کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 225 از 276 نخستنخست ... 125175215223224225226227235275 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 6,721 تا 6,750 , از مجموع 8259
  1. #6721
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیـــراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1997
    نوشته ها
    3,710
    امتیاز : 19,903
    سطح : 89
    Points: 19,903, Level: 89
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 447
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation Second ClassTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,606
    تشکر شده 10,671 در 3,022 پست
    حالت من : Bitafavot
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 8 در 8 پست

    Talking عه عه :دی

    سلام.

    یه اتفاق خیلی با حال

    دیشب رفته بودم فلان جا خرید وسائل مدرسه و ...

    بعد وایساده بودم تا مادر گرامی سوالشون رو از فروشنده بپرسه

    داشتم نیگای یه بچه ی کوچولویی می کردم که تو کالسکش لم داده بود و همراش هم داشت توی یه لیوان نوشابه می خورد ....

    { منم که بچه دوسسسسسسسسست}

    همینطوری داشتم نیگاش می کردم و یه لحظه لپشو کندم

    اون ==== >

    من=======>

    بعد بدون هیچ عکس العملی که من تو خواب هم نمیدیم اینطوری بشه عصبانی شد و نوشابه ی لیوانش رو ریخت رو چادر بنده

    منم که حسااااااس
    فقط این شکلی بودم ======>

    بنده خدا مامانش کلی ازم عذر خواهی کرد

    اصلا واقعا موندم تو کف این بچه های امروزی... خیلی فریب کارانه عمل کرد
    آسمان قسمت مابود كه بی بال شديم ...
    دل به فريادسپرديم ولي لال شديم ...
    مابه اين حنجره گفتيم كه لب وا نكند
...
    عاقبت پاي سكوت دلمان چال شديم...

  2. 2 کاربر از پست مفید دريــاي آرامــش تشکر کرده اند .


  3. #6722
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-خرداد-۱۵
    محل سکونت
    شيراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,102
    امتیاز : 11,244
    سطح : 69
    Points: 11,244, Level: 69
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 1,481
    تشکر شده 2,468 در 683 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    بالاخره امروز بعد از 3 ماه شدم عضو قدیم
    هوای حوصله ابریست...

  4. 6 کاربر از پست مفید ماهی گلی تشکر کرده اند .


  5. #6723
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-شهریور-۱۷
    محل سکونت
    barefoot in paradise
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    9,111
    امتیاز : 78,380
    سطح : 100
    Points: 78,380, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album picturesTagger First Class
    تشکر کردن : 22,541
    تشکر شده 35,370 در 8,299 پست
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 99 در 65 پست

    پیش فرض

    دقیقا همین حالا بعد از چند هفته (شاید یکی دوماه!) تالارو درست شد !

    یعنی برای من اینجوری شده بود که :

    نوشته اصلی توسط مستاجر خدا نمایش پست اصلی
    چند روزی هست که پست ها را سپاس می کنم رفرش می شود
    همین طور زمان ارسال پست وقتی می خواهم از امکانات نوشتاری استفاده بکنم (اندازه و زنگ و درج عکس و....) اصلا فعال نیست یعنی رویش نمی شود حتی کلیک کرد!
    حتی همین حدود ربع ساعت پیش ، نیم ساعت پیش سپاس که می کردم صفحه رفرش می شد و حتی برای بولد کردن متن ها هم دستی تایپ می کردم [b] و... !
    همین حالا یهویی درست شد! ! ! اتفاق از این جالب تر؟! !

    حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر




  6. 7 کاربر از پست مفید مستاجر خدا تشکر کرده اند .


  7. #6724
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    2,770
    امتیاز : 45,029
    سطح : 100
    Points: 45,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,933
    تشکر شده 4,761 در 734 پست
    مخالفت
    28
    مخالفت شده 23 در 19 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط مستاجر خدا نمایش پست اصلی
    دقیقا همین حالا بعد از چند هفته (شاید یکی دوماه!) تالارو درست شد !

    یعنی برای من اینجوری شده بود که :



    حتی همین حدود ربع ساعت پیش ، نیم ساعت پیش سپاس که می کردم صفحه رفرش می شد و حتی برای بولد کردن متن ها هم دستی تایپ می کردم [b] و... !
    همین حالا یهویی درست شد! ! ! اتفاق از این جالب تر؟! !

    باتوجه به پستای همرزماتون
    و مشاهدات ما

    اینا اثرات نت شرکته برادر



  8. 2 کاربر از پست مفید بچه کف کانون تشکر کرده اند .


