کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 40
  1. #31

    پیش فرض

    ^ می خواستم بنده خدا رو خفت بدم و بگم آبروریزی کردن ایرانیا قدمت تاریخی داره که بعد دیدم منم اگه جای این مرد نابینا بودم و با کشتی خودمو از مدائن به مکه (خلیج فارس، دریای عمان، اقیانوس هند، خلیج عدن، دریای سرخ) می رسوندم از اون انار نمی گذشتم.

  2. #32
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط بنفشک نمایش پست اصلی
    ^ می خواستم بنده خدا رو خفت بدم و بگم آبروریزی کردن ایرانیا قدمت تاریخی داره که بعد دیدم منم اگه جای این مرد نابینا بودم و با کشتی خودمو از مدائن به مکه (خلیج فارس، دریای عمان، اقیانوس هند، خلیج عدن، دریای سرخ) می رسوندم از اون انار نمی گذشتم.



    ولی انصافا اگه زمان آقا بودیم

    من که راحتشون نمیذاشتم

    کاری میکردم که وقتی منو دیدن بگن باز این جلبکه اومد



    اگه بودن ...
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  3. #33
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    پیش فرض

    ✅فضائل امیر المومنین

    در عهدِ خلافت امیرالمؤمنین علی(ع)، در میان اموالِ بیت ‏المال گردن بندِ مرواریدِ گرانقیمتی وجود داشت که در جنگ بصره به غنیمت گرفته شده بود. دخترِ امیرالمؤمنین علی(ع) کسی را نزد "ابن ابی رافع" که خزانه دارِ بیت المال بود، فرستاد و پیغام داد که مایلم آن گردن بند را به عنوانِ امانت، چند روزی به من بدهی تا در روز عید قربان خود را با آن آرایش دهم و پس از آن، بازگردانم.

    ابن ابی رافع پیغام داد که به صورت ضمانتی(که در صورتِ خسارت، گیرنده مسئولِ آن باشد) می‏توانم به تو بدهم. دخترِ حضرت نیز پذیرفت و سپس با این شرط به مدت سه روز گردن بند را به آن بانوی گرامی داد.

    روزِ بعد، امام علی(ع) گردن بند را در گردنِ دخترش دید و شناخت. از وی ‏پرسید: این گردن بند از کجا به دستِ تو رسیده است؟
    او اظهار کرد: از ابن ابی‏ رافع، خزانه ‏دارِ شما به مدت سه روز امانت گرفته‏ ام تا در روز عید قربان خود را زینت دهم و سپس بازگردانم.

    امیرالمؤمنین علی(ع) ابن ابی رافع را احضار کرد.
    چون چشمش به او افتاد فرمود:
    «ای پسر ابی ‏رافع! آیا به مسلمانان خیانت می‏کنی؟!»
    گفت: پناه می‏ برم به خدا از اینکه به مسلمانان خیانت کنم.
    حضرت فرمود: « پس چگونه گردن بندی را که در بیت‏ المالِ مسلمانان بود بدون اجازۂ من و مسلمانان به دخترم دادی؟»
    عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! او دخترِ شماست و از من خواست که گردنبند را به صورتِ عاریه که بازگردانده شود به او دهم تا در عید با آن خود را بیارایَد. من نیز آن را به امانت به مدت سه روز به ایشان دادم و ضمانت آن را هم گرفتم که صحیح و سالم به جای اصلیِ خود بازگردانم.

    حضرت علی(ع) فرمود:
    « همین امروز باید آن را پس گرفته و به جای خود بگذاری و اگر بعد از این چنین کاری از تو ببینم، کیفرِ سختی خواهی دید.»
    سپس فرمود: « اگر دخترِ من این گردنبند را به عاریه و به شرطِ ضمانت نمی‏گرفت، نخستین زنی از هاشمیان بود که دست او را قطع می کردم.»

    این سخن به گوش دخترِ حضرت رسید. به نزد پدر آمده و گفت:
    یا امیرالمؤمنین! من دختر شما و پارۂ تنِ شما هستم. چه کسی از من شایسته ‏تر به استفاده از این گردنبند بود؟

    حضرت فرمود:
    « دخترم! انسان نباید به واسطۂ خواسته‏ های نفس و خواهشهای دل، پای از دایرۂ حق بیرون بگذارد. آیا همۂ زنانِ مهاجر که با تو یکسانند، در این عید به مانندِ چنین گردن بندی خود را زینت داده‏ اند تا تو هم خواسته باشی در ردیفِ آنها قرار گرفته و از ایشان کمتر نباشی؟...»
    -------------------

    بحارالانوار ،ج40 ص337
    📚شهادت مادرم افسانه نیست

    ❀‿︵‿︵ ❀‿︵‿︵ ❀‿︵‿︵ ❀‿︵‿︵ ❀‿︵‿︵ ❀‿︵‿︵ ❀

    ☀️صلے الله علیک یا امیرالمؤمنین☀️

    🌴جهت بازدید دیگر پست ها به ما بپیوندید🌴
    https://telegram.me/joinchat/EZXBIUACCyzRw0dvzhcf_g
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  4. #34
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    پیش فرض




    بزرگترین #گناه #ناامیدی از #رحمت خداست.

    #امیرالمومنین_علیه_السلام

    میزان الحکمه،ح٦٨٢٠
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  5. #35
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    پیش فرض

    ☘بسم الله الرحمن الرحیم☘

    🌹باسلام واحترام🌹

    امیرالمومنین امام علی(علیه السلام)میفرمایند:

    من زاغ ساءت عنده الحسنة و حسنت عنده السّيّئة و سكر سكر الضّلالة

    كسی كه از حق روی بگرداند كار نيك نزد او بد شود، و كار بد پيش او نيك گردد، و به مستی گمراهی سرمست شود.

    📚غررالحکم باب102(کارنیک)
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  6. #36
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    پیش فرض

    🔹 فرازی از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه

    ره آورد پرهیزکاری:

    عِبَادَ اللَّهِ أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا حَقُّ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ الْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّكُمْ وَ أَنْ تَسْتَعِينُوا عَلَيْهَا بِاللَّهِ وَ تَسْتَعِينُوا بِهَا عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ التَّقْوَى فِي الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ وَ فِي غَدٍ الطَّرِيقُ إِلَى الْجَنَّةِ مَسْلَكُهَا وَاضِحٌ وَ سَالِكُهَا رَابِحٌ وَ مُسْتَوْدَعُهَا حَافِظٌ لَمْ تَبْرَحْ عَارِضَةً نَفْسَهَا عَلَى الْأُمَمِ الْمَاضِينَ مِنْكُمْ وَ الْغَابِرِينَ لِحَاجَتِهِمْ إِلَيْهَا غَداً إِذَا أَعَادَ اللَّهُ مَا أَبْدَى وَ أَخَذَ مَا أَعْطَى وَ سَأَلَ عَمَّا أَسْدَى فَمَا أَقَلَّ مَنْ قَبِلَهَا وَ حَمَلَهَا حَقَّ حَمْلِهَا أُولَئِكَ الْأَقَلُّونَ عَدَداً ....
    ........................................
    🔅ترجمه؛

    اى بندگان خدا شما را به پرهيزكارى سفارش مى‏ كنم، كه حق خداوند بر شماست، و نيز موجب حق شما بر پروردگار است. از خدا براى پرهيزكارى يارى بخواهيد، و براى انجام دستورات خدا از تقوا يارى جوييد، زيرا تقوا، امروز سپر بلا، و فردا راه رسيدن به بهشت است، راه تقوا روشن، و رونده آن بهرمند، و امانت دارش خدا، كه حافظ آن خواهد بود. تقوا همواره خود را بر امّت‏ هاى گذشته (و حال) عرضه كرده و بر آينده نيز عرضه مى ‏كند، زيرا فرداى قيامت، همه به آن نيازمندند.
    آنگاه كه در قيامت آفريده ‏ها را گرد مى‏ آورد و آنچه باز داده است باز پس مى ‏گيرد و در باره همه نعمت‏ ها مى ‏پرسد، پس چه اندكند آنان كه تقوا را برگزيدند....

    🌹🙏

    التماس دعا
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  7. #37
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    Cool صدای زنگ درب خانه ها در بهشت ، یا علی است ... هوووووووووووووووووووووووو وووووو

    • مرحوم سید اصفهانی در کتاب مکیال المکارم خود می نویسد، هرکس سه بار بگویید بابی انت و امی یا اباصالح المهدی، زهرای مرضیه(سلام الله علیها) در برزخ برایش دعا می کند.



    • نماد ولایت امیرالمومنین به حدی بالاست که عقل ها را متحیر می کند، به طوری که مستشرق فرانسوی در کتاب خود می گوید: من در یکی از شب های احیا در تهران بودم. تا قبل احیا زن و مرد رنگ های مختلفی داشتند به محض اینکه غروب شد، شب نوزدهم همگی یک رنگ شدند و مفاتیح بدست به مراه یک زیر انداز با هیجان به سمت مساجد می رفتند، می گوید به یکی از این مجالس رفتم دیدم از استاد دانشگاه و دانشجو تا کارگر و ...همگی فزت و رب الکعبه می گویند.



    • در اصول کافی اینچنین آمده است که: شخصی به حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمود ما تا زمانی که پیش شما هستیم به یاد خدا هستیم ولی زمانی که از شما جدا می شویم اینطور نیست، امام فرمود: اگر همین طور که در نزد من هستی یاد خدا باشی و وقتی بیرون می روی هم همین طور باشی با فرشتگان مصافحه خواهی کرد.



    • کسی فکر نکند امشب به زحمت افتاده است، همه امشب به این فکر کنند که میخواهیم رنگ دنیا را یاعلی کنیم، صدای زنگ درب بهشت یاعلی است.



    • اولین کاری که باید امشب انجام دهیم استماله قلب است، یعنی کاری کنید که دل امیرالمومنین به شما میل کند، اگر امشب دل امیرالمومنین به شما میل کرد یقینا دل امام عصر به شما میل می کند، شرط آن این است که موعظه های امیرالمومنین در دل شما بنشیند.



    • آخرین حرف امیرالمومین چه بود؟ کسی میداند؟ نمی دانم چرا این سخنان را بر در و دیوار ها نمی نویسند تا همه بدانند؟ ایشان فرمود: من می روم و از شما فرزندان و شیعیان خداحافظی می کنم اما در برزخ منتظرتان می مانم، حضرت آیت الله بهجت در توضیح فرمودند: یعنی من بهشت نمی روم مگر اینکه دانه دانه جوانان و شیعیان خودم را با خود می برم، یعنی اگر کسی گناهی کرده است مطمئن باشد امشب علی(علیه السلام) دستش را می گیرد.



    • شیخ جعفر شوشتری فرمودند: ما با کارهای زشتمان نمی توانیم به فوز ملاقات علی(علیه السلام) برسیم مگر اینکه این شبها به خود علی(علیه السلام) توسل کنیم و منظور امیرالمومنین این است که سه شب برای شما گذاتشته ام تا بتوانید در این سه شب به فوز دیدار در قیامت برسید.
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  8. #38
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    پیش فرض

    امیر مؤمنان حضرت علی(علیه السلام) در سفری با یکی از یهودیان خیبر، هم سفر گردید، با هم حرکت کردند تا به رودخانه ای که عرض طولانی داشت و آب در آن بود رسیدند، در آن جا پل یا وسیله دیگری نبود، که به آن طرف رودخانه بروند، با توجه به این که، یهودی، علی(علیه السلام) را نمی شناخت.

    یهودی آهسته دعایی خواند و بر روی آب به راه افتاد، بی آن که غرق شود، خود را به آن سوی رودخانه رساند.

    سپس رو به علی(علیه السلام) کرد و گفت: لو عرفت کما عرفت لجزت کما جزت:اگر آن چه را من می دانم تو می دانستی (آن را می گفتی) و همانند من از روی آب به این طرف می آمدی، بی آن که غرق شوی.

    علی(علیه السلام) فرمود: ای یهودی همان جا توقف کن، تا من نیز بیایم.

    حضرت علی(علیه السلام) متوجه خدا شد، و به اذن پروردگار از روی آب قدم برداشت، و خود را به آن سوی رودخانه رساند.
    یهودی تعجب کرد و به دست و پای علی(علیه السلام) (که آن حضرت را نمی شناخت) افتاد و عرض کرد: ای جوان! چه گفتی که آب در زیر پای تو مانند سنگ سخت شد و از روی آن به این طرف آمدی؟!

    امام علی(علیه السلام) به او فرمود: تو چه گفتی که بر آب قدم نهادی و رد شدی؟

    یهودی گفت: من خدا را به وصی اعظم محمد (صلی الله علیه و آله) خواندم، خداوند به من لطف کرد، و از روی آب گذشتم.
    حضرت علی(علیه السلام) فرمود:آن وصی محمد(صلی الله علیه و آله) من هستم.

    یهودی گفت:به راستی که حق می گویی، آن گاه قبول اسلام کرد و در حضور علی(علیه السلام) به افتخار اسلام نایل آمد


    پی نوشت:

    سفینه البحار، ص ۶۴۸.
    ویرایش توسط سائل الزهرا : جمعه ۱۴ شهریور ۹۹ در ساعت ۲۲:۴۹
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  9. #39
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    پیش فرض

    وقتی که امیر مؤمنان علی(علیه السلام) زمام امور خلافت را به دست گرفت، روزی در نخیله (سرزمین نزدیک کوفه) بود، پنجاه نفر از یهودیان به محضر آن حضرت رسیده و عرض کردند: ما در کتاب های خود دیده ایم که خبر داده اند از سنگ عظیم که نام هفت نفر از پیامبران در آن نوشته شده و آن سنگ در همین سرزمین است ولی هر چه کاوش کردیم آن را نیافتیم.

    امام علی(علیه السلام) متوجه خدا شد و از درگاهش خواست که آن ریگ ها را از روی سنگ بردارد، ناگهان طوفانی گرفت و تمام آن ریگ ها را به اطراف پراکنده ساخت و در نتیجه، سنگ نمایان شد و علی(علیه السلام) به یهودیان فرمود: آن نام ها در آن جانب سنگ که روی زمین قرار گرفته، ثبت شده است.


    آن ها با بیل و کلنگی که همراه داشتند، هر چه در توانشان بود کوشیدند، تا سنگ را به آن سو برگردانند، ولی از عهده این کار برنیامدند.


    در این وقت امیر مؤمنان علی(علیه السلام) پیش آمد و با دست پرتوان خود، آن سنگ را به جانب دیگر انداخت، در نتیجه آن سوی سنگ که نام هفت پیامبر، در آن نوشته شده بود، آشکار شد.


    یهودیان دیدند در آن، نام این پیامبران نوشته شده: نوح و ابراهیم و موسی و داود و سلیمان و عیسی و محمد(علیهم السلام جمیعاً).


    همان جا و همان دم نور حقانیت اسلام بر قلبشان تابید و شهادتین را به زبان جاری کرده و قبول اسلام نمودند



    کشف الغمه، ج ۱، مطابق نقل ناسخ التواریخ علی(علیه السلام)، ج ۵، ص ۶۹.
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  10. #40
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    پیش فرض

    خنده اش حتی یهودی را مسلمان می کند

    مدح حیدر را همین جمله کفایت می کند
    تصاویر پیوست شده
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات