت ادبي تاريخي نويسندگان نيز شكل مي گيرد. شايد ميان اين دو پديده رابطه اي وجود داشته باشد: فقط تحقيق حقيقتاً جامعي مي تواند وجود اين رابطه را اثبات كند.

    در بين عوامل ديگري غير از سن كه بر آمادگي اشخاص تأثير مي گذارند، بايد به نوع فعاليت حرفه اي، نوع مسكن، اوضاع اقليمي، وضعيت خانوادگي و غيره نيز اشاره كرد. هريك از اين عوامل را بايد به تفصيل بررسي كرد، اما مي توان لحظاتي را كه انسان متمدن قرن بيستم در زندگي خود آمادگي لازم را براي مطالعه دارد، به طور كلي به سه دسته بزرگ تقسيم كرد: لحظات خالي از دست رفتني (حمل و نقل، تغذيه، و غيره)، اوقات منظم فراغت( بعد از ساعات كار)، زمانهاي غيرفعال( جمعه ها، تعطيلات،*بيماري، بازنشستگي).

    مطالعه در لحظات خالي اغلب به خواندن روزنامه اختصاص مي يابد. در واقع، نامرتبي و كوتاهي و قطع شدنهاي مكرر اين لحظات و حواس پرتيهاي دائمي مطالعه پيگير را مشكل مي سازند. با وجود اين، اگر به هنگام صرف غذا تقريباً هميشه روزنامه مطالعه مي شود، آثار خاص سفر و حمل و نقل نيز وجود دارند، مثلاً*« رمانهاي ويژه خواندن در قطار» كه معمولاً رمانهاي پليسي است. اين رمانها براي سفرهاي نسبتاً طولاني( دو تا سه ساعت) نوشته شده اند و در نتيجه براي جا به جاييهاي روزانه كاركنان از خانه به محل كارشان مناسب نيستند. يكي از عوامل موفقيت دايجست ها اين است كه در آنها مطلب مناسب براي هر فرصتي پيدا مي شود.«داستانهاي عشقي» كه به خصوص براي اين كار نوشته شده اند به صورت جزوه هاي 16، 32، 64 يا 96 صفحه اي عرضه مي شوند و براي مسيرهاي ده دقيقه اي تا يك ساعته مورد استفاده قرار مي گيرند. يكي از راه حلهايي كه در انگلستان به كار مي رود كتابي است معروف به « كتاب مترويي» كه در آن ذخيره اي از متون خواندني براي چندين هفته وجود دارد، اما حجيم بودن اين مجلد در اغلب موارد آن را كاربردناپذير مي كند.

    در زمينه مطالعه در لحظات خالي مي توان از مطالعه به هنگام لحظات استراحت در محيط كار نام برد. مطالعه در اين لحظات نسبتاً نادر است، زيرا محاوره، مباحثه، پيشخوان كافه، رقباي جدي آن هستند. ولي تجربه ثابت مي كند كه چنانچه اوضاع مساعد براي مطالعه فراهم آيد يعني اتاق مطالعه، كتابخانه در محل استراحت وجود داشته باشد، مطالعه در لحظات استراحت ممكن است به راحتي انجام پذير و ثمربخش شود.

    مطالعه در اوقات فراغت بسيار فراوان تر از ساير اوقات انجام مي گيرد. در اين مورد مي توان از مطالعه شبانه كه معمولاً در ميان افراد خانواده، قبل يا بلافاصله بعد از صرف شام و مطالعه آخر شب كه معمولاً در رختخواب انجام مي گيرد، نام برد. مطالعه شبانه بيشتر كار اشخاصي است كه از نظر سني جا افتاده اند و كمتر جذب سرگرميهاي بيروني مي شوند. اين نوع مطالعه با زندگي روستايي( شبهاي دراز)، با سختي آب و هوا( كه در كشورهاي مديترانه اي وجود ندارد و در انگلستان و كشورهاي اسكانديناوي بسيار رايج است)، با سكونتگاههاي راحت سازگار است. راديو و به ويژه تلويزيون به جاي مطالعه بصري رفته رفته نوعي از مطالعه سمعي- بصري را رواج مي دهند كه البته بي ارزش نيست ولي سياست ارشاد و هدايت مطالعه را به مردم تحميل مي كند. با وجود اين، هنوز هم استوارترين مطالعات در اوقات آزاد شبانه انجام مي پذيرد.