  9. #6725
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-شهریور-۱۷
    محل سکونت
    barefoot in paradise
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    9,111
    امتیاز : 78,380
    سطح : 100
    Points: 78,380, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupVeteranCreated Album picturesTagger First Class
    تشکر کردن : 22,541
    تشکر شده 35,370 در 8,299 پست
    مخالفت
    93
    مخالفت شده 99 در 65 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط مادرم زهراء نمایش پست اصلی

    باتوجه به پستای همرزماتون
    و مشاهدات ما

    اینا اثرات نت شرکته برادر
    هم شرکت هم خونه همین جوری بود!

    حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر




  10. 2 کاربر از پست مفید مستاجر خدا تشکر کرده اند .


  11. #6726
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    2,770
    امتیاز : 45,029
    سطح : 100
    Points: 45,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,933
    تشکر شده 4,761 در 734 پست
    مخالفت
    28
    مخالفت شده 23 در 19 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط مستاجر خدا نمایش پست اصلی
    هم شرکت هم خونه همین جوری بود!
    اون دیگه مال نیته



  12. کاربر روبرو از پست مفید بچه کف کانون تشکر کرده است .


  13. #6727
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-شهریور-۱۷
    محل سکونت
    زیر سقف آسمون
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    572
    امتیاز : 5,137
    سطح : 45
    Points: 5,137, Level: 45
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social3 months registered5000 Experience Points
    تشکر کردن : 582
    تشکر شده 1,248 در 383 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    دو دریایی که هیچ وقت به هم نمی پیوندند...

    در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید،

    این شمالی ترین شهر دانمارکی هاست.

    جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی به هم می پیوندند.

    دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا به وجود میاد.



    و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

    سورة مبارکه الرحمن

    مَرَجَ الْبَحْرَینِ یلْتَقِیانِ (19)

    بَینَهُما بَرْزَخٌ لا یبْغِیانِ (20)

    فَبِأَی آلاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ (21)

    یخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)

    19. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.

    20. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.

    21. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟


    22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.

    سوره مبارکه فرقان آیه 53:

    « و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

    و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد

    این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آن دو حریمی استوار قرار داد.


    سوره مبارکه فاطر آیه 12:

    وَمَا یسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن کلٍّ تَأْکلُونَ لَحْمًا طَرِیا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْک فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ
    این دو دریا یکسان نیستند:

    یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید،

    و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها

    برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.


    سوره مبارکه نمل آیه 61:

    اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَینِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یعْلَمُونَ ﴿61﴾

    [آیا شریکانى که مى‏پندارند بهتر است‏] یا آنکس که زمین را قرارگاهى ساخت

    و در آن رودها پدید آورد و براى آن، کوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد،

    و میان دو دریا برزخى گذاشت؟

    آیا معبودى با خداست؟

    [نه،] بلکه بیشترشان نمیدانند.


  14. #6728
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-شهریور-۱۷
    محل سکونت
    زیر سقف آسمون
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    572
    امتیاز : 5,137
    سطح : 45
    Points: 5,137, Level: 45
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social3 months registered5000 Experience Points
    تشکر کردن : 582
    تشکر شده 1,248 در 383 پست
    حالت من : Sepasgozar
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    تا به حال به انگشتات دقت کردی ؟!







  15. #6729
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۳۱
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    3,157
    امتیاز : 39,873
    سطح : 100
    Points: 39,873, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second Class25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 3,618
    تشکر شده 13,051 در 2,875 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 2 در 2 پست

    پیش فرض

    صبح تاحالا درگیر کارای دانشگاه بودم
    عصر تاکسی گرفتم بیام خونه
    سر شهرک تاکسی ایستاد صدای ی مرد دیگه زود اومد پیش راننده تاکسی
    راننده هم ی چیزی بهش داد گفت بیا اینم ی مواد جدید
    بزن و حال کن .

    :

  16. 7 کاربر از پست مفید پامچال تشکر کرده اند .


  17. #6730
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-آبان-۲۹
    محل سکونت
    شهر راز...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,868
    امتیاز : 24,569
    سطح : 95
    Points: 24,569, Level: 95
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 781
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,544
    تشکر شده 5,354 در 1,305 پست
    حالت من : Shad
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    عامو اتفاق دیگه از ای جالب تر میخواین؟؟؟
    نشسته بودم هندز فری تو گوشم بودو تو تالار و یاهو مشغول...
    که یه دفعه ...
    دیدم از پایین سرو صدا میاد
    اول دیدم یکی از آی دی های تالار که گفته اسمشو نگم نشسته پایین تو حیاط پیش خونواده
    بعد دیدم مادرم زهرا انگار . . . (مادرم زهرا) سرشو انداخته پایین و اومد تو اتاقم و ترسوندم
    منم که حجاب راست و حسابی نداشتم

