کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 50 , از مجموع 50
  1. #31
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۰-فروردین-۲۱
    محل سکونت
    همین طرفا
    نوشته ها
    796

    پیش فرض

    حقیقتش گویی من از اینکه همسرم قرار روحانی بشن زیاد خوشحال نیستم. فقط بخاطر اینکه خودش دوست داره و مشتاق هست موافقم وچیزی نمیگم. البته کمکش هم میکنم. اما خب امثال دکتر دینانی ها که شاگرد علامه طباطبایی بودن ، دروس حوزه رو خوندن اما ملبس نیستن. دکتر رحیم پور ازغدی تحصیلات حوزه دارن ولی ملبس نیستن. من مخالف تحصیل علوم اسلامی نیستم . اتفاقا برنامه خودم این هست که ان شاء الله بعد از کارشناسی ارشد دروس حوزه رو بخونم. ولی از اینکه اومدیم قشر روحانی روجدا کردیم از بقیه ادمها و انگار یه چیز خیلی خاصی هست و متاسفانه انتظارات بقیه وجامعه هم نسبت به اونها یه جیز متفاوت هست این خوب نیست. اینکه اونها رو تافته جدا بافته از جامعه کردیم. همین که یه روحانی لباس روحانیت بپوشه نگاه مردم بهش تغییر میکنه اینکه چرا ماشین مثلا 206 داره .چرا خونش اینطوریه چرا فلان. درصورتی که دین ما مخالف رفاه و اسایش زندگی نیست. علامه نراقی صاحب کتاب معراج السعاده اینطور که بیان شده وما شنیدیم و خوندیم . خونه ای داشتن بسیار بزرگ ومجلل و صاحب کنیز و... ولی طالب دنیا نبودن. چرا فکرمیکنیم هرکسی روحانی شد باید از نظر مالی در پایین ترین سطح زندگی باشه. این مسئله باعث میشه که فردا اگر یه روحانی کمی از سطح زندگیش بالاتر رفت بهش انگ بزنن وچیزهایی بگن. فکر میکنم اگر یه قشر روجدا کنیم و اونو تقدس بهش بدیم فکرمیکنم درست نیست.
    ما جامعه مون نیاز داره همه مردم علوم اسلامی ودینی بخونن. این باید باشه واصلا مخالفش نیستیم. ولی اینکه هرکسی هم علوم دینی وحوروی خوند بخواد ملبس بشه این یه کم مشکل هست و مسائلی رو به بار میاره. غیر از ملبس شدن مسائل دیگه هست. ما باید خودمون رووارد جامعه کنیم مثل جامعه باشیم. البته از اینکه یک نفر چون علوم اسلامی خونده باید شناخته بشه تا مردم بهش مراجعه کنن مشکلی نیست. مسئله قشری نگری به این قضیه هست.

  2. #32
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-دی-۰۸
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,541

    پیش فرض

    سلام
    کاملا حرفتون رو درک می کنم ... نگرانی هاتون رو...

    اما خوب نمیشه نگاه جامعه رو ما تعریف کنیم.

    این که مردم چه توقعی از روحانیت دارن و چطور برخورد می کنن, درست یا غلط, همیشه بوده! حتی نسبت به خود اهل بیت علیهم السلام هم مردم اینجور بودن!
    متاسفانه متن روایت یادم نیست اما به این مضمون که یکی از ائمه معصومین علیهم السلام مشغول کشاورزی بودن و فردی اومد و با یک لحن سرزنشی گفت : شما هم دارید برا کسب دنیا تلاش می کنید؟!

    اما این برخورد فقط شامل حال روحانی ها هم نمیشه, بسیار افراد متدین رو دیدم که اصلا هم تحصیلات دینی نداشتن فقط بخاطر وجهه مذهبیشون و تقیدشون به دین,مورد اینجور نقد و بررسی های مردم بودن! قرار نیست خط مشی زندگی ما رو نظرات مردم تعیین کنه!

    لباس طلبگی هم یک جور وسیله است برا شناخت مردم و رجوعشون به این افراد. البته برا خود طلبه و خانوادش بسیار بار مسئولیتی به همراه داره!

    التماس دعا
    حقیقت من
    خلوت من است!
    غیر از این تزویر است و ریا...!