    مطالعه آخر شب ويژگيهاي خاص خود را دارد. خوانندگاني كه در مورد عادت به مطالعه مورد پرسش قرار مي گيرند بيشتر به اين نوع مطالعه اشاره مي كنند. از ديرباز اهميت «كتاب باليني» يعني كتاب كنار تختخواب، شناخته شده است. در واقع، اين كتابها سليقه هاي خوانندگان را به دقيق ترين وجه نمايان مي كنند، زيرا در تنهايي اتاق خواب محرمات و ممنوعيتها رنگ مي بازند و ملاحظات و اجبارهاي اجتماعي كنار مي روند. پرداختن به تحقيق ويژه اي در زمينه « كتاب باليني» بسيار ارزشمند خواهد بود، زيرا مردم براي اين كتابها بيش از تمام كتابهاي ديگر وقت مي گذارند و اغلب هر شب دو ساعت يا بيشتر به مطالعه آنها مي پردازند. و اما در مورد مطالعاتي كه در زمانهاي بيكاري انجام مي گيرد بايد گفت كه جنبه هاي بسيار مختلفي دارند. پيش از اين در مورد مطالعه بازنشستگان مطالب مختصري گفته ايم. مطالعه در روز جمعه ظاهراً رقبايي دارد كه عبارت اند از ورزش* و« كارهاي ذوقي» مختلف. اين مطالعه اغلب به صورت خواندن « جمعه نامه»ها درمي آيد: در بريتانياي كبير يك چهارم اهالي بالغ چندين « جمعه نامه»(sundays papers)را مطالعه مي كنند.

    مطالعه به هنگام بيماري، خوشبختانه استثنايي، اما مؤثرتر است. گذراندن ساعات طولاني در بستر بيماري امكان مطالعه عميقي را كه ديگر به آساني به دست نخواهد آمد، فراهم مي آورد. اين امكان به خصوص در دوران نقاهت پيش مي آيد. خود دوره بيماري بيشتر براي مطالعات كاركردي مناسب است. البته در اينجا نيز همه چيز به امكانات مادي وابستگي دارد. كتابخانه هاي بيمارستانها در فرانسه به فقر اسف باري دچارند. با وجود اين اغلب در همين كتابخانه هاست كه سرنوشت سازترين مطالعات بعضي از افراد انجام مي گيرد.
    در مورد مطالعه به هنگام تعطيلات، اطلاعات زيادي در دست نيست. در اين ايام، مطالعه، با رقيبان متعددي رو به روست، اما در مراكز آبهاي گرم معدني، در سواحل درياها و در مزارع و صحراها رواج دارد. ما خود اين موضوع را در شهر كوچكي كه مردم براي استفاده از آبهاي گرم معدني مي آمدند و 10 تا 15 هزار نفر را در خود جا مي داد، بررسي كرده ايم. در اين شهر يك مغازه كتاب فروشي و سه دكه كتاب فروشي وجود دارد. در كتاب فروشي و يكي از سه دكه( كه روزنامه هم مي فروشد) مي توان كتابهاي اصلي و تازه سال را پيدا كرد. به نظر نمي رسد كتابي هم باشد كه به فروش نرسد( هرچند كه هر دو مؤسسه به طور اماني كار مي كنند و كتابهاي فروش نرفته را به مركز پخش برمي گردانند) دو كتابخانه تجاري و يك كتابخانه متعلق به كليسا هم وجود دارد كه هر دو كتاب امانت مي دهند. مهم ترين اين مراكز( يعني مغازه كتاب فروشي) تقريباً 3000جلد كتاب دارد( كه 300 جلد آن «رمانهاي پليسي» است). بقيه كتابها عبارت اند از رمانهاي فرانسوي و خارجي( به ميزان 60%)، گزارشها، كتابهاي تاريخي، كتابهاي پرماجرا. چند كتاب خودآموز يا فلسفي هم ديده مي شود. در گرماگرم فصل آمد و شد، تا 800 خواننده ثبت نام مي كنند و گردش كتاب با سرعت زياد انجام مي گيرد( به طور ميانگين هر دو روز يك كتاب به امانت گرفته مي شود). بخشي از مشتريها منحصراً رمان پليسي مي خوانند. در ميان ديگر گروههاي خواننده، رقابت براي گرفتن كتابهاي تازه و كتابهاي مسافرتي به چشم مي خورد.