    بعد کلی گفتیم و خندیدیم فهمیدیم که شام گرفتن و اومدن اینجا که طبق عادت دور هم جمع شیم
    میگفتیم و میخندیدیم تو تالار که دیدم یه دفعه یه دوست اومد و بطری آبو پرت کرد و یکی زد تو سر مادرم و زهرا و یکی به من
    ناگفته نماند که الانم دستم بخاطر شوخی برخی عوامل رژیم آشغال گر داره خون میاد

    و طبق آخرین اخباری که بدستم رسیده الانم مادرم زهرا رفته تا 3 تا دیگه از بچه ها رو بیاره اینجا

    خدا آخر و عاقبت هممون رو ختم بخیر کنه تا فردا

    . . .
    . . .
    . . .
    . . .
    هم اکنون هم رسیدmirzo mhp
    ویرایش توسط بچه خوب : چهارشنبه ۲۷ شهریور ۹۲ در ساعت ۲۳:۵۱
    I love my relationship with my bed


    No commitment needed !


    We just sleep together . . .


    EveRy NiGhT
    :|


  18. #6731
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-خرداد-۱۹
    محل سکونت
    رو زمین
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,584
    امتیاز : 15,462
    سطح : 80
    Points: 15,462, Level: 80
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 388
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social3 months registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,515
    تشکر شده 2,989 در 1,198 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    اتفاق جالب امروزم این بود
    به حرف ابجیمون دریاو ایسا جون گوش کردیم و ....
    بقیشو ببفهمید
    من هیچ وقت حرف دریارو زمین نخوام گذاشت
    ویرایش توسط دل تنها : پنجشنبه ۲۸ شهریور ۹۲ در ساعت ۰۱:۱۴

    به سلامتی رفیقی که از پشت خنجر خورد ولی برگشت

    و گفت:

    بیخیال رفیق! میدونم نشناختی.........







  19. 7 کاربر از پست مفید دل تنها تشکر کرده اند .


  20. #6732
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907
    امتیاز : 29,989
    سطح : 99
    Points: 29,989, Level: 99
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation Second ClassVeteranCreated Album pictures50000 Experience Points
    تشکر کردن : 35,772
    تشکر شده 16,996 در 4,221 پست
    حالت من : Azkhodrazi
    مخالفت
    76
    مخالفت شده 15 در 14 پست

    پیش فرض

    به استادم میگم استاد شنبه تشریف دارید ؟
    این فصلایی از پایان نامه که تا حالا نوشتم رو بیارم دوباره خدمتتون
    اشکلاتش بگید برام

    یه لبخندی میزنه بهم میگه تازه عاقل شدی

    تو دلم گفتم من اون وخ تا حالا خُل و چل بودم ؟


  21. #6733
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۶
    محل سکونت
    شهرراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1987
    نوشته ها
    2,984
    امتیاز : 26,241
    سطح : 96
    Points: 26,241, Level: 96
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 9.0%
    افتخارات:
    SocialVeteranYour first Group50000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکر کردن : 17,488
    تشکر شده 7,445 در 2,299 پست
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    یعنی فکر کنم خانواده ی شما هم از دست بچه های تالار آرامش ندارن وشب وروز براشون نمونده
    نوشته اصلی توسط بچه خیلی خوب نمایش پست اصلی
    عامو اتفاق دیگه از ای جالب تر میخواین؟؟؟
    نشسته بودم هندز فری تو گوشم بودو تو تالار و یاهو مشغول...
    که یه دفعه ...
    دیدم از پایین سرو صدا میاد
    اول دیدم یکی از آی دی های تالار که گفته اسمشو نگم نشسته پایین تو حیاط پیش خونواده
    بعد دیدم مادرم زهرا انگار . . . (مادرم زهرا) سرشو انداخته پایین و اومد تو اتاقم و ترسوندم
    منم که حجاب راست و حسابی نداشتم

    بعد کلی گفتیم و خندیدیم فهمیدیم که شام گرفتن و اومدن اینجا که طبق عادت دور هم جمع شیم
    میگفتیم و میخندیدیم تو تالار که دیدم یه دفعه یه دوست اومد و بطری آبو پرت کرد و یکی زد تو سر مادرم و زهرا و یکی به من
    ناگفته نماند که الانم دستم بخاطر شوخی برخی عوامل رژیم آشغال گر داره خون میاد

    و طبق آخرین اخباری که بدستم رسیده الانم مادرم زهرا رفته تا 3 تا دیگه از بچه ها رو بیاره اینجا

    خدا آخر و عاقبت هممون رو ختم بخیر کنه تا فردا

    . . .
    . . .
    . . .
    . . .
    هم اکنون هم رسیدmirzo mhp




  22. 6 کاربر از پست مفید مسافرکوچولووووو تشکر کرده اند .


  23. #6734
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-خرداد-۱۹
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,574
    امتیاز : 12,950
    سطح : 74
    Points: 12,950, Level: 74
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 300
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 10,910
    تشکر شده 8,935 در 2,619 پست
    مخالفت
    14
    مخالفت شده 5 در 5 پست

    پیش فرض

    امروز از صبح دانشگاه بودم
    یه جور درسارو برداشتم که دو روز بیشتر نخوام دانشگاه باشم از جوش خوشم نمیاد
    نمیدونم چرا همین استاد شروع به درس دادن میکرد من خابم میگرفت
    همین که استراحت میداد یا ساعت تموم میشد شاد وشنگول بودم خابم نمی برد
    ساعت اخر زبان تخصصی داشتیم وکتاب نداشتم
    من اگه ردیف اول نشینم چیزی نمیفهمم/بچه زرنگ نیستما/
    خلاصه استاد شروع به درس دادن کرد باز خاب اومد سراغمون
    برای این که غلبه کنم بهش دیدم بغل دستیم کتاب داره واونم بد تر از من خابه واصلا نگاه نمی کنه ازش گرفتم که مثلا حواسم باشه به درس
    شاید باور نکنید تا اخرساعت نفهمیدم کجاست
    دیگه خسته شدم دست زدم زیر چونم با کمال اعتماد به نفس نگاه به استاد کردم
    اونم هی نگاه میکرد وضعیت منو میدید سرشو مینداخت پایین
    یهو وسط درس گفت بچه ها میخاید برید
    انگار همه خابن
    همه موافق بودن
    ودر اخر استاد گفت
    ببخشید خستتون کردم واین مدت تحمل
    کردید وببخشید دو هفته زود اومدید
    همه زدن زیر خنده
    بنده خدا خودشم فهمیده بود اضافی بوده حوصلشو ندشتیم

  24. 9 کاربر از پست مفید سفیر سکوت تشکر کرده اند .


  25. #6735
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۶
    محل سکونت
    کربلا خونمه
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,156
    امتیاز : 6,614
    سطح : 53
    Points: 6,614, Level: 53
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکر کردن : 1,937
    تشکر شده 4,347 در 1,041 پست
    مخالفت
    8
    مخالفت شده 9 در 5 پست

    پیش فرض

    یکی از همکاران یه مدته که کلاً دست و دلش به کار نمیره.....

    امروز هم قرار بود نزدیک به 200 صفحه کامل یه چیزی رو بنویسیم و در حقیقت فرم تکمیل کنیم.

    بنا شد که بشینیم با همون بنده خدا بنویسیم.

    اونم یه مقداری کار کنه که از این کسلی در بیاد...

    کاغذ اول رو پُر کردم.... رفتم دوم...رفتم سوم... رفتم دهم...

    بعد صداش کردم و گفتم: حاجی اینجا شما چی نوشتی؟ من معنای این و درست متوجه نمیشم...

    دیدم جوابی نیومد....

    نگاه کردم دیدم تخت خوابیده.....

    رو کاغذ اولی خوابش برده بود...

    کلاً غلام این علم و صنعت شیرازی ها هستم

  26. 8 کاربر از پست مفید *رهگــــذر* تشکر کرده اند .


  27. #6736
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-خرداد-۱۹
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,574
    امتیاز : 12,950
    سطح : 74
    Points: 12,950, Level: 74
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 300
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 10,910
    تشکر شده 8,935 در 2,619 پست
    مخالفت
    14
    مخالفت شده 5 در 5 پست

    پیش فرض

    کلا هر چی شب تخت هم بخوابین
    به انداز ه خواب وسط کلاس و سر کارو ........
    نمی چسبه

  28. 8 کاربر از پست مفید سفیر سکوت تشکر کرده اند .


  29. #6737
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۲۰
    محل سکونت
    شیـــراز
    جنسيت
    خواهر
    سن
    -1997
    نوشته ها
    3,710
    امتیاز : 19,903
    سطح : 89
    Points: 19,903, Level: 89
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 447
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialYour first GroupRecommendation Second ClassTagger Second Class50000 Experience Points
    تشکر کردن : 9,606
    تشکر شده 10,671 در 3,022 پست
    حالت من : Bitafavot
    مخالفت
    13
    مخالفت شده 8 در 8 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط دل تنها نمایش پست اصلی
    اتفاق جالب امروزم این بود
    به حرف ابجیمون دریاو ایسا جون گوش کردیم و ....
    بقیشو ببفهمید
    من هیچ وقت حرف دریارو زمین نخوام گذاشت
    سلام!
    اول اینکه من تا حالا ندیدم به حرفم گوش کنی

    دوم اینکه نمیخواد پپسی باز کنی

    سوم اینکه منظورت کدوم اتفاق هست؟!
    آسمان قسمت مابود كه بی بال شديم ...
    دل به فريادسپرديم ولي لال شديم ...
    مابه اين حنجره گفتيم كه لب وا نكند
...
    عاقبت پاي سكوت دلمان چال شديم...

  30. 3 کاربر از پست مفید دريــاي آرامــش تشکر کرده اند .


  31. #6738
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-خرداد-۱۹
    محل سکونت
    رو زمین
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,584
    امتیاز : 15,462
    سطح : 80
    Points: 15,462, Level: 80
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 388
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social3 months registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,515
    تشکر شده 2,989 در 1,198 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط دريــاي آرامــش نمایش پست اصلی
    سلام!
    اول اینکه من تا حالا ندیدم به حرفم گوش کنی

    دوم اینکه نمیخواد پپسی باز کنی

    سوم اینکه منظورت کدوم اتفاق هست؟!
    حلا توهم
    هی..
    فردا که می بینمت
    دارم واست

    به سلامتی رفیقی که از پشت خنجر خورد ولی برگشت

    و گفت:

    بیخیال رفیق! میدونم نشناختی.........







  32. کاربر روبرو از پست مفید دل تنها تشکر کرده است .


  33. #6739
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۵
    محل سکونت
    کربلا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,130
    امتیاز : 5,097
    سطح : 45
    Points: 5,097, Level: 45
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 2,114
    تشکر شده 2,227 در 798 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    دقیقا موافقم مخصوصا باون استادایی داشته باشی که همه ش سرشون توکتابه وپرتن وااای کلی میخندی بابچه ها بعدش راحت میخوابی وواقعاچه آرامشی داره ها
    نوشته اصلی توسط سفیر سکوت نمایش پست اصلی
    کلا هر چی شب تخت هم بخوابین
    به انداز ه خواب وسط کلاس و سر کارو ........
    نمی چسبه

  34. 2 کاربر از پست مفید قبة الحسین تشکر کرده اند .


  35. #6740
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-خرداد-۱۹
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,574
    امتیاز : 12,950
    سطح : 74
    Points: 12,950, Level: 74
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 300
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 10,910
    تشکر شده 8,935 در 2,619 پست
    مخالفت
    14
    مخالفت شده 5 در 5 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط قبة الحسین نمایش پست اصلی
    دقیقا موافقم مخصوصا باون استادایی داشته باشی که همه ش سرشون توکتابه وپرتن وااای کلی میخندی بابچه ها بعدش راحت میخوابی وواقعاچه آرامشی داره ها
    یه استاد ترم پیش داشتیم اصلا نگاه دخترا هم نمیکرد اصلا سرش بالا نمیاورد
    سوال دخترا رو هم جواب نمیداد
    یه بار باهاش دعوام شد
    بنده خدا اصلا سرشم بالا نیاورد
    اما میان ترم کامل داد بهم ترسیده بود بیچاره

  36. 3 کاربر از پست مفید سفیر سکوت تشکر کرده اند .


  37. #6741
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    وسط روضه ی تو قد کشیدم...
    جنسيت
    برادر
    سن
    -2013
    نوشته ها
    2,747
    امتیاز : 45,889
    سطح : 100
    Points: 45,889, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Recommendation Second ClassCreated Album picturesCreated Blog entrySocialYour first Group
    تشکر کردن : 12,627
    تشکر شده 9,638 در 2,254 پست
    حالت من : Vaaaaay
    نوشته های وبلاگ
    9
    مخالفت
    339
    مخالفت شده 117 در 80 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط بچه خیلی خوب نمایش پست اصلی
    عامو اتفاق دیگه از ای جالب تر میخواین؟؟؟
    نشسته بودم هندز فری تو گوشم بودو تو تالار و یاهو مشغول...
    که یه دفعه ...
    دیدم از پایین سرو صدا میاد
    اول دیدم یکی از آی دی های تالار که گفته اسمشو نگم نشسته پایین تو حیاط پیش خونواده
    بعد دیدم مادرم زهرا انگار . . . (مادرم زهرا) سرشو انداخته پایین و اومد تو اتاقم و ترسوندم
    منم که حجاب راست و حسابی نداشتم

    بعد کلی گفتیم و خندیدیم فهمیدیم که شام گرفتن و اومدن اینجا که طبق عادت دور هم جمع شیم
    میگفتیم و میخندیدیم تو تالار که دیدم یه دفعه یه دوست اومد و بطری آبو پرت کرد و یکی زد تو سر مادرم و زهرا و یکی به من
    ناگفته نماند که الانم دستم بخاطر شوخی برخی عوامل رژیم آشغال گر داره خون میاد

    و طبق آخرین اخباری که بدستم رسیده الانم مادرم زهرا رفته تا 3 تا دیگه از بچه ها رو بیاره اینجا

    خدا آخر و عاقبت هممون رو ختم بخیر کنه تا فردا

    . . .
    . . .
    . . .
    . . .
    هم اکنون هم رسیدmirzo mhp
    تازه
    شامشم فلافل با کتلت بود

    و هنوز دارم میسوزم
    چون هنوز پول دنگ هاشون رو ندادن!
    عَلَیکَ بِالأَحداثِ




    __________________________________________________ __________________________________________________ _________________
    و
    کلبهم باسط ذراعیه بالوصید...سوره : الكهف آیه18 :
    مدیون حسینیم. مجنون اباالفضل. محزون زینب

    لن تسبى زينب مرتين

  38. 9 کاربر از پست مفید آ میز ممد حسین تشکر کرده اند .


  39. #6742
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    نوشته ها
    2,770
    امتیاز : 45,029
    سطح : 100
    Points: 45,029, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialCreated Album picturesTagger Second ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکر کردن : 2,933
    تشکر شده 4,761 در 734 پست
    مخالفت
    28
    مخالفت شده 23 در 19 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط بچه خیلی خوب نمایش پست اصلی
    عامو اتفاق دیگه از ای جالب تر میخواین؟؟؟
    نشسته بودم هندز فری تو گوشم بودو تو تالار و یاهو مشغول...
    که یه دفعه ...
    دیدم از پایین سرو صدا میاد
    اول دیدم یکی از آی دی های تالار که گفته اسمشو نگم نشسته پایین تو حیاط پیش خونواده
    بعد دیدم مادرم زهرا انگار . . . (مادرم زهرا) سرشو انداخته پایین و اومد تو اتاقم و ترسوندم
    منم که حجاب راست و حسابی نداشتم

    بعد کلی گفتیم و خندیدیم فهمیدیم که شام گرفتن و اومدن اینجا که طبق عادت دور هم جمع شیم
    میگفتیم و میخندیدیم تو تالار که دیدم یه دفعه یه دوست اومد و بطری آبو پرت کرد و یکی زد تو سر مادرم و زهرا و یکی به من
    ناگفته نماند که الانم دستم بخاطر شوخی برخی عوامل رژیم آشغال گر داره خون میاد

    و طبق آخرین اخباری که بدستم رسیده الانم مادرم زهرا رفته تا 3 تا دیگه از بچه ها رو بیاره اینجا

    خدا آخر و عاقبت هممون رو ختم بخیر کنه تا فردا

    . . .
    . . .
    . . .
    . . .
    هم اکنون هم رسیدmirzo mhp
    قرار بود بریم قم زیارت که کنسل شد
    راهمون کج شد و شدیم زائر خانواده بچه خوب

    اسلام و علیک یا بچه خوب و علی اهل بیتک !



  40. 10 کاربر از پست مفید بچه کف کانون تشکر کرده اند .


  41. #6743
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-آبان-۲۹
    محل سکونت
    شهر راز...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,868
    امتیاز : 24,569
    سطح : 95
    Points: 24,569, Level: 95
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 781
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    SocialRecommendation First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکر کردن : 3,544
    تشکر شده 5,354 در 1,305 پست
    حالت من : Shad
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط mirza mhp نمایش پست اصلی
    تازه
    شامشم فلافل با کتلت بود

    و هنوز دارم میسوزم
    چون هنوز پول دنگ هاشون رو ندادن!
    دنگ میخوای برادر؟؟؟
    بقول شخص شخیص خودتون:
    ر . ب

    نوشته اصلی توسط مادرم زهراء نمایش پست اصلی
    قرار بود بریم قم زیارت که کنسل شد
    راهمون کج شد و شدیم زائر خانواده بچه خوب

    اسلام و علیک یا بچه خوب و علی اهل بیتک !
    زیارت همتون قبول
    ایشالله دستت برسه به زری !


    I love my relationship with my bed


    No commitment needed !


    We just sleep together . . .


    EveRy NiGhT
    :|

  42. 6 کاربر از پست مفید بچه خوب تشکر کرده اند .


  43. #6744
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۲۹
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    328
    امتیاز : 3,953
    سطح : 40
    Points: 3,953, Level: 40
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 197
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 592
    تشکر شده 850 در 234 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    ر.ب یعنی چی؟؟

  44. کاربر روبرو از پست مفید رامیا تشکر کرده است .


  45. #6745
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-خرداد-۱۹
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,574
    امتیاز : 12,950
    سطح : 74
    Points: 12,950, Level: 74
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 300
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social25000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 10,910
    تشکر شده 8,935 در 2,619 پست
    مخالفت
    14
    مخالفت شده 5 در 5 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط رامیا نمایش پست اصلی
    ر.ب یعنی چی؟؟

  46. کاربر روبرو از پست مفید سفیر سکوت تشکر کرده است .


  47. #6746
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-فروردین-۲۹
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    328
    امتیاز : 3,953
    سطح : 40
    Points: 3,953, Level: 40
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 197
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social5000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 592
    تشکر شده 850 در 234 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط سفیر سکوت نمایش پست اصلی
    چرا میخندی؟؟

  48. #6747
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,893
    امتیاز : 24,223
    سطح : 94
    Points: 24,223, Level: 94
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 2,849
    تشکر شده 7,899 در 1,645 پست
    مخالفت
    1
    مخالفت شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض

    خیلی وقت بود شب نرفته بودم گلزار شهدا.
    چند شبه که خدا توفیق داده ومیرم اما خیلی مختصر وکوتاه.
    بیشتر جنبه درد ودل و توسل به یکی از شهداست......
    امیدوارم جواب بده...........
    به چيزي غير از توكل و ياد خدا براي انسان، آرامش حاصل نمي شود
    و چيزي غير از اعراض از ياد خدا و غفلت،
    زندگي را تلخ و ناگوار نمي سازد.

  49. 6 کاربر از پست مفید سهله تشکر کرده اند .


  50. #6748
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مرداد-۰۹
    محل سکونت
    کربلا خونمه...از چی دل بکنم...حق دارم که بگم...با تو هموطنم
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,341
    امتیاز : 10,191
    سطح : 67
    Points: 10,191, Level: 67
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsTagger Second ClassCreated Album picturesVeteran
    تشکر کردن : 1,102
    تشکر شده 2,189 در 863 پست
    مخالفت
    2
    مخالفت شده 7 در 6 پست

    پیش فرض

    آقا ما امروز با دربزرگ نازنینمون رفتیم تو یه مسجدی نماز تو یه شهر دیگه نه شیراز
    خلاصه رفتیم و امام جماعت تشریف آوردن آغا شروع کردن نماز
    ببخشیدا اینقد زشت نماز میخوند که حد و حساب نداشت اصن خنده دار مسخره بود انگار داشت مسخره بازی میکرد نباید روحانیای شیعه ما اینجور باشن آغا با اجازت ما تو مکه که پشت سر روحانیای سنی نماز میخوندیم اینقد قشنگ میخوند اینقد قشنگ میخوند که دلم میخواست صداشو ضبط کنم ولی ماشا.. آخوندای ما...
    خیلی سعی میکنن تجوید رو رعایت کنن ولی اگه ساده بخونن بخدا خیلی قشنگ تره مخصوصا خیلی تو مخرج حرف صاد مشکل دارن ولی خودشون فک میکنن خیلی قشنگ میخوننا!!! به نظرم باید یه فکر اساسی برا این قضیه بشه
    حالا بگذریم ماهم که دیدیم این روحانی عالی قدر ایجوره بعد از نماز مغرب مسجد رو به مقصد مسجدی دیگر درآن حوالی ترک کردم
    خب تو تعریف کن از خویش و ز ما هوش ببر
    صبح خلقت نه، بگو از شب قبلش چه خبر؟!

  51. 5 کاربر از پست مفید محمود شحات تشکر کرده اند .


  52. #6749
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-خرداد-۰۶
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,311
    امتیاز : 16,486
    سطح : 82
    Points: 16,486, Level: 82
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 364
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience Points1 year registered
    تشکر کردن : 2,953
    تشکر شده 3,939 در 1,072 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    شنیدین بعضی از بچه شیعه ها پر توقعن؟و از امامشون ناراحت میشنو دلخور میشنو از این حرفا مخصوصا با حضرت و امامی که انس بیشتری دارن؟منم یکی از اونام
    همه اولیاء خدا مونس شیعه هاشون هستن اما بعضی موقع ها ما انس بیشتری با بعضیاشون میگیریم
    منم با مادرم حضرت زهراء و امام رضا یه جورایی...
    خیلیییییی وقت پیش روز عرفه من بی ادبی کردم و پررو بازی در اوردم یکم دلگیر بودم از آقا
    یه بنده خدایی که شک ندارم پیش خدا خیلی عزیزه بهم یه جعبه داد توش گل بود گفتن امام رضا واست گل فرستاده!!!خیلییییی حالم بد شد خیلی زیاد خجالت کشیدم
    تا اینکه یه مدت بود دیگه روم نمیشد حتتتتی نقل امام رضا پست بزارم چه برسه....بخاطره....بماند!
    دیگه گفتم امام رضارو دورادور دوست دارم و ساکت میشم و دیگه ادعایی نمیکنم که دوستشون دارم
    تا اینکه
    امروز!!!صبح واسه یه کمکی ب دوستم باید صبح میرفتم منزلشون
    بنده خدا نه میدونه من چه حسی ب امام رضا دارم نه خودش اصلا اهل حرف زدن در این موردا باشه!
    تا عصر کارم طول کشید
    دست دادم خداحافظی کنم یه دفعه گفت وایسا وایسا امانتیت!پیش خودم گفتم لابد کتابیه یا سی دی
    یه دفعه دیدم چند تا غنچه خشک و ... تو یه پلاستیک پلوم شده گفتم چیه این؟
    گفت امام رضا واستون فرستادن!!!نمیتونم بگم که چه حالی داشتم!
    فقط آقا جون خیلی بزرگواری خیلی به آدمای کوچیکی مثه من خوب نگاه میکنی!همونایی که همه جاشون میزارن اما شما....
    أليس الله بكاف عبده ويخوفونك بالذين من دونه!
    دوستت دارم بهترینم

  53. 6 کاربر از پست مفید نسیم انقلاب تشکر کرده اند .


  54. #6750
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۵
    محل سکونت
    کربلا
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,130
    امتیاز : 5,097
    سطح : 45
    Points: 5,097, Level: 45
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 0%
    افتخارات:
    Social10000 Experience PointsVeteran
    تشکر کردن : 2,114
    تشکر شده 2,227 در 798 پست
    مخالفت
    0
    مخالفت شده 0 در 0 پست

    پیش فرض

    میگم چه جوری امام رضا براتون میفرستن؟بگید تا یادبگیریم
    نوشته اصلی توسط نسیم انقلاب نمایش پست اصلی
    شنیدین بعضی از بچه شیعه ها پر توقعن؟و از امامشون ناراحت میشنو دلخور میشنو از این حرفا مخصوصا با حضرت و امامی که انس بیشتری دارن؟منم یکی از اونام
    همه اولیاء خدا مونس شیعه هاشون هستن اما بعضی موقع ها ما انس بیشتری با بعضیاشون میگیریم
    منم با مادرم حضرت زهراء و امام رضا یه جورایی...
    خیلیییییی وقت پیش روز عرفه من بی ادبی کردم و پررو بازی در اوردم یکم دلگیر بودم از آقا
    یه بنده خدایی که شک ندارم پیش خدا خیلی عزیزه بهم یه جعبه داد توش گل بود گفتن امام رضا واست گل فرستاده!!!خیلییییی حالم بد شد خیلی زیاد خجالت کشیدم
    تا اینکه یه مدت بود دیگه روم نمیشد حتتتتی نقل امام رضا پست بزارم چه برسه....بخاطره....بماند!
    دیگه گفتم امام رضارو دورادور دوست دارم و ساکت میشم و دیگه ادعایی نمیکنم که دوستشون دارم
    تا اینکه
    امروز!!!صبح واسه یه کمکی ب دوستم باید صبح میرفتم منزلشون
    بنده خدا نه میدونه من چه حسی ب امام رضا دارم نه خودش اصلا اهل حرف زدن در این موردا باشه!
    تا عصر کارم طول کشید
    دست دادم خداحافظی کنم یه دفعه گفت وایسا وایسا امانتیت!پیش خودم گفتم لابد کتابیه یا سی دی
    یه دفعه دیدم چند تا غنچه خشک و ... تو یه پلاستیک پلوم شده گفتم چیه این؟
    گفت امام رضا واستون فرستادن!!!نمیتونم بگم که چه حالی داشتم!
    فقط آقا جون خیلی بزرگواری خیلی به آدمای کوچیکی مثه من خوب نگاه میکنی!همونایی که همه جاشون میزارن اما شما....

  55. 2 کاربر از پست مفید قبة الحسین تشکر کرده اند .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.1