  3. #33
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۸-شهریور-۱۷
    محل سکونت
    barefoot in paradise
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    9,112

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط زهرا نمایش پست اصلی
    حقیقتش گویی من از اینکه همسرم قرار روحانی بشن زیاد خوشحال نیستم. فقط بخاطر اینکه خودش دوست داره و مشتاق هست موافقم وچیزی نمیگم. البته کمکش هم میکنم. اما خب امثال دکتر دینانی ها که شاگرد علامه طباطبایی بودن ، دروس حوزه رو خوندن اما ملبس نیستن. دکتر رحیم پور ازغدی تحصیلات حوزه دارن ولی ملبس نیستن. من مخالف تحصیل علوم اسلامی نیستم . اتفاقا برنامه خودم این هست که ان شاء الله بعد از کارشناسی ارشد دروس حوزه رو بخونم. ولی از اینکه اومدیم قشر روحانی روجدا کردیم از بقیه ادمها و انگار یه چیز خیلی خاصی هست و متاسفانه انتظارات بقیه وجامعه هم نسبت به اونها یه جیز متفاوت هست این خوب نیست. اینکه اونها رو تافته جدا بافته از جامعه کردیم. همین که یه روحانی لباس روحانیت بپوشه نگاه مردم بهش تغییر میکنه اینکه چرا ماشین مثلا 206 داره .چرا خونش اینطوریه چرا فلان. درصورتی که دین ما مخالف رفاه و اسایش زندگی نیست. علامه نراقی صاحب کتاب معراج السعاده اینطور که بیان شده وما شنیدیم و خوندیم . خونه ای داشتن بسیار بزرگ ومجلل و صاحب کنیز و... ولی طالب دنیا نبودن. چرا فکرمیکنیم هرکسی روحانی شد باید از نظر مالی در پایین ترین سطح زندگی باشه. این مسئله باعث میشه که فردا اگر یه روحانی کمی از سطح زندگیش بالاتر رفت بهش انگ بزنن وچیزهایی بگن. فکر میکنم اگر یه قشر روجدا کنیم و اونو تقدس بهش بدیم فکرمیکنم درست نیست.
    ما جامعه مون نیاز داره همه مردم علوم اسلامی ودینی بخونن. این باید باشه واصلا مخالفش نیستیم. ولی اینکه هرکسی هم علوم دینی وحوروی خوند بخواد ملبس بشه این یه کم مشکل هست و مسائلی رو به بار میاره. غیر از ملبس شدن مسائل دیگه هست. ما باید خودمون رووارد جامعه کنیم مثل جامعه باشیم. البته از اینکه یک نفر چون علوم اسلامی خونده باید شناخته بشه تا مردم بهش مراجعه کنن مشکلی نیست. مسئله قشری نگری به این قضیه هست.
    به قول فیلم زیر نور ماه:
    این لباس لباس کاره، لباس کارگری خدا هست ، تو اگر می تونی کارگر خوب خدا باش.
    این که خیلی ها هستند ملبس نمیشوند درست هست.
    اصلا بنده در اقوام خودمون داریم کسی که خارج فقه می خوانند (شاگرد ایت الله بهجت و جوادی آملی) ولی ملبس نیستند.
    اما قضیه یه چیز دیگری هست ، لباس آخوندی یکی می پوشه که تبلیغ راه خدا رو بکنه یکی هم هدفش چیز دیگری هست!

    باز از فیلم زیر نور ماه ، معاون حوزه ، یکی از طلبه ها توی مترو می بیندشون و ملبس نبودن.
    طرف کلی خجالت می کشه و... بعدش که پیاده می شند.
    می گه این لباس نه به درد اونی می خوره که بخواهد باهاش سوار بنز بشه ، نه به درد آدم ضعیفی مثل من.

    البته این مورد دوم بر می گردد به آخوند هایی که گاهی ملبس هستند و گاهی خیر! البته باز هم بستگی دارد! !
    نکته اش این هست یکی خجالت می کشد و بعضی جاها لباس نمی پوشه ، یکی دیگر در جایی قرار می گیرد که ترجیح بر این هست که نپوشد.

    حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر




  4. #34
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-خرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    614

    پیش فرض

    سلام
    خوبه ایشاالله همه همسرای روحانی ها خوشبخت باشن
    اما من با وجودی که خودم یه طلبه هستم و برادرم هم روحانی اما اصلا دوست ندارم با یه روحانی ازدواج کنم و موندم چه مزیتی داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
    اللهم عجل لولیک فرج

  5. #35
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-مرداد-۱۸
    محل سکونت
    یه پای دلم تو کربـلا ، یه پای دلم تو مشــهده ..
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,934

    پیش فرض

    گفتگو با مادر پرجمعیت ترین خانواده جوان ایرانی

    در مورد خودتان بفرمایید؛ متولد چه سالی هستید؟ چه تحصیلاتی دارید؟ و چند فرزند دارید؟

    حداد هستم؛ ۲۸ ساله، متولد سال ۶۲٫ تا سال دوم دبیرستان درس خواندم و بعد ازدواج کردم و بعد از ازدواج وارد حوزه شدم؛ ۴ سال حوزه درس خواندم. الان هم مادر ۸ فرزند هستم.







    در چه سنی ازدواج کردید؟

    حدود ۱۴ سالگی ازدواج کردم.


    - همسرتان چند سال داشتند؟
    همسرم ۱۶ سال داشتند.

    از ابتدای ازدواج مستقل زندگی کردید؟ همسرتان از همان ابتدای زندگی منبع درآمد داشتند؟

    درآمد همان شهریه طلبگی بود؛ ۲ سال و نیم منزل پدرشوهرم رندگی کردیم و بعد برای طرح هجرت به یکی از روستاهای رفسنجان به نام امین شهر انار رفتیم. ۳ سال آنجا بودیم پسر سومم آنجا به دنیا آمد. برگشتیم قم؛ یک خانه اجاره کردیم. چند سال قم بودیم و بعد ۲ سال رفتیم بابل. در بابل همسرم ۲ سال تدریس داشتند و کارهای تبلیغ می کردند و بعد مجدد برگشتیم قم و الان هم قم زندگی می کنیم.


    ادامه !





  6. #36

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط rahyafte91 نمایش پست اصلی
    سلام
    خوبه ایشاالله همه همسرای روحانی ها خوشبخت باشن
    اما من با وجودی که خودم یه طلبه هستم و برادرم هم روحانی اما اصلا دوست ندارم با یه روحانی ازدواج کنم و موندم چه مزیتی داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
    خودتون رو دست كم نگيريد.......................

  7. #37
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-شهریور-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    677

    Lightbulb زندگیش با توسل به امام زمان(عج) آغاز شد


    از وبلاگ دوست داشتنی آب و نان

    او هم مثل سایر دختران ایرانی برای خود، آروزها داشت. مثل همه ی آنها که نقطه اوج آرزوهایشان ازدواج با یک پسرخوب، مومن، با اخلاق و خانواده دوست بود. دروغ چرا(؟) با تمام گذشت و تفکرهای آرمانی، گوشه چشمی به کار و درآمد و امرار معاش زندگی داشت. طبیعی هم بود؛ او هم مثل سایر انسان نیاز به آب و نان داشت. اگر چه اهل دعا و نیایش بود ولی خوب می دانست که دعای توسل شکم آدم ها را سیر نمی کند!

    اگرچه در مراسم خواستگاری یادآور سنت «نانِ خشک خوران» دختران اصیل ایرانی در کنار عشق و محبت و ایثار بود اما بعد از ازدواج هم هیچ وقت در این مورد بهانه ای نگرفت.


    زندگیش با توسل به امام زمان(عج) آغاز شد. ساده ی ساده‎ی ساده و فراتر از هرچه سادگی که تو بنامی. یخچال؛ قرضی، خونه؛ دو باب مغازه تو در تو که صاحبش درب سمت کوچه را بسته بود و شده بود خانه، خانه ی ما… .

    تلویزیونِ کوچکِ سیاه و سفید که تصویر زندگیش کمی منحنی بود تا کیفیت زندگی را با خلوص نیت شفاف تر نشان دهد نه مثل ال سی دی و ال ای دی های امروزی که کیفیت تصویر زندگیش تختِ تخت باشد ولی… .

    یادش بخیر؛ چه می رقصدیم با نوای خوش زندگی؛ آنگاه که نقاره ی ما، نوای خوش قابلمه هایی بود که زیر چِکّه های باران از سقف فرسوده خانه قدیمی، مست و بی خودمان می کرد. حیف(!) قابلمه های قرضیِ همسایه ها فضا را کمی غریبانه کرده بود!

    سی و دو هزار تومان دریافتیِ شهریه طلبگی؛ هشت هزار تومانش اجاره خانه، ده هزارتومان، قسطِ وام ازدواج، مابقی که چهارده می شد خیالمان راحت بود که چهارده هیچوقت تمامی ندارد… .