    اين اطلاعات مختصر نشان مي دهد كه مطالعه تا چه حد به اوضاع و احوال محيط و به طور كلي به حيات روزمره انسانها مربوط مي شود. در همين جا يعني در واقعيت ساده زندگي هر روز مردم است كه بايد نتيجه و علت وجودي ادبيات را جستجو كرد. آنگاه به روشني ديده مي شود كه ميان اين واقعيت و دستگاه اجتماعي ادبيات، آن طور كه در اين كتاب توصيف شد، چه فاصله و عدم تناسب شگفت انگيزي وجود دارد. آيا جامعه هنوز هم مي تواند با ادبيات كنار بيايد؟ پرسش نهايي ما همين خواهد بود.

    پي نوشت ها :
    1.ما به هيچ وجه قصد تحقير اثر عالي ارژه( Herge) را نداريم. بر هيچ كس پوشيده نيست كه اين اثر در ميان دانشگاهيان از امتياز خاصي برخوردار است. در جريان مباحثات كنگره اي كه به تازگي درباره تاريخ ادبيات برگزار گشت، پنج بار از اين كتاب نام برده شد.
    2.به بررسي تحسين آميز ريچارد د. آلتيكThe English Common Reader,(Richard D.Altick)، A Social History of the Mass Reading Public، 1800-1900( شيكاگو 1957) و بررسي ديگري با دقت كمتر از ر.ك.وب(R.K.Webb) تحت عنوان :The British Working Class Reader، 1848-1790( لندن، 1955) مراجعه كنيد.
    3.Carnets du Major Thompson.
    4.Informations sociales,fevrier 1956,p.202;Les lectures populaires.

    منبع: اسكارپيت، روبر؛ (1374)، جامعه شناسي ادبيات، مرتضي كتبي، تهران: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها(سمت)، مركز تحقيق و توسعه علوم انساني، 1390.
    http://www.rahpouyan.ir/signaturepics/sigpic19334_3.gif

  27. 3 کاربر از پست مفید سید مهدی موحد تشکر کرده اند .


  28. #19
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۷
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    184
    امتیاز : 3,384
    سطح : 36
    Points: 3,384, Level: 36
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1000 Experience PointsTagger Second Class1 year registered
    تشکر کردن : 72
    تشکر شده 1,190 در 174 پست
    حالت من : Ghati
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض چگونه بچه*ها را به مطالعه علاقمند كنيم؟

    در يك ناهارخوري دولتي پر سر و صدا نشسته*ام به انتظار اينكه ميزبان به همراه غذا بيايد و دلي از عزا در بياوريم! در اين بين همراه اول زنگ مي*خورد و از آن سوي خط "پر قطع و وصل"، خانمي كه مادر يكي از مشتركين نوجوان جيره*كتاب است سلام و عليك مي*كنند و چند نكته*اي را درباره پرداخت وجه و كتابهايي كه رسيده يا نرسيده متذكر مي*شوند.

    در ميانه همين مكالمه بي*سيم است كه سوال فلسفي*اي مطرح مي*شود. "چكار كنم كه فرزندم به مطالعه علاقمند شود؟" و من كه غافلگير شده*ام و اصلا تا به حال به اين موضوع فكر نكرده*ام ("من از كجا بدانم؟ آخه من كه تا حالا بچه نداشته*ام!!!") در ميان آن هنگامه مي*مانم كه چه بايد جواب بدهم.

    آن مكالمه به هر حال ختم مي*شود (مگر با همراه بي*سيم چقدر مي*توان حرف زد!) اما سوال، روزها و شايد هم ماه*ها من را به خودم مشغول مي*كند. يك جوري با خودم به اين نتيجه مي*رسم كه اگر من پاسخي براي اين سوال نداشته باشم، پس قرار است چه كسي داشته باشد!

    اينجوري مي*شود كه تصميم مي*گيرم به سبك كتاب*هاي "101 راه براي ..." من هم دستورالعملي "چند راهه" تهيه كنم براي "كتابخوان كردن بچه*ها". بديهي است كه تعداد بندهاي دستورالعمل فعلا چندان زياد نيست. اما خب فكر مي*كنم همين*ها هم كارآمد باشند و از طرفي عملي كردن همه آنها شايد چندان كار ساده*اي نباشد. بنابراين بچه*دارها فعلا كار را شروع كنند تا بعد به كمك بقيه دوستان به تعداد راه*ها و پيشنهادها نيز بيافزائيم!

    [COLOR="rgb(255, 140, 0)"]پيشنهاد اول: برايشان كتاب بخوانيد!
    [/COLOR]روشن*ترين خاطره*اي كه از كتابخواني كسي دارم، مربوط به مادرم است كه براي من و برادرم، دو پسر بچه آتش*پاره كه شب*ها هميشه با مكافات "خوابانده مي*شدند"، قبل از خواب كتاب پي*پي جوراب بلند را مي*خواند. او احتمالا شب*ها در اين مراسم قبل از خواب تعداد بيشماري برايمان كتاب خوانده، اما خاطره پي*پي جوراب بلند را، و اينكه در حين خواندن آن همينطور سه تائي قاه*قاه مي*خنديديم، هيچوقت فراموش نخواهم كرد. نكته ديگري كه درباره اين كتاب به ياد دارم اين است كه گاهي در ميانه خواندن آن، صداي مادرم قطع مي*شد. انگار فراموش مي*كرد كه كتاب را براي ما مي*خواند و بعد به جاهاي خنده*دار داستان كه مي*رسيد خودش شروع مي*كند به تنهائي خنديدن و من و برادرم كفرمان در مي*آمد و از سر و كولش بالا مي*رفتيم كه "بلند بخوان! چرا داري واسه خودت مي*خواني؟"

    خلاصه كه اين اولين و موثرترين پيشنهاد اين دستورالعمل است. براي بچه*ها بصورت مرتب بلند، بلند كتاب بخوانيد!

    [COLOR="rgb(255, 140, 0)"]پيشنهاد دوم: خودتان كتاب بخوانيد!
    [/COLOR]يكي ديگر از مادران جيره*كتابي*ها تعريف مي*كرد كه در خانه*شان اتاق خاصي براي خواندن و مطالعه دارند كه اهالي خانه معمولا براي خواندن كتاب به آنجا مي*روند و راحت لم مي*دهند و كتاب مي*خوانند. او مي*گفت از وقتي براي فرزندش مشترك جيره*كتاب شده، او هم پس از دريافت كتاب هر ماه به آن اتاق مي*رود و طي مراسم خاصي مي*نشيند و كتابش را مي*خواند.

    البته با توجه به قيمت املاك و مستغلات و خانه*هاي قوطي كبريتي اين دوره و زمانه نمي*شود انتظار داشت كه همه بتوانند اتاقي را به خواندن و كتابخانه اختصاص دهند. اما تصور مي*كنم فارغ از جا و مكان خاص، همين كه بچه*ها ببينند كه پدر و مادرشان در ساعات خاصي از روز يا هفته كتابي برمي*دارند و مطالعه مي*كنند، در مهم جلوه دادن انجام اين مناسك بسيار موثر باشد.

    پس فراموش نكنيد! براي كتابخوان شدن بچه*ها هم كه شده، چند صباحي يكبار خودتان هم كتاب بخوانيد.

    [COLOR="rgb(255, 140, 0)"]پيشنهاد سوم: بچه*ها را مرتب به كتابفروشي ببريد!
    [/COLOR]كتابفروشي*ها يكي از لذت*بخش*ترين نقاط دنيا براي ول گشتن و وقت گذراندن هستند. پس بودجه*اي، مثلا ماهيانه، براي خريد كتاب بچه*ها در نظر بگيريد و در سر موقعش آنها را به كتابفروشي ببريد تا خودشان براي خودشان كتاب انتخاب كنند و كتاب بخرند.

    توجه، توجه: لطفا به هيچوجه از محل اين بودجه به انتخاب خودتان برايشان كتاب نخريد!

    اگر جزو كساني هستيد كه عقيده دارند پيدا كردن و انتخاب كتاب خوب راه و روش مخصوصي دارد و شما هم آن را بلد هستيد، سعي كنيد به روشي دموكراتيك در همان فضاي كتابفروشي روش*تان را به بچه*ها هم آموزش بدهيد. اگر مثل من اعتقاد داريد كه همه كتابها خوب هستند، فقط بعضي*ها بيشتر باب سليقه ما هستند و بقيه كمتر، بنابراين بچه*ها را آزاد بگذاريد تا هرچيزي را كه دلشان خواست انتخاب كنند و بخرند. پس از خواندن انتخاب*هايشان، خودشان متوجه خواهند شد كه سليقه*شان چيست و چگونه مي*توانند در نوبت بعد باب طبع*شان را در كتابفروشي به درستي پيدا كنند.

    [COLOR="rgb(255, 140, 0)"]پيشنهاد چهارم: ابراز احساسات كنيد!
    [/COLOR]كلاس موسيقي، كلاس نقاشي، كلاس كاراته، كلاس "حركات موزون"، كلاس تقويتي، ... بچه*ها در دوره*اي از زندگي*شان و با توجه به امكانات و احساس مسئوليت والدين، آموختن تعدادي از اين "فعاليت*هاي فوق*برنامه" را شروع مي*كنند. بعضي*هايشان به رشته مورد نظر علاقمند هستند يا علاقمند مي*شوند، بعضي*ها هم به رشته انتخاب شده علاقه ندارند و علاقمند هم نمي*شوند و تنها به ضرب و زور والدين است كه چند صباحي را به رفت و آمد ميان اين كلاس*هاي رنگارنگ سپري مي*كنند.

    در اين ميان پدر و مادرها بسيار از وقت و سرمايه*شان خرج مي*كنند تا كودك بيشترين بهره را از اين كلاس*ها و آموزش*ها ببرد و همواره هم چشم اميدشان به اين است كه هرچه زودتر نشانه*اي از ثمره اين فعاليت*ها و آموزش*ها را مشاهده كنند. مثل كودكي كه دانه لوبيايي را در گلدان پشت پنجره مي*كارد و هر روز صبح پس از بيدار شدن به سروقت آن مي*رود تا ببيند آيا جوانه سر از خاك برآورده يا نه.

    مطالعه و كتابخواني اما معمولا نه كلاس و معلمي دارد و نه چشمي اميدوار در انتظار جوانه زدن آن است. بنابراين اگر مثلا كودك مشغول خواندن كتابي به قد و قواره هيكل خود ديده شود، يا در ميانه بحث آدم بزرگ*ها كه نام نويسنده يا كتابي را فراموش كرده*اند پاسخ درست را به آنها يادآور شود، يا براي كسب اطمينان از املاي درست لغتي به سراغ فرهنگ لغت برود و پاسخش را در آنجا بجويد، معمولا سر زدن اين جوانه*ها ديده نمي*شوند و ابراز احساساتي از سوي "آدم بزرگ*ها" صورت نمي*گيرد. اين البته يك اولويت*گذاري فرهنگي-اجتماعي است كه كسب كمربند سياه در رشته*اي رزمي يا كسب مقام قهرماني در جام گل كوچك محله را مهم*تر از دانستن روش صحيح استفاده از فرهنگ لغت مي*داند!

    خب، پيشنهاد بعدي اين است كه در مواقعي كه مثال*هايي از آن در بالا ذكر شد لطفا كمي ابراز احساسات كنيد! استفاده از الفاظ "آفرين" و "بارك الله" اكيدا توصيه مي*شود.

    [COLOR="rgb(255, 140, 0)"]پيشنهاد پنجم: مهم است، مخالفت نكنيد!
    [/COLOR]پيشنهاد پنجم در حقيقت همان پيشنهاد چهارم است، فقط با تركيب*بندي*اي ديگر!

    اگر تاكنون كتابفروشي كرده باشيد، يا اگر در كتابفروشي*ها كنجكاوانه به مكالماتي كه گهگاه ميان مشتريان رد و بدل مي*شود توجه كرده باشيد اين جملات را به دفعات شنيده*ايد كه پدر يا مادري به فرزندش كه دست مي*كند تا كتابي را بردارد مي*گويد: "تو كه وقت نداري كتاب بخواني! براي چي مي*خواهي كتاب بخري؟" يا "لازم نكرده! همان درس*هايت را بخوان ..." و هرچه سن "بچه" بالاتر مي*رود و هيجان درس خواندن و قبول شدن در كنكور بيشتر مي*شود، شنيدن اين دست جملات و ديدن اينگونه عكس*العمل*ها محتمل*تر مي*شود.

    در اين موقعيت، نه تنها از ابراز احساسات و آفرين و بارك*الله خبري نيست، بلكه اهميت و عظمت اولويت*هاي ديگر به كلي تيشه به ريشه اين جنبه خاص از زندگي كودك و نوجوان مي*زند.

    احتمالا ذكر اين تجربه شخصي كه من بيشترين كتاب*هاي زندگي*ام را هميشه در دوران برگزاري امتحانات تحصيلي*ام خوانده*ام (!!)، تغييري در عقيده پدر و مادرهاي مسئول و نگران ايجاد نخواهد كرد. پس چه فايده كه تاكيد كنم اين "غيره*خواني*ها" باعث نشد كه تا در مدرسه هميشه شاگرد اول و دوم نباشم.

    به عنوان يك تجربه شخصي ديگر، در اين سالهاي اخير، هر وقت در محل كار به دنبال جذب نيروي انساني در بازار كار بي*در و پيكر اين ملك بوديم، آرزوي من و همكارانم پيدا كردن نيروهايي بود كه واجد ويژگي خاصي از جهان*ديدگي باشند. در طول ساليان براي تبيين و تعريف اين ويژگي بسيار تلاش كرديم و بالاخره به اين نتيجه رسيديم كه اسم چيزي را كه به دنبال آن هستيم "آدم تن*تن خوانده" بگذاريم! نه به اين معنا كه لزوما خواندن سلسله كتاب*هاي تن*تن مي*تواند ويژگي خاص مورد نظر ما را در كسي بوجود آورد. بلكه ما به دنبال افرادي مي*گشتيم (و مي*گرديم) كه تجربيات اجتماعي و فرهنگي مشخصي را در دوران كودكي و نوجواني پشت سر گذاشته باشند و "تن*تن خواندن" را به عنوان نمادي از اين "بسته تجربيات" انتخاب كرده*ايم.

    پس، پيشنهاد پنجم اين است كه "كتاب خواندن" هم به همان اندازه "درس خواندن" و "تست زدن" مهم است. لطفا اجازه بدهيد بچه*ها كتاب*هايشان را بخوانند و مزاحم نشويد!

    [COLOR="rgb(255, 140, 0)"]پيشنهاد ششم: اسباب و لوازم كتاب*بازي را فراهم كنيد!
    [/COLOR]جائي قبلا برايتان گفتم كه با كتاب هم مي*شود بازي كرد. همانطور كه با عروسك و كبريت و سكه و تمبر و آكواريم و گوبلن و گل و گلدان و ... مي*شود بازي كرد و سرگرم شد.

    كافيست كتابخانه*اي در اختيار كودك قرار دهيد تا كتابهايش را در آن بچيند. اين مي*تواند اولين ابزار بازي با كتاب باشد و او مي*تواند ساعت*ها مشغول منظم و مرتب كردن كتاب*ها در كتابخانه*اش بشود.

    يكي از جذاب*ترين ابزارهاي كتاب*بازي مهر است. ساختن مهري با عنوان "كتابخانه ...." يا "كتابخانه كوچك ..." يا "كتابخانه شخصي ..." براي كودك، مجددا مي*تواند او را ساعت*ها درگير رسيدگي و حاضر و غايب كتاب*هاي كتابخانه*اش كند.

    اگر خودتان كمي حوصله داشته باشيد، مي*توانيد او را تشويق كنيد و آموزش دهيد تا از كتاب*هايش فهرست*برداري كند. دفتري تهيه كند و مشخصات كتاب*هايش را در آن بنويسد. قدم بعدي اين بازي اين خواهد بود كه شروع كند به امانت دادن كتاب*هايش به دوستان و نزديكان. قوانين و مقرراتي براي اين سيستم امانت*دهي تعريف كند و اطلاعات مربوط به امانات را در دفترچه ضبط و ثبت نمايد. خلاصه شاخ و برگ*هاي اين "بازي" جديد تا دلتان بخواهد مي*تواند گسترده شود. كمي تخيل مي*خواهد و وقت آزاد.

    و اما بعد
    برايم بخوان
    كودكاني تربيت كنيم كه به مطالعه عشق بورزند
    نويسنده: برنيس اي. كولينان
    مترجم: فاطمه امين*ناصري
    ناشر: دفتر پژوهش*هاي فرهنگي
    قيمت: 1500 تومان
    تعداد صفحات: 172 صفحه
    كد شابك: 964-5799-66-X چاپ: دوم، 1385


    اگر اين كتاب را مي*خواهيد ...

    در مدتي كه درگير اين موضوع بودم، يكي از اقدامات هم اين بود كه سر و گوشي آب بدهم و ببينم آيا كتابي درباره روش*هاي تشويق كودكان به مطالعه در بازار وجود دارد يا نه. يادم مي*آمد كه زماني كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كتابي با اين موضوع منتشر كرده بود اما با سركشي به يكي دو كتابفروشي كانون مشخص شد كه مدتي است چاپ آن كتاب تمام شده.

    اما بعد در حين انجام هماهنگي*هاي كار هديه به معلم*ها با دفتر پژوهش*هاي فرهنگي، به كتابي برخوردم كه اين ناشر منتشر كرده است و دقيقا درباره همين موضوع است. به همين خاطر يك نسخه از آن تهيه كردم تا آن را نيز خدمتتان معرفي كنم.

    در حين تورق كتاب، يك دفعه سر از فصل آخر كتاب درآوردم (اين هم از آن عادات بدي است كه بايد تركش كنم!!!) و اين فصل كوتاه آنقدر برايم جذاب بود كه فكر كردم براي تكميل مجموعه پيشنهادها (و البته تهييج علاقمندان به خريدن اصل كتاب) مفيد است. پس با هم اين بخش از كتاب "برايم بخوان" را مي*خوانيم:

    وقتي كه در حال تكميل پيش*نويس اين كتاب بودم، به مقاله*اي از يك روزنامه محلي برخوردم كه مرا وادار كرد كه فكر كنم بخش مهمي را در بلند خواندن جا انداخته*ام – شادي و نشاطي كه بعد از خواندن به خواننده دست مي*دهد! مقاله پروژه*اي را توصيف مي*كند كه در آن انجمن داوطلبان مدرسه*اي، پانصد نفر را مامور مي*كنند تا در كلاس*هاي مختلف در تمام مدارس يك ساعت كتاب بخوانند و بعد كتاب*ها را به مدرسه اهدا كنند. حتي شهردار شهر صندلي*هاي كوچك را بيرون مي*آورد و براي شنوندگان مشتاق كتاب مي*خواند.

    معلمان توجه كردند از زماني كه اين طرح شروع شد، بچه*ها بيشتر كتاب مي*خوانند. يك معلم كارآزموده گفت: "من متقاعد شده*ام كه تمام اين پيشرفت*ها به خاطر بلندخواني است."

    ما مي*دانيم كه موضوع همين است. بچه*ها دوست دارند كتاب*هايي كه برايشان خوانده شده است را خودشان دوباره بخوانند. اما در ادامه مقاله آمده است كه اين طرح نتيجه ديگري هم دارد. نتيجه ديگرش اثري است كه بر كساني كه خود با صداي بلند مي*خوانند، دارد. هر هفته، كاركنان بانك خود را به سرعت به مدرسه تحت پوشش*شان مي*رسانند. هر كارمند بانك كتاب جديدي را كه بانك خريداري كرده است به اضافه وسايل شخصي*اش با خود همراه مي*برد. يكي از كاركنان بانك به نام خانم كلي مي*گويد: "هر روز با شوق و اميد به اين مدرسه مي*روم، وقتي كه بيرون مي*آيم، به خود مي*گويم: كاش به جاي كار در بانك در اين مدرسه كار مي*كردم." خانم كلي ادامه داد: "به رئيسم گفتم كه او خيلي كندتر از اين بچه*هاي كوچك حركت مي*كند. در يك چشم برهم زدن، بچه*ها از اين جا به آن جا مي*روند. پويايي و دقت آنها عجيب است. بالاخره مساله به اين جا ختم مي*شود كه آنها برايم داستان تعريف مي*كنند."

    كاركنان ديگر بانك وقتي ديدند كه خانم كلي اين همه با احساس راجع به مدرسه صحبت مي*كند، خيلي كنجكاو شدند و براي عضويت در تيم بلندخواني ثبت*نام كردند.

    تينا لدنير گفت: "بعد از يك روز سخت كاري وقتي وارد كلاس مي*شوم، بچه*ها فرياد مي*زنند: سلام تينا! و من دوباره نيرو مي*گيرم. مي*بينم هر كتابي كه برايشان خوانده*ام را به خاطر دارند، و آنها فقط براي من شعر مي*نويسند. من عاطفي هستم، اما بايد اقرار كنم كه خودم بيش از آنها بهره مي*گيرم."

    در بانك اين خبر پيچيده بود. ليست انتظاري درست شده بود از بزرگسالاني كه علاقه*مند بودند براي بچه*هاي مشتاق كتاب بخوانند. طرح از مرحله بلندخواني فراتر رفته بود. كاركنان كمك كردند كه يك زمين بازي براي مدرسه بسازند، دانش*آموزان از مركز كامپيوتر بانك بازديد كردند، آنها در آن روز كه در بانك بودند دنبال كساني مي*رفتند كه برايشان كتاب مي*خواندند. يكي از كاركنان بانك قول داد كه براي برنامه نمايشي آنها همسرش را براي همكاري در برنامه ويژه بياورد. بلندخواني از دو طرف معجزه مي*كند، از شخصي كه كتاب مي*خواند به كودك و بعد بازتابش به اثري دو برابر به خواننده كتاب بازمي*گردد.

    من از زماني كه براي بچه*هاي خودم كتاب مي*خواندم اثر بلند خواندن را فهميدم. آن زمان من شاهدي بر مدعاي خود نداشتم، فقط فرضيه*هاي خودم بود. سال*ها بعد خواندم كه مردي انگليسي به نام گوردون ولز در اين زمينه تحقيق كرده بود. او براي آن كه ثابت كند كه مطالعه چه تاثيراتي در زندگي افراد دارد، تعداد زيادي از بچه*ها را با اجازه والدينشان جمع كرد. به هريك از بچه*ها ميكروفوني وصل كرد كه به طور خودكار در طول روز و در زمان*هاي مختلف روشن مي*شد. به طوري كه او مي*توانست تعداد دفعاتي را كه يك كودك به كار خواندن يا نوشتن مي*پرداخت، ثبت كند. اين دفعات مي*توانست زماني باشد كه مادر در فروشگاه به فرزندش مي*گفت: "برو جعبه*اي را كه رويش شير نوشته است بياور." و يا زماني باشد كه مادر براي بچه كتاب مي*خواند، يا زماني كه بچه براي مادربزرگش نامه مي*نوشت، يا موقعي كه حروف آهن*ربايي را روي در يخچال مي*چسباند.

    آقاي ولز حوادث روزانه*اي را كه به خواندن يا نوشتن كودكان از سن پانزده ماهگي تا پنج سالگي ارتباط داشت، دنبال مي*كرد. يك طرف ماجرا جاناتان بود با تجربه بيش از پنج هزار لغت و طرف ديگر رزي كه هيچ كلمه*اي نمي*دانست.

    در امتحان ورودي مدرسه، جاناتان بالاترين نمره و رزي پايين*ترين نمره را گرفت. ولز در طول سال*هاي ابتدايي، اين بچه*ها را زير نظر داشت. بعد از گذراندن پنج سال در مدرسه، واقعيت تلخي كه وجود داشت اين بود كه هنوز بالاترين نمرات امتحاني متعلق به جاناتان بود و كمترين نمرات از آن رزي.

    ولز تفاوت بين زندگي بچه*ها را توضيح مي*دهد و مي*گويد كه اين مساله به نوع كنار آمدن با داستان*ها بستگي دارد. او دريافت كه بچه*ها به داستان نيازمندند براي اين كه از آنها براي معني بخشيدن به زندگي واقعي*شان استفاده كنند. هر داستاني كه جاناتان مي*شنيد كمكش مي*كرد تا به نحوي دنياي اطرافش را بشناسد در حالي كه رزي چنين موقعيتي را در اختيار نداشت.

    سال*هاي زندگي من به عنوان معلم، مادر و حالا مادربزرگ به من نشان داده است كه كتاب خواندن با عشق براي كودكان چه معجزه*اي مي*كند. بچه*هايي كه مطالعه مي*كنند، باهوش، داراي اعتماد به نفس و مسلط به دنياي اطراف خود هستند. آنها نيازي ندارند كه به ديگران وابسته باشند و به جايشان فكر كنند. آنها خود مي*توانند آنچه را كه مي*خواهند بدانند، كشف كنند. كودكاني كه مسئوليت كارهايشان را به عهده مي*گيرند و خودشان به رفتارهايشان در زندگي شكل مي*دهند، احساس استقلال مي*كنند و داراي مناعت طبع فوق*العاده*اي هستند. كتاب*هاي خوب ممكن است جهان را نجات ندهند اما يكي از عواملي هستند كه به كودكان مي*فهمانند دنيا ارزش نجات دادن را دارد.

    ... هر گاه داستاني را براي فرزندتان مي*خوانيد، در حقيقت دانه*اي است كه مي*كاريد و تقويتش مي*كنيد. هر زمان دست به كاري يا فعاليتي مي*زنيد كه به نوعي كودكان را به خواندن و نوشتن مشغول مي*كند، به فرزندتان كمك مي*كنيد كه عشق*ورزي به كتاب را بياموزد. براي آنچه كه تاكنون انجام داده*اي، به شما تبريك مي*گويم. تاكنون ياد گرفته*ايد كه هر شاديي كه نصيب كسي مي*كنيد، صد برابر آن به خودتان باز مي*گردد. و هم چنان به رشد خود ادامه مي*دهد. اين خود همان كار زيباي كاشتن دانه*هاست! به اميد روزي كه بوستان زيبايي از كتابخوان*ها بپروريم تا جهاني زيباتر از اين بسازند.


    http://www.jireyeketab.com/
    http://www.rahpouyan.ir/signaturepics/sigpic19334_3.gif

  29. 2 کاربر از پست مفید سید مهدی موحد تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1