کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 14 از 14 نخستنخست ... 4121314
نمایش نتایج: از شماره 391 تا 418 , از مجموع 418
  1. #391
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907

    پیش فرض

    سلام آبجی منو که زیادی میشناسی درسته؟
    آبجی بازم داره روزهای من با تو سپری میشه
    خیلی وقت بود که این جوری نبود
    دیروز خوندم که مادرت گفته بودن راضیه هر چی که رشد شخصیتی داشته به خاطر این بوده که از نظر محبتی کاملا ارضا بوده
    از طرف خانواده و فامیل نزدیک مثل خاله و دایی و عمو و عمه ارضا شده بوده
    خوندم که نیمه شب زمستون سرد 86 رفته بودی با آب سرد غسل کرده بودی برای نماز صبح
    خوندم که مرضیه تمام لحظات باهاش بودی رفتنت براش چقدر سخت بوده
    اشک همش از چشمام سرازیر بود
    این روزا بازم با تو هستم
    خواسته یا نا خواسته
    مرضیه می گفت که تو به رهبری چه حسی داشتی
    می گفت که رنگ زرد دوست داشتی و قفسه ات رو با رنگ زرد تزیین می کردی

    راضیه سلام بازم من همون جام
    برگشتم شیراز

  2. #392

    پیش فرض

    بسم رب الحسین علیه السلام
    مادرشهیده برام تعریف کردن:
    یکی ازدوستای راضیه بعدازشهادتش نیت کردروزی5صفحه قرآن به همون نیتی که راضیه میخوند-هدیه به حضرت زهرا-بخونه
    دوست راضیه میگفت یه شب وقتی رسیدم خونه خیلی خسته بودم واصلاحواسم نبودقرآن بخونم وخوابم برد..
    توی عالم خواب خیلی واضح حس کردم راضیه اومدجلوی دراتاقم وگفت
    یادت رفت امشب قرآن بخونی...
    توصیه ی مادرشون این بودکه اگرمی خوایدبه راضیه نزدیکتربشید قرآن تلاوت کنید...
    شادی روح بزرگواروپاکشون صلوات...

  3. #393
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907

    پیش فرض

    سلام آبجي خانوم
    آبجي دوباره سالگرد شهادتت
    دوباره سالگرد شهادت حضرت زهرا س ياد تو بودم و شهادتت

    دوباره همون خواهرت مطمئنه
    يه روز قبل از سال تحويل زير بارونا
    پدر و مادرت رو سر خاكت ديدم از دور خودم رو سريع بهشون رسوندم

    دوباره حسرت شهادت
    حسرت پيروي رهبر
    حسرت ظهور
    حسرت تبعيت امام
    حسرت شهادت

  4. #394
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-مرداد-۲۴
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    298

    پیش فرض

    يا حي و يا قيوم

    راضيه جان سلام،
    ببخش كه اين بار حرف هايم مال خودم نبود
    نامه را ننوشته پاره كردم
    كاش اينطور نمي شد.

    رويمان نشد امروز با مادرت رو به رو شويم

    تبريك سالگرد شهادتت را خودت به مهربان مادرت برسان.

    ألم يعلم بأن الله يري


    .

    شیعه پرنده ایست که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست که دو بال دارد.
    بال سبز این پرنده مهدویت وعدالت خواهی و بال سرخ آن شهادت طلبی است که ریشه در کربلا دارد.
    این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد که او را فنا ناپذیر کرده و قدرتش با شهادت دوچندان مي شود.

  5. #395
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907

    پیش فرض

    سلام آبجي هم اتاقي مون داره مياد
    بدنم يخ كرده به لرزه افتاده
    تو را به هر كي مي پرستي التماست مي كنم كمكم كن
    مثل هميشه
    ولي مي دونم كه نيازي نيس من بهت بگم خودت هوامو داري

  6. #396

    پیش فرض

    ویرایش توسط blueblooded : چهارشنبه ۱۰ تیر ۹۴ در ساعت ۰۱:۳۷

  7. #397

    پیش فرض

    امروز یازدهم شهریور
    روز تولد شهید راضیه کشاورز است
    این صرفا یک جمله ی خبری نیست
    یک تلنگر است؛برای ما که در گیر و دار زندگی خود را نیز فراموش می کنیم
    اما شهدا، با خونشان،هدایت کردن ما را فراموش نکردند.
    اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

  8. #398
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۸
    محل سکونت
    زمین
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,198