    دختری با تمام آرزوهای قشنگش در جوانی با همسر طلبه و دخترکی که نیمه ی ماه شعبان از مولایش هدیه گرفته بود، راهیِ دیارِ غربتِ سرای وطن شد.

    هجرت، هجرت بلند مدت طلاب، که همسرش نسبت به آن احساس تکلیف می کرد؛ آن هم در یک روستا که نه با مردمانش آشنا بود و نه با فرهنگ شان!

    مثل کوه ایستاد؛ هم پای همسر طلبه اش. هفت سال با او در مناطق محروم، هفت سال زندگی سخت و دشوار که هر روزش خاطره ای است… .
    همیشه فکر می کردم کجاها زندگی برایش سخت می شود و آیا این مدل زندگی واقعا سخت است؟ آری زندگی هر قشری سختی خاص خود را دارد و زندگی با طلبه نیز… .


    سختیش آنجایی بود که من «قال الصادق(ع) بگویم و آنوقت عمل نکنم.» او باید با خیال راحت با سایر مردم پشت سرم اقتدا می کرد و نماز را به جماعت می خواند.

    او بی خبر از تهمت ها و حرفای بی ربط بعضی ها نیست، پس وای به روزی که خودش آن ها را ببیند! سختی همسر طلبه از بداخلاقی طلبه است، سختی اش آنجایی است که همسرش دچار پدیده ی دین زدگی شده و هجومِ حجم زیاد معلومات، کارش را به جایی برساند که دیگر رمقی برای عمل به آن نمانده باشد!

    به راستی آن طلبه ای که در خانه با بداخلاقی، همسر و فرزند و اقوام را از خود می رنجاند، آیا متوجه است که در سپاه امویان و عباسیان قرار دارد؟ من می گویم شاید بیشتر از آن ها، از اجر(!) دشمنی با اهل بیت علیهم السلام، بهره مند شود؛ که اینگونه با انباری از معارف الهی و کلام معصوم، افرادی را نسبت به این راه و این مسلک بدبین می کند!

    آری سختی زندگی همسر طلبه اینجاست که ما از آن غافلیم.


    پی نوشتم رونوشتی است برای همه طلاب؛ با گذشت تر و فداکار تر از همسر طلبه روی این کره خاکی پیدا نمی شود؛ قدرشان را بیشتر بدانیم.

  8. #38
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-تیر-۳۱
    محل سکونت
    دلم توی سامراست
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,023

    پیش فرض

    همه چی خوب و بد داره
    روحانی بودنم همینطور!!!!!اگه واقعا یه روحانی خوب باشه مزیت داره اما اگه خدای نکرده یه روحانیه.....
    کسی می تواند از سیم خار دار دشمن عبور کند ، که در سیم خار دار نفس خویش گیر نکرده باشد.
    شهید علی چیت سازیان

  9. #39
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۲-مهر-۲۹
    محل سکونت
    تهران
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    733

    پیش فرض ازدواج دوم !!!!

    بله البته یه مشکلی هم بعضا دارند که دنبال ازدواج هم میرن البته بعضیاشون و بعد از مدتی


    به بهانه های مختلف
    چند تاشون میشناسم که اینجوری شدن


    البته بعضی ها هم نه .

  10. #40
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۸
    محل سکونت
    زمین
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,198

    پیش فرض

    اخرمزیت همسرروحانی شدن چی بود؟!
    اینکه صاحب مبحث فرمودند تاحدودی درست منم موافقم کسی که فروتنه و شاید میترسه این لباس رو نپوشه بهتر اما همه مردم وقتی یه جور فکر میکنند اصن فکر نمیکنند!!!!
    انتظار بالاس چون لباس لباسه مقدسه پیامبره...
    ولی باید دراین راه از خداکمک گرفت برای اصلاح نفس
    وپیشرفت کرد....
    هنوز نفهمیدم بعضی خانواده ها چرامخالفت میکنن که پسراشون طلبه بشن!!
    امام هادی علیه السّلام:
    اگر همه مردم مسیری را انتخاب کنند و در آن گام نهند، من بهراه کسی که تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت.
    منبع:نرم افزار معجزه حفظ

    وبلاگ جدیده من(بارویکردی متفاوت):شهیدِ قرنِ 21





  11. #41

    پیش فرض

    خسر الدنیا والاخره:دی

  12. #42
    عضو جديد
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مرداد-۲۵
    محل سکونت
    تهران
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    86

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط bahanehgir نمایش پست اصلی
    سلام
    وقتی حس می کنید که همه ایشون رو به عنوان یک طلبه بشناسن و علی الخصوص اگر ملبس بشن اون موقع دیگه همه به چشم یک همسر طلبه به شما نگاه می کنند و نوع توقعات از شما بسیار تغییر خواهد کرد.

    البته این که گفتم مربوط به نقش یک همسر طلبه در جامعه هست و نه نقش شما در زندگی شخصیتون .

    التماس دعا
    اهسنتم

  13. #43
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-مرداد-۱۲
    محل سکونت
    اتاقی آرامش بخش
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,095

    پیش فرض

    ممنون،مال همگی جالب بود...

  14. #44
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-دی-۲۵
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,960

    پیش فرض

    من خیلی دلم می خواهد این لیاقت را پیدا کنم هر چی خدا بخواهد ،همسر روحانی شدن فکر نمی کنم خیلی محدودیت داشته باشد ولی با این انفاقاتی که برای روحانیون پیش امده وطلاق خیلی زیاد شده خیلی خانواده ها موافق نیستند
    [["Arial"][/FONT]

  15. #45
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۹
    محل سکونت
    همسایه بی بی معصومه(س)
    نوشته ها
    3,837

    پیش فرض

    یا حاضر و یا ناظر

    برا اولین بار اگه خدا بخاد همسری رضایت دادن من برم باهاشون تبلیغ.دهه اخر صفر...یه روستا هست نصف ش شیعه است و نصفش سنی...همسری و مامانم بسیار از اینکه من دارم میرم تبلیغ نگرانن میگن سخته ، امکانات کمه، مریض میشی، سرما میخوری، حوصله ت سر میره ، دلت میگیره و....

    در هر حال من میخام برم...به نظرتون چیکار میتونم بکنم اونا به جز گذاشتن کلاس احکام برا خانوما..

    گزینه های مورد نظر خودم چند تا حلقه معرفتی هم تو این ایام تشکیل بدیم برا خانوما..برا بچه ها بازی و قصه های قرآنی و..

    البته به جز اینکه همسری هرشب جلسه دارن و مدرسه میرن برا بچه ها و...

    به نظرتون رو چه موضوعی کار کنم برا خانوما بهتره اخه معمولا اونجا از نظر حجاب و مسائل تربیتی خانوادگی زیاد مسئله خاصی ندارن رو غیبت و اینا کار کنم خیلی تکراری نیس؟؟پیشنهاداتتون به شدت پذیراییم




    بگیر از من جهانم را ، ولی بانو حرم را نه...تمــام ِ جاده ها آری ، خیابان ِ اِرم را نه ...

    کریمه ! کلبه ی امید ِ من روشن به لطف ِ توست...بکش هر روشنایی را ولی لطف و کرم را نه
    ...


  16. #46
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-شهریور-۲۹
    محل سکونت
    همسایه بی بی معصومه(س)
    نوشته ها
    3,837

    پیش فرض

    یا حاضر و یا ناظر

    چقد راهنمایی و ایده

    سفر خیلی خوبی بود الحمدلله...فعلا خسته ام سر فرصت میام تعریف میکنم..نقدا داشته باشین مزیت همسری روحانی شدن داشتن کلی دوست سنی روستایی




    بگیر از من جهانم را ، ولی بانو حرم را نه...تمــام ِ جاده ها آری ، خیابان ِ اِرم را نه ...

    کریمه ! کلبه ی امید ِ من روشن به لطف ِ توست...بکش هر روشنایی را ولی لطف و کرم را نه
    ...


  17. #47

    پیش فرض

    سلام. همسر روحانی شدن یه شمشیر دو لبه است میتونه بهشتی کنه ادم رو یا ببره ته جهنم.

    مزیت خیلی داره؛ مهمترینش برکت معنوی و مادی زندگی هست که واقعا قابل درک و محاسبه نیست؛ اگر ادم به موقعیت و شرایطش دقت کنه بهترین و قشنگترین حالات معنوی رو در زندگی خواهد داشت.
    یه نکته بسیار مهم در همسر طلبه شدن این هست که تو رو مجبورمیکنه دائم دقت کنی باید قانع باشی و شهریه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو حیف و میل نکنی، دقت کنی زندگیت داره با عنایت امام زمان میچرخه پس کمتر حق داری غافل بشی(البته اینا ایده آل هاست که اروزی رسیدن بهش رو داریم ولی یه چشمه هاییش بخوای نخوای باهاته همیشه)

    دقت کنی همه ی کارای تو رو میدارن به حساب همسر طلبه بودن پس خیلی باید دقت کنی سرباز امام زمان رو بدنام نکنی.
    و درکل باید گفت سختیهای بسیار شیرینی داره اگر غافل نباشیم.

  18. #48
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    بین الحرمین
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    1,568

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط همراه نمایش پست اصلی


    یه نکته بسیار مهم در همسر طلبه شدن این هست که تو رو مجبورمیکنه دائم دقت کنی باید قانع باشی و شهریه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو حیف و میل نکنی، دقت کنی زندگیت داره با عنایت امام زمان میچرخه پس کمتر حق داری غافل بشی(البته اینا ایده آل هاست که اروزی رسیدن بهش رو داریم ولی یه چشمه هاییش بخوای نخوای باهاته همیشه)

    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  19. #49

    پیش فرض

    یه اصطلاحی هست توحوزه ها که از همون اول که وارد میشی هی بهت یاداوری میکنن و اونم اینکه لباس سربازی امام زمان رو میپوشید دلم خوشه به اینکه امام زمان شوهرم رو از سربازاشون بدونن

  20. #50
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۲۳
    محل سکونت
    دلم که توی کربلاست!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,016

    پیش فرض

    یه زمانی وقتی این مبحث رو میخوندم فکر نمیکردم روزی داخلش اظهار نظر کنم.
    شاید قبلا همچین دید گاهی نداشتم ولی الان میبینم روحانی بودن همچین تافته جدا بافته شدن نیست.
    آخوندا مثل همه مردم که رشته تحصیلی شون رو انتخاب میکنن حق انتخاب دارن و ترجیح میدن درس دینشون رو بخونن.
    زندگی کردن با آخوندها خیلی تفاوتی با زندگی کردن با یه غیر آخوند نداره.
    حقوق کم واسه هر شغل و هر رشته ای میتونه پیش بیاد و یا حتی بعضا روحانیون کارمند میشن و درآمد خوبی دارن.
    هر شخصی با هر صنفی یک سری شئونات رو باید رعایت کنه.مثلا اگر یه روحانی شان و اعتقادش حکم میکنه مجلس گناه نره شاید یک نفر دیگه یه سری خطوط قرمز دیگه برای خودش داشته باشه منظورم تینه که محدودیت ها برای همه هست منتها آدم انتخاب میکنه که محدودیت هاش چی باشه و چی نباشه.


    در کل شاید وقتی میخواستم انتخاب کنم این جمله استادم کمک کرد که به یه روحانی فکر کنم:روحانی خوبش بهتر از خودش نیست؛بدش بدتر از خودش نیست...

    خیلی خوبه بتونی با کسی زندگی کنی خیالت راحت باشه که نونی که میاره حلاله آخه درسشو خونده و بهش عمل میکنه(خوبش عمل میکنه)
    خیلی خوبه با کسی زندگی کنی صبر کنه و از گل نازک تر بهت نگه چون درسشو خونده که زن امانته دستت.و اگر یه وقتی هم یادش بره خودشو مقصر بدونه و هرطور شده بخواد جبران کنه.
    خیلی خوبه با کسی زندگی کنی که بدونه چه جایگاه والایی دارن پدر و مادر و نخوای مثل بقیه که کلی درد سر مادر زن و پدر زن دارن بجنگی و راحت بگه به مادر و پدرت خدمت کن و سر بزن و...

    و....

    شاید بعدا ادامه دادم...
    در کل مزایای زیادی داره و کلا الان که در موقعیتش هستم میگم ضرری نداره...
    ویرایش توسط شمیم رضوان : سه شنبه ۱۲ دی ۹۶ در ساعت ۰۲:۱۷
    الهی!
    لاتکلنی الی نفسی طرفة عینٍ عبدا....
    یا زهرا(س)!
    این راه بی نگاه تو گمراه میشود/سمت سراب میرود این جاده بی گمان....

    به تنهاییت قسم؛تنهای تنهام...اگه دستم تو دست تو نباشه...

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات