کاربری
کاربر گرامی به خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
صفحه 18 از 18 نخستنخست ... 8161718
نمایش نتایج: از شماره 511 تا 532 , از مجموع 532
  1. #511

    Lightbulb دیالوگ های ماندگار

    ﺩﯾﺎﻟﻮﮒ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ ﺍﺭﻏﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﺯﻣﺎﻧﻪ : ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ ﺍﺯ ﻗﻮﻝ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺁﺧﺮﺵ ﺑﻪ ﺑﺪ ﻗﻮﻟﯽ ﺧﺘﻢ ﻣﯿﺸﻪ.
    سلام

  2. #512

    پیش فرض

    من مثل یه تیکه ابرم که اگه ببارم، تموم میشم.
    مستند آقای کیمیایی , امیر قادری
    سلام

  3. #513

    پیش فرض

    مردي كه وقتشو با خانواده ش نگذرونه يه مرد واقعي نيست
    دون كورلئونه( مارلون براندو)
    پدرخوانده
    سلام

  4. #514

    پیش فرض

    خوشبختی بدون تقسیم کردن با دیگران معنا ندارد.
    (انیمیشن اجیل فروشی)
    سلام

  5. #515

    پیش فرض

    فریــد ، بـابـا

    عــشق اون نیست که وقـــتی دیدیـــش دلـــت بلــرزه

    عشـــق اونــه که وقـــتی نمـــیــبینـیــــش دلـــت میـــخواد کــــَـــنده شه ...

    خانه سبز - خسرو شکیبایی
    سلام

  6. #516
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-مهر-۰۳
    محل سکونت
    دیار باکری ها ...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    924

    پیش فرض


    دیالوگ زیبای حمید فرخ نژاد در " گشت ارشاد"

    حروم اون آمپولیه که دونه ای 220 هزار تومن پولشه
    ...و تو باید ماهی سه تاشو بزنی...

    حروم زندگی این بدبخته که حسرت یه عروسی به دلش مونده..
    زده بالا ، متوسل شده به تابلوی کائنات...
    حروم اون نزول خوره که اگه سر ماه پول با اسکونتش حاضر نباشه ،
    اسباب و اثاثیه پدر و مادر من رو بعد از 30 سال کار تو
    آموزش و پرورش این مملکت میزیزه سر کوچه...
    حروم اون ماشینی که آیینه بغلش ، دیه ما سه نفره ...

  7. #517

    Lightbulb دیالوگ های ماندگار

    عزت الله انتظامی: این سه کلمه ای که بهت میگم یادت نره؛ عشق، ایمان، مرگ
    محمد رضا فروتن :همون سه کلمه ای که هر آدمی باید تنهای تنها تجربه کنن
    عزت الله انتظامی: تنها عاشق میشی ،  تنها ایمان میاری و تنها میمیری ...
    سلام

  8. #518

    پیش فرض

    آنجلا: برای شام ماهی میخوری یا گوشت؟
    امیل: ماهی.
    - اگه مجبور بودی گوشت بخوری، چه نوع گوشتی رو ترجیح می دادی؟
    - نمی دونم، گوشت گوساله.
    - و اگه مجبور بودی به جای گوشت گوساله گوشت گاو بخوری، استیک رو ترجیح می دادی یا کبابی؟
    - استیک.
    - خب اگه کبابی رو انتخاب می کردی، دوست داشتی نیم پز باشه یا برشته؟
    - نیم پز.
    - خب عزیزم، خیلی بدشانسی، چون گوشت گاوی که کباب کرده بودم، یک کمی سوخته!

    یک زن یک زن است|1961| ژان لوک گدار
    سلام

  9. #519
    داره خودمونی میشه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۳-مهر-۰۳
    محل سکونت
    دیار باکری ها ...
    جنسيت
    برادر
    نوشته ها
    924

    پیش فرض



    عمره : چند وقت است به آینه نگاه نكردی ؟
    مختار : چطور ؟
    عمره : موهای سر وصورتت دارد همرنگ دندانهایت می شود .
    مختار : به نظرت نشان چیست ؟

    عمره : نشانه آن است كه بر اسب سركش قدرت لگام زده ای ، تو سوار بر قدرتی نه قدرت سوار تو .
    مردان بزرگ زیر بارهای گران كمر خم نمی كنند ، مویی سپید می كنند ، تو غم عدالت داری مختار پس به خودت ظلم نكن كمی هم به فكر خودت باش .

    مختار : بر عدل حكومت كردن مثل گردن نهادن بر لبه تیز شمشیر است لحظه ای غفلت كنی شاهرگت پاره می شود.
    هر چه در كار حكومت جلو می روم مظلومیت علی برایم ملموس تر می شود . درك غم و رنج علی جانكاه است عمره ، كمترین اثرش سپید كردن موی است ...


  10. #520

    پیش فرض

    استیو: هنوز به من اعتماد نداری؟
    استللا: من به همه آدما اعتماد دارم
    ولی  به شیطان درونشون نه!

    شغل ایتالیایی، ۲۰۰۳
    سلام

  11. #521

    پیش فرض

    چاک : کُلّی نقشه داشتیم , کِلی و من میخواستیم زندگی ارومی داشته باشیم در کنار هم , ولی تقدیر نذاشت و از دست دادمش ; نباید از اون جزیره خارج میشدم . بايد همونجا میمُردم دور از همه . هروقت مریض یا زخمی میشدم تنها راهی که داشتم , تنها چیزی که تو فکرم بود اين بود که « کی و کجا بايد به استقبال مرگ برم » . رفتم بالای کوه تا خودمو دار بزنم . بايد خودمو آزمایش میکردم اما وقتی ی چوب از زير پام لغزید و در رفت دیدم نه نمیتونم خودمو بکشم ! من روی هيچی تسلط نداشتم .

    اون موقع بود که اين احساس مثل نور وجودمو گرم کرد . میدونستم یجوری بايد زنده بمونم , یجوری بايد نفس میکشیدم . " گرچه دلیلی نداشتم " و منطق بهم میگفت که ديگه هرگز اینجارو نمیبینم . کارم اين بود . زنده موندم , نفس کشیدم و یه روز اون منطق غلط از آب درومد بخاطر مد دریا , و من به آب زدم و حالا اینجام.

    برگشتم به ممفیس - دارم حرف میزنم و تو لیوانم یخ دارم - . کِلی خيلی زجر کشیده ; خوشحالم از اینکه زندگیه خوبی داره.

    منم میدونم باید چکار کنم ! باید [ نفس ] بگیرم . چون فردا باز خورشید طلوع میکنه و کی میدونه مد دریا با خودش چی میاره ؟! ...

    + دور افتاده _ رابرت زمکیس
    همینطوری نشسته ایم که ان شاء الله خوب می شویم ، این دهه نشد دهه بعدی .

    تمامش کن ! لباس خفت گناه را دور بینداز و لباس دیگری را بر تن کن . « من آدم شنبه نیستم، امروز یکشنبه است ! »
    تکان بخور و کلاً [ عوض شو ] ! پوستین را وارونه کن .
    .
    .
    .. انقلاب ..

  12. #522
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    پیش فرض

    نوشته اصلی توسط MJA_0000 نمایش پست اصلی
    خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛ آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  13. #523

    پیش فرض




    فی الواقع خداوند
    اند لطافت
    اند بخشش
    اند بیخیال شدن
    اند چشم پوشی

    و اند رفاقت است

  14. #524

    پیش فرض






    Claire Underwood: Shame on you Mr. President

    ^ همسر رییس جمهور آمریکا خطاب به پتروف رییس جمهور روسیه

    سریال خانه پوشالی



    آیدی من مخفف این دیالوگه


  15. #525
    دیگه صاحب خونه هستن
    تاریخ عضویت
    ۱۳۴۸-دی-۱۱
    محل سکونت
    شیرازووو ، فلکه گازوو ، کوچه درازووو ، در بازووو
    جنسيت
    برادر
    سن
    -1993
    نوشته ها
    11,605

    پیش فرض

    ایست بازرسی بسیجی ها؛
    فرمانده بیسیم در دست قدم میزند.
    رفتگری در حال جاروب کردن است.
    صدای موتوری ها می آید.
    رفتگر چشمانش را به سوی صدا برمیگرداند.
    رفتگر موتوری ها را می بیند. و با حالت تعجب میگوید:
    -أه این وقت شب ، چقدر موتور سوار؟!
    موتوری ها در حال نزدیک شدن هستند.
    فرمانده نگاه میکند به جایی که رفتگر اشاره می کند.
    چیزی جز خیابان خالی نمیبیند.
    لبخندی میزند و رو می کند به رفتگر؛
    -بی خواب شدی.
    موتوری ها به آنها نزدیک شده اند.
    رفتگر با صدای بلند می گوید:
    -ایناها ، مگه این همه موتورو نمیبینی؟!
    موتوری ها از جلویشان رد می شوند.
    فرمانده خنده زنان سرش را پایین می اندازد و میرود.
    نمایی می بینیم از بسیجی ها که ایستاده اند و موتوری ها از جلوی آنها رد شده اند ولی چیزی متوجه نشده اند.
    یکی از موتوری ها با تعجب می پرسد:
    -اینا چرا لباس مارو پوشیدن؟!






    از این فضا رد می شویم...
    نمایی میبینیم که کامیونی در حال بتن کاری یک ساختمان است در نصف شب.
    دوستشان که تازه از کما به آنان پیوسته بود (اصغر) و اکنون ترک موتور یکی از دوستاش نشسته، با اشاره به اون ساختمون میگه:
    -اینارو نیگا! چه بازی را جدی گرفتن؟! عجب بتنی خرج این مسافرخونه میکنند.
    همه بچه به آنجا نگاه می کنند و نیش خندی میزنند.
    سر دسته این موتوری ها (مرتضی) میگه:
    -روز باید بیای اینجا بگردی. بتن که خوبه ، بعضی ها یه چیزهایی خرج این مسافرخونه می کنند که میشه باهاش همه ی بهشت را خرید...
    وموتوری ها هنوز در حال رد شدن اند در کوچه پس کوچه های شهرمان....
    مختار: خدایا بهشتت را نمیخواهم ، فقط آنقدر به من فرصت بده تا دستم دوباره به قبضه شمشیرم برسد ؛
    آنوقت اگر خواستی به دوزخم بفرستی ... بفرست .





  16. #526

    پیش فرض

    + میدونی چرا تو هواپیما ماسک اکسیژن میذارن؟

    - برای اینکه نفس بکشیم.

    + اکسیژن تو رو نئشه میکنه.تو یه موقعیت فاجعه بار شروع میکنی
    به نفسای وحشت زده کشیدن یه دفعه سرخوش و مطیع میشی، تقدیرتو قبول میکنی


    فایت کلاب

  17. #527

    پیش فرض

    وقتی تو شرجی میدویی بدنت آبشو از دست میده و دیگه چیزی اضاف نمیاد که از چشات بچکه


    تیک آف

  18. #528

    پیش فرض

    +تو اگه فقط 50 هزار تومن پول تو جیبت باشه تو خیابون رد بشی دوتا دست فروش ببینی که یکی عروسک میفروشه یکی نخود لوبیا کدومو میخری؟

    - من عروسک میخرم

    +عروسک میخری؟؟

    -آره ... اگه دست فروشش دختر باشه عروسک میخرم

    +چرا؟

    -چون خودم دست فروشی کردم ... عروسک فروختم ... میخرم ازش اشکال نداره

    لاک قرمز

  19. #529

    پیش فرض

    بر فراز آشیانه فاخته (دیوانه از قفس پرید)

    در این دنیا برای کفری کردن آدمهای رذلی که می خواهند همه چیز را از آنچه هست برایت سخت تر کنند ..
    راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی .. از هیچ چیز دلخور نیستی

  20. #530

    پیش فرض

    چرا خودتو نکشی وقتی به هردری میزنی همه کس و کارتو از

    بدبختی نجات بدی ولی تهش میفهمی اینا بدبختیشونو دوس دارن پزشو میدن...

    متری 6.5

  21. #531

    پیش فرض

    +یه چیز خوب بهم بگو ...
    - چی دوس داری بشنوی؟
    +بهم دروغ بگو ...

    روسی

  22. #532

    پیش فرض

    +اگه یه وانت داشتم پشتش می نوشتم دریای غم ساحل ندارد…یا اینکه می نوشتم...
    به تو حاصلی ندارد… غم روزگار گفتن..
    -نه اینا رو دیگه دوست ندارم، غم داره توشون…
    +خب پس چی بنویسم؟
    -مثلا بنویس… برگرد خونه منتظرم.

    خداحافظی طولانی

صفحه 18 از 18 نخستنخست ... 8161718

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

جامعه مجازی رهپویان به عنوان شبکه اجتماعی اعضاء کانون فرهنگی رهپویان وصال از سال 1381 و به عنوان یکی از قدیمی ترین تالارهای گفتمان فضای وب فارسی مشغول به فعالیت می باشد. تمامی تلاش دست اندرکاران مجموعه، فراهم آوردن محیطی سالم، مفید و آموزنده برای کاربران گرامی می باشد بدیهی است مطالب درج شده نظرات کانون رهپویان وصال نبوده و نظرات رسمی در سایت رهپویان وصال درج می گردد.

ارسال پیام به مدیر سایت
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:
شادی روح 14 شهید کانون فرهنگی رهپویان وصال صلوات