    پیش فرض

    سلام
    برای شادی روحشان و هدیه تولدشان 5صلوات بفرستید...ما دعوت شدیم به تولد راضیه خانم....
    امام هادی علیه السّلام:
    اگر همه مردم مسیری را انتخاب کنند و در آن گام نهند، من بهراه کسی که تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت.
    منبع:نرم افزار معجزه حفظ

    وبلاگ جدیده من(بارویکردی متفاوت):شهیدِ قرنِ 21





  9. #399
    عضو قدیمی
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۰۸
    محل سکونت
    زمین
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    1,198

    پیش فرض

    امام هادی علیه السّلام:
    اگر همه مردم مسیری را انتخاب کنند و در آن گام نهند، من بهراه کسی که تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت.
    منبع:نرم افزار معجزه حفظ

    وبلاگ جدیده من(بارویکردی متفاوت):شهیدِ قرنِ 21





  10. #400
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    زیرخاک
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1999
    نوشته ها
    927

    پیش فرض

    یه دعا هم برا من بکن راضیه خانم!!!شاید گره ها باز شدن...لطفا

  11. #401
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط motmaene نمایش پست اصلی
    سلام آبجي هم اتاقي مون داره مياد
    بدنم يخ كرده به لرزه افتاده
    تو را به هر كي مي پرستي التماست مي كنم كمكم كن
    مثل هميشه
    ولي مي دونم كه نيازي نيس من بهت بگم خودت هوامو داري
    راضيه نمي دونم كار تو بود كار نجمه بود كار شهيد مهدوي بود كار بابام بود
    نمي دونم كار كدوم يك از شهدا و صلحا بود

    ولي در كمال ناباوري اين سري نه تنها مشكلي برام به وجود نياورد
    حتي
    حتي خودش رفت و مشكل رو حل كرد
    راضيه كار كدوم يكي از شهدا بود ؟ نمي دونم
    ولي ممنونم
    ممنون


    پ ن: پست چهار سال پيشم رو حال ندارم بيارمش در راستاي همين قضيه بود
    راضيه من از بس ساده ام باورم شده كه بدم

  12. #402
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,175

    پیش فرض

    همه 14 تا صفحه رو با بغضی در گلو خوندم احساس میکنم شهیده راضیه خیلی بهم نزدیک شده راستش من با پدر و مادر و خواهرشون توی یکی از سفرای کانون به کربلا همسفر بودم واقعا که سراسر آرامش بودند و مهربان پدر گرامیشان برای حمل چمدانها خیلی به بچه ها بزرگوارانه کمک میکردند من اون موقع حتی روم نمیشد که از خانواده راضیه جان در موردشون سوال کنم به هر حال خیلی ممنون

  13. #403
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۱-مرداد-۰۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    393

    پیش فرض

    امروز هوا سرد
    قدم ها سرد
    تگاهم سرد و یخ زده به مزار تو بود...

  14. #404
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907

    پیش فرض

    سلام دختره امروز روز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها هس
    اومدم روز زن رو بهت تبریک بگم:)

  15. #405
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    پیش فرض

    مستند شهیده راضیه کشاورز

    هم اکنون

    از شبکه دو


    الان برادر شهیده گفتن خبر رو
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  16. #406
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,175

    پیش فرض

    شهیده راضیه کشاورز

    راضیه 15 ساله درد فترچه خاطراتش چنین نوشته است:

    "می توان طوری زندگی کرد که خدا و امام زمان (عج) از انسان راضی باشند

    ،کاشکی هیچ وقت حضور آقا رو ندیده نگیریم

    و از حضورش غائب نشیم چرا که غیبت ازماست

    و حضور او همیشگی است- انت فی قلبی یا اباصالح"

  17. #407
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,175

    پیش فرض

    مستندش رو چظور میشه دریافت کرد

  18. #408
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,175

    پیش فرض


    خیلی دوست دارم

  19. #409
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907

    پیش فرض

    چند تا پیامک مادر شهیده راضیه الان برام فرستادن:
    «امروز مادر شهیده راضیه ساعت 10:20 صبح از شبکه وزرش پخش مستقیم مصاحبه دارند درباره شهدای زن ورزشکار»


    «حضور مسئول سازمان بسیج ورزشکاران در برنامه استودیو ورزش شبکه ورزش و اولین یادواره شهدای زن ورزشکار
    امروز ساعت 9:40
    روابط عمومی سازمان بسیج ورزشکاران»

  20. #410
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    پیش فرض

    سنگ قبر شهیده راضیه کشاورز
    تصاویر پیوست شده
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  21. #411
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۲۸
    محل سکونت
    فققققط شیراز و لا غیر
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    4,907

    پیش فرض

    خواب خودتو قبلا زیاد می دیدم همون سال اول شهادتت
    ولی خواب خانوادتو تا حالا ندیده بودم
    دیشب خواب مادرتون و مرضیه رو دیدم
    خواب دیدم با مرضیه توی کوچه راه میرفتم و حرف میزدیم
    بعد به یه خونه ای رسیدیم که من قبلا توش زیاد می رفتم ولی الان یه مدتی بوده که نرفته بودم
    خونه یادواره شهدای کانون بود
    هر قسمت خونه به یکی از شهدای کانون اختصاص داده بودن و روی دیواراش خاطرات شهید اون قسمت رو نوشته بودن
    خب منم که معلومه باید به کدوم یکی از شهدای کانون سرک بکشم
    از قسمت تو خونه رو دید زدم به زور از بالای دیوار داشتم نگاه می کردم
    و هی یادم می اومد که آره من قبلا تو این خونه زیاد بودم
    بعد رفتم داخل، یه دفعه به جای مرضیه مادرتون همراهم بود
    ایشون برای تو نذری برنج پختن و به من هم میدادن که بین همسایه ها پخش کنم
    انگاری اونجا همسایه های من بودن و کوچه ای بود که من توش زندگی می کردم
    من تو کوچه کناری کار داشتم و قرار بود حالا که اونجا میرم، چند تا از نذری ها رو هم ببرم اونجا پخش کنم
    مادرتون یه میز زیبایی داشت که من گفتم ظرفهای نذری رو روی اون بذارن که من یکدفعه بتونم همه رو با هم ببرم بیرون پخش کنم
    همین که با ظرفای غذا از خونه خارح شدم مادرتونم همراهم اومدن و دیگه خودشون همراه من غذاها رو بین مردم کوچه ی ما پخش کردن
    اینجا دیگه نذریه حلوا شده بود
    هی هم به مردم میگفتن ببخشید حلوامون سرد شده
    خونه آخری که بودیم ایشون رفتن داخل خونه همسایه ی ما که بهشون حلوا بدن
    ولی من تو پاشنه در منتظر موندم که برگردن و خودم داخل نرفتم
    منم یه کاسه از حلوا رو دستم گرفته بودم و می خوردم
    مادرتونم به دو سه تا زن همسایه های ما حلوا دادن و اونا هم داشتن می خوردن

    خواب هپروتی بود ولی برای خودم مفهوم داره که از این به بعد بیشتر به یادت باشم

    خودمونیم حلوات خوشمزه بود از همونایی که من دوست دارم

  22. #412
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۹-فروردین-۱۸
    محل سکونت
    شیراز
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    277

    پیش فرض

    به نام دوست

    راضیه خانم سلام. ممنونم که بعد از چند سال سختی و انتظار دیشب بالاخره تونستم بیام منزلتون و مادر و پدرت رو برای اولین بار ببینم و صحبت های شیرین مادرت رو بشنوم.
    آخه چه قدر گلی تو؟ معجزه از این بالاتر که تو ایام فاطمیه بیام خونه تون. دلم رو بردی به سال 87 خاتون.

    همه اش می گفتم رهپویانی ها چه قدر بی معرفت هستن که هچ جایی بینشون نداشتم و هیچ وقت نتونستم تو جمعشون باشم. خودت اومدی دنبالم با معرفت.

    سلام من رو به حضرت زهرا(س) برسون جراح قلب ها
    ویرایش توسط سالک حق : چهارشنبه ۰۲ اسفند ۹۶ در ساعت ۱۳:۵۷

  23. #413
    عضو جامعه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۳-اسفند-۱۶
    محل سکونت
    الارض
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    429

    پیش فرض

    سلام. بدین وسیله ابراز ارادت خود به راضیه خانم کشاورز را مجددا اعلام می دارم. روز مهندس را به خودم و بقیه مهندسان کانون تبریک می گویم. تولد آقا سید محمد انجوی نژاد را هم به ایشان و همه بچه ها و نوه نتیجه های کانون تبریک می گویم.
    گرچه سالهاست سعادت حضور در جمع کانون را ندارم، از همه التماس دعا دارم.

  24. #414
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط سائل الزهرا نمایش پست اصلی
    نشانی گیرنده : نمی دانم کجایی یا مهدی ؟! شاید در دلم باشی و یا شاید من از تو دورم . کوچه انتظار، پلاک یا مهدی!
    به نام خداوند بخشنده ومهربان
    سلام من به یوسف گمگشته ی دل زهرا و گل خوشبوی گلستان انتظار
    ای دریای بیکران ، آفتاب روشنی بخش زندگی من که از تلالو چشمانت که همانند خورشید صبحدم از درون پنجره های دلم عبور می کند و دل تاریک و سیاه مرا نورانی می کند . تو کلید درِ تنهایی من ! من تورا محتاجم . بیا ای انتظار شبهای بی پایان ، بیا ای الهه ی ناز من ، که من از نبودن تو هیچ و پوچم . بیا و مرا صدا کن ، دستهایم را بگیر و بلند کن مرا . مرا با خود به دشتِ پر گلِ اقاقیا ببر . بیا و قدمهای مبارکت را به روی چشمانم بگذار . صدایم کن و زمزمه ی دل نواز صدایت را در گوشهایم گذرا کن ، من فدای صدایت باشم . چشمان انتظار کشیده من هر جمعه به یادت اشک می ریزند و پاهایم سست می شوند تا به مهدیه نزدیک خانه مان روم و اشک هایم هر جمعه صفحات دعا ندبه را خیس می کند . من آنها را جلو پنجره اتاقم می گذارم تا بخار شود و به دیدار خدا رود . به امید روزی که شمشیرم با شما بالا رود و برسر دشمنانتان فرود آید .

    یا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورک
    دوستدار عاشقانه شما راضیه
    به مناسبت تولد شهیده کشاورز
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  25. #415
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,175

    پیش فرض

    راضیه جان تولدت مبارک
    با چند روز تأخیر

  26. #416
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    3,175

    پیش فرض

    راضیه جان تولدت مبارک
    با چند روز تأخیر

  27. #417
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲-تیر-۲۳
    محل سکونت
    دلم که توی کربلاست!
    جنسيت
    خواهر
    نوشته ها
    2,016

    پیش فرض

    وقتی کتاب راض بابا رو میخوندم همش به این فکر میکردم که من و شهیده کشاورز تقریبا تو یه دوره به دنیا اومدیم و من الان سالهاست بعد از او دارم نفس میکشم ولی واقعا با این سن و سال چرا هنوز نتونستم به یه دختر که حیات دنیویش کمتر از من بوده برسم؟
    واقعا ما داریم تو این دنیا چکار میکنیم؟
    برای خودم خیلی مجهوله حال و شرایطمون
    تو ذهن و زندگی اونایی که جاودان شدند چی میگذشت؟چطور فکر میکردند؟
    کاش به جای گفتن خاطرات از زبان اطرافیان ، یکی از این جاودانها مینشست و برای ما زمینی ها مبنوشت...خودش مینوشت اونوقت خب راحت تر میفهمیدیم چکار میکنن...
    البته شاید هم سخت تر میشد...
    الله اعلم


    راستی یادم اومد نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و امثالهم داریم...
    الهی!
    لاتکلنی الی نفسی طرفة عینٍ عبدا....
    یا زهرا(س)!
    این راه بی نگاه تو گمراه میشود/سمت سراب میرود این جاده بی گمان....

    به تنهاییت قسم؛تنهای تنهام...اگه دستم تو دست تو نباشه...

  28. #418

    پیش فرض

    سلام راضیه جانم
    نیمه شعبان امسال تقریبا اولین باری بود که توی جمع گرم بچه های کانون قرار گرفتم
    و اتفاقی صحبتی از انفجار شد
    من شما رو میشناختم اما انگار نمیشناختم
    سال انفجار من 7 سالم بوده و تا چند سال پیش هیچ اطلاعی از اون اتفاق نداشتم
    نیمه شعبان امسال زندگیم رو زیر و رو کردی و باعث شدی ب خودم بیام
    به خودم بیام و با خودم بگم منم شاهد 5 بودم منم کاراته کار بودم منم قاری قرآن بودم منم شهریوری بودم اما من کجا و شما کجا...
    بقول حاج حسین یکتا اون زمان ک من تو کوچه های شیراز شلنگ تخته و بازی میکردم شما چهله دعای عهد بر میداشتی و اهنگ گوش نمیکردی و...
    این شده که شما شدی الگوی هزاران دختر نوجون مثل خودم و من شدم کسی ک ادعای خادمی داره اما در حدش نیست
    راضیه جانم میدونی میخوام چیکار کنم و...
    خواهش میکنم کمک و قبولم کن
    خیلی دوستت دارم....

صفحه 14 از 14 نخستنخست ... 4121314

